مولانا | بشنو
Open in Telegram
بنامِ سماع... کانال تلگرام حضرت مولانا و شمس تبریزی |عرفان و حقیقت| بشنو این نی چون شکایت می کند از جدایی ها حکایت می کند آیدی ما در تلگرام و اینستاگرام : @beeshno
Show more1 299
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-3130 days
Posts Archive
1 299
از ما نماند برجا جان از جنون و سودا
ای پادشاه بینا ،ما را ز خود خبر کن...
#حضرت_مولانا
#انتظار
@beeshno
1 299
از رندِ تبریز، سرِ شوریدگانِ عالم بشنویم:
«نه از فراقِ مولانا مرا رنج، نه از وصالِ او مرا خوشی! خوشیِ من از نهادِ من، رنجِ من هم از نهادِ من! اکنون با من مشکل باشد زیستن.»
حیرتا! این همان شمس است که خطاب به مولانا میگوید:
«آخر من تو را چگونه رنجانم؟ که اگر بر پای تو بوسه دهم، ترسم که مژهٔ من درخَلَد، پای تو را خسته کند!»
استاد موحّد مینویسد:
«این هم جلوهای شگفت از قدرتِ روحیِ شمس. با این همه شدّت علاقه به مولانا، قدرت روحی عجیبی از خود نشان میدهد: اگر باید از مولانا جدا شود ، جدا میشود و خم به ابرو نمیآورد. و چنین است که همه را عاجز میکند و خود نیز انصاف میدهد که الحق "با من مشکل باشد زیستن."»
#مقالات_شمش
@beeshno
1 299
آمد بهارِ جانها ای شاخِ تَر به رقص آ
چون یوسف اندر آمد، مصر و شکر به رقص آ
#حضرت_مولانا
@@beeshno
#عیدتون_مبارک🌸
1 299
خاموش که سرمستم، بربست کسی دستم
اندیشه پریشان شد، تا باد چنین بادا
۸ مهر،بزرگداشت خداوندگار عرفان و عارفان #حضرت_مولانا، مبارک باد 💜
پن: چهرهی حضرت مولانا طراحی شده با هوش مصنوعی
@beeshno
1 299
هفتم مهر، بزرگداشت #شمس_تبریزی
روز بزرگداشت قلّۀ عرفان و ادب پارسی، مرید و مراد مولانا، صاحب اعجاز کلام، خورشید تابان منظومه عاشقان، گرمی و سُرور دل عارفان، #شمس_تبریزی، بر همۀ دوستداران شمس و مولانا مبارک باد....
شمس تبریز که مشهورتر از خورشید است
من که همسایهٔ شمسم چو قمر مشهورم...
@beeshno
1 299
هفتم مهر، بزرگداشت #شمس_تبریزی
روز بزرگداشت قلّۀ عرفان و ادب پارسی، مرید و مراد مولانا، صاحب اعجاز کلام، خورشید تابان منظومه عاشقان، گرمی و سُرور دل عارفان، #شمس_تبریزی، بر همۀ دوستداران شمس و مولانا مبارک باد....
شمس تبریز که مشهورتر از خورشید است
من که همسایهٔ شمسم چو قمر مشهورم...💥✨هفتم مهر، بزرگداشت #شمس_تبریزی
روز بزرگداشت قلّۀ عرفان و ادب پارسی، مرید و مراد مولانا، صاحب اعجاز کلام، خورشید تابان منظومه عاشقان، گرمی و سُرور دل عارفان، #شمس_تبریزی، بر همۀ دوستداران شمس و مولانا مبارک باد....
شمس تبریز که مشهورتر از خورشید است
من که همسایهٔ شمسم چو قمر مشهورم...
@beeshno
1 299
۷ مهر روز بزرگداشت شمستبریزی
(زاده سال ۵۸۲ق تبریز -- درگذشته ۶۴۵ق خوی) عارف، صوفی
او از صوفیانِ سده هفتم هجری است. سخنان وی را که در مجالس مختلف بر زبان آورده، مریدان گردآوری کردهاند که بهنام «مقالات شمس تبریزی» معروف است.
از زندگی و احوال شخصی او تا آنگاه که مقالات شمس کشف شد، خبر مهمی در دست نبود. قدیمیترین مدارک درباره وی، ابتدانامه سلطان ولد و رساله سپهسالار است که گفته «هیچ آفریدهای را برحال شمس اطلاعی نبوده، چون شهرت خود را پنهان میداشت و خویش را در پرده اسرار فرو میپیچید».
او نزد استادانی چون شمس خونجی تحصیل کرد و بهسیر و سلوک نزد پیران طریقت، بزرگانی چون پیر سلهباف و پیر سجاسی، بهکسب معرفت پرداخت. چنانکه از مقالات او بر میآید از برخی از بزرگان زمان خود نیز تأثیر پذیرفته بود و از آن میان نامهای شهاب هریوه (اندیشمند خردگرا) فخر رازی، اوحدالدین کرمانی و محیالدین ابنعربی در مقالات شمس آمده است.
شمس و مولانا:
شمستبریزی عاشق سفر بود و عمرش را بهسیر و سیاحت میگذرانید. وی در ۲۶ جمادیالثانی ۶۴۲ (معادل ۶ دسامبر ۱۲۴۴ میلادی و ۱۶ آذر ۶۲۳ خورشیدی) به قونیه رسید. با مولوی ملاقات کرد و با شخصیت نیرومند و نفس گرمی که داشت، مولانا را دگرگون ساخت. تا پیش از دیدار شمس، مولوی از عالمان و فقیهان و اهل مدرسه بود. در آن زمان به تدریس علوم دینی مشغول بود و در چهار مدرسه معتبر تدریس میکرد.
با دیدار شمس تبریزی، مولوی لباس عوض کرد، درس و وعظ را یکسو نهاد و اهل وجد و سماع و شاعری شد. برای مردم قونیه مخصوصاً پیروان مولانا تغییر احوال او و رابطه میان او و شمس تبریزی تحمل ناکردنی بود. عوام و خواص بهخشم آمدند، مریدان شوریدند، و همگان کمر بهکین او بستند. شمس تبریزی بعد از ۱۶ ماه در ۲۱ شوال ۶۴۳ بیخبر قونیه را ترک کرد. اندوه و ملال مولوی در آن ایام بیکرانه بود.
سرانجام نامهای از شمس بهمولوی رسید و معلوم شد که او در شام است. مولوی فرزند خود سلطان ولد را با ۲۰ تن از یاران برای بازآوردن او فرستاد. شمستبریزی در ۶۴۴ با استقبال باشکوه بهقونیه بازگشت. محفل مولوی غرق شور و شادی و وجد و سماع شد.
اما شادمانیها دیری نپایید. باز آتش کینه و تعصب بالا گرفت و رنجها و آزارها بهشمس رسید. او با همه عشق و علاقهای که به صحبت مولانا داشت، تصمیم بهترک قونیه گرفت. به مولانا میگفت: «سفر کردم آمدم و رنجها بهمن رسید که اگر قونیه را پر زر کردندی به آن کرا نکردی، الا دوستی تو غالب بود... سفر دشوار میآید، اما اگر این بار رفته شود چنان مکن که آن بار کردی» به سلطان ولد فرزند مولوی که نزدیکترین مرید و همراز او بود بارها میگفت:
خواهم این بار آنچنان رفتن که نداند کسی کجایم.
در سال ۶۴۵ شمستبریزی بی آنکه کسی آگاه شود قونیه را رها کرد و راه سفر در پیش گرفت. مولوی بیتاب مدام در جستجوی خبری از شمس تبریزی بود. بارها کسانی به او مژده میدادند که شمس را در شام دیدهاند و او مژدگانیها میداد. با همین خبرها بود به امید یافتن شمس دوبار بهشام سفر کرد، اما نشانی از او نیافت. شمس به سلطان ولد گفته بود و چند بار این سخن را مکرر کرده که این بار بعد از ناپدید شده بهجایی خواهد رفت که کسی نشانی از او نیابد.
#شمس_تبریزی
@beeshno
1 299
گر شاخهها دارد تری ور سرو دارد سروری
ور گل کند صد دلبری ای جان تو چیزی دیگری
#حضرت_مولانا
@beeshno
1 299
یکی پرسید که چه کنم که به تو رسم؟
گفت: تن بگذار و بیا. حجاب بنده از خدا تن است.
تن چهار چیز است:
فرج است و گلو و مال و جاه.
#شمس_تبریزی
@beeshno
1 299
رفتی و ز رفتن تو من خون گریم
وز غصهٔ افزون تو افزون گریم
نی خود چو تو رفتی ز پیت دیده برفت
چون دیده برفت بعد از او چون گریم؟!
#حضرت_مولانا
@beeshno
1 299
از عالَمِ توحید تو را چه؟!
از آنکه او واحد است تو را چه؟!
چو تو صد هزار بیشی.
هر جُزوت به طرفی. هر جزوت به عالمی.
#شمس_تبریزی
@beeshno
1 299
ای بی نشانِ مَحض ،نشان از که جویمَت؟
گم گشت در تو هر دو جهان ،از که جویمت؟
#حضرت_مولانا
@beeshno
1 299
همراهان عزیز بشنو
کسی هست که خط ۰۹۱۲ برای فروش داشته باشه؟
اگر بله لطفا به من پیام بدین.
یک دنیا سپاس
@HosseinBayramlou
