806
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
هر چه گفتی به دل و دیده اطاعت کردم
کی ز تو پیش دل خویش شکایت کردم؟
سخن از روی غضب گفتی و من خندیدم
با گل خنده به تو عرض ارادت کردم
تو همان دل خوشی روز و شب من هستی
به همین دلخوشیِ ساده قناعت کردم
حرف تو از سر تلخی ست، ولی باکی نیست
به همین نیش پر از زهر تو عادت کردم
به تو ای دوست من از عشق و وفا دل بستم
هر چه گفتی به رضای تو اجابت کردم
منِ موسی که سرِ طورِ تو دل می بستم
ارنـــی گوی تو بودم که صدایت کردم
دمی با صدای
مستانهی علیرضاقربانی
مست شویم🤍🎼🎧
بیم است که سودایت
دیوانه کند مارا
در شهر به بدنامی
افسانه کند مارا
بهر تو ز عقل و دین
بیگانه شدم آری
ترسم که غمت از جان
بیگانه کند ما را....
#جاودانگی
