en
Feedback
باد و گیسو

باد و گیسو

Open in Telegram

نامجله‌ی غیر ادبی، غیر هنری، غیر تخصصیِ باد و گیسو

Show more
361
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
در میانه‌های روز صبح بخیرهایش را می‌گفت و صبح رسما از همان جا شروع می‌شد خورشید طلوع می‌کرد شاطرها چانه می‌گرفتند اداره‌ها باز می‌شدند بچه‌ها به مدرسه می‌رفتند سربازها نظام می‌گرفتند و من می‌دانستم تا شب‌بخیر نگوید همچنان روز است اگر چه تاریک... . #مجید_شرافت . . @badogisoo❄️

عشق تو نمیمیرد(عارف).mp34.14 MB

قربونت برم عاقبت با مرگ دیدارت میسر می‌شود

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق @badogisoo❄️

(سقوط_بوی گندم_اجازه).mp37.31 MB

آقا داریوش(فریاد زیر آب).mp35.50 MB

دلم از تاریکیا خسته شده ...

نظم گیسوی تو و دست پراکنده‌ی باد اخم بی حاصلم و شدت لجبازی تو #مجید_شرافت @badogisoo❄️

چون دشنه خورده‌ها بر تنش زخم‌هایی بود که از آن وطن می‌ریخت‌. #مجید_شرافت @badogisoo

از من پرسید عاشق شده‌ای؟ جواب دادم بله! و سپس پرسید در کدام سرزمین ؟ نام کشورم را بردم. و پس از آن هر دوی‌مان سکوت کردیم #مجید_شرافت @badogisoo❄️

چه روزهایی غریبی دوستت داشتم!!! ایران زمستان ۱۴۰۴ @badogisoo

رو آخرین دیوار این «کشور» نوشتم من وقت کم دارم واسه بوسیدن تو… . @badogisoo❄️

ساحت دوست داشتنم به قدر عاشقان شما نمی‌رسد شما بزرگتر از تمام خواستن‌ها و انتظار‌های جهانی به محبوب‌های حقیقی عالم در تمامی ابعاد زیستی که فکر می‌کنم باز حد فکر و خواستن و دلبر بودن شما دستم نمی‌آید باز شما محبوب ترید اگر کم نباشد می‌توانم یقینا بگویم جمع محبوب ها و جمع جریان محبت از ابتدا تا ازل باز به قدر یک کرشمه.س شما نمی‌شود گر کم نباشد می‌توانم یقیناً بگویم سرچشمه‌ی عشق از چشمان شماست خواه بیاید یا نیاید اگر تمام نوع عشق را ندیده بودم و اگر لمس نکرده بودم اگر به گفته‌های دوست و دشمن بسنده کرده بودم باز هم اذعان داشتم رب النوع عشقید خوش به خال آنها که تو را عاشق اند آن‌ها که به واسطه‌ی این محبت برترین دلبرهای عالم شده‌اند راست کفت آن شیخ که گفت شرف هر عاشقی به قدر معشوق اوست @badogisoo

نسخه‌ی کوچک خاورمیانه بودی شکل دیگری از وطن زیبا خون‌ریز بی‌رحم جفا پیشه و برای من نه زبان دیگری بود و نه جای دیگری چنان آن مردمان که تنها کوچ‌شان از وطن ،مرگ بچد. #مجید_شرافت @badogisoo

از باغ‌های مرده صداهای گریه باز می‌آمد و بعد گریه فروکش کرد سردم شد وقتی که پنجره را بستم، برگشتم اما تلنگر انگشت مضطربی بر روی شیشه، باز برم گرداند از پشت شیشه، بیرون را نگاه کردم دو مرد بودند که با شکلک و اشاره دست می‌گفتند، پنجره را باز کن ! وقتی که باز کردم و دیدم جنازهٔ سنگینی را بروی آستانه نهادند، رفتند، پنجره را بستم حالا با این جنازه روزگار خوشی دارم دیگر صدای گریه نمی‌آید از باغ‌ها آخر جنازهٔ خودم است... #رضا_براهنی @badogisoo

هیچ سنگری برای من نمانده موج انفجاری که در بستر نسل‌ها رخ داد از من یک گنگ مادرزاد ساخته دهانم به حذف از قرینه‌ی معنوی پر از خون است و اما رگ هایم خالی است آن همیشه گسل و زخم دهان‌بازِ قدیمی آن نامش وطن یادش وطن آن برده به مسلخ عاشقان خویش آن خاک که روح مقدسش دست انداخته بر گلو و‌گمان می‌برد از من چیزی‌مانده که این همه اصرار می‌ورزد بعید نیست غریب نیست رسم تمام محبوب‌ها و دلبرهاست مکیدن تا آخرین قطره‌های خون

دق که ندانی چیست گرفتم… . @badogisoo❄️

بار زندگی را چطور و چه موقع زمین می‌گذارم؟!

فاجعه یعنی همین: وقتی واژه‌ها از معنا تهی می‌شوند و بدن تنها راویِ صادق فاجعه است. ‏در این روزها ما در خلاءِ کلمه نفس می‌کشیم. لکنتِ این روزهایمان، صادقانه‌ترین فرمِ شهادت دادن به ویرانی‌ست. . 📝: #الهه_صدوقی . @badogisoo❄️

‏«گفت نمردیم و چه چیزها دیدیم. گفتم ای کاش مرده بودیم و نمی‌دیدیم.» . ‏📝: #شاهرخ_مسکوب . @badogisoo❄️

باد و گیسو - Statistics & analytics of Telegram channel @badogisoo