en
Feedback
باد و گیسو

باد و گیسو

Open in Telegram

نامجله‌ی غیر ادبی، غیر هنری، غیر تخصصیِ باد و گیسو

Show more
361
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
قبل از دیدنت حرف‌ها زیاد دارم تو را که می‌بینم همه‌اش را می‌گریم #مجید_شرافت @badogisoo

حکومت‌ها می‌آیند و می‌روند پرچم‌ها پشت هم زمین می‌خورند آدم‌ها ، قرن‌ها، هزاره‌ها عوض می‌شوند حاکم‌ها می‌میرند فصل‌ها نو می‌ش
حکومت‌ها می‌آیند و می‌روند پرچم‌ها پشت هم زمین می‌خورند آدم‌ها ، قرن‌ها، هزاره‌ها عوض می‌شوند حاکم‌ها می‌میرند فصل‌ها نو می‌شوند سلطان ولی یکی است

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است #حافظ @badogisoo❄️

شفتها و عقلی راسا.mp32.19 MB

مرزهای وطن خون مردمانش است. @badogisoo❄️

عاشق شده_ای ای دل.mp31.12 MB

مگر لیلی کند درمان.... #سعدی @badogisoo❄️

دلدار که گفتم به توام دل نگران است گو می‌رسم اینک به سلامت نگران باش #حافظ @badogisoo❄️

؛... #نوای_شب #بی_کلام @badogisoo 🌿

پیر فرزانه (پریسا).mp34.36 MB

پیش آر لبانت را هنگام اذانم شد تا وا کنم این روزه با بوسه‌ی افطاری #مجید_شرافت اره خلاصه @badogisoo❄️

گوشم شنید قصه‌ی ایمان و مست شد کو قِسم چشم؟ صورت ایمانم ارزوست @badogisoo❄️

شب آشیان شب زده چکاوک شکسته پر رسیده‌ام به ناکجا مرا به خانه‌ام ببر @badogisoo❄️

در عاشقی پیچیده_ام.mp310.22 KB

دوست‌ داشتنی‌ترین متنی که نوشتم از نگاه خودم

به مرگ فکر می‌کنم به زمانی که سال‌های زیستنم در خیل عظیم تاریخ هستی گم می‌شود به گم شدن اسمم و هویتم در میان جمعیت جهان. به آن چه بودم به آن چه می‌خواستم به رویاها که بافتم به نرسیدن‌هایم به خاطراتی کور که در ذهن آخرینِ به یادآورندگان به خاک می‌روند به قرن‌ها بعد از رفتنم به هزاره‌های بعدی به وطن در ادامه‌ی راهش به مفهوم عشق و رسالتش در هستی به تمام آدم‌ها که خنده‌ی‌شان را دست روزگار و یا خاک از چشم‌هایم دریغ کرد. به رفته‌ها. به رفته‌ها ، به رونده‌ها. راست را بخواهی هیچ چیز آن‌ قدر ارزشش را نداشت (این را آن‌ها که عزیز از دست داده‌اند بهتر می‌‌فهمند.) هیچ چیز از ما آن‌ قدر باقی نخواهد ماند اما اگر قرار باشد فقط یک واژه بماند ، از آن ذره بودنی که بودم از آن ذره زیستی که داشتم کاش آن واژه اسم تو باشد عزیز دلم فقط و فقط اسم تو و تمام. اصلا اگر این نامه قسمتی از وصیتم باشد بگذار خواسته‌ام را آن‌طور که رویایش را دارم بگویم روی آن سنگ تنها و تنها یک نام بنویسند و تمام چه اهمیت دارد که من را چه می‌نامیدند و یا از کدام عشیره و قبیله بودم؟! چه مهم است که کی آمدم و یا چه تاریخی دنیا را ترک گفتم؟! آن شعر‌های انتهایی چه معنایی می‌خواهد داشته باشد؟! و یا آن نقش‌ و نگار‌ها و تصویر‌ها و دعاها؟! نقشم در زندگی چه مهم است که پدر بودم یا برادر یا هر نقشی که در زمان ترک داشتم؟! بگذار فقط اسم تو باشد یک واژ‌ه برای بیان تمام آن چه بودم و وسلام. #مجید_شرافت @badogisoo❄️

قربون مهمونیت برم

زان باده که در میکده‌ی عشق فروشند ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش #حافظ @badogisoo❄️

گفتم که عطش می‌کشدم در تب صحرا گفتی که مجوی آب و عطش باش سراپا #اردلان_سرفراز @badogisoo❄️

خاک سرد است ولی خون گرم و تازه می‌ماند تا ابد نه خاک نه خون و نه این غم هیچ کدام از آن شما نیست دست از مصادره‌ی واژه‌ها بردارید @badogisoo❄️