باد و گیسو
Open in Telegram
361
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
361
حکومتها میآیند و میروند
پرچمها پشت هم زمین میخورند
آدمها ، قرنها، هزارهها عوض میشوند
حاکمها میمیرند
فصلها نو میشوند
سلطان ولی یکی است
361
پیش آر لبانت را هنگام اذانم شد
تا وا کنم این روزه با بوسهی افطاری
#مجید_شرافت
اره خلاصه
@badogisoo❄️
361
به مرگ فکر میکنم
به زمانی که سالهای زیستنم در خیل عظیم تاریخ هستی گم میشود
به گم شدن اسمم و هویتم در میان جمعیت جهان.
به آن چه بودم
به آن چه میخواستم
به رویاها که بافتم
به نرسیدنهایم
به خاطراتی کور که در ذهن آخرینِ به یادآورندگان به خاک میروند
به قرنها بعد از رفتنم
به هزارههای بعدی
به وطن در ادامهی راهش
به مفهوم عشق و رسالتش در هستی
به تمام آدمها که خندهیشان را دست روزگار و یا خاک از چشمهایم دریغ کرد.
به رفتهها.
به رفتهها ، به روندهها.
راست را بخواهی هیچ چیز آن قدر ارزشش را نداشت
(این را آنها که عزیز از دست دادهاند بهتر میفهمند.)
هیچ چیز از ما آن قدر باقی نخواهد ماند
اما
اگر قرار باشد فقط یک واژه بماند ،
از آن ذره بودنی که بودم
از آن ذره زیستی که داشتم
کاش آن واژه اسم تو باشد عزیز دلم
فقط و فقط اسم تو
و تمام.
اصلا اگر این نامه قسمتی از وصیتم باشد بگذار خواستهام را آنطور که رویایش را دارم بگویم
روی آن سنگ تنها و تنها یک نام بنویسند
و تمام
چه اهمیت دارد که من را چه مینامیدند و یا از کدام عشیره و قبیله بودم؟!
چه مهم است که کی آمدم و یا چه تاریخی دنیا را ترک گفتم؟!
آن شعرهای انتهایی چه معنایی میخواهد داشته باشد؟!
و یا آن نقش و نگارها و تصویرها و دعاها؟!
نقشم در زندگی چه مهم است که پدر بودم یا برادر یا هر نقشی که در زمان ترک داشتم؟!
بگذار فقط اسم تو باشد
یک واژه برای بیان تمام آن چه بودم
و
وسلام.
#مجید_شرافت
@badogisoo❄️
361
خاک سرد است ولی
خون
گرم و تازه میماند تا ابد
نه خاک
نه خون
و نه این غم
هیچ کدام از آن شما نیست
دست از مصادرهی واژهها بردارید
@badogisoo❄️
