ݒࢪیـــــآڪِݪیپ
Open in Telegram
━━━━━━✾•●✿●✾•━━━━━━ برترین کانال کلیپ غمگین و موزیک ناب ━━━━━━✾•●✿●✾•━━━━━━ لفت نده بیصدا🔇کن ━━━━━━✾•●✿●✾•━━━━━━ پیج اینستا گراممون @txt_.clip
Show more645
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-2930 days
Posts Archive
اون شب گریه نکرد اما؛
فردا وقتی لباسش به دستگیرهی در گیر کرد، گریه کرد،
وقتی به اتوبوس نرسید، گریه کرد
وقتی یه سکانس شاد از فیلم رو دید، گریه کرد.
آن شب گریه نکرد ولی ...
آدما پاراگراف های زیادی دارن
اینکه صَفحه چندم زندگیشون باهاشون آشنا میشی مهمه ...
شاید صفحه ۱۱۷۰ زندگی اون آدم قسمتی باشه که تنهاست ... و روز های خوب زیادی رو گذرونده ...
شاید اعتمادش به آدم هارو از دست داده ،
شاید یه زندگی مشترک رو تموم کرده ، و یا شاید دیگه مثل قبل حوصله ای براش نمونده
باید به آدما فرصت داد و صبور بود ...
گاهی باید چند صفحه بگذره ...
تو غزل هشت به سعدی میگن:
«سعدی چو جورش میبری،نزدیک او دیگر مرو»
سعدی هم تو مصراع بعد در جواب میگه:
«ای بی بصر، من میروم؟او میکشد قُلاب را»
این قشنگ میتونه مکالمه بین مغز و قلب باشه..
وطن
لازم نیست حتما
سرزمین بزرگی باشد
گاهی مساحت کوچکی است
در حد فاصل دو شانه...
•غسان کفانی
بیفت به جون کتاب، بیفت به جون غذا، بیفت به جون فیلم و سریال، بیفت به جون نقاشی، بیفت به جون چایی ولی نه جون خودت.
