آهدمیزاد|إنسان
Open in Telegram
كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُم برای یادآوری و عدمفراموشی؛ همین. بعضاً لاطائل میبافم فلهذاست که توجهتان به آنها نباشد! خزینه: @archive_ahdamizad
Show more857
Subscribers
No data24 hours
+27 days
-1330 days
Posts Archive
به این فکر میکردم که خداوند میتواند بدون اینکه قطرهای خون از دماغ بندگانش بیاید، پوزهٔ طاغوت را بر خاک بمالد کما اینکه در ماجرای پشهٔ نمرود چنین خواست ولیکن برای اولیای خاصش، گویا خداوند میل به این دارد که آنها را خونین ببیند؛ نه اینکه دوست داشته باشد بلکه مشیت کرده «أَنْ يَرَاكَ قَتِيلا» و اولیاء او نیز دوست نه بلکه عشق دارند که خود در خون خویش بغلتند.
عالم عجیبی است...
چون كل خلق بر اين شقاوت گرد آيند اندر ملك همى نقصان نيفتد.
و اگر بر اين سعادت گرد آيند اندر ملك هيچ زيادت نيفتد.
آدمیزاد چقدر خودش را به قیمتهای ارزانی دارد خرید و فروش میکند!
البته اینها که دیده میشوند، مفتشان هم گران است و دارند گران خودشان را میفروشند ولی اصل و مایهٔ آدمی که ارزان نیست! ارزان است؟!
«خواجه به انتظار كى نشسته و به اميد چه كسى دلبسته است؟ روزگار كه بگذشت و ايام جوانى و كامرانى و باليدن به زخارف دنيوى و مقامات اعتبارى به سر آمد، و اگر تقسيم هم بشود به آقا و بنده بيش از اين بلكه تا اين اندازه هم نمىرسد!»
«ندانم خواجه در چه حال و منوال است! آيا به همان شيوه پيشين و رسم ديرين خود شاد است و يا از خود سفرى كرد و خبرى يافت!»
تعداد سنگ نه مهم و نه اندازهٔ آن قابل اعتناء! خداوند باید تیر را به وسیلهٔ ولی الهی ع، بر جمجمهٔ کفر و طاغوت بنشاند!
روایت عجیبی است... برای زمان ما درسهای عجیبی دارد!
گویا ما وسط همین جنگ حضرت داود ع با جالوت قرار گرفتهایم و جالوت با تمام هیمنهٔ خود سوار بر فیل جنگی خود و یاقوت درخشان بر پیشانی، جلوی یاران اندک ما قرار گرفته!
تو گویی روایت را میبینیم! همهٔ افرادش را میبینیم!
الله الله...
از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمود:
«آن گروه اندک، کسانی بودند که [از آب نهر] ننوشیدند و [با دست نیز] از آن برنداشتند؛ سیصد و سیزده مرد. پس هنگامی که از نهر گذشتند و سپاهیان جالوت را دیدند، کسانی که [از آب] نوشیده بودند گفتند:
«امروز در برابر جالوت و سپاهیانش توان و نیرویی نداریم.»
و کسانی که [از آب] ننوشیده بودند، گفتند:
«پروردگارا، بر ما شکیبایی فرو ریز، گامهای ما را استوار گردان و ما را بر گروه کافران یاری فرما.»
پس داوود علیهالسلام آمد و در برابر جالوت ایستاد. جالوت بر فیل سوار بود و بر سرش تاجی قرار داشت و در پیشانیاش یاقوتی بود که نورش میدرخشید، و سپاهیانش پیش روی او بودند.
پس داوود علیهالسلام از آن سنگها سنگی برداشت و آن را به سمت راستِ جالوت پرتاب کرد. سنگ در هوا گذشت و بر آنان فرود آمد و آنان شکست خوردند و گریختند.
سپس سنگ دیگری برداشت و آن را به سمت چپِ جالوت پرتاب کرد؛ پس بر آنان فرود آمد و آنان شکست خوردند و گریختند.
آنگاه جالوت سنگی پرتاب کرد؛ پس یاقوت به پیشانی او برخورد کرد و به مغزش رسید و او مرده بر زمین افتاد.
و این همان سخن خداوند است:
«پس آنان را به اذن خدا شکست دادند، و داوود جالوت را کشت.»
وَ رُوِيَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَنَّهُ قَالَ: الْقَلِيلُ الَّذِينَ لَمْ يَشْرَبُوا وَ لَمْ يَغْتَرِفُوا ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا فَلَمَّا جَاوَزُوا النَّهَرَ وَ نَظَرُوا إِلَى جُنُودِ جَالُوتَ قَالَ الَّذِينَ شَرِبُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ وَ قَالَ الَّذِينَ لَمْ يَشْرَبُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ فَجَاءَ دَاوُدُ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَوَقَفَ بِحِذَاءِ جَالُوتَ وَ كَانَ جَالُوتُ عَلَى الْفِيلِ وَ عَلَى رَأْسِهِ التَّاجُ وَ فِي جَبْهَتِهِ يَاقُوتَةٌ يَلْمَعُ نُورُهَا وَ جُنُودُهُ بَيْنَ يَدَيْهِ فَأَخَذَ دَاوُدُ عَلَيْهِ السَّلَامُ مِنْ تِلْكَ الْأَحْجَارِ حَجَراً فَرَمَى بِهِ فِي مَيْمَنَةِ جَالُوتَ فَمَرَّ فِي الْهَوَاءِ فَوَقَعَ عَلَيْهِمْ فَانْهَزَمُوا وَ أَخَذَ حَجَراً آخَرَ فَرَمَى بِهِ فِي مَيْسَرَةِ جَالُوتَ فَوَقَعَ عَلَيْهِمْ فَانْهَزَمُوا وَ رَمَى جَالُوتَ بِحَجَرٍ فَصَكَّتِ الْيَاقُوتَةُ فِي جَبْهَتِهِ وَ وَصَلَتْ إِلَى دِمَاغِهِ وَ وَقَعَ إِلَى الْأَرْضِ مَيِّتاً وَ هُوَ قَوْلُهُ فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ.
- بحار
سری بعدی اگر گفتند، در مقام احتجاج و چوب زدن است!
البته خداوند کریم است و رحیم و با ما هم معاملهٔ انسان عاقل نمیکنند!
روابط عالم تنها از دل عدد و معدود نمیگذرد!
إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمين...
جداً مسئله علی الطاهر مهم نیست؛ آنچه مهم است این است که در تقلب و آمد و شد روزگار و حوادث، آدم ایمانش بالا و پایین نشود.
علی الطاهر سقوط کرد، آدم به قعر درک سقوط نکند!
این بندهتان سگ که باشد که تکذیب کند؟
بنده، خودم، حاصلمصدر کذب هستم آنگاه بیایم چیزی را تکذیب کنم؟!
پروردگارا اگر جایی هم ما را در چنین حالتی دیدید، یابو برمان داشته، شما کریمالصفح هستید، کریمانه بگذرید بابت سابق و لاحق؛ شتری دیدی، ندیدی!
نجا المخفّفون و هلك المثقلون.
سبکباران نجات یافتند و سنگینباران، هلاک گشتند.
- نفحات الأنس
