مدرسۀ مصاحبۀ انگیزشی
Open in Telegram
این کانال برای معرفی و ترویج بیشتر مبانی نظری مصاحبۀ انگیزشی و کاربردهای آن تاسیس شده است
Show more236
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+1130 days
Posts Archive
تحول در نگرش: از قضاوت تا همدلی
شغل ما به عنوان متخصصان یاریرسان، پر از چالشهای روزمره است. هر روز با آدمهایی سروکار داریم که در مسیر سختی گام برمیدارند، با موانع دست و پنجه نرم میکنند و گاهی حتی انگیزهشان را از دست میدهند. در چنین شرایطی، وسوسه میشویم که قضاوت کنیم، نسخه بپیچیم یا حتی طرف مقابل مراجع را مقصر بدانیم. اما آیا واقعا این رویکرد کمکی به حل مسئله میکند؟
کتاب "مصاحبه انگیزشی: کمک به افراد برای تغییر و رشد"، ما را به چالش میکشد تا نگرشمان را نسبت به افرادی که به ما مراجعه میکنند، تغییر دهیم. به جای دیدن آنها به چشم بیمار، مددجو یا دانشآموز، باید آنها را به عنوان انسانهایی در نظر بگیریم که دارای نقاط قوت، رویاها و تواناییهای منحصر به فرد هستند.
قدم اول در این مسیر، کنار گذاشتن قضاوتها و پیشداوریهاست. وقتی کسی را به خاطر رفتارها یا تصمیماتش محکوم میکنیم، در واقع راه ارتباط را میبندیم. اما وقتی با کنجکاوی و ذهنی باز به دنیای او وارد میشویم، فرصتهای جدیدی برای درک متقابل و همکاری پدید میآید.
گام بعدی، تمرین همدلی است. همدلی یعنی توانایی درک احساسات و دیدگاههای دیگران، بدون اینکه لزوما با آنها موافق باشیم. وقتی با گوش دادن فعال و انعکاس احساسات، همدلی خود را نشان میدهیم، طرف مقابل حس میکند که درک و پذیرفته شده است. این امر، زمینه را برای تغییر و رشد فراهم میکند.
از سوی دیگر، لازم است همواره به خاطر داشته باشیم که هدف ما خیر و صلاح مراجع است. پس به جای تلاش برای کنترل یا تغییر او، باید با شفقت و احترام، از خودمختاری و حق انتخابش حمایت کنیم. وقتی افراد خود را عامل تغییر میبینند، انگیزه و تعهد بیشتری برای حرکت به سمت اهدافشان پیدا میکنند.
#مصاحبه_انگیزشی #روحیه_راهنمای_مصاحبه_انگیزشی #Learning_MI
منبع:
Miller, W. R., & Rollnick, S. (2023). Motivational interviewing: Helping people change and grow. Guilford Publications.
https://t.me/MotivationalInterviewschool
راهنمایی مشفقانه: هنر ظریف کمک به دیگران در مسیر تغییر و رشد
وقتی کسی در مسیر سخت تغییر عادات و رفتارهای ناسالم قدم میگذارد، نقش ما به عنوان یک یاریرسان چیست؟ آیا باید نقش یک قهرمان نجاتدهنده را ایفا کنیم و راه درست را به او نشان دهیم؟ یا اینکه فقط باید کنار بایستیم و با همدلی گوش کنیم؟ کتاب "مصاحبه انگیزشی" راه میانهای را پیشنهاد میکند: راهنمایی مشفقانه.
در این رویکرد، ما نه پیشاپیش پاسخها را میدانیم و نه منفعلانه مراجع را دنبال میکنیم. بلکه همچون یک راهنمای محلی آگاه و دلسوز، در کنار مراجع حرکت میکنیم. گوش میدهیم، سوال میپرسیم، بازخورد میدهیم و در عین حال، قضاوت نمیکنیم و مسیر را تحمیل نمیکنیم.
هدف ما ایجاد یک فضای امن و پذیراست که در آن، مراجع بتواند با خود روراست باشد، تعارضهای درونیاش را ببیند و راه حلهای خودش را پیدا کند. ما سعی میکنیم با سوالات باز و بازخوردهای خلاصه، بینش او را نسبت به شرایط فعلی و مزایای تغییر، عمق ببخشیم.
انگیزه برای تغییر، چیزی نیست که از بیرون به فرد تزریق شود. بلکه باید از درون خود او نشات بگیرد. وظیفه ما فراخواندن و تقویت این انگیزههای درونی است. برای این کار، باید نسبت به نشانههای آمادگی برای تغییر و جملات مراجع در حمایت از تغییر، گوش به زنگ باشیم و آنها را منعکس کنیم.
گاهی لازم است از دانش تخصصی خود استفاده کنیم و اطلاعات یا توصیههایی را در اختیار مراجع قرار دهیم. اما باید این کار را با احترام و حساسیت انجام دهیم. به جای سخنرانی یا نصیحتهای طولانی، بهتر است اطلاعات را به صورت کوتاه و شفاف ارائه کنیم و از مراجع بخواهیم نظرش را در مورد آنها بگوید.
هنر راهنمایی مشفقانه هنر حفظ تعادل است. تعادل بین گوش دادن و صحبت کردن، بین پذیرش بیقید و شرط و چالشبرانگیزی سازنده، بین همدلی و راهنمایی. یاد گرفتن و تمرین کردن این مهارت، میتواند کیفیت و اثربخشی روابط یاریرسانی را به شکل چشمگیری ارتقا دهد.
#مصاحبه_انگیزشی #سخن_تغییر #Learning_MI
منبع:
Miller, W. R., & Rollnick, S. (2023). Motivational interviewing: Helping people change and grow. Guilford Publications.
شفقت، پذیرش و همدلی: کلید طلایی کمک به دیگران
وقتی صحبت از کمک به دیگران میشود، اغلب تصور میکنیم داشتن دانش تخصصی و مهارت کافی است. اما آیا واقعا همه چیز به همین سادگی است؟ کتاب "مصاحبه انگیزشی: کمک به افراد برای تغییر و رشد" نگاه متفاوتی به این موضوع دارد.
ویلیام میلر و استفان رولنیک، نویسندگان این کتاب معتقدند که کلید اصلی کمک موثر به دیگران، فراتر از تکنیکها و دانش نظری است. آنچه واقعا تاثیرگذار است، روح و قلبی است که ما با آن وارد رابطه یاریرسانی میشویم.
قبل از هر چیز، لازم است نگاهمان به افراد تغییر کند. به جای دیدن آنها به عنوان بیمارانی با مشکلات و کمبودها، باید آنها را انسانهایی با نقاط قوت، آرزوها و ظرفیتهای بالقوه ببینیم. همدلی، گوش دادن عمیق و پذیرش بیقید و شرط، کلید ورود به دنیای درونی دیگران و برقراری ارتباطی توام با اعتماد است.
داشتن شفقت به این معنی است که خیر و صلاح مراجع را در اولویت قرار دهیم، اهمیتی اساسی دارد. وظیفه ما نجات یا اصلاح دیگران نیست، بلکه همراهی مشفقانه و صادقانه با آنها در مسیر رشد و تعالیشان است.
یکی از زیباترین جنبههای رویکرد مصاحبه انگیزشی، توانمندسازی افراد است. به جای نسخهپیچی و تحمیل راه حل، به مراجعان کمک میکنیم تا استعدادها و راهحلهای درون خود را کشف کنند. این کار نه تنها انگیزه و تعهد آنها برای تغییر را افزایش میدهد، بلکه حس عزت نفس و خودارزشمندی را نیز تقویت میکند.
شاید در نگاه اول، داشتن چنین رویکردی در دنیای واقعی دشوار به نظر برسد. اما نویسندگان کتاب بر این باورند که با تمرین و ممارست، این مهارتهای ارتباطی و نگرشهای انسانی را میتوان آموخت و درونی کرد. مسیر یک یاریرسان، مسیری است برای تغییر خود و دیگران. هر چه بیشتر شفقت همدلی و پذیرش را تمرین کنیم، بیشتر میتوانیم برای دیگران و خودمان منشا الهام و تحول باشیم.
منبع:
Miller, W. R., & Rollnick, S. (2023). Motivational interviewing: Helping people change and grow. Guilford Publications.
مصاحبه انگیزشی (MI) رویکردی تاثیرگذار در کمک به افراد برای ایجاد تغییر و رشد در زندگی است. این روش که توسط ویلیام میلر و استیون رولنیک تدوین شده، بر مبنای ارتباط فرد-محور و احترام به استقلال فرد استوار است. هدف MI تقویت انگیزه درونی و تعهد افراد برای تغییر از طریق گفتگویی همدلانه و راهنمایی کننده است.
مصاحبۀ انگیزشی بر خلاف بسیاری از رویکردهای حوزۀ رواندرمانی و مداخلات روانی، بر شناخت و به کارگیری توانمندیهای موجود در خود فرد تاکید دارد. در این رویکرد، مشاور با ایجاد یک رابطه مشارکتی و پذیرا، با درک دنیای درونی مراجع، او را در مسیر کشف دلائل، ارزشها و منابع شخصیاش برای تغییر یاری میکند.
اصول بنیادین MI شامل همدلی، پذیرش، شفقت و حمایت از خودمختاری فرد است. مشاور MI با گوش دادن عمیق و انعکاس افکار و احساسات مراجع، درک خود از دنیای مراجع را منتقل کرده و پذیرش خود را بدون قید و شرط نشان میدهد. او با طرح سوالات باز پاسخ و خلاصهسازی، به مراجع کمک میکند تا تعارضهای درونی خود برای تغییر را دریابد و با تاکید بر حق انتخاب، مسئولیت تصمیمگیری را به مراجع میسپارد.
مصاحبه انگیزشی روشی دارای شواهد علمی برای تسهیل تغییرات رفتاری در حوزههای مختلفی چون سلامت روان، اعتیاد، تغذیه، ورزش و غیره است. با وجود کارایی در درمان مشکلات خاص، کاربرد MI محدود به آنها نیست. این رویکرد میتواند در هر موقعیتی که هدف، کمک به رشد و شکوفایی فرد است به کار رود.
با به کار بستن اصول مصاحبۀ انگیزشی، متخصصان میتوانند مهارتهای لازم برای برقراری ارتباط موثر و الهامبخش را کسب کنند. آنها تبن گونه میآموزند با حساسیت و احترام با مراجعان خود همراه شوند. این تحول در نگرش، نه تنها مراجعان، بلکه خود متخصصان را نیز متحول میسازد و به بهبود کیفیت روابط کمک میکند.
#مصاحبه_انگیزشی #Learning_MI
مهارتهای گوش دادن انعکاسی در کار با مراجع کمحرف
https://t.me/MotivationalInterviewschool
پس از پرسیدن یک سوال، انعکاس دادن یکی از راه های خوب برای پاسخ دادن به هر چیزی است که فرد به شما می گوید. دستورالعملی که ما پیشنهاد می کنیم این است که برای هر سوالی که میپرسید دو انعکاس ارائه دهید. پیروی از این دستورالعمل کمک می کند تا عادت متداول تکیه کردن به سؤالات را از بین ببرید. غالباً با گوش دادن همدلانه خوب، بیشتر از آنچه که فقط با پرسیدن یاد میگیرید، خواهید آموخت.
#مصاحبه_انگیزشی
#Learning_MI
گوش دادن ماهرانه برای تکلیف درگیرسازی در یک رابطۀ یاریرسان اهمیتی اساسی دارد. این مهارت همچنین می تواند به طور کلی در روابط شما مفید باشد. یک دستورالعمل خوب برای گوش دادن ماهرانه این است که آنچه بازتاب/انعکاس میدهید معمولاً نباید طولانی تر از آنچه باشد که شخص مقابل گفته است.
#مصاحبه_انگیزشی
#Learning_MI
مصاحبه انگیزشی رویکرد جدیدی نیست که به جای سایر انواع یاریرسانی از آن استفاده کنیم. مصاحبه انگیزشی راهی برای انجام کارهای دیگری است که انجام میدهید، راهی برای بودن با کسانی که میخواهید به آنها خدمت کنید، و مبتنی بر دیدگاهی دربارۀ برخی از اصول اساسی یک رابطه یاریرسان است. اول از همه، ما معتقدیم که یاریرسانی باید شخص محور باشد. وقتی کار شما شخص محور است، در درجه اول کمبودها، تشخیص ها یا مشکلاتی را نمی بینید که باید رفع شوند. شما ابتدا با یک شخص و در مرحله بعد با مراجع، بیمار، دانشجو، کارمند یا ورزشکار صحبت می کنید.
شما این شخص را فردی با قدرت، امید و روابط می بینید، کسی که قدردان شنیده شدن، ارزشمند شمرده شدن و شایسته تلقی شدن است. شما در رابطه با یک انسان واقعی هستید که انتخاب می کند و خودتان به عنوان یک فرد واقعی حضور دارید. در یک حرفه یاریرسانی، پوشیدن نقاب فاصله، اقتدار یا عینی بودن می تواند وسوسه انگیز باشد. چنین کاری ممکن است برای یک بازیگر یا یک قاضی دادگاه مناسب باشد، اما رویکرد شخصمحور از شما می خواهد که به عنوان یک یاریرسان حرفهای، به صورت یکپارچهای (با قلب و ذهنی همسو) خودتان باشید.
برای تمرین رویکرد شخص محور: کنجکاو باشید. ذهن یک مبتدی متواضع را به روابط یاریرسانی خود بیاورید، نه اینکه فرض کنید از قبل می دانید چه اتفاقی خواهد افتاد و چه چیزی لازم است. به دقت توجه کنید. توجه داشته باشید که شخص روبهروی چگونه به آنچه که می گویید پاسخ میدهد و چه کارهای خاصی انجام میدهد پاسخ میدهد. شما در یک تعامل، یک رقص و نه یک اجرای انفرادی هستید. به جای پیروی از یک روال تمرین شده، چک لیست، یا راهنما، در لحظه پاسخ بدهید و ازواکنش های خود بهوش باشید.
در عین حال خویشتن داری را تمرین کنید. تمرکز در رویکرد شخص محور بر مراجع شما است، نه خودتان. احساسات خود را تنظیم کنید و حضوری آرام ارائه دهید. متواضعانه مراقب تمایل خود به اصلاح مسائل و ارائه راهحل باشید. شما تنها فرد خردمند در گفتگو نیستید. به عنوان یک یاریرسان، شما در دنیای افراد مهمان هستید.
منبع:
Miller, W. R., & Rollnick, S. (2023). Motivational interviewing: Helping people change and grow. Guilford Publications.
https://t.me/MotivationalInterviewschool
Repost from طرحینو
.
اهداف و سر فصل های دوره
🔸آموختن روشی موثر به درمانجویان برای تغییر رفتار
🔹کمک به درمانجویان جهت این که انگیزه های خود را برای تغییر مثبت پیدا کنند
🔸مهارت تنظیم گوش فراسپردن بالینی برای شنیدن جنبههایی از گفتار درمانجو که در حین انجام جلسه به شما میگوید آیا در جهت درست (یا اشتباه) حرکت میکنید
🔹روحیه فرد محور MI را در کار روزمره خود با درمانجویان بگنجانید
🔸آموختن نحوه استفاده آگاهانه و راهبردی از سؤالات، انعکاسها و خلاصه ها برای تسهیل تغییر رفتار
🔹آموختن استفاده از گوش دادن و انعکاس برای اوقاتی که احساسات درمانجو تشدید میشود؛ مانند زمانی که درمانجو ناراحت یا عصبانی است.
🔸وقتی تصمیم می گیرید در مورد تصمیم درمانجو بی طرف بمانید، بدانید که چه کاری باید انجام دهید
آموختن این که وقتی مشکل اعتماد به نفس پایین درمانجو است با او چگونه کار کنید
🔹آموختن شیوههای حل و فصل ناامیدی هایی که ممکن است در مورد تلاش برای تغییر افراد احساس کنید.
💠اطلاعات دوره :
📍چهارشنبه ها از ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳
📍به مدت ۸ هفته / ۲۴ ساعت
📍ساعت برگزاری: ۱۶ الی ۱۹
📍مدت دوره : ۲۴ ساعت
📍پرداخت شهریه در ۳ قسط
📍#کیفیت_این_دوره_تضمین_میشود. (امکان عودت کلیه شهریه واریزی در صورت عدم رضایت پس از جلسه دوم)
📍 ۱۰٪تخفیف، ویژه اعضای باشگاه مخاطبین طرحینو (کلیه افرادی که تاکنون در یکی از دورههای طرحینو ثبتنام کردهاند.)
📍امکان پرداخت شهریه در ۵ قسط ویژه کلیه افرادی که تاکنون بیش از ۳ دوره در طرحینو ثبتنام کردهاند.
📍برگزاری به صورت #آنلاین در پلتفرم زوم
📍 ارسال ویس دوره
📍امکان بازبینی فیلم کلاس به مدت یک هفته
💠 به همراه صدور گواهینامه معتبر به دو زبان فارسی و انگلیسی و ارسال رایگان و هدیهی ویژه از طرف طرحینو، همراه با امکان استعلام برای دریافت #اصالت_گواهی
💠 ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
@tarhinow10
09901185710
#روانشناسی #روان_کاوی #روان_درمانی #طرحی_نو #مصاحبه #مصاحبه_انگیزشی #درمان #درمانگر
«در حالی که ویرایشهای اولیۀ مصاحبۀ انگیزشی (MI) بر آمادهسازی افراد برای تغییر، تمرکز داشتند، ما اکنون MI را به عنوان راهی برای همراهی آدمها در طول سفر تغییر و رشد در نظر میگیریم.»
منبع:
Miller, W. R., & Rollnick, S. (2023). Motivational interviewing: Helping people change and grow. Guilford Publications.
https://t.me/MotivationalInterviewschool
راهنماییهایی از مصاحبۀ انگیزشی برای خودافشاگری موثر
نویسندگان: دکتر ویلیام. آر. میلر و دکتر استفن رولنیک
مترجم: دکتر علی فیضی
در مشاوره، خودافشاگری مناسب به ایجاد رابطۀ کاری بهتر با درمانجویان و همچنین رسیدن به نتایج مثبتتر کمک میکند. خودافشاگری ممکن است شامل گفتن تجربههای شخصی باشد که در زندگی خود داشتهاید، اما به همان اندازه مهم است که از آنچه در در لحظه تجربه می کنید آگاه باشید و بین این دو ارتباط برقرار کنید. ما مطمئناً از گفتن هر چیزی که به عنوان یاریرسان در طول یک جلسۀ مشاوره به ذهنتان میرسد دفاع نمیکنیم. MI در درجۀ اول بر تجربه و رفاه خود مراجع متمرکز است. ما همچنین از طرف افراطی مخالف یعنی تلاش برای دوری گزیدن و فاش نکردن چیزی از خودتان حمایت نمیکنیم. بین این دو افراط، تعادلی وجود دارد: زمانی که به نظر می رسد مفید باشد مایل باشید چیزی از خودتان را به اشتراک بگذارید. پس چگونه تصمیم بگیرید چه چیزی را از تجربۀ خود، از گذشته یا حال به اشتراک بگذارید؟ پاسخ به چند سوال میتواند به شما کمک کند.
آیا آنچه میخواهم از خود بگویم حقیقت دارد؟
برای اصیل بودن، آنچه در مورد تجربۀ خود بیان می کنید باید حقیقت باشد (البته نه همیشه تمام حقیقت). اگرچه ممکن است داستانی درباره تجربه گذشته یا حال خود بسازید، ما انجام این کار را توصیه نمی کنیم. علاوه بر این، انکار چیزی که واقعاً تجربه میکنید («نه، نه، واقعاً - این باعث ناراحتی من نمیشود. من مخالفت نمیکنم.») احتمالاً تا حدودی برای مراجعان آشکار است.
آیا آنچه میخواهم از خود بگویم ممکن است برای مراجع مضر باشد؟
درون اصل «اول، آسیب نرسانید» در روابط یاریرسانی، سوال دیگر این است که آیا خودافشاگری ممکن است مضر باشد یا خیر. در بالای فهرست خودافشاگری بالقوه مضر، انتقاد قرار دارد: اظهار نظر نامطلوب در مورد توانایی ها، نیتها، تلاشها، ظاهر و موارد مشابه یک فرد. پرسیدن «آیا می توانم با شما صادق باشم؟» مجوزی برای صدمه زدن نیست. خودافشاگری همیشه باید با روحیۀ همدلی و شفقت ارائه شود.
آیا دلیل روشنی برای مفید بودن خودافشاگریام وجود دارد؟
در دوستیهای صمیمانه، خودافشاگری ممکن است عادی و متقابل باشد. با این حال، در روابط یاریرسانی حرفهای، ما معتقدیم که باید دلیل خاصی برای خودافشایی وجود داشته باشد. بین خودافشاگری عاقلانه (با میزان مناسبی از جزئیات، تمرکز بر مراجع) و خودافشاگری بیش از حد که تمرکز را روی شما به عنوان یاریرسان معطوف می کند، تفاوت وجود دارد. قبل از توصیف تجربیات فعلی یا گذشته خود، از خود بپرسید که چرا فکر میکنید میتواند مفید باشد. در اینجا به برخی از احتمالات اشاره میکنیم:
• برای ترویج اعتماد و مشارکت.
• الگوسازی صراحت و تشویق صداقت برای مراجع.
• برای پاسخ به یک سوال مراجع («آیا شما بچه دارید؟» «آیا تا به حال چنین احساسی داشته اید؟»).
• برای تأیید; تایید نوعی خودافشاگری است، قدردانی واقعی در لحظه از نقاط قوت یا اقدامات مراجع.
https://t.me/MotivationalInterviewschool
اصول راهنمای اولیۀ مصاحبۀ انگیزشی:
• تغییر فرآیندی است که در طول زمان و اغلب از طریق کنش واکنشهای شخصی پدیدار می شود.
• هنگام در نظر گرفتن تغییر، دوسوگرایی یک تجربه عادی است.
• در نهایت این مراجع است که تصمیم می گیرد که تغییر رخ بدهد یا خیر.
• درک تجربه و دیدگاه مراجع بسیار مهم است.
• این مراجع است که باید دلایل تغییر را بیان کند نه شما.
• مهم است که چه چیزی را بپرسید، تأیید کنید، منعکس کنید و در خلاصهها بگنجانید.
• به آنچه به نظر مقاومت میآید فشار نیاورید زیرا انجام این کار معمولاً تعهد به وضعیت موجود را تقویت می کند.
• امید و خوش بینی در مورد توانایی فرد برای تغییر را پرورش بدهید.
https://t.me/MotivationalInterviewschool
هشت مهارت رواندرمانگران موثر و مصاحبۀ انگیزشی
نویسندگان: دکتر ویلیام. آر. میلر و دکتر استفن رولنیک
مترجم: دکتر علی فیضی
یک یافتۀ رایج در پژوهشهای روان درمانی این است که نتایج مراجع با درمانگری که درمان را ارائه می دهد مرتبط و متنوع میشود. حتی زمانی که از یک راهنمای درمان ساختاریافته پیروی می شود، برخی از درمانگران موثرتر از دیگران هستند و [این اثربخشی بیشتر] ارتباط بسیار کمی با سالها تجربه دارد. حداقل هشت مهارت بالینی قابل مشاهده، درمانگرانی را متمایز می کند که مراجعان آنها بدون توجه به جهت گیری نظری، نتایج بهتر (یا بدتر) دارند. در بررسی 70 سال پژوهش روان درمانی (2) ما از شباهتهای بین این هشت ویژگی درمانگران مؤثرتر (که در زیر با فونت ایتالیک و برجسته مشخص شدهاند) و عناصر بنیادی MI که در این کتاب توضیح داده شدهاند، شگفتزده شدیم. همدلی دقیق بخشی از MI از اولین توصیف این روش در سال 1983بوده است، همانطور که به اشتراک گذاشتن امیدواری و توجه مثبت یا تأیید وجود داشت. پذیرش جزء اصلی روحیۀ زیربنای MI است که بعداً در این فصل توضیح داده شد. داشتن اهداف مشترک برای تغییر و یک استراتژی برای دستیابی به آنها یک عنصر اساسی از یک اتحاد کاری است و برای تکلیف تمرکز در MI نفشی اساسی دارد. فراخوانی دیدگاهها و انگیزههای خود مراجع برای تغییر، تکلیفی تعیین کننده در MI است، که شامل ارائه اطلاعات و راهنمایی به روشی خاص با محوریت شخص می شود. هشتمین این مهارتهای درمانی، همخوانی یا اصالت، یکی از مواردی است که ما در نوشتههای قبلی خود به آن توجه چندانی نکردهایم و اکنون در این ویرایش چهارم به آن پرداخته شده است.
این مهارت های درمانی به طور گسترده قابلیت به کار گرفتن را دارند و به همین دلیل گاهی اوقات آنها را عوامل «غیر اختصاصی» می نامند، به این معنی که آنها مختص یک جهتگیری نظری خاص نیستند. با این حال، آنها قابل تعیین، مشاهده و یادگیری هستند و نتایج مراجع [از یاری گرفتن] را پیش بینی می کنند. کار ما در توسعه و ارزیابی MI بسیاری از این مهارتهای درمانی را عملیاتی کرده است تا آنها را بهطور خاص قابل مشاهده و یادگیریتر کند. ما قصد نداریم MI به جای سایر روشهای درمانی به کار برود بلکه علاوه بر سایر روش های درمانی مورد استفاده قرار بگیرد. در واقع، این رایج ترین استفاده از MI در حال حاضر است: در ترکیب با سایر درمان های موثر. برای ما MI راهی برای انجام مداخلات شناختی، رفتاری و مراقبتهای بهداشتی شد، روشی مبتنی بر شواهد برای بودن با مراجعان شد در حالی که از تخصص خود برای کمک به تغییر و رشد آنها استفاده میکنید.
منابع:
Miller, W. R., & Moyers, T. B. (2021). Effective psychotherapists. Guilford Publications.
Miller, W. R., & Rollnick, S. (2023). Motivational interviewing: Helping people change and grow. Guilford Publications.
https://t.me/MotivationalInterviewschool
ده چیزی که مصاحبۀ انگیزشی نیست
ویلیام میلر و استیو رولنیک
مترجم: علی فیضی
3. مصاحبۀ انگیزشی یک تکنیک نیست.
اصطلاح «تکنیک» یک عملیات نسبتاً ساده را پیشنهاد میکند، رویه خاصی که مراحل تجویز شده ویژهای برای دنبال کردن آن وجود دارد. اگر مصاحبۀ انگیزشی (MI) یک تکنیک بود، فرمول دانشکده پزشکی «یکی را ببین، یکی را انجام بده، یکی را آموزش بده» ممکن بود بر آن اعمال شود. خوب یا بد، MI بسیار پیچیدهتر از این حرفهاست و بهتر است به عنوان یک روش بالینی یا ارتباطی درک شود، یک مهارت پیچیده که با تمرین قابل توجهی در گذر زمان آموخته می شود. MI یک سبک راهنما برای تقویت انگیزۀ درونی برای تغییر است (رولنیک و همکاران، 2008)
مشاهده تمرین فرمولی MI بود که به ما الهام بخشید تا ابتدا فرضیهها و روحیۀ MI را توضیح دهیم، که بدون آنها دیگر MI نیست (رولنیک و میلر، 1995). به کار بردن MI بدون درک و جلوه گر ساختن این روحیه مانند خواندن کلمات بدون موسیقی یک آهنگ است و چیزی ضروری از آن کاسته شده است. پایبندی به روحیۀ MI به طور قابل معتبری قابل اندازهگیری است و نتیجه درمان را پیشبینی میکند. با این حال، در آثار قبلیمان ، توجه کافی به این تصویر انسانی یا دیدگاه زیربنایی از ماهیت انسان نداشتیم؛ و این ممکن است به تصورات [نادرست] MI به عنوان یک تکنیک کمک کرده باشد.
یک موضوع مرتبط در اینجا استفاده از یک کتابچۀ راهنمای درمان ساختاریافته است که گاهی اوقات فرض میشود در تضمین کیفیت عملکرد مبتنی بر شواهد ضروری است. کیفیت ارائۀ MI را می توان بدون ارجاع به کتابچه راهنمای درمانگر خاص به طور قابل اعتماد اندازه گیری کرد (مدسون و کمپبل، 2006). یک فراتحلیل تحقیقات مرتبط با پیامد MI (هتما، استیل و میلر، 2005) نشان داد که مطالعاتی که در آنها هیچ کتابچۀ راهنمای خاصی برای هدایت MI وجود نداشت، دو برابر اندازۀ اثر مشاهده شده در مطالعات با یک کتابچه راهنمای درمانگر MI ساختاریافته را به همراه داشت؛ یافتهای برخلاف فرض معمول در مورد اهمیت یک راهنما در بهبود پایبندی دقیق به یک روش روان درمانی. یک کارآزمایی بالینی که در آن ما تقریباً هیچ اثری از MI بر پیامدهای مصرف دارو پیدا نکردیم (میلر، یاحنه و تونیگان، 2003) مطالعهای بود که در آن درمانگران از دستورالعمل MI بسیار ساختار یافته پیروی کردند. تحلیلهای روانزبانی بعدی دلیل عدم موفقیت مداخله را نشان داد (آمرهین و همکاران، 2003). از آنجایی که مداخله MI محدود به یک جلسه بود، این کتابچه راهنمای نیاز به ایجاد یک برنامۀ تغییر در پایان هر جلسه داشت. دستورالعمل ناگفته این بود که «مراجع آماده باشد یا نه» مهم نیست. برای حدود دو سوم نمونه، این دستورالعمل خوب بود. زبان نشاندهندۀ تعهد به تغییر در طول جلسه تقویت شد و این مراجعان به عنوان یک گروه تقریباً به طور کامل از مصرف مواد مخدر طی یک سال پیگیری خودداری کردند. یک سوم باقیمانده به استفاده از داروها با بسامد بالا، البته نصف مقدار مصرف قبل از درمان ادامه دادند. هنگامی که آمرهین گفتگوی درون جلسۀ این مراجعان کمتر موفق را بررسی کرد، متوجه شد که قدرت تعهد به تغییر دقیقاً در نقطهای که برنامهریزی تغییر آغاز شده بود به صفر رسیده است. برای این مراجعان، احتمالاً بهتر بود که درمانگران به جای اصرار بر تکمیل یک برنامۀ تغییر رفتار که [مراجعان] برایش آماده نبودند، آنها را در سطح نسبتاً بالایی از تعهدی که از طریق فاز یک MI به دست آمده رها میکردند. هر درمانگر ماهر در MI که یک طرح تغییر را شروع کرده باشد و ببیند مراجع به عقب رکاب میزند، به فشار برای ادامۀ طرح تغییر ادامه نمیدهد. درمانگران این مطالعه اما، با رعایت دقیق دستورالعمل، به هر حال پیش رفتند. خطای راهنمای درمان این بود که به جای اجازه دادن به سازگاری [با موقعیتهای خاص هر مراجع] که برای کاربست خوب MI اساسی است، روال خاصی از تکنیک را تجویز کرد.
مصاحبۀ انگیزشی نباید با هیچ یک از تکنیک های خاصی که ممکن است در خدمت روش بالینی مورد استفاده قرار گیرد، اشتباه گرفته یا معادلسازی شود. برای مثال، رتبهبندیهای اهمیت و اطمینان را میتوان به طور مثمر ثمر درون MI مورد استفاده قرار داد و میتوان MI به راحتی به عنوان تکنیکی برای استفاده توسط پزشکان مراقبتهای بهداشتی که لزوماً با MI آشنا نیستند، آموزش داد (رولنیک و همکاران، 2008). با این حال، جمعآوری چنین رتبهبندیهایی، MI را تشکیل نمیدهد، و همچنین جزء ضروری MI نیست.
#مصاحبه_انگیزشی
#Learning_MI
ده چیزی که مصاحبۀ انگیزشی نیست
ویلیام میلر و استیو رولنیک
مترجم: علی فیضی
2. مصاحبۀ انگیزشی راهی برای فریب دادن افراد جهت انجام کاری نیست که نمی خواهند انجام بدهند.
گاهی اوقات درمانگران به کارگاههای آموزش اولیه مصاحبۀ انگیزشی می آیند و انتظار دارند ترفندی را بیاموزند تا دیگران را ترغیب کنند علیرغم میلشان کاری را انجام بدهند که این درمانگران میخواهند (چیزی شبیه به تصورات کلیشهای از القای پس از هیپنوتیزم یا قصد متناقض). در حالی که مصاحبۀ انگیزشی با فرض و ارج نهادن به خودمختاری شخصی آغاز می شود: افراد انتخابهای رفتاری خود را میکنند و چنین قدرت انتخابی نمی تواند توسط دیگری تصاحب شود. حتی تحت محرومیتهای بسیار شدید اردوگاه های کار اجباری ، آنچه هرگز نشد که از افراد سلب شود، انتخاب نحوه بودن بود (فرانکل ، 1963). اگر کسی واقعاً انگیزه ذاتی برای ایجاد تغییر نداشته باشد ، مصاحبۀ انگیزشی نمی تواند آن را ایجاد کند. مصاحبۀ انگیزشی تردستی برای برای سریع پایان دادن به یک موضوع، غافلگیر ساختن یا ربودن انگیزه افراد نیست. مصاحبۀ انگیزشی به استخراج استدلال های درونی شخص برای تغییر میپردازد ، نه تحمیل استدلال یک فرد دیگر به او. این اصل حتی در شرایط رایجی که در آن مصاحبۀ انگیزشی با مراجعینی که به حکم دادگاه یا به اجبار تحت درمان قرار گرفته اند صادق است. تغییر رفتار شامل تغییراتی است که به نفع خود فرد است ، نه به نفع شخص ، ادارۀ خدمات یا سازمانی دیگر. ما معتقدیم که استفاده از مصاحبۀ انگیزشی مثلاً به عنوان راهی برای فروش محصول ، پر کردن تختهای درمانی خصوصی یا کسب رضایت برای مشارکت در تحقیقات غیر اخلاقی است. در ارتباط ، مصاحبۀ انگیزشی یک فعل نیست. شما کسی را «مصاحبۀ انگیزشی» نمی کنید؛ به طور مشابه ، شما مصاحبۀ انگیزشی را «روی» کسی اجرا نمیکنید. همه این شکلهای گفتاری دلالت بر نوعی رابطه متخصص/گیرنده دارد که با مفروضات و روحیۀ مصاحبۀ انگیزشی مغایرت دارد. حروف اضافه برای انجام مصاحبۀ انگیزشی «برای» یا «با» کسی است.
#مصاحبه_انگیزشی
#Learning_MI
مصاحبۀ انگیزشی روشی برای گفتگو با افراد جهت تغییر و رشد آنها به منظور افزایش نیرومندسازی انگیزه و تعهد آنهاست.
- استفان رولنیک
https://www.youtube.com/watch?v=Mhee4Y_vNO0
