3 362
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+130 days
Posts Archive
3 362
▪️Neurophilosophy
فلسفهٔ عصبشناسی یا نوروفلسفه (neurophilosophy) معطوف به کاربرد مفاهیم علوم اعصاب در سؤالات سنتی فلسفی است. اصطلاح نوروفلسفه منعکس کننده تحولات بالقوه انقلابي است که در آن نظريه هاي مطرح در مورد ذهن با نتايج حاصل از نوروساينس درباره سازماندهي مغز ترکيب ميشوند. هدف اين حوزه ايجاد همکاري بين نوروساينس، روانشناسي، ژنتيک، زيستشناسي تکاملي و فلسفه است که منجر به درک بهتر ذهن انسان مي شود.
نوروفلسفه به تحليل مسائل پيچيده اي مانند آگاهي، تصميم گيري، اراده آزاد، شادي، زبان، يادگيري، حافظه، نورواخلاق، درد، بازنمايي، ذهنيت و…. مي پردازد. نوروفلسفه در صدد به کار بردن يافته هاي نوروساينس در پاسخ به پرسشهاي سنتي فلسفي است. براي مثال: يک احساس را چگونه ميتوان تعريف کرد؟ ماهيت آرزو چيست؟ چگونه شناخت اجتماعي حاصل ميشود؟ پايه عصبي شناخت اخلاقي چيست؟ پايه عصبي شادي چيست؟
نقطه عطفي كه موجب علاقه فيلسوفان به حوزه نوروساينس شد، انتشار كتاب «نوروفلسفه» در سال 1986 توسط پاتريشيا چرچلند (Patricia Churchland) بود. چرچلند با بيان نظريههاي معاصر در مورد عملكرد مغز تلاش نمود كه نوروساينس را به فيلسوفان معرفي كند. او بيش از هر چيز بر اين مساله تاكيد ميكرد كه ميان دستاوردهاي تجربي در مورد كاركرد مغز و مفاهيم و موضوعات فلسفه ذهن ارتباط وجود دارد.
▫️رويکردها و زيرشاخه هاي نوروفلسفه:
• نوروفلسفه شناختي (Cognitive Neurophilosophy): پديدههاي انسانشناسي همچون اراده آزاد (Free Will)، هويت فردي (Personal Identity)، ذهنيت (Subjectivity)، كنش (Action) و غيره تاكيد و آنها را مورد مطالعه قرار ميدهد.
• نوروفلسفه تجربي (Empirical Neurophilosphy): بر سازگاري تجربي (Empirical Consistency) و ابطالگري تجربي (Empirical Falsification) نظريههاي فلسفي متمركز است.
• نوروفلسفه نظري (Theoretical Neurophilsophy): عمدتاً بر بسط تعريف، اصول و استراتژي هاي روش شناختي براي ايجاد و ارتباط ميان نظريههاي فلسفه و نوروساينس تأكيد ميكند. نوروفلسفه نظري ارتباط زيادي با فلسفه نوروساينس (Philosophy of Neuroscience) دارد. فلسفه نوروساينس به بررسي مسائل بنيادين مطرح شده در نوروساينس ميپردازد.
▫️امروزه نوروفلسفه بدنبال تحقيق بر روي تمامي جنبه هاي فلسفي فرايندهاي ذهني مانند آگاهي و معنا، تصميم گيري و پويايي، ماهيت و خود است و شامل زيرشاخه هاي زير است :
• شاخه اقتصاد عصبي (Neuroeconomics): از منظر اقتصاد عصبي، مغز اساسا يک ماشين تصميم گيري است که انتخابهاي آن توسط حالتهاي انگيزش و تحريک دروني وابسته به ادراکات و حافظه هدايت مي شود. ايده اصلي اين زيرشاخه استفاده از روش هاي جديد نوروساينس در تحليل فرايندهاي اقتصادي مربوط به مغز مانند عدالت، اعتماد، نوع دوستي، حافظه، يادگيري و دانش است.
• نورواخلاق (Neuroethics): نورواخلاق بعنوان مطالعه روابط ميان مشاهدات نوروساينس و مفاهيم اخلاقي تعريف مي شود.
• زيبايي شناختي عصبي (Neuroaesthetics): زيبايي شناختي عصبي اصطلاحي است که توسط زکي (1999) ابداع شد و اشاره به مطالعه پايه هاي عصبي درک زيبايي هنر دارد.
▫️کتابهاي کلاسيک در زمينه نوروفلسفه:
• نوروفلسفه (neurophilosophy) (1986) پاتريشيا چرچلند
• در رابطه با مغز (Brain-Wise) (2003) پاتريشيا چرچلند
• دورنماي محاسباتي عصبي (A Neurocomputational Perspective) (1989) پاول چرچلند
• فلسفه و نوروساينس (Philosophy and the Neuroscience) (2001) بچتل وهمكاران
• نوروفلسفه در كار (Neurophilosophy at Work) (2007) پاول چرچلند
• راهنماي آكسفورد براي فلسفه و نوروساينس (2009) (The Oxford Handbook of Philosophy and Neuroscience) بيكل
▫️https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87
3 362
▪️Neurocinema: When Film Meets Neurology
• Author: Eelco F. M. Wijdicks
• Publisher: CRC Press (November 6, 2014 )
• Pages: 273
3 362
▪️Neurocinema: A brief overview
Abdorreza Naser Moghadasi
Iran J Neurol 2015; 14(3): 180-184
3 362
▪️Neurocinema
نوروسینما (neurocinema or neurocinematics) یک رشته جدیدی است که در حال بررسی رابطه بین سینما و مغز است. اینکه چگونه تماشای فیلم یا صحنه های خاصی از فیلم بر مغز ما تاثیر میگذارد و پاسخی که مغز انسان به هر فیلم یا صحنه خاصی می دهد. نوروسینما با تلفیقی از علوم اعصاب شناختی و روانشناسی و تلفیق صدا ٬ تصویر ٬ بازیگر ٬ کلمات و … کمک بزرگی به تولید صحنه های مناسب و تاثیرگذار می کند. اصطلاح نوروسینما از متخصصان مغز و اعصاب ناشی می شود که در حال بررسی این هستند که کدام بخش از فیلم می تواند بیشترین کنترل را بر مغز بیننده داشته باشد. این مطالعات با بینندگانی انجام می شود که در حالی که در دستگاه های fMRI که فعالیت مغز را ترسیم می کنند ، تحت تاثیر فیلم قرار می گیرند.
سینما یک هنر چند بعدی است که می تواند بر ساختار عصبی و فیزیولوژیکی ما تاثیر بگذارد. مطالعات نشان می دهد که قسمت های مختلف مغز از جمله تقلید و پیروی در هنگام تماشای یک فیلم فعال می شوند و مفاهیم اساسی بدون اراده و تفکر بر ذهن مخاطب نقش می بندد. به دست آوردن این دانش نه تنها در سطح علوم اعصاب بلکه برای فیلمسازان نیز مفید است.
▫️https://en.wikipedia.org/wiki/Neurocinema
3 362
▪️Buildings, Beauty and the Brain: A Neuroscience of Architectural Experience - Anjan Chatterjee
3 362
▪️Brain Landscape: The Coexistence of Neuroscience and Architecture
• Author: John P. Eberhard
• Publisher: Oxford University Press (December 16, 2008)
• Pages: 259
