در جستجوی روان | سارا بهزادی
Open in Telegram
سارا بهزادی رواندرمانگر شناختی رفتاری کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی از انستیتو روانپزشکی تهران شماره عضویت نظام: ۸۶۹۴۹ راه ارتباطی و نوبت رواندرمانی: @BehzadiSara آدرس لینکدین برای مشاهده رزومه: https://www.linkedin.com/in/sarabehzadi
Show more1 660
Subscribers
No data24 hours
-27 days
No data30 days
Posts Archive
با شرکت در این پژوهش در صورتی که نیاز به ارجاع به روانپزشک یا روانشناس بالینی داشته باشید، راهنمایی میشید (فارغ از وجود یا عدم وجود افسردگی).
Repost from در جستجوی روان | سارا بهزادی
دعوت به مشارکت در پژوهش
از شما دعوت میکنیم در پژوهشی با هدف استانداردسازی نسخه فارسی یک ابزار روانشناختی درباره افسردگی، شرکت کنید.
همه افراد ۱۸ تا ۶۰ ساله میتوانند در این پژوهش شرکت کنند و داشتن خلق افسرده، ملاک نیست.
شرکت در پژوهش کاملاً داوطلبانه است.
اطلاعات شما کاملاً محرمانه خواهد بود و میتوانید با نام مستعار یا کد در پژوهش شرکت کنید.نحوه همکاری: شرکت در یک مصاحبه آنلاین (حدود ده دقیقه) پر کردن یک پرسشنامه (حدود ده دقیقه) مشارکت شما میتواند به بهبود تشخیص افسردگی و ارتقای خدمات روانشناختی و روانپزشکی در ایران کمک کند. برای دریافت اطلاعات بیشتر جهت شرکت در پژوهش به یکی از این ایدیها پیام دهید: @BehzadiSara @SepideDadkhah
وقتی مراجع گوست میکند: درمانگر چه حسی پیدا میکند؟
AI-generated content
گوست شدن فقط برای کسی که ناپدید میشود اتفاق نمیافتد؛ برای کسی که پشتِ رابطه میماند هم تجربهای است که میتواند هیجانهای مختلفی ایجاد کند. وقتی مراجع بدون توضیح جلسات را متوقف میکند و دیگر پاسخ نمیدهد، درمانگر با یک پایان مبهم مواجه میشود؛ پایانی که در آن نه خداحافظیای وجود دارد، نه فرصتی برای فهمیدن دلیل رفتن و نه امکان بررسی اینکه چه اتفاقی در رابطه درمانی افتاده است.
اولین واکنش ممکن است نگرانی باشد. درمانگر ممکن است با خودش فکر کند: «آیا اتفاقی برایش افتاده؟ حالش خوب است؟» این نگرانی بهخصوص وقتی بیشتر میشود که مراجع در دورهای از بحران، افسردگی شدید، افکار خودآسیبرسان یا شرایط ناپایدار بوده باشد.
بعد از نگرانی، ممکن است سردرگمی ایجاد شود. درمانگر نمیداند قطع درمان به چه معناست. آیا مراجع از درمان ناراضی بوده؟ آیا چیزی در جلسه قبلی باعث ناراحتی او شده؟ آیا درمان برایش مفید نبوده؟ آیا درمانگر اشتباهی کرده؟ یا مسئله اصلاً ارتباطی با درمان نداشته است؟
این ابهام میتواند زمینه را برای خودسرزنشگری فراهم کند. درمانگر ممکن است جلسات قبلی را مرور کند و به دنبال لحظهای بگردد که شاید در آن چیزی را اشتباه گفته یا انجام داده باشد. حتی درمانگرانی که تجربه زیادی دارند نیز ممکن است بعد از قطع ناگهانی درمان با خودشان فکر کنند: «نکند من کاری کردم که باعث شد دیگر برنگردد؟»
احساس دیگری که ممکن است وجود داشته باشد ردشدگی است. رابطه درمانی، با وجود اینکه یک رابطه حرفهای است، کاملاً عاری از تجربههای انسانی نیست. درمانگر ممکن است برای مراجع وقت، توجه، انرژی و ظرفیت هیجانی صرف کرده باشد و وقتی ارتباط ناگهان قطع میشود، فقدان ارتباط را به شکل شخصی تجربه کند.
گاهی حتی خشم هم ظاهر میشود: «حداقل میتوانست بگوید نمیخواهد ادامه بدهد.» این خشم لزوماً به معنای غیرحرفهای بودن درمانگر نیست. ممکن است واکنشی انسانی به ابهام، بیپاسخ ماندن و ناتمام ماندن یک رابطه باشد. مسئله مهم این است که درمانگر بتواند این احساس را بشناسد و اجازه ندهد خشم شخصی، قضاوت بالینی او درباره مراجع را تعیین کند.
در برخی موارد، احساس غالب غم و فقدان است. بهخصوص زمانی که درمان مدت زیادی ادامه داشته، رابطه درمانی عمیق بوده یا درمانگر احساس کرده مراجع در مسیر مهمی از تغییر قرار گرفته است. پایان ناگهانی میتواند شبیه از دست دادن رابطهای باشد که قرار بوده پایان آن آگاهانه و تدریجی باشد.
گاهی نیز درمانگر ممکن است احساس ناکامی کند؛ بهخصوص اگر فکر کند مراجع درست در نقطهای که امکان پیشرفت وجود داشته، درمان را متوقف کرده است. ممکن است با خودش بگوید: «کاش فقط یک جلسه دیگر میآمد و دربارهاش حرف میزدیم.»
اما شاید دشوارترین بخش گوست شدن همین باشد: درمانگر معمولاً پاسخ قطعی دریافت نمیکند.
در پایان معمول درمان، درمانگر و مراجع میتوانند درباره آنچه در درمان اتفاق افتاده، میزان پیشرفت، دستاوردها، باقیمانده مشکلات و احساسات مربوط به جدایی صحبت کنند. اما در گوست کردن، این فرصت از هر دو طرف گرفته میشود. درمانگر مجبور است با مقدار زیادی از «نمیدانم» کنار بیاید.
به همین دلیل، یکی از مهارتهای مهم درمانگر در مواجهه با گوست شدن، توانایی تحمل ابهام و ناتمامماندن است. درمانگر باید بتواند بپذیرد که ممکن است هرگز نداند چرا مراجع رفت، آیا درمان برای او مفید بود یا نه، و آیا خودش نقشی در این تصمیم داشته است.
در عین حال، خودسرزنشگری هم لزوماً پاسخ مناسبی نیست. گوست شدن مراجع میتواند به رابطه درمانی مربوط باشد، اما میتواند دلایل کاملاً بیرونی داشته باشد که درمانگر هیچ اطلاعی از آنها ندارد. بنابراین بهتر است درمانگر به جای ساختن یک روایت قطعی، چند احتمال را در ذهن نگه دارد.
شاید یکی از سالمترین مواضع این باشد:
«نمیدانم چرا رفت. ممکن است چیزی در رابطه درمانی اتفاق افتاده باشد و ممکن است هیچ ارتباطی با من نداشته باشد. میتوانم جلسههایم را مرور کنم، از خودم بازخورد بگیرم و اگر اشتباهی بوده از آن یاد بگیرم؛ اما مجبور نیستم برای رفتن او یک پاسخ قطعی اختراع کنم.»
و شاید این همان بخشی باشد که گوست شدن را برای درمانگر دشوار میکند: درمانگر بهطور حرفهای یاد گرفته است به مراجع کمک کند با احساسات و روابط ناتمام مواجه شود، اما خودش نیز گاهی در معرض رابطهای قرار میگیرد که بدون خداحافظی تمام شده است.
درمانگر هم ممکن است دلتنگ شود، ناراحت شود، عصبانی شود، نگران شود یا حتی دلش برای مراجع تنگ شود. حرفهای بودن به معنای نداشتن این احساسات نیست؛ به معنای توانایی شناختن و مدیریت آنهاست.
https://t.me/SaraBehzadir
همه موارد بالا رو خوندیم و درستن: دلایل گوست کردن متعددن. اما مکانیسم مشترک و نهایی اجتناب از ارتباط و مکالمه درباره قطع رابطهست.
ممکنه فکر کنید پس وقتی رواندرمانگر مراجع رو گوست کنه تکلیف چیه؟ باید بگم که درباره اون اصلا دلایل و تبیینهای روانشناختی مطرح نیست. یا مسئولیتپذیری و پایبندی اخلاق حرفهای نداره یا مرده یا بیهوشه.
گوست کردن در رواندرمانی؛ چرا مراجع ناگهان ناپدید میشود؟
AI-generated content
بخش دوم
۵. دلایل عملی و اجتماعی
همه موارد گوست کردن الزاماً ریشه روانشناختی ندارند. مشکلات مالی، تغییر محل زندگی، تغییر شغل، فشار تحصیلی، مشکلات خانوادگی، تغییر برنامه زمانی یا دشواری دسترسی به درمانگر میتوانند باعث قطع درمان شوند.
هزینه درمان هم عامل مهمی است. ممکن است مراجع همچنان به درمان نیاز داشته باشد اما توانایی پرداخت هزینه جلسات را نداشته باشد و به دلیل شرم یا دشواری صحبت درباره مسائل مالی، بهجای مطرح کردن آن، ارتباطش را قطع کند.
گاهی هم مراجع درمانگر دیگری پیدا کرده یا تصمیم گرفته از روش دیگری استفاده کند، اما گفتوگوی مستقیم درباره پایان درمان برایش دشوار است.
۶. شرم و احساس شکست
یکی دیگر از دلایل کمتر آشکار، احساس شکست در درمان است. مثلاً مراجع تکالیف درمانی را انجام نداده، نتوانسته رفتاری را که دربارهاش توافق کرده بودند تغییر دهد یا احساس میکند «پیشرفتی نکرده است».
ممکن است تصور کند درمانگر او را قضاوت خواهد کرد و در نتیجه، نرفتن به جلسه راه سادهتری برای فرار از این احساس باشد.
بنابراین جملهای مثل «دیگه نرفتم چون هیچکدوم از کارهایی که قرار بود انجام بدم رو انجام نداده بودم» از نظر بالینی با جمله «درمان به درد من نخورد» معنای متفاوتی دارد.
۷. انتقال و معنای رابطه درمانی
در بعضی موارد، قطع ناگهانی درمان میتواند با فرایندهای انتقالی مرتبط باشد. مثلاً مراجع ممکن است درمانگر را بهصورت ناخودآگاه در جایگاه فردی تجربه کند که او را ترک میکند، کنترل میکند، قضاوت میکند یا به اندازه کافی به او اهمیت نمیدهد.
اما اینجا باید بین «فرضیه بالینی» و «واقعیت قطعی» تفاوت گذاشت. گوست کردن بهتنهایی ثابت نمیکند که یک فرایند انتقالی مشخص در جریان بوده است. چنین تفسیری زمانی معنا پیدا میکند که با سایر اطلاعات مربوط به تاریخچه و روابط مراجع همخوانی داشته باشد.
۸. گوست کردن بهعنوان یک داده بالینی
از نظر بالینی، شاید سؤال اصلی این نباشد که «چرا مراجع ناپدید شد؟» بلکه این باشد که این اتفاق در بافت رابطه درمانی چه معنایی پیدا میکند؟
باید دید پیش از قطع درمان چه اتفاقی افتاده بود: آیا جلسه دشواری برگزار شده بود؟ آیا تعارضی درباره هدف یا روش درمان ایجاد شده بود؟ آیا موضوع حساسی مطرح شده بود؟ آیا مراجع اخیراً احساس شکست یا ناکامی کرده بود؟ و آیا الگوی مشابهی در سایر روابط او وجود دارد؟
این نگاه کمک میکند درمانگر از دو خطای رایج دور بماند: یکی سرزنش مراجع و دیگری سرزنش خود و فرض اینکه حتماً اشتباهی حرفهای رخ داده است.
در نهایت، گوست کردن را بهتر است یک رویداد بالینی چندعاملی در نظر بگیریم، نه یک رفتار با یک علت مشخص. ممکن است ترکیبی از اجتناب هیجانی، مشکلات رابطه درمانی، شرم، شرایط اقتصادی یا زندگی، تجربههای قبلی فرد در روابط و ویژگیهای خود فرایند درمان در آن نقش داشته باشند.
و شاید مهمترین نکته این باشد که هدف درمانگر صرفاً نباید «جلوگیری از گوست کردن» باشد؛ بلکه ایجاد فضایی است که مراجع بتواند حتی در صورت ناراضی بودن، خشمگین شدن، ناامید شدن یا تصمیم به پایان درمان، این موضوع را مستقیماً با درمانگر مطرح کند.
در واقع، توانایی گفتنِ «فکر میکنم دیگر نمیخواهم ادامه بدهم» میتواند خودش بخشی از فرایند درمان باشد.
https://t.me/SaraBehzadir
گوست کردن در رواندرمانی؛ چرا مراجع ناگهان ناپدید میشود؟
AI-generated content
بخش اول
گوست کردن (Ghosting) به معنای قطع ناگهانی و بدون توضیح ارتباط با یک فرد، بدون اینکه فرد بهصورت روشن اعلام کند که قصد ادامه رابطه را ندارد، است. در این حالت فرد معمولاً پاسخ دادن به پیامها و تماسها را متوقف میکند یا بهتدریج ناپدید میشود و هیچ گفتوگوی مشخصی درباره پایان رابطه شکل نمیگیرد.
گوست کردن فقط در روابط عاطفی اتفاق نمیافتد و میتواند در روابط دوستانه، خانوادگی، کاری و حتی روابط حرفهای هم دیده شود؛ مثلاً دوستی که بعد از سالها ارتباط ناگهان دیگر پاسخ نمیدهد، فردی که بعد از چند قرار بدون توضیح ارتباط را قطع میکند، کارفرما یا متقاضی شغلی که بعد از چند مرحله مصاحبه دیگر پاسخ نمیدهد، یا بیماری که بدون اطلاع قبلی ادامه مراجعه به پزشک یا درمانگر را متوقف میکند.
در رواندرمانی، گوست کردن زمانی اتفاق میافتد که مراجع بدون اعلام روشن تصمیم خود، جلسات را متوقف میکند و به تلاشهای درمانگر برای برقراری ارتباط یا هماهنگی جلسه بعد پاسخ نمیدهد. البته باید آن را از «قطع درمان» بهطور کلی متمایز کرد؛ چون ممکن است فرد بهصورت آگاهانه تصمیم بگیرد درمان را متوقف کند و این موضوع را با درمانگر در میان بگذارد. عنصر اصلی گوست کردن، نبودِ ارتباط و توضیح درباره تصمیم به قطع رابطه است.
نکته مهم این است که گوست کردن لزوماً به معنای نارضایتی از درمانگر یا شکست درمان نیست و میتواند دلایل بسیار متفاوتی داشته باشد.
۱. دلایل مرتبط با خود مراجع
یکی از دلایل مهم میتواند دشواری در تحمل هیجانهای ناخوشایند باشد. رواندرمانی گاهی فرد را با اضطراب، شرم، احساس گناه، تعارضهای بینفردی یا تجربههای دردناک مواجه میکند. بعضی مراجعان بهجای صحبت کردن درباره این ناراحتی، با نرفتن به جلسه بعدی از موقعیتی که این احساسات را فعال میکند اجتناب میکنند.
در این شرایط، گوست کردن میتواند نوعی اجتناب تجربهای باشد؛ یعنی فرد برای کاهش فوری ناراحتی، از موقعیتی که احساسات دشوار ایجاد میکند فاصله میگیرد، حتی اگر این کار در بلندمدت با اهداف درمانی او در تضاد باشد.
ترس از قضاوت شدن هم میتواند نقش داشته باشد. مثلاً مراجع ممکن است احساس کند درمانگر از رفتار یا میزان پیشرفت او ناامید شده و به همین دلیل ترجیح دهد بهجای مواجه شدن با این احساس، دیگر مراجعه نکند.
۲. دلایل مرتبط با رابطه درمانی
گاهی در رابطه درمانی یک گسست ایجاد میشود؛ مثلاً درمانگر و مراجع درباره هدف درمان، روش مداخله، سرعت پیشرفت یا معنای یک مسئله اختلاف پیدا میکنند. اگر این گسست شناسایی و ترمیم نشود، مراجع ممکن است بهجای مطرح کردن نارضایتی خود، درمان را قطع کند.
احساس نکردنِ درک شدن، امنیت یا همدلی نیز میتواند باعث شود مراجع احساس کند ادامه رابطه درمانی برایش مفید نیست.
البته نباید هر گوست کردنی را به «مقاومت مراجع» نسبت داد. گاهی واقعاً مسئلهای در عملکرد درمانگر یا در تناسب روش درمان با نیازهای مراجع وجود داشته است.
۳. دلایل مرتبط با خودِ فرایند درمان
گاهی مراجع احساس میکند جلسات بیش از حد دشوار، تکراری، نامتناسب یا بیفایدهاند. ممکن است انتظار داشته باشد تغییر خیلی سریع اتفاق بیفتد و وقتی این اتفاق نمیافتد، نتیجه بگیرد که درمان مؤثر نیست.
از طرف دیگر، بعضی مداخلات درمانی ممکن است در کوتاهمدت ناراحتی را افزایش دهند؛ مثلاً مواجهه با هیجانهای دشوار یا بررسی یک رابطه آسیبزا. اگر مراجع نداند که چنین واکنشی میتواند بخشی از فرایند درمان باشد، ممکن است این ناراحتی را نشانه نامناسب بودن درمان تلقی کند.
۴. دلایل بینفردی و الگوهای دلبستگی
در بعضی موارد، نحوه پایان دادن به رابطه درمانی میتواند با الگوهای کلیتر فرد در روابط ارتباط داشته باشد. کسی که در روابطش هنگام تعارض، ناامیدی، صمیمیت یا ترس از طرد شدن معمولاً فاصله میگیرد، ممکن است همین الگو را در رابطه درمانی نیز تکرار کند.
در این حالت، گوست کردن میتواند اطلاعات بالینی مهمی درباره نحوه مدیریت تعارض، تنظیم فاصله و تحمل صمیمیت در فرد به ما بدهد.
با این حال، نباید صرفاً بر اساس یک مورد گوست کردن نتیجه گرفت که فرد «سبک دلبستگی خاصی» دارد یا از صمیمیت میترسد. اینها فرضیههای بالینیاند که باید در کنار سایر اطلاعات درباره الگوهای فرد بررسی شوند.
https://t.me/SaraBehzadir
دعوت به مشارکت در پژوهش
از شما دعوت میکنیم در پژوهشی با هدف استانداردسازی نسخه فارسی یک ابزار روانشناختی درباره افسردگی، شرکت کنید.
همه افراد ۱۸ تا ۶۰ ساله میتوانند در این پژوهش شرکت کنند و داشتن خلق افسرده، ملاک نیست.
شرکت در پژوهش کاملاً داوطلبانه است.
اطلاعات شما کاملاً محرمانه خواهد بود و میتوانید با نام مستعار یا کد در پژوهش شرکت کنید.نحوه همکاری: شرکت در یک مصاحبه آنلاین (حدود ده دقیقه) پر کردن یک پرسشنامه (حدود ده دقیقه) مشارکت شما میتواند به بهبود تشخیص افسردگی و ارتقای خدمات روانشناختی و روانپزشکی در ایران کمک کند. برای دریافت اطلاعات بیشتر جهت شرکت در پژوهش به این ایدی پیام دهید: @BehzadiSara
جدیدا «کلینیک انستیتو روانپزشکی تهران/درمانگاه دانشکده علوم رفتاری» نوبتدهی آنلاین رو هم به روشهای نوبتدهی اضافه کردهاند.
لینک رو در پیام ریپلای شده گذاشتم.
Repost from N/a
همه برنده شدهاند؛ راز اثرگذاری رواندرمانی چیست؟
وقتی از بیرون به دنیای روان درمانی نگاه میکنیم با یک معمای جالب روبرو میشویم. مکتب های مختلفی وجود دارند که هرکدام با زبان متفاوتی ادعا میکنند راه حل رنج روان را پیدا کرده اند اما وقتی نتیجه این روش ها را در مقیاس کلان بررسی میکنیم به یک واقعیت عجیب میرسیم. هیچ کدام بر دیگری برتری معناداری ندارند. این همان پدیده ای است که در روانشناسی به رای پرنده دودو معروف شده است یعنی وضعیتی که در آن انگار همه برنده شده اند و همه باید جایزه بگیرند. سال ها تصور میشد جادوی درمان در تکنیک های اختصاصی هر مکتب است اما شواهد نشان دادند که عوامل مشترک مثل امید دادن، دادن یک چارچوب برای فهمیدن رنج و ساختن یک رابطه امن سهم بسیار بزرگ تری در خوب شدن آدم ها دارند.
پیتر فوناگی و کلوئی کمپبل برای حل این معما یک توضیح تکاملی ساده و منطقی میدهند. آنها میگویند ریشه مشترک خیلی از روان رنجوری ها آسیب دیدن قابلیت اعتماد به دیگران است. وقتی انسانی در روابط اولیه یا مسیر زندگی اش بارها ضربه میخورد، ذهن او برای بقا یک تصمیم منطقی میگیرد و کانال پذیرش اطلاعات از بیرون را میبندد. فرد وارد حالتی از گارد ذهنی دائم میشود و دیگر نمیتواند کلام، پیشنهاد یا دلداری دیگران را به عنوان یک واقعیت امن باور کند. آدم ها به این دلیل به اتاق درمان نمی آیند که راه حل مشکلاتشان را بلد نیستند، بلکه می آیند چون گیرنده ذهنی آنها قفل شده است و نمی توانند هیچ داده تازه ای را از محیط اطرافشان جذب کنند. بنابراین کار اصلی هر روان درمانی موثری این است که این گارد ذهنی را به آرامی پایین بیاورد تا فرد دوباره بتواند به یک انسان دیگر به عنوان منبع آگاهی اعتماد کند.
این پایین آمدن گارد ذهنی طی سه مرحله ارتباطی رخ میدهد که در هر درمان موثری وجود دارد. در مرحله اول، درمانگر یک مدل مشخص برای درک ذهن به مراجع میدهد. وقتی فرد احساس میکند کسی بالاخره آشفتگی درونی او را فهمیده و برایش اسم گذاشته است، مقاومت اولیه اش کم میشود. در مرحله دوم، وقتی ذهن مراجع دوباره پذیرای ارتباط شد به ذهن درمانگر کنجکاو میشود و این تعامل توانایی درک رفتار خود و دیگران را در او بیدار میکند. اما اتفاق اصلی در مرحله سوم می افتد، یعنی جایی که مراجع این گارد پایین آمده و این توانایی تازه را برمی دارد و با خود به دنیای واقعی بیرون از اتاق درمان میبرد.
در واقع روان درمانی یک اختراع مدرن و عجیب نیست، بلکه نسخه تخصصی شده یکی از قدیمی ترین رفتارهای بشر است، یعنی پناه بردن به یک ذهن دیگر برای فهمیدن اینکه درون ما چه میگذرد. موفقیت یک درمان به این نیست که درمانگر چقدر دقیق تکنیک هایش را اجرا میکند، بلکه به این است که چقدر توانسته آن بی اعتمادی عمیق را کمرنگ کند تا فرد بتواند دوباره از محیط زندگی اش تغذیه روانی کند. روان درمانی فقط موتور خاموش شده یادگیری از جامعه را دوباره روشن میکند و بعد از آن، این خود زندگی است که فرد را جلو میبرد.
م.ج شعبانی
Repost from N/a
سلام
امکان رزرو تعداد محدودی جلسه رواندرمانی در تایم صبح فراهم است.
راههای ارتباطی:
09372459285
@marzieh_emz
در تلگرام، بله، ایتا.
مرضیه امامزاده؛ رواندرمانگر پویشی.
Repost from N/a
سلام
امکان رزرو تعداد محدودی جلسه رواندرمانی در تایم صبح فراهم است.
راههای ارتباطی:
09372459285
@marzieh_emz
در تلگرام، بله، ایتا.
مرضیه امامزاده؛ رواندرمانگر پویشی.
