en
Feedback
کانال چالش صنفی معلمان ایران

کانال چالش صنفی معلمان ایران

Open in Telegram

چالش صنفی معلمان ایران رسانه‌ای #مستقل و پرتلاش است که به پوشش دقیق، بی‌طرفانه و مسئولانه مسائل صنفی، حقوقی و اجتماعی معلمان و جامعه مدنی می‌پردازد. تریبونی برای بازتاب صدای معلمان و دیگر اقشار و اصناف سراسر کشور؛ از چالش‌های کلاس درس تا مطالبات برحق آنان

Show more
3 374
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+530 days
Posts Archive
💢 جامعه‌ی ایران: در جستجوی معنایی برای زندگی ✍ مژگان باقری؛ معلم و دانش آموخته جامعه شناسی 🔸 در فاجعه‌ی دیماه ۱۴۰۴ هزاران خانواده در عرض چند ساعت از یک خانواده خوشبخت معمولی تبدیل به یک خانواده مستاصل و پریشان شدند و همین اتفاق کافی بود که بسیاری از آنان به مرز فروپاشی روانی برسند. چرا که هیچ کدام از بازماندگان حتی در ترسناک‌ترین کابوسهای خود چنین حادثه‌ شومی را پیش بینی نمی کردند. کسانی که برای اعتراض از خانه بیرون رفتند نه رزمنده بودند نه چریک آموزش دیده. همه آنها رفته بودند که برگردند، اما نه تنها برنگشتند بلکه خانواده هایشان که هرگز برای روبرو شدن با چنین سرنوشتی آماده نبودند برای پیدا کردن و تحویل گرفتن پیکر آنان و مراسم خاکسپاری و ختم وارد یک جدال نابرابر با حکومت شدند‌. تصاویری که همه ما دیدیم کابوسی هولناک بود که هرگز در خواب هم نمی بینیم. 🔸 تجربه دو #جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه طی یک سال و فشارهای کمرشکن اقتصادی از یک سو و فاجعه هولناک #دیماه از دیگر سو بسیاری از ایرانیان را به لبه پرتگاه فروپاشی روانی کشانده است. برای میلیونها نفر مثل من که نه در اعتراضات شرکت کردیم نه آسیب جسمی دیدیم و نه عزیزانمان را از دست دادیم تحمل این شرائط روز به روز سخت‌تر می شود، دیگر چه می توان گفت درباره هم وطنانی که در اعتراضات آسیب دیدند یا عزیزانشان را از دست دادند؟ چه می توان گفت درباره زندانیان و خانواده های آنان؟ ما که با دیدن هر عکس و فیلمی از جانباختگان از زنده بودن خود شرمنده می شویم چگونه می توانیم به بازماندگانی کمک کنیم که بر لبه پرتگاه سقوط قرار گرفته اند؟ به این دلیل که از ادامه زندگی بدون عزیزانشان ناتوانند، به این دلیل که دیگر برای گذران این روز و شبی که نامش زندگی است معنایی نمی یابند.... 🔸 پایان خودخواسته زندگی از طرف پدر و نامزد دو نفر از جانباختگان دیماه، یکی در مرودشت فارس و دیگری در تهران، زنگ خطر بزرگی را برای جامعه خسته و رنجور ایران به صدا درآورده است. آن روز که این بازماندگان در بین هزاران کیسه مشکی به دنبال پیکر عزیزشان می گشتند باید می دانستیم که این، ابتدای ویرانی است. حال، پس از گذشت چندین ماه و فروکش کردن آن تنشها و استرسها تازه به یک سوال ویرانگر رسیده اند: چرا؟! چه کسی می تواند پاسخی قانع کننده به بازماندگان بدهد؟ چه کسی می تواند مرهمی بر این دلهای داغدار بگذارد؟ اینجا همان مرحله‌ی فروپاشی روانی است. همان جایی که باید به کمک این عزیزان شتافت. همان جایی که باید دستشان را گرفت و به آرامی از این پرتگاه عبور داد. اما چگونه؟ 🔸 اینجاست که باید جامعه شناسان و مددکاران اجتماعی به میدان بیایند. اینجاست که اساتید دانشگاه باید ازکنج عزلت بیرون بیایند و به حکومت هشدار بدهند. هشدار درباره یک جامعه سرخورده، افسرده و درآستانه‌ی سقوط. خودکشی دو نفر از بازماندگان فاجعه دیماه یک مسئله فردی نیست. ما به روانپزشک و قرصهای آرامبخش نیاز نداریم بلکه به یک راه حل جمعی و یک خانه تکانی اجتماعی نیازمندیم. این خودکش ها به ما می گوید که جامعه ایران از آستانه تحمل درد عبور کرده است و اگر آنها که با حکومت در ارتباطند آژیر قرمز را به صدا درنیاورند به زودی شاهد اتفاقات تلخ‌تری نیز خواهیم بود و مسئولیت این اتفاقات مستقیما به عهده حکومتی است که هیچگاه صدای مردم را نشنیده است و صد البته نخبگانی که هرگز تلاش نکردند با استفاده از علم و تجربه خود راهی برای رساندن جامعه ایران به ساحل آرامش پیدا کنند. نخبگانی که نه تنها هیچگاه راه حلی برای انبوه مشکلات جامعه دردمند ایران نداشتند بلکه خود بخشی از مشکل بودند. 🔸 توران میرهادی پس از مرگ همسر و  فرزندش به این نتیجه رسید ‌که باید غم‌های بزرگ را به کارهای بزرگ تبدیل کند و البته که کرد. دکتر فرانکل پس از فاجعه آشویتس به دنبال معنایی برای زندگی می گشت و البته که یافت. اما جامعه ایران چگونه می تواند تجربیات ارزشمند این انسانهای بزرگ را برای بازسازی تنِ رنجورِ خود به کار گیرد؟ چگونه می تواند خود را از این درماندگی نجات دهد؟ و بالاخره چگونه می تواند دست بازماندگان فاجعه دیماه را بگیرد و به عبور امن آنها از این مرحله سخت کمک کند؟ پاسخ به این پرسشها میزان مسئولیت پذیری اجتماعی ما را مشخص می کند. #دیماه_خونین #سوگ #انجمن_صنفی_معلمان_فارس 🆔@AnjomanSenfi_Fars کانال تلگرام انجمن صنفی معلمان فارس را با آدرس زیر دنبال کنید. https://t.me/AnjomanSenfi_Fars

🌅 انباشت نارضایتی معیشتی معلمان و پیامدهای آن برای نظام حکمرانی ✍ محمد رضاخواه_ روزنامه آرمان‌امروز 🔹 در هفته های اخیر، انتشار گسترده کلیپ‌هایی در اینستاگرام از اعتراض معلمان نسبت به وضعیت معیشتی و سطح حقوق، قدرت خرید آنان، نشانه‌ای قابل تأمل از افزایش نارضایتی در بدنه فرهنگیان است. نکته مهم‌تر آن است که این اعتراضات در نبود سازمان یا تشکل مستقلی که به طور ویژه از حقوق معلمان دفاع نماید، مانند سازمان نظام مهندسی، نظام پزشکی و نظام پرستاری، نظام مشاوره و … فاقد سازماندهی متمرکز، رهبری مشخص یا فراخوان رسمی است و به‌صورت خودجوش از سوی معلمان شکل گرفته و در فضای اجتماعی بازتاب پیدا می‌کند. 🔹این وضعیت را نباید صرفاً مجموعه‌ای از اعتراضات پراکنده و صنفی تلقی کرد. استمرار و تکرار این نشانه‌ها می‌تواند بیانگر شکل‌گیری شکافی عمیق‌تر میان بدنه معلمان و سیاست‌های اقتصادی و اداری دولت باشد؛ به‌ویژه آنکه معلمان، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های کارکنان دولت، از جایگاهی متفاوت با بسیاری از گروه‌های اجتماعی برخوردارند. 🔹سال‌هاست نسبت میان وضعیت معیشتی معلمان و کیفیت آموزش برای سیاست‌گذاران روشن است. کاهش قدرت خرید، فرسودگی شغلی، کاهش انگیزه و احساس بی‌عدالتی در نظام پرداخت، صرفاً مسئله‌ای مربوط به رفاه کارکنان نیست؛ بلکه مستقیماً می‌تواند بر کیفیت سرمایه انسانی، انگیزه معلمان و در نهایت عملکرد نظام آموزشی اثر بگذارد. به بیان دیگر، بخش قابل توجهی از هزینه‌های این وضعیت تاکنون به‌صورت تدریجی و پنهان با بی انگیزگی معلمان برای حضور در مدرسه و کلاس درس، افت کیفیت تدریس معلمان، خالی شدن اداره ها از نیروهای کیفی، کاهش کیفیت آموزشی، نارضایتی خانواده ها از وضعیت مدارس دولتی، کاهش عمومی سطح سواد دانش آموزان به ویژه در امتحانات نهایی، ترک تحصیل دانش آموزان، بازخریدی و استعفای معلمان، پرداخت شده است؛ اما ظرفیت تحمل این فشار نامحدود نیست. 🔹از این منظر، اعتراضات اخیر را باید به‌عنوان یک شاخص هشدار زودهنگام تلقی کرد. ممکن است اعتراضات امروز کوچک، پراکنده و خودجوش به نظر برسند، اما تجربه تحولات اجتماعی نشان داده است که انباشت نارضایتی، در صورت فراهم‌شدن یک محرک یا نقطه اتصال، می‌تواند در زمانی کوتاه به پدیده‌ای بسیار بزرگ‌تر از مجموع اعتراضات اولیه تبدیل شود و به نظر من این پتانسیل در جامعه معلمان به مرحله ای فراتر از انباشتگی رسیده است و هر آن ممکن است به مرحله عمل برسد، اما تابستان و تعطیلی مدارس شکل گیری این اعتراضات را به تاخیر انداخته است اما آغاز سال تحصیلی همراه با پیش‌بینی افزایش موج‌های تورمی در فصل پاییز و زمستان به‌ویژه در دسته‌بندی تغدیه و مایحتاج روزانه می‌تواند شکل‌گیری چنین اعتراضاتی را تسریع نماید. 🔹در شرایطی فعلی کشور جنگ، تورم، افزایش نارضایتی اجتماعی و … که دولت با آن مواجه است پرسش اساسی از دولتمردان این است؛ آیا جامعه، ظرفیت تحمل یک موج اعتراضی گسترده دیگر را دارد؛ آن هم اعتراضی که از درون بدنه دولت و از سوی یکی از بزرگ‌ترین دستگاه‌های دولتی با میلیون‌ها ذی‌نفع مستقیم و غیرمستقیم شکل بگیرد؟. اگر پاسخ منفی است، پرسش مهم‌تر این خواهد بود که چرا پیش از رسیدن نارضایتی به نقطه بحرانی، اقدام مؤثر و قابل مشاهده‌ای برای مدیریت آن صورت نمی‌گیرد؟. 🔹تجربه اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز نشان داد که فاصله میان یک نارضایتی پراکنده و یک بحران اجتماعی گسترده، لزوماً طولانی نیست. انباشت تدریجی نارضایتی‌ها ممکن است برای مدت‌ها به شکل اعتراضات کوچک و پراکنده ظاهر شود، اما یک محرک مناسب می‌تواند این نارضایتی‌های انباشته را به یک موج فراگیر تبدیل کند. بنابراین، مسئله امروز صرفاً تعداد کلیپ‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نیست؛ مسئله، روندی است که این کلیپ‌ها می‌توانند بخشی از آن باشند.... 🔹اعتراضات معلمان به وضعیت معیشتی دیگر قابل تقلیل به چند مطالبه پراکنده صنفی نیست. تداوم اعتراضات خودجوش، گستردگی بازتاب آن در شبکه‌های اجتماعی و نبود یک سازماندهی مشخص، به‌جای آنکه موجب کم‌اهمیت تلقی‌کردن مسئله شود، باید به‌عنوان نشانه‌ای از انباشت نارضایتی در بدنه اجتماعی معلمان مورد توجه قرار گیرد. سیاست عقلانی، منتظر ماندن برای شکل‌گیری بحران نیست؛ سیاست عقلانی، شناسایی نشانه‌های بحران پیش از رسیدن آن به نقطه برگشت‌ناپذیر و اقدام مؤثر برای حل ریشه‌ای مسئله است. اگر امروز اعتراضات معلمان هنوز پراکنده و خودجوش است، این الزاماً نشانه بی‌اهمیت بودن آن نیست؛ ممکن است آخرین فرصت برای حل مسئله پیش از تبدیل‌شدن آن به یک بحران گسترده‌تر باشد.     📌متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI

🌅 انباشت نارضایتی معیشتی معلمان و پیامدهای آن برای نظام حکمرانی ✍ محمد رضاخواه_ روزنامه آرمان‌امروز 🔹 در هفته های اخیر، انتشار گسترده کلیپ‌هایی در اینستاگرام از اعتراض معلمان نسبت به وضعیت معیشتی و سطح حقوق، قدرت خرید آنان، نشانه‌ای قابل تأمل از افزایش نارضایتی در بدنه فرهنگیان است. نکته مهم‌تر آن است که این اعتراضات در نبود سازمان یا تشکل مستقلی که به طور ویژه از حقوق معلمان دفاع نماید، مانند سازمان نظام مهندسی، نظام پزشکی و نظام پرستاری، نظام مشاوره و … فاقد سازماندهی متمرکز، رهبری مشخص یا فراخوان رسمی است و به‌صورت خودجوش از سوی معلمان شکل گرفته و در فضای اجتماعی بازتاب پیدا می‌کند. 🔹این وضعیت را نباید صرفاً مجموعه‌ای از اعتراضات پراکنده و صنفی تلقی کرد. استمرار و تکرار این نشانه‌ها می‌تواند بیانگر شکل‌گیری شکافی عمیق‌تر میان بدنه معلمان و سیاست‌های اقتصادی و اداری دولت باشد؛ به‌ویژه آنکه معلمان، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های کارکنان دولت، از جایگاهی متفاوت با بسیاری از گروه‌های اجتماعی برخوردارند. 🔹سال‌هاست نسبت میان وضعیت معیشتی معلمان و کیفیت آموزش برای سیاست‌گذاران روشن است. کاهش قدرت خرید، فرسودگی شغلی، کاهش انگیزه و احساس بی‌عدالتی در نظام پرداخت، صرفاً مسئله‌ای مربوط به رفاه کارکنان نیست؛ بلکه مستقیماً می‌تواند بر کیفیت سرمایه انسانی، انگیزه معلمان و در نهایت عملکرد نظام آموزشی اثر بگذارد. به بیان دیگر، بخش قابل توجهی از هزینه‌های این وضعیت تاکنون به‌صورت تدریجی و پنهان با بی انگیزگی معلمان برای حضور در مدرسه و کلاس درس، افت کیفیت تدریس معلمان، خالی شدن اداره ها از نیروهای کیفی، کاهش کیفیت آموزشی، نارضایتی خانواده ها از وضعیت مدارس دولتی، کاهش عمومی سطح سواد دانش آموزان به ویژه در امتحانات نهایی، ترک تحصیل دانش آموزان، بازخریدی و استعفای معلمان، پرداخت شده است؛ اما ظرفیت تحمل این فشار نامحدود نیست. 🔹از این منظر، اعتراضات اخیر را باید به‌عنوان یک شاخص هشدار زودهنگام تلقی کرد. ممکن است اعتراضات امروز کوچک، پراکنده و خودجوش به نظر برسند، اما تجربه تحولات اجتماعی نشان داده است که انباشت نارضایتی، در صورت فراهم‌شدن یک محرک یا نقطه اتصال، می‌تواند در زمانی کوتاه به پدیده‌ای بسیار بزرگ‌تر از مجموع اعتراضات اولیه تبدیل شود و به نظر من این پتانسیل در جامعه معلمان به مرحله ای فراتر از انباشتگی رسیده است و هر آن ممکن است به مرحله عمل برسد، اما تابستان و تعطیلی مدارس شکل گیری این اعتراضات را به تاخیر انداخته است اما آغاز سال تحصیلی همراه با پیش‌بینی افزایش موج‌های تورمی در فصل پاییز و زمستان به‌ویژه در دسته‌بندی تغدیه و مایحتاج روزانه می‌تواند شکل‌گیری چنین اعتراضاتی را تسریع نماید. 🔹در شرایطی فعلی کشور جنگ، تورم، افزایش نارضایتی اجتماعی و … که دولت با آن مواجه است پرسش اساسی از دولتمردان این است؛ آیا جامعه، ظرفیت تحمل یک موج اعتراضی گسترده دیگر را دارد؛ آن هم اعتراضی که از درون بدنه دولت و از سوی یکی از بزرگ‌ترین دستگاه‌های دولتی با میلیون‌ها ذی‌نفع مستقیم و غیرمستقیم شکل بگیرد؟. اگر پاسخ منفی است، پرسش مهم‌تر این خواهد بود که چرا پیش از رسیدن نارضایتی به نقطه بحرانی، اقدام مؤثر و قابل مشاهده‌ای برای مدیریت آن صورت نمی‌گیرد؟. 🔹تجربه اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز نشان داد که فاصله میان یک نارضایتی پراکنده و یک بحران اجتماعی گسترده، لزوماً طولانی نیست. انباشت تدریجی نارضایتی‌ها ممکن است برای مدت‌ها به شکل اعتراضات کوچک و پراکنده ظاهر شود، اما یک محرک مناسب می‌تواند این نارضایتی‌های انباشته را به یک موج فراگیر تبدیل کند. بنابراین، مسئله امروز صرفاً تعداد کلیپ‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نیست؛ مسئله، روندی است که این کلیپ‌ها می‌توانند بخشی از آن باشند.... 🔹اعتراضات معلمان به وضعیت معیشتی دیگر قابل تقلیل به چند مطالبه پراکنده صنفی نیست. تداوم اعتراضات خودجوش، گستردگی بازتاب آن در شبکه‌های اجتماعی و نبود یک سازماندهی مشخص، به‌جای آنکه موجب کم‌اهمیت تلقی‌کردن مسئله شود، باید به‌عنوان نشانه‌ای از انباشت نارضایتی در بدنه اجتماعی معلمان مورد توجه قرار گیرد. سیاست عقلانی، منتظر ماندن برای شکل‌گیری بحران نیست؛ سیاست عقلانی، شناسایی نشانه‌های بحران پیش از رسیدن آن به نقطه برگشت‌ناپذیر و اقدام مؤثر برای حل ریشه‌ای مسئله است. اگر امروز اعتراضات معلمان هنوز پراکنده و خودجوش است، این الزاماً نشانه بی‌اهمیت بودن آن نیست؛ ممکن است آخرین فرصت برای حل مسئله پیش از تبدیل‌شدن آن به یک بحران گسترده‌تر باشد.     📌متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI

🌅 انباشت نارضایتی معیشتی معلمان و پیامدهای آن برای نظام حکمرانی ✍ محمد رضاخواه_ روزنامه آرمان‌امروز 🔹 در هفته های اخیر، انتشار گسترده کلیپ‌هایی در اینستاگرام از اعتراض معلمان نسبت به وضعیت معیشتی و سطح حقوق، قدرت خرید آنان، نشانه‌ای قابل تأمل از افزایش نارضایتی در بدنه فرهنگیان است. نکته مهم‌تر آن است که این اعتراضات در نبود سازمان یا تشکل مستقلی که به طور ویژه از حقوق معلمان دفاع نماید، مانند سازمان نظام مهندسی، نظام پزشکی و نظام پرستاری، نظام مشاوره و … فاقد سازماندهی متمرکز، رهبری مشخص یا فراخوان رسمی است و به‌صورت خودجوش از سوی معلمان شکل گرفته و در فضای اجتماعی بازتاب پیدا می‌کند. 🔹این وضعیت را نباید صرفاً مجموعه‌ای از اعتراضات پراکنده و صنفی تلقی کرد. استمرار و تکرار این نشانه‌ها می‌تواند بیانگر شکل‌گیری شکافی عمیق‌تر میان بدنه معلمان و سیاست‌های اقتصادی و اداری دولت باشد؛ به‌ویژه آنکه معلمان، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های کارکنان دولت، از جایگاهی متفاوت با بسیاری از گروه‌های اجتماعی برخوردارند. 🔹سال‌هاست نسبت میان وضعیت معیشتی معلمان و کیفیت آموزش برای سیاست‌گذاران روشن است. کاهش قدرت خرید، فرسودگی شغلی، کاهش انگیزه و احساس بی‌عدالتی در نظام پرداخت، صرفاً مسئله‌ای مربوط به رفاه کارکنان نیست؛ بلکه مستقیماً می‌تواند بر کیفیت سرمایه انسانی، انگیزه معلمان و در نهایت عملکرد نظام آموزشی اثر بگذارد. به بیان دیگر، بخش قابل توجهی از هزینه‌های این وضعیت تاکنون به‌صورت تدریجی و پنهان با بی انگیزگی معلمان برای حضور در مدرسه و کلاس درس، افت کیفیت تدریس معلمان، خالی شدن اداره ها از نیروهای کیفی، کاهش کیفیت آموزشی، نارضایتی خانواده ها از وضعیت مدارس دولتی، کاهش عمومی سطح سواد دانش آموزان به ویژه در امتحانات نهایی، ترک تحصیل دانش آموزان، بازخریدی و استعفای معلمان، پرداخت شده است؛ اما ظرفیت تحمل این فشار نامحدود نیست. 🔹از این منظر، اعتراضات اخیر را باید به‌عنوان یک شاخص هشدار زودهنگام تلقی کرد. ممکن است اعتراضات امروز کوچک، پراکنده و خودجوش به نظر برسند، اما تجربه تحولات اجتماعی نشان داده است که انباشت نارضایتی، در صورت فراهم‌شدن یک محرک یا نقطه اتصال، می‌تواند در زمانی کوتاه به پدیده‌ای بسیار بزرگ‌تر از مجموع اعتراضات اولیه تبدیل شود و به نظر من این پتانسیل در جامعه معلمان به مرحله ای فراتر از انباشتگی رسیده است و هر آن ممکن است به مرحله عمل برسد، اما تابستان و تعطیلی مدارس شکل گیری این اعتراضات را به تاخیر انداخته است اما آغاز سال تحصیلی همراه با پیش‌بینی افزایش موج‌های تورمی در فصل پاییز و زمستان به‌ویژه در دسته‌بندی تغدیه و مایحتاج روزانه می‌تواند شکل‌گیری چنین اعتراضاتی را تسریع نماید. 🔹در شرایطی فعلی کشور جنگ، تورم، افزایش نارضایتی اجتماعی و … که دولت با آن مواجه است پرسش اساسی از دولتمردان این است؛ آیا جامعه، ظرفیت تحمل یک موج اعتراضی گسترده دیگر را دارد؛ آن هم اعتراضی که از درون بدنه دولت و از سوی یکی از بزرگ‌ترین دستگاه‌های دولتی با میلیون‌ها ذی‌نفع مستقیم و غیرمستقیم شکل بگیرد؟. اگر پاسخ منفی است، پرسش مهم‌تر این خواهد بود که چرا پیش از رسیدن نارضایتی به نقطه بحرانی، اقدام مؤثر و قابل مشاهده‌ای برای مدیریت آن صورت نمی‌گیرد؟. 🔹تجربه اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز نشان داد که فاصله میان یک نارضایتی پراکنده و یک بحران اجتماعی گسترده، لزوماً طولانی نیست. انباشت تدریجی نارضایتی‌ها ممکن است برای مدت‌ها به شکل اعتراضات کوچک و پراکنده ظاهر شود، اما یک محرک مناسب می‌تواند این نارضایتی‌های انباشته را به یک موج فراگیر تبدیل کند. بنابراین، مسئله امروز صرفاً تعداد کلیپ‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نیست؛ مسئله، روندی است که این کلیپ‌ها می‌توانند بخشی از آن باشند.... 🔹اعتراضات معلمان به وضعیت معیشتی دیگر قابل تقلیل به چند مطالبه پراکنده صنفی نیست. تداوم اعتراضات خودجوش، گستردگی بازتاب آن در شبکه‌های اجتماعی و نبود یک سازماندهی مشخص، به‌جای آنکه موجب کم‌اهمیت تلقی‌کردن مسئله شود، باید به‌عنوان نشانه‌ای از انباشت نارضایتی در بدنه اجتماعی معلمان مورد توجه قرار گیرد. سیاست عقلانی، منتظر ماندن برای شکل‌گیری بحران نیست؛ سیاست عقلانی، شناسایی نشانه‌های بحران پیش از رسیدن آن به نقطه برگشت‌ناپذیر و اقدام مؤثر برای حل ریشه‌ای مسئله است. اگر امروز اعتراضات معلمان هنوز پراکنده و خودجوش است، این الزاماً نشانه بی‌اهمیت بودن آن نیست؛ ممکن است آخرین فرصت برای حل مسئله پیش از تبدیل‌شدن آن به یک بحران گسترده‌تر باشد.     📌متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI

🌅نزدیک به نیم‌قرن است که بنزین را به نام «رفاه مردم» گران می‌کنند و وعده می‌دهند درآمدش به سفره همان مردم بازگردد؛ اما آنچه بازگشته، تورم، گرانی سرسام‌آور و فشار بیشتر بر مردم بوده است. مردم هم‌زمان هزینه خودروهای بی‌کیفیت، ناوگان فرسوده و حمل‌ونقل عمومی ناکارآمد را می‌پردازند؛ مشکلاتی که حکومت مسئول آنهاست، اما بهایشان را از جیب مردم می‌گیرد. در عوض حساب‌های بانکی مسولان و خانواده‌هایشان سر به آسمان کشیده است و در حالی که سفره مردم خالی است انگلزاده‌ها و کفتارزداه‌هایشان در ناز و نعمت زندگی می‌کنند. 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI

💢نوشت‌افزار ۵۰ تا ۱۰۰ درصد گران شد رئیس اتحادیه لوازم‌التحریر: 🔹قیمت عمده محصولات نوشت‌افزار نسبت به پارسال حدود ۵۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش یافته است. 🔹دفتر و کاغذ با دست‌کم ۱۰۰ درصد افزایش، بیشترین رشد قیمت را داشته‌اند. 🔹هنوز شور و رونق همیشگی در بازار نوشت‌افزار دیده نمی‌شود. مردم حق دارند از قیمت‌ها گلایه داشته باشند، اما این افزایش قیمت با توجه به شرایط موجود اجتناب‌ناپذیر بوده است. 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI

🌅 مهم‌ترین اتفاق برای وزارت آموزش‌ و پرورش در سال گذشته چه بوده است؟ علی فرهادی، سخنگوی وزارت‌ آموزش‌وپرورش : آموزش‌وپرورش به اولویت اول دولت تبدیل شد! خود گویی وخود خندی عجب مرد هنرمندی ⁉️⁉️ 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI

🌅#ترانه  آرزوی برباد میرا (صدای هوش مصنوعی) به یاد تمام جاوید نامان وطن، هرگز از یاد شان نخواهیم برد 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI

برنارد شاو، طنزنویس ایرلندی، می‌گفت: «تجربه نشان داده است که آدمی از تجربه هیچ نمی‌آموزد.» اگر واقعاً از تجربه نیاموزیم، ممکن است یک خطا را بارها و بارها تکرار کنیم. ✍️ بهزاد مهرانی یکی از تجربه‌هایی که این روزها باید جدی‌تر بگیریم این است که بار دیگر سلبریتی‌ها را مبنای شناخت‌مان از سیاست و الزامات آن قرار ندهیم. یکی از خطرناک‌ترین عادت‌های جامعه‌ای که هنوز سیاست را شخص‌محور می‌فهمد این است که هرکس صدای بلندتر، چهره‌ای شناخته‌شده‌تر یا میلیون‌ها دنبال‌کننده دارد، ناگهان به مقام «مرجع سیاسی» ارتقا پیدا کند. من با سخن گفتن بازیگران، خوانندگان، ورزشکاران و دیگر چهره‌های مشهور دربارهٔ سیاست هیچ مشکلی ندارم. آنها نیز مانند من و شما شهروندند و حق دارند دربارهٔ سرنوشت کشورشان حرف بزنند، موضع بگیرند، اعتراض کنند و از یک جریان سیاسی حمایت یا با جریان دیگری مخالفت کنند. مشکل از جایی آغاز می‌شود که شهرت را با صلاحیت سیاسی اشتباه می‌گیریم. و خطر فقط سلبریتی‌ای نیست که مخالف ماست. اتفاقاً خطر بزرگ‌تر زمانی است که یک سلبریتی دقیقاً همان چیزی را می‌گوید که ما دوست داریم بشنویم. فرض کنیم فردا یکی از مشهورترین بازیگران، خوانندگان یا ورزشکاران ایران از تمام مواضع سیاسی مورد علاقهٔ من دفاع کند؛ همان حرف‌هایی را بزند که من می‌زنم، از همان کسانی حمایت کند که من حمایت می‌کنم و با همان کسانی مخالفت کند که من مخالفشان هستم. آیا به همین دلیل باید او را به مرجع سیاسی تبدیل کنم؟ پاسخ من «نه» است. یک جراح مشهور را به‌خاطر میلیون‌ها دنبال‌کننده‌اش برای تعمیر موتور هواپیما استخدام نمی‌کنیم. محبوبیت یک فوتبالیست نیز از او اقتصاددان نمی‌سازد. به همین ترتیب، موفقیت در سینما، موسیقی، ورزش یا تلویزیون به‌خودی‌خود چیزی دربارهٔ توانایی فرد در فهم دولت، اقتصاد، امنیت، روابط بین‌الملل، تاریخ سیاسی یا ساختار قدرت به ما نمی‌گوید. ممکن است یک سلبریتی در همهٔ این زمینه‌ها مطالعه کرده باشد. بسیار خوب؛ در آن صورت باید دانش و استدلال او را سنجید. #اما این دانش باید #اثبات شود، نه اینکه از #شهرت او #استنتاج شود. سلبریتی چیزی در اختیار دارد که بسیاری از شهروندان ندارند: توجه عمومی. ممکن است یک استاد علوم سیاسی سی سال دربارهٔ خاورمیانه تحقیق کند و تحلیلش را پنج هزار نفر بخوانند، اما یک بازیگر با انتشار دو خط در اینستاگرام همان شب بر ذهن میلیون‌ها نفر اثر بگذارد. این اختلاف نفوذ لزوماً حاصل اختلاف دانش نیست؛ حاصل اختلاف شهرت است. خطرناک‌ترین سلبریتی، سلبریتیِ مخالف من نیست. وقتی یک سلبریتی حرف دل ما را می‌زند، سیستم دفاعی ذهنمان ضعیف می‌شود. ناگهان می‌گوییم: «دیدی فلان بازیگر هم همین را گفت؟» اما وقتی همان فرد حرفی برخلاف عقیدهٔ ما بزند، گذشته‌اش را جست‌وجو می‌کنیم، تناقض‌هایش را درمی‌آوریم و می‌پرسیم: «اصلاً چرا یک بازیگر باید دربارهٔ سیاست حرف بزند؟» این همان جایی است که باید مراقب خودمان باشیم. من در سیاست به کسی تنها به دلیل موضع امروزش اعتماد نمی‌کنم. می‌خواهم بدانم دیروز کجا ایستاده بود. وقتی حرف زدن هزینه داشت چه می‌کرد؟ وقتی موضعی که امروز می‌گیرد محبوب نبود، آیا باز هم از آن دفاع می‌کرد؟ آیا اصول سیاسی مشخصی دارد؟ تغییر عقیده نه جرم است و نه لزوماً نادرست. انسان عاقل ممکن است با اطلاعات و تجربهٔ تازه نظرش را تغییر دهد. اما میان «تغییر عقیده بر اساس تجربه و استدلال» و «حرکت همراه با موج» تفاوت بزرگی وجود دارد. آیا یک سلبریتی نمی‌تواند سیاستمدار خوبی بشود؟ البته که می‌تواند. یک بازیگر، ورزشکار یا خواننده می‌تواند مطالعه کند، وارد فعالیت سیاسی شود، برنامه ارائه دهد، مسئولیت بپذیرد، در معرض نقد قرار گیرد و حتی سیاستمداری توانا شود. اما از آن لحظه باید او را نه به عنوان سلبریتی، بلکه به عنوان سیاستمدار سنجید: برنامه‌ات چیست؟ در اقتصاد چه می‌گویی؟ دربارهٔ آزادی‌های فردی چه می‌اندیشی؟ حدود قدرت دولت را کجا می‌دانی؟ سیاست خارجی‌ات چیست؟ سابقه‌ات چیست؟ حرف من حذف سلبریتی از سیاست نیست؛ حذف امتیاز سلبریتی از سیاست است. فرض کنیم امروز یک بازیگر مشهور دقیقاً طرفدار جریان سیاسی من است. اگر فقط به دلیل همین حمایت او را به قهرمان سیاسی تبدیل کنم، چه پاسخی دارم وقتی فردا بازیگر مشهور دیگری از دشمن سیاسی من حمایت می‌کند و میلیون‌ها نفر به خاطر شهرتش دنبالش راه می‌افتند؟ نمی‌توانم بگوی که سلبریتیِ من آگاه است، اما سلبریتیِ تو چرا دربارهٔ سیاست حرف می‌زند؟ اصل باید این باشد: هیچ‌کس به دلیل شهرتش از من اعتبار سیاسی نمی‌گیرد؛ حتی اگر صددرصد با من هم‌عقیده باشد. #سلبریتی_پرست_نباشیم #شهرت_صلاحیت_نمی‌آورد #شهرت_معیار_صلاحیت_نیست رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید. کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 https://t.me/kchaleshFI

🌅👈 حاجی بابایی :چه کسی گفته مدیر ۵۰۰ میلیون‌حقوق‌بگیر، متکفل بازنشسته ۱۸ میلیون‌بگیر شود؟! 🔵👈 نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در گفتگویی با خبرنگار  فارس  گفت سازمان بازنشستگی ما چقدر کارخانجات داره؟ 🟠👈چقدر شرکت به نامشه؟ 🟢👈مدیر عاملان شرکتهای وابسته به صندوق بازنشستگی کشوری چقدر حقوق می‌گیرند؟ 🌕👈بعد بازنشسته ۱۸ میلیون می گیرد. اگر مستمری بگیر باشد که ۹ میلیون می گیرد. کی گفته یک آدم ۵۰۰ میلیون حقوق بگیر متکفل یک آدم ۱۸ میلیون حقوق بگیر بشه؟ به خدا ظلمه! به خدا ظلمه! به خدا ظلمه! #پی_نوشت کی بود ، کی بود ، من نبودم ! انگار شما آقایان ۴۷ ساله جزء مدیران ونمایندگان بوده اید حالا همه اپوزیسیون شده اند ، نمی دانیم چرا رنگِ رنگ کردنشان تمام نمی شود ⁉️⁉️⁉️ 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI

🌅چرا دیکتاتورها خواسته‌های خود را به نام ملت جا می‌زنند؟ «مشروعیت‌سازی دروغین» رژیم‌های اقتدارگرا به‌طور نظام‌مند خواسته‌های اقلیت حاکم را به‌عنوان «اراده عمومی» بازنمایی می‌کنند. این پدیده تصادفی نیست؛ بلکه ریشه در مکانیزم‌های روان‌شناختی، جامعه‌شناختی و سیاسی مشخصی دارد که علم سیاست به‌خوبی آن‌ها را مستند کرده است. چرا این اتفاق می‌افتد؟ ۱. بحران مشروعیت؛ ریشه همه چیز ماکس وبر نشان داد که هیچ حکومتی حتی خشن‌ترین دیکتاتوری نمی‌تواند صرفاً با زور پایدار بماند. حکومت‌ها برای بقا به «باور مشروعیت» در میان مردم نیاز دارند. دیکتاتورها که فاقد مشروعیت دموکراتیک هستند، ناچارند این خلأ را با ادعای نمایندگی «اراده واقعی ملت» پر کنند. هانا آرنت، فیلسوف سیاسی یهودی-آلمانی، در کتاب «ریشه‌های توتالیتاریسم» می‌نویسد:
«رژیم‌های توتالیتر برای بقا به دروغی نیاز دارند که آن‌قدر بزرگ باشد که واقعیت را کاملاً جایگزین کند — نه دروغ‌های کوچک، بلکه بازسازی کامل جهان.»
۲. مارپیچ سکوت؛ سکوت اجباری که «رضایت» جلوه می‌کند. الیزابت نوئل-نویمان، محقق ارتباطات، در دهه ۱۹۷۰ نظریه «Spiral of Silence» را مطرح کرد: وقتی مردم احساس می‌کنند ابراز نظر خطرناک است، سکوت می‌کنند. در نظام‌های اقتدارگرا این سکوت اجباری به‌عنوان «رضایت عمومی» تفسیر و تبلیغ می‌شود.
نتیجه؟ دیکتاتور می‌گوید: «ببینید، کسی اعتراض نمی‌کند، پس ملت با ماست.
» این نظریه در دموکراسی‌ها آزمون شده؛ تعمیم آن به نظام‌های اقتدارگرا منطقی اما کمتر مستقیم آزمون‌شده است. ۳. اثر توهم حقیقت، تکرار دروغ تا باور شدن پژوهش‌های Hasher, Goldstein & Toppino (1977) و ده‌ها مطالعه بعدی نشان داده‌اند که تکرار یک ادعا حتی ادعای دروغ احتمال باور شدن آن را به‌طور معناداری افزایش می‌دهد. این پدیده «Illusory Truth Effect» نام دارد. دستگاه‌های تبلیغاتی اقتدارگرا دقیقاً از این مکانیزم بهره می‌برند: رسانه و روزنامه‌های دولتی همه یک پیام را تکرار می‌کنند تا مرز دروغ و واقعیت محو شود. ۴. نظریه هژمونی فرهنگی ابزار رضایت داوطلبانه آنتونیو گرامشی، نظریه‌پرداز ایتالیایی، مفهوم «هژمونی فرهنگی» را معرفی کرد: قدرت نه‌تنها از طریق زور، بلکه از طریق شکل دادن به باورها، ارزش‌ها و «عقل سلیم» اعمال می‌شود. وقتی رژیم موفق می‌شود چارچوب فکری جامعه را کنترل کند، مردم خودشان شروع به تکرار ادعاهای رژیم می‌کنند بدون اینکه متوجه شوند. ۵. نقش اقلیت متعصب؛ چرا اقلیت صدایش بلندتر است؟ پژوهش‌های جدید در دینامیک‌های گروهی نشان می‌دهند که اقلیت‌های متعصب و پرسروصدا می‌توانند تصویر نادرستی از «اجماع عمومی» ایجاد کنند. این پدیده «False Consensus Effect» نام دارد. ما تمایل داریم نظرات خود را رایج‌تر از آنچه هست تصور کنیم. دیکتاتورها این اقلیت متعصب را به جلو می‌آورند. در رسانه‌ها، تجمعات اجباری و مناسبت‌های دولتی تا توهم «حمایت اکثریت» را بسازند. ۶. ترس از هزینه؛ چرا اکثریت سکوت می‌کند؟ جورج اورول در رمان «۱۹۸۴» جمله‌ای دارد که دیگر صرفاً ادبیات نیست، بلکه یک مشاهده سیاسی اس
ت: «در دوران فریب جهانی، گفتن حقیقت یک عمل انقلاب اس
ت.» پژوهش‌های تجربی تأیید می‌کنند که در جوامع اقتدارگرا، هزینه بیان مخالفت بسیار بالاست. از دست دادن شغل، زندان، یا خطر جانی. این هزینه بالا اکثریت ساکت را ساکت‌تر می‌کند و اقلیت پرسروصدا را پررنگ‌تر. باید صادق بود! برخی پژوهشگران مثل Timothy Frye در کتاب «Weak Strongman» استدلال می‌کنند که بخشی از حمایت عمومی از رهبران اقتدارگرا واقعی است نه کاملاً ساختگی. عواملی مثل ثبات اقتصادی موقت، ناسیونالیسم واقعی، یا ترس از بی‌نظمی می‌توانند حمایت را واقعی کنند. این یعنی تصویر «تمام مردم مخالف‌اند و رژیم دروغ می‌گوید» هم می‌تواند ساده‌انگاری باشد. واقعیت پیچیده‌تر است! بلکه باید گفت ترکیبی از حمایت واقعی اقلیت، سکوت اکثریت، و بزرگ‌نمایی نظام
مند. پدیده «مشروعیت‌سازی دروغین» در نظام‌های اقتدارگرا نه یک توطئه ساده، بلکه محصول تعامل چند مکانیزم همزمان است: بحران مشروعیت رژیم را مجبور می‌کند جایگزینی برای رأی آزاد پیدا ک
ند. ترس و سرکوب، اکثریت را ساکت می‌کند. دستگاه تبلیغاتی این سکوت را «رضایت» می‌نامد. تکرار مداوم، تدریجاً مرز واقعیت و دروغ را محو می‌کند. و اقلیت متعصب به‌عنوان «نمایندگان ملت» جلوی دوربین می‌روند. آرنت در جای دیگری می‌
نویسد: «خطرناک‌ترین شکل دروغ آن نیست که به تو گفته می‌شود بلکه آن است که یاد می‌گیری به خودت
بگویی.» 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI

🌅 اعمال تغییر قیمت بنزین از ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان بدون شرح⁉️⁉️⁉️ 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI

🔴 دیوان عدالت اداری اعتراض صلاح حاجی‌میرزایی، فعال صنفی و مدنی سنندج، به حکم انفصال از خدمت را رد کرد بنا بر مستندات رسیده ب
🔴 دیوان عدالت اداری اعتراض صلاح حاجی‌میرزایی، فعال صنفی و مدنی سنندج، به حکم انفصال از خدمت را رد کرد بنا بر مستندات رسیده به کانال چالش صنفی معلمان ایران، شعبه ۳۱ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری، اعتراض #صلاح_حاجی‌میرزایی، فعال صنفی و مدنی #سنندج، نسبت به حکم هیأت تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش را #رد کرد. هیأت رسیدگی به تخلفات اداری، او را به دلیل شرکت در تحصن‌ها و زمینه‌سازی برای شرکت سایر فرهنگیان در فعالیت‌های صنفی، مشمول تخلفات مندرج در ماده ۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری دانسته و حکم چهار ماه انفصال موقت از خدمت برای او صادر کرده بود. حاجی‌میرزایی در اعتراض خود، با اشاره به ۲۸ سال سابقه خدمت آموزشی، مدرک کارشناسی ارشد و سوابق حرفه‌ای، بر نامتناسب بودن مجازات با رفتار انتسابی تأکید کرده بود. با این حال، شعبه ۳۱ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری، با این استدلال که تشریفات قانونی از جمله ابلاغ اتهام و استماع دفاعیات رعایت شده و مجازات تعیین‌شده متناسب با تخلف است، شکایت و اعتراض وی را غیر وارد تشخیص داده و حکم به رد آن صادر کرد. 📍 این رأی قطعی است. 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 https://t.me/kchaleshFI

🔴 دیوان عدالت اداری اعتراض صلاح حاجی‌میرزایی، فعال صنفی و مدنی سنندج، به حکم انفصال از خدمت را رد کرد بنا بر مستندات رسیده ب
🔴 دیوان عدالت اداری اعتراض صلاح حاجی‌میرزایی، فعال صنفی و مدنی سنندج، به حکم انفصال از خدمت را رد کرد بنا بر مستندات رسیده به کانال چالش صنفی معلمان ایران، شعبه ۳۱ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری، اعتراض #صلاح_حاجی‌میرزایی، فعال صنفی و مدنی #سنندج، نسبت به حکم هیأت تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش را #رد کرد. هیأت رسیدگی به تخلفات اداری، او را به دلیل شرکت در تحصن‌ها و زمینه‌سازی برای شرکت سایر فرهنگیان در فعالیت‌های صنفی، مشمول تخلفات مندرج در ماده ۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری دانسته و حکم چهار ماه انفصال موقت از خدمت برای او صادر کرده بود. حاجی‌میرزایی در اعتراض خود، با اشاره به ۲۸ سال سابقه خدمت آموزشی، مدرک کارشناسی ارشد و سوابق حرفه‌ای، بر نامتناسب بودن مجازات با رفتار انتسابی تأکید کرده بود. با این حال، شعبه ۳۱ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری، با این استدلال که تشریفات قانونی از جمله ابلاغ اتهام و استماع دفاعیات رعایت شده و مجازات تعیین‌شده متناسب با تخلف است، شکایت و اعتراض وی را غیر وارد تشخیص داده و حکم به رد آن صادر کرد. 📍 این رأی قطعی است. 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 https://t.me/kchaleshFI

🌅#نگاه  تفاوت تفکر خطی با تفکر سیستمی هرچه بیشتر با تفکر سیستمی آشنا می‌شویم، بیشتر می‌فهمیم که ماجرا صرفا یاد گرفتن چند مفهوم و اصطلاح تازه نیست. چیزی که کم‌کم تغییر می‌کند، شیوه‌ی دیدن ماست. ما معمولا دنبال رابطه‌های مستقیم می‌گردیم. اتفاقی افتاده، پس می‌خواهیم بدانیم علتش چه بوده. مشکلی داریم، دنبال عاملی می‌گردیم که آن را ایجاد کرده و بعد سعی می‌کنیم همان عامل را حذف یا اصلاح کنیم. این نوع نگاه در خیلی از موقعیت‌ها کار می‌کند، اما وقتی با یک سیستم طرفیم، ماجرا معمولا به این سادگی نیست. در یک سیستم، اجزا فقط کنار هم قرار نگرفته‌اند؛ روی هم اثر می‌گذارند و از هم اثر می‌گیرند. تصمیمی که امروز می‌گیریم، رفتار بخشی از سیستم را تغییر می‌دهد؛ آن تغییر روی بخش دیگری اثر می‌گذارد و ممکن است بعد از مدتی اثرش دوباره به همان نقطه‌ی اول برگردد. این همان چیزی است که در زبان سیستمی از آن به‌عنوان حلقه‌های بازخورد یاد می‌کنیم. برای همین همیشه نمی‌شود گفت «A باعث B شد» و پرونده را بست. گاهی A روی B اثر می‌گذارد، B شرایط C را تغییر می‌دهد و C دوباره روی A اثر می‌گذارد. تازه ممکن است بخشی از این اثرها همان لحظه دیده نشوند و با تاخیر خودشان را نشان بدهند. همین تاخیرها گاهی ما را به اشتباه می‌اندازند. کاری می‌کنیم و چون نتیجه‌ی فوری آن خوب است، فکر می‌کنیم راه‌حل درستی پیدا کرده‌ایم در حالی که بخشی از اثر واقعی آن تصمیم شاید چند ماه یا چند سال بعد ظاهر شود. اینجاست که مفهوم پیامدهای ناخواسته معنای های دیگری می‌تواند به خود بگیرد. و مسئله صرفا این نیست که نتوانستیم عاقبت یک تصمیم را پیش‌بینی کنیم. گاهی مسئله این است که اساسا دامنه‌ی نگاه‌مان کوچک بوده؛ یک رابطه را دیده‌ایم، اما شبکه‌ی روابط را ندیده‌ایم. نتیجه‌ی اول را دیده‌ایم، اما بازخوردهایی را که بعد از آن شکل می‌گیرند ندیده‌ایم. تفکر سیستمی کم‌کم ما را از همین نگاه بیرون می‌آورد. به‌جای اینکه فقط بپرسیم «علت این اتفاق چیست؟» می‌توانیم بپرسیم ◽️ چه مجموعه‌ای از روابط دارد این وضعیت را به وجود می‌آورد و تکرار می‌کند؟ این «تکرار»  بخش مهمی از ماجراست. چون در نگاه سیستمی، به‌جای اینکه فقط درگیر اتفاق‌های روزمره شویم، سعی می‌کنیم الگوهای پشت اتفاق‌ها را ببینیم. اگر یک مسئله مدام برمی‌گردد، شاید مسئله فقط آدم‌ها یا اتفاق‌های مقطعی نباشند. شاید مورد یا مسئله  ای در ساختار روابط، قواعد، انگیزه‌ها یا بازخوردهای آن سیستم وجود دارد که دوباره همان الگو را تولید می‌کند. اینجا نگاه ما از چه کسی یا چه چیزی مقصر بود؟ آرام‌آرام حرکت می‌کند به سمت اینکه «چه چیزی در این سیستم باعث می‌شود این رفتار دوباره تولید شود؟» به نظرم این یکی از تفاوت‌های مهم نگاه سیستمی با نگاه خطی است. تفکر سیستمی قرار نیست به ما قدرت پیش‌بینی همه‌چیز را بدهد. قرار هم نیست برای هر اتفاقی یک نمودار پیچیده بکشیم و اسمش را سیستم بگذاریم. بیشتر از هر چیز، تمرینی است برای اینکه زود به اولین علت و اولین جواب قانع نشویم. روابط را ببینیم ،بازخوردها را جدی بگیریم ،حواسمان به تاخیرها هم باشد. و بتوانیم الگوها را پیدا کنیم. 🔴و قبل از اینکه بخشی از یک سیستم را تغییر بدهیم، کمی بیشتر فکر کنیم که این تغییر در ادامه چه چیزهای دیگری را به حرکت درمی‌آورد. 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI

🌅#فوری و #رسمی/سخنگوی دولت: نرخ کارت جایگاه سوخت از بامداد ۱۷ شهریور به ۱۰ هزار تومان افزایش خواهد یافت. 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI

🔴 فیش حقوقی یک معلم؛ سندی روشن از شرمندگی معیشتی معلمان یکی از معلمان با انتشار تصویر فیش حقوقی خود، خطاب به وزیر آموزش و پر
🔴 فیش حقوقی یک معلم؛ سندی روشن از شرمندگی معیشتی معلمان یکی از معلمان با انتشار تصویر فیش حقوقی خود، خطاب به وزیر آموزش و پرورش نوشت: «آقاى وزير اگر اسم ديگرى رويمان نمى‌گذاريد من با اين حقوق به كجا شكايت كنم؟!» #اعتراض_معلمان #فیش_حقوقی رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید. کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 https://t.me/kchaleshFI

🔴 فیش حقوقی یک معلم؛ سندی روشن از شرمندگی معیشتی معلمان یکی از معلمان با انتشار تصویر فیش حقوقی خود، خطاب به وزیر آموزش و پر
🔴 فیش حقوقی یک معلم؛ سندی روشن از شرمندگی معیشتی معلمان یکی از معلمان با انتشار تصویر فیش حقوقی خود، خطاب به وزیر آموزش و پرورش نوشت: «آقاى وزير اگر اسم ديگرى رويمان نمى‌گذاريد من با اين حقوق به كجا شكايت كنم؟!» #اعتراض_معلمان #فیش_حقوقی رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید. کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 https://t.me/kchaleshFI

📍 ایکاش یک‌بار، فقط برای یک‌بار، معلمان متحد عمل کنند
یک‌بار متحد شویم؛ فقط یک‌بار!
نه برای امتیاز ویژه، نه برای زیاده‌خواهی؛ بلکه، برای ابتدایی‌ترین حقوق شغلی خودمان رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید. کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 https://t.me/kchaleshFI