❤زادگاه من چاپشلو❤
Open in Telegram
کانال فرهنگی ، نوستالژی، خاطرات ،با عشق تقدیم به شما عزیزان🌹 اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/chapeshloo1347?igsh=cmZvdWkyZXQ0ZDE4
Show more1 519
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+130 days
Posts Archive
1 519
سلام ودرود صبحتون بخیر🌺🌺
طاعات و عبادات تون قبول🙏
میگن بهار از زمستان بدتر!
بارندگیهای دو روز گذشته و دیشب
در مشهد ودرگز و شهرهای خراسان
هوا هم خیلی سرد شده
در بعضی شهرهای خراسان رضوی و ارتفاعات برف هم باریده
الان که اکثر درختان میوه به شکوفه نشستن ممکنه سرما بزنه
همشهریان این ایام نوروز رفتند درگز
گفتند از وقتی اومدیم همش بارون جایی نتونستیم در بشیم
چهلمیر هم به خاطر باران وسیلاب احتمالی بسته بود
ان شاالله هر جا هستید سلامت باشید شماهم که در سفر های نوروزی هستید خوش بگذره به سلامتی و سفرها بی خطر
🌸🙏🌺
لحظاتنون خوش سلامت باشید و تندرست 🙏🌺
1 519
صدای گرم آقای الهیاری در کنار رودخانه درونگر درگز گل اومد بهار اومد میرم به صحرا.....🌺🌺بهار۴۰۴
1 519
چاپشلو دروازه روبروی مسجد صاحب الزمان جناب اقای بقالچی با جناب اقای حسن رحیمیان فرزندمرحوم کریم عمی.
یکشنبه ۱۴۰۳/۱۲/۲۶
1 519
بله !
بلبولی بالسه تمام بلبول اولمیده!
بچه بلبل همه بلبل نمیشه !
هزاردستان
ببینید جالبه 👌
https://t.me/chapeshloo_1
1 519
داستانکهای زیبا و اموزنده📚
✍ چوپانی را فرزندی بود زیرک و کاردان و این پسر کمک پدر همی کرد در (احصاء) شمارش و آمارگیری از گوسفندان. چنان چه هر غروب پسر گوسفندان را همی شمرده و چند و چون کار به پدر گزارش همی داده تا پدر به نتیجه همی رساند.
تا اینکه پسر بزرگ شد و به دنبال کسب مدرک راهی شهر شد؛ بعد از چند سال تلاش و کوشش و جد و جهد بالاخره پسر باسواد شد و به خدمت پدر بازگشت. پدر در کمال مسرت روزی از او خواست تا باز در شمارش گوسفندان به او کمک کند؛ فرزند هم با تمام اشتیاق قبول کرد.
گوسفندان وارد آغل شدند اما گویی کار پسر به انجام نرسیده بود چون معلوم بود که هنوز نتوانسته آن ها را بشمرد. به همین دلیل از پدر خواهش کرد که بار دیگر گوسفندان را برگرداند و از نو وارد آغل کند؛ ولی مثل این که ... پسر نتوانست برای بار دو م و... بار ... هم موفق شود و نصف شب شد.
پدر که تا آن موقع حوصله کرده و چیزی نگفته بود از کوره در رفت و با عصبانیت از پسر ش پرسید: قبلاً بار اول گوسفندان را دقیق می شمردی و آمارش را به من تحویل می دادی، اما الان تا نصف شب هم از عهده این کار بر نیامده ای؟ علت چیست؟
پسر گفت: قبلاً که با سواد نبودم و ضرب و تفسیم و توان نمی دانستم کله گوسفندان را می شمردم اما الان با سواد شده ام، پای گوسفندان را می شمرم و تقسیم بر 4 می کنم ولی نمی دانم چرا جور در نمی آید.
نتیجه !
گاهی انسان به علت داشتن یک سری اطلاعات سطحی فکر می کند که با این اطلاعات باید تمام سوالات را جواب دهد یا آن هارا به گونه ای پیچیده و در هم کند اما دوستان عزیز همیشه به یاد داشته باشیم که هر سوال جواب آسانی دارد و نیازی نیست آن را عجیب و غریب تر کنیم. چون شما بار ها تجربه کرده اید که جواب سوالات بعد از حل آن ها چه قدر آسان بوده است.
پس یادمان باشد علم و سواد قدمی است رو به جلو، نه پیچیده کردن دانسته های قبلی!
https://t.me/chapeshloo_1
