❤زادگاه من چاپشلو❤
Closed channel
کانال فرهنگی ، نوستالژی، خاطرات ،با عشق تقدیم به شما عزیزان🌹 اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/chapeshloo1347?igsh=cmZvdWkyZXQ0ZDE4
Show more1 513
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-1230 days
Posts Archive
1 513
سلام
اینجا شهر ساحلی بابلسر
منزل آقا رضا زنده دلان
سالها بود ندیده بودم خیلی خوشحال شدم که دیدار ها تازه شد
ان شاالله همیشه سلامت باشند
🙏🌹
https://t.me/chapeshloo_1
۱۴۰۳/۷/۶
1 513
یک نمایش
با حضور باجناقم آقای جواد شکفته، و دامادم آقای علی منبری
😊🍁😊😍
https://t.me/chapeshloo_1
۱۴۰۳/۷/۳
1 513
Repost from خوراسان تورکلرینین دیل و ادبیاتی
چاپ دوم کتاب ناغیللار بوغچاسی
💧🌱👇
نام کتاب: ناغیللار بوغچاسی
تحقیق و تالیف: اسماعیل سالاریان
نوبت چاپ: دوم با ویرایش. جدید و اضافات کلی ۱۴۰۳
دیل: تورکچه (مقدمه و بنمایه و نمادها بفارسی)
مشخصات: تعداد ۲۷۴ صفحه قطع وزیری جلد شومیز
قیمت: ۲۲۰ هزار تومان
📘👇
خراسان در ایران به دلایل گوناگون، سرزمین قصههای در سینه خفته است که توسط سالخوردگان سینه به سینه نقل شده و به ما رسیده است. قصههایی که طی دوران متمادی توانسته با نغزهای دلنشین و شیوه ادبی خود، چهرهی زندگی، مادی و معنوی ترکان ساکن در این دیار را به تصویر کشیده و تاریخ شفاهی و روزنه اندیشه اجتماعی ساکنان آن را نمایان سازد. داستانهای عامیانه تُرکی این کتاب، از نظر علمی میتوانند در شناخت زبان و فرهنگ و اخلاقیات مردمان ترک، بخصوص ترکان خراسان، مبدا با ارزش باشد،
راویان این داستانها، تودههای مردمی، خصوصا پیر زنان و پیر مردان ترک هستند که با همان زندگی ساده و بیپیرایهی خود، ادبیاتی را آفریدهاند که بُن مایهی آثار شناخته شده تاریخ و ادبیات شفاهی این مرز و بوم بوده است.
📘👇
جهت سفارش این کتاب در تلگرام و روبیکا به شماره ۰۹۱۵۹۷۶۶۰۶۶ پیام بنویسید
☘️🙏
1 513
Repost from ❤زادگاه من چاپشلو❤
شعر #سیما_درجزیان(نسیم)
شاعر گرانقدر #درگز
https://t.me/chapeshloo_1
🍁🍂🍁
۱۴۰۲/۸/۲۹
1 513
سلام عصرتون بخیر
اینجا بابا امان بجنورد
اینم زرشک کوهی یا همان قره میق یا قره میخ
کیلو100ت
1 513
در قوچان بهش میگن آش قره میغ
قره میغ همان زرشک کوهی هستش این موقع سال (پاییز) میرن از کوه جمع میکنم
میجوشونن بعد صاف میکنن
سرش خوشمزه
کلا دارو هستش صاف میکنه
آشش هم خوشمزه هستش
بعد یادمه به همین آش کمی رب میزدن میگفتیم سرداقله آش
1 513
به نام حق
سفری به گذشته های دور از کتاب خاطرات لطف آباد.
قسمت اول
" داستان پَختَه( پنبه کاری) و زُوِت( کارخانه پنبه) در شهر خورشید.
آن زمان که نگارش خاطرات لطف آباد را شروع نمودم دلباختگان زیادی از پاره های تن این دیار اثیری را یافتم که از درد نانوشته های های تاریخ معاصر وکهن این سرزمین مادری، مجدانه سرنخی از تاریخ ندانسته آنرا، جمعه تا جمعه دنبال میکنند واین انگیزه مرا کافی بود تا که در بازنگرنی خاطرات ، چاشنی تاریخ را در هر موضوع پر رنگ تر از اصل بر آن بیافزام ، تا تریاقی ( پادزهری)شود شیرین ، مزمزه گر دل های بی تاب در داستان های آخر هفته سرزمین عشق، لطف آباد .
واما بعد...
درست صد سال پیش ، آن روزی که آقای ملا فریدونی آن ترک مهاجر خوش فکر ، آب وخاک زرین سرزمین خورشید را به گونه ای دیگر کشف وآنرا مستعد توسعه کشت کار برای تار وپود سفید بوته پنبه ای یافت که تا آنزمان مردمانش محدود میکاشتند و با ابزار سنتی موسوم به " جِغرِق" محصول پنبه خود را پاک کرده به گونه ای که با عبور ازلابلای غلطک های ساده این دستگاه چوبی، الیاف از دانه جدامیشد و پس از رشته کردن الیاف با سازه ای دیگر بنام " لک لکه" رشته های الیاف سپید کلاف میشد و آماده کار ریسندگی در صنایع دستی و گزینه شایسته ای هم برمصرف دانه های پنبه نبود ، نیت و عزم خویش راست کرد و با خرید زمین های یونجه زار( یورنچه یری) قادر کور ، پدرمرحوم قلیچ ارابه چی کلنگی زد و بساط کارخانه صنعتی پنبه پاک کنی را در دل آن زمین بناکرد و مردم به تقلید از تاجران روس نام " زُوِت " بر آن نهادند( زاوت به معنی کارخانه برگردفته از زبان روس )
اما شاید در باورش نمیگنجید که درست یک صده بعد روزگاری میرسد که اولین وارثین خونسردش، بساط زوت اش را چنان در فنداسیون های" مسکن مهر "مدفون میکنند که حتی نام دهن پرکن زوت هم از یادها برود
مگر سال ها بعد که یکی نواده از فرزندان دوست جوانی هایش محمد شادمان بیاید (شهید محمد شادمان لطف آبادی نیای مادری نگارنده است که اوهم از ترکان مهاجر و از مورخین مشروطه و آزادی خواهان و ازخواهرزادگان ستارخان سردار ملی بود که پس از جریان پارک امین و به ثمر نشستن کودتای ننگین ۱۲۹۹ انگلیسی ها در ایران و اخته کردن نظام مشروطیت، از ستارخان جدا واز قره داغ مهارجرت کرد وتا شهریور ۱۳۲۰ که در جریان حمله روس ها ودر پی جنگ جانانه با روس در دفاع از وطن جان به جان آفرین تسلیم کرد ساکن لطف آباد بود. برخی نوشته های قدیمی او هم اینک دست مایه است بر نگارش تاریخچه خاطرات شیرین سرزمین خورشید)
واز لابلای کاغذ پاره های میراث خانوادگی خود، تاریخچه آن کارخانه رفته از یاد ها بیرون بکشد و از صابون های تولیدی کارخانه از روغن گیری دانه های پنبه اش بگوید ، از آن محمد عبادی ( پدر فردین عبادی) و رحمت الله عبادی و سید خداوردی کارگران زحمت کش کارخانه بگوید ، یا که از مشهدی حسن و مشهدی حسین بگوید بعنوان بزرگ ترین پنبه کاران سال های اول صده ۱۳۰۰ شمسی( ترکان مهاجر اجاره کاری که در اراضی شورقلعه با آب کهریز وقنات آنجاپنبه کاری میکردند ) ، روایت کند روایتی متفاوت بر وارثین بیخبر از تاریخ شهری با فراز و نشیب زیاد از دل سرزمینی کهن
هر چند که پس از حوادث شهریور ۱۳۲۰ و انقلاب سوسیالیستی اکتبر روسیه و کوتاه شدن دست روس ها از اقتصاد ایران و بسته شدن راه ارتباطی با آسیای میانه ، ملا فریدونی بالاخره تاسیسات کارخانه زوت را با آستان قدس در قبال اراضی دیگری از شهر درگز معاوضه کرد و رفت تا زوت واتاق های تو در تویش انبار غله وگندمی شود بر آستان قدس در سال های دهه سی، سال هایی که سران قشقایی مهاجرت داده شده به دستور رضا خان به درگز وبذل وبخشش املاک خالصه ( دولتی ) به ایشان برای دلجویی ، با دیدن خلاء سیاسی عزل رضا شاه وتبعید خفت بارش به جزیره موریس به خود آمده با واگذاری یکجا و نابجای زمین های بادآورده ، به آستانه ، نظام مالکیت حاکم بر اراضی خالصه ( دولتی)را برای همیشه تغییر دهند به گونه ای که بساط مدار چرخشی آب سرزمین خورشید را که از سال های دور ۱۲۸۵ شمسی تحت نظر شرکت فلاحتی آب توزیع میشد هم برچیده شود و تاریخ را صفحه ای تلخ دیگر ورق خورد که در جای خود از این تعارض ثبتی حادث درحق زارعین بی گناه مفصل خواهم گفت.
واینگونه بود که نام زوت لطف آباد بهمراه دو کارخانه پنبه پاک کنی درگز سندی شدند بر کیفیت کارشناسی شده وّش پنبه درگز و مخصوصا لطف آباد که به گواهی برخی کارشناسان برابری میکرد با وَش پنبه گرگان بعنوان برترین وش پنبه درجهان بعداز اسکندریه مصر.
ادامه دارد ... جمعه ها
در قسمت بعدی سفرخواهیم کرد بر اراضی ،محل ها ، نظام آبیاری ونحوه کشت پنبه در سرزمین خورشید...
از دکتر محمد رضازاده
❇️ معتبر/مفید/متنوع
🍀 #لطف_آباد_آنلاین_رسانه_مردمی
👇👇👇
🆔 @LOTFABADONLINE
