عصر آکواریوس
Open in Telegram
عصر آکواریوس، با بیداری جمعی، و با آزادسازی زمین از سلطهی نیروهای تاریک، از راه میرسد. و هر یک از ما باید نقش خود را در بازیابی الوهیت، اقتدار، و آزادی انسان، و در پیروزی نهایی نور، ایفا کنیم. https://www.etehadenoor.com https://t.me/portalpersian
Show more8 304
Subscribers
+124 hours
-47 days
-4730 days
Posts Archive
8 305
باید با ایجاد «صداقت شخصی» (Personal Integrity)، اصیل و شفاف باشیم و از دیگران بخواهیم توافقهای متقابلی برقرار کنیم که بر اساس آنها همیشه بدون قضاوت و با مهربانی با یکدیگر رفتار کنیم.
هنگامی که بتوانیم فساد یا بازیهای فریبکارانه «ایگوی منفی» (Negative Ego) را که از سوی دیگران تقویت میشوند تشخیص دهیم، میتوانیم شروع به شناسایی دستورکارهای واقعی و پنهانی کنیم که در ساختار وجود دارند.
وقتی بتوانیم برنامه ترس را در حال اجرا ببینیم، آن برنامه دیگر نمیتواند به طور خودکار ناخودآگاه ما را تحت تاثیر قرار دهد؛ زیرا ما آن را شناسایی کرده و آشکارا نام آن را بر زبان آوردهایم.
از این جایگاه میتوانیم هدف بزرگتر آن را ببینیم: ایجاد ترس و تفرقه.
از تبدیل شدن به عامل آشوب خودداری کنیم؛ نقطه پایان. از ایجاد ترس یا تفرقه خودداری کنیم.
این یکی از مهمترین مفاهیم در جنگ روانی است و به ما کمک میکند بفهمیم چرا «نگهبانان» بر تشخیص تاریکی، تشخیص «تلههای آگاهی» و مشاهده دستورکارهای تاریک برای ایجاد تفرقه و حکومت از طریق تفرقه، چنین تأکیدی دارند.
زیرا هنگامی که این تاکتیک را میبینید و قدرت خود را به آن واگذار نمیکنید، انرژی تاریک در آن موقعیت دیگر قدرتی بر شما ندارد و نمیتواند شما را دستکاری کند.
@AQARUSStel
8 305
همان خیانت معنویای که بسیاری از ما زمانی احساس کردیم که برای نخستین بار بیدار شدیم و دریافتیم دروغهایی که از سوی فرد یا چیزی که به آن اعتماد داشتیم به ما گفته شده، چه اندازه هولناک و بیرحمانه بودهاند، عمیقا ما را دگرگون کرد.
ما درباره تقریبا همه چیزهایی که در این تمدن انسانی برایمان مهم بوده، فریب خوردهایم و به ما دروغ گفته شده است. و هنگامی که هدف واقعی این فریبها آشکار شود و مشخص گردد که ما در مقیاسی صنعتی درگیر «قاچاق انسان» در سطح کهکشانی بودهایم، و کودکان ما برای استفاده به عنوان قربانی و برده برای نژادهای دیگر پرورش داده شدهاند، این مسئله بسیاری از مردم را تا مرز فروپاشی روانی پیش خواهد برد.
وقتی تمام جمعیت بشریت دریابد که یک جنگ معنوی بسیار طولانی به صورت مخفیانه در جریان بوده و دشمنان ما از فناوریهای بسیار پیشرفتهای که از ما پنهان شده بود برای فتح تمدن ما استفاده کردهاند، و سپس برنامههای «کنترل ذهن» در تمام سطوح را اجرا کردهاند تا با ما مانند دام رفتار کنند و ما را به برده تبدیل کنند، آن وقت چه خواهد شد؟
این همان زمانی است که از یک فیلم ترسناک بیدار میشویم و درمییابیم که در معرض بدترین نوع خیانتهای معنوی و اخلاقی قابل تصور قرار گرفتهایم.
اکثر مردم ظرفیت تغییر یا سازگاری با چنین تغییر ناگهانی و عظیمی در ادراک و آگاهی را نخواهند داشت. بیشتر مردم برای مقابله با چنین زخم عظیم معنوی و چنین خیانت غیرقابلباوری به آگاهی، به درمان و ترمیم روانی، عاطفی و همچنین معنوی نیاز خواهند داشت.
بنابراین، فرایند درمان سیارهای به زمان و مواجهه مستمر با حقیقت اصیل نیاز خواهد داشت؛ زمانی که انسانها درباره تاریخ پنهان خود میآموزند و دانش مربوط به ماهیت واقعی کالبد معنوی خود و ارتباط ابدیشان با سرچشمه خداوند را دریافت میکنند.
این «بیداری» برای کسانی که خود را با دروغهای فراوان این واقعیت فریبنده وفق دادهاند، بیرحمانه و تکاندهنده خواهد بود؛
اما بشریت باید در جریان «چرخه نهایی صعود» بیدار شود تا دیگر هرگز تسلیم بردگی آگاهی و شکنجههای شیطانی نشود؛ همان چیزی که بنا بر این روایت، بشریت در نتیجه این تهاجم بیگانه در معرض آن قرار گرفته است.
اکنون که مراحل پایانی این جنگ مخفیانه در حال آشکار شدن هستند، عوامل غیرمنتظره وارد میدان میشوند؛ زمانی که «کنترلکنندگان» دیگر قادر به پنهان کردن یا مهار «جنگ معنوی» نیستند و این جنگ به عرصه عمومی کشیده میشود.
حالا چه؟
در زمان مناسب، تمام شهروندان زمین نیاز خواهند داشت تا حدی از آنچه بر سر بشریت در این «جنگهای کهکشانی» مخفی رخ داده است آگاه شوند؛ تا درمان بزرگ سیارهای که ضروری خواهد بود، آغاز شود.
حقیقت در حال آشکار شدن است و ما باید درک کنیم آنچه در صحنه جهانی مشاهده میکنیم، برچیده شدن سیستمهای «مکعب بیگانه» (Alien Cube Systems)، «آینه» (Looking Glass) و ماتریس سهبعدی بردگی انسان در «سرزمین عجایب» است؛ سیستمی که بنا بر این روایت، از اعماق زیرزمینی سرزمین یخی قطب جنوب سازماندهی شده است.
حفظ قلب
در این مرحله پرآشوب، باید تشخیص دهیم که بسیاری از نیروهای تاریک کنترلگر، که در این روایت از آنها به عنوان نیروهای «کنترلکننده» یاد میشود، مستأصل شدهاند و هر تجربه آسیبزا یا برنامه ترسی که بتوانند از آن سوءاستفاده کنند، ممکن است به ابزاری برای دستکاری رویدادها تبدیل شود؛ با هدف آنکه عمدا قلب انسان را فاسد، مورد خیانت قرار داده و درهم بشکنند.
شیوهای که آنها برای فاسد کردن قلب انسان به کار میگیرند، تلاش برای ترساندن و وادار کردن افراد به ورود ناآگاهانه به دامهایی است که در آنها رضایت و اختیار شخصی فرد دستکاری میشود.
آنها تلاش میکنند با ایجاد سردرگمی از طریق فریب، گسلایتینگ و دستکاری روانی، ترسهای مربوط به خیانت و رهاشدگی را در افراد فعال کنند؛ ترسهایی که سپس الگوهای «ظالم ـ مظلوم» را تشدید میکنند و این الگوها میتوانند توسط «وابستگیهای تاریک معنوی» (Attachments) مورد سوءاستفاده قرار گیرند.
راه خنثی کردن برنامههای خیانت معنوی، به گونهای که نتوانند کنترل روان ما را در دست بگیرند، این است که این برنامهها را به روشنی در قالب نمایشهای نمادین و الگوهای کهنالگویی ببینیم و زمانی که برنامه ترس در یک فرد، گروه یا ساختار در حال فعالیت است، آن را تشخیص دهیم.
همزمان، باید خودمان را مورد بررسی قرار دهیم و متعهد شویم تمام اشکال فریب و همچنین همدستی با فریب دیگران را از وجود خود حذف کنیم.
8 305
زخمهای اخلاقی ناشی از خیانت
بسیاری از ما با مشاهده آثار انباشته چرخه «دو شاخه شدن» (Bifurcation) به خوبی از این مسئله آگاهیم؛ چرخهای که در آن نقطهای از واگرایی در ادراک واقعیت رخ داده و شکاف انرژی میان روایتهای کنترلشده سهبعدی و کسانی که در حال بیدار شدن و جستوجوی حقیقت در مسیر صعود هستند، روزبهروز گستردهتر میشود.
اکنون زمان آن است که بررسی کنیم تا چه اندازه با «جنون دو شاخه شدن» یا جداسازی (Bifurcation Madness) در زمین کنار میآییم؛ با ثبت و مشاهده نیروهای آشوبی که فشارهای شدید و طاقتفرسایی را در زندگی ما ایجاد میکنند. باید ناآگاهی تاریک «ناخودآگاه جمعی» (Collective Unconsciousness) را مشاهده کنیم و دریابیم که چگونه میتوانیم همزمان با عبور ذهن جمعی بشریت از مسیر سنگلاخ «شب تاریک روح» (Dark Night of the Soul)، قدرت معنوی و ثبات عاطفی خود را حفظ کنیم.
گروههایی از انسانها وجود دارند که به یک الگوی مورفوژنتیک ثابت سهبعدی متصل هستند و گروههایی نیز به یک الگوی مورفوژنتیک پنجبعدی و فرکانسهای بالاتر متصلاند. این شکاف انرژی باعث میشود برقراری ارتباط هماهنگ یا انتقال روشن مفاهیم با گروههایی که در مسیرهای زمانی ثابت یا نزولی قرار دارند دشوار شود؛ زیرا آنها اساسا نمیتوانند آنچه را افرادی که در خطوط زمانی بالاتر میبینند و درک میکنند، ببینند یا درک کنند.
به عنوان جامعهای که در مسیر صعود قرار دارد، عاقلانه است خود را آماده کنیم تا زخمهای عمیق معنوی و «زخمهای اخلاقی» را که ممکن است در درونمان بالا بیایند، بهتر درک کنیم؛ زخمهایی که زمانی آشکار خواهند شد که تودههای خوابزده جهان در اثر افشاگریهای دردناک به طور ناگهانی بیدار شوند.
زخمهای اخلاقی، زخمهای عمیق عاطفی و معنوی هستند که موجب آسیب اخلاقی عمیقی میشوند و ممکن است پس از خیانت شدید از سوی فرد یا چیزی که آن را یک مرجع معتبر میدانستید و عمیقا به آن اعتماد داشتید و باورش کرده بودید، ایجاد شوند.
«زخم اخلاقی» یا «آسیب اخلاقی» به آسیب عمیق روانشناختی، معنوی و عاطفی ناشی از تجربه کردن، مرتکب شدن، شاهد بودن یا ناتوانی در جلوگیری از اعمالی گفته میشود که باورهای اخلاقی بنیادی فرد را نقض میکنند. این وضعیت میتواند به احساسات شدیدی مانند گناه، شرم، نفرت از خود، از دست دادن اعتماد و احساس بیگانگی منجر شود. این وضعیت با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) متفاوت است، هرچند اغلب ممکن است همزمان با آن رخ دهد. این زخمهای عمیق معنوی در میان نظامیان، کارکنان حوزه درمان و سایر مشاغل و موقعیتهای پرفشار شایع هستند و میتوانند از خیانت مقامات و مسئولان یا حتی خیانت فرد به اصول خودش ناشی شوند و احساس فرد نسبت به خوبی ذاتی خود و وجود یک جهان عادلانه را به چالش بکشند.
اکنون این درد روانی و عاطفی را هزاران برابر کنید و تصور کنید زمانی که آشکار شود تمام چیزهایی که به آنها باور داشتیم یا در زندگی خود مهم میدانستیم ــ باورها، آموزش، کار و حرفه زندگیمان ــ در نهایت بر اساس دروغ بودهاند، چه احساسی خواهیم داشت و دیگران چه احساسی خواهند داشت.
دروغهای بسیاری در تاریخ بازنویسیشده ما وجود دارد، همراه با فریبهای پیچیدهای که برای ایجاد تفرقه و تسلط بر بشریت و سوق دادن آن به بردگی آگاهی، از طریق نفوذ تدریجی یک نیروی مهاجم ضدانسانی (بیگانگان منفی) به کار گرفته شدهاند.
احتمالا مدتی طول خواهد کشید تا جمعیت بشری از برنامههای کنترل ذهن در تمام سطوح بهبود پیدا کند؛ بهویژه زمانی که بیداری جمعی ناشی از افشای خیانت جهانی و آسیب اخلاقی، از طریق افشاگریهای تکاندهنده درباره ماهیت فریبها ایجاد شود؛ زیرا آنچه در جهان واقعی میپنداشتیم، ممکن است به عنوان یک پروژه عظیم برای به دام انداختن آگاهی جمعی ما آشکار شود.
مرحلهای که اکنون در حال عبور از آن هستیم، مرحلهای است که در آن این دروغهای جهانی، این «آینه سهبعدی» (Looking Glass) و واقعیت کاذب «سرزمین عجایب» (Wonderland)، در مقطعی آشکار خواهند شد.
با مشاهده این فریبها، بسیاری از چیزهایی که از دوران کودکی به آنها باور داشتهایم، ممکن است به عنوان دروغهایی عمدی نشان داده شوند که با نیت سوء برای فریب دادن و گمراه کردن بشریت گفته شدهاند. تمام این فرایند میتواند از نظر فردی و جمعی بهشدت دردناک باشد؛ زیرا کل جهان مجبور خواهد شد بیدار شود و ببیند چه اتفاقی برای به دام انداختن و به بردگی کشیدن بشریت رخ داده است و احساس خیانت عمیقی را تجربه خواهد کرد.
8 305
دوره آموزشی سوابق آکاشیک
دوره آموزشی جهت دسترسی، تفسیر و استفاده از سوابق آکاشیک برای رشد فردی و توسعه معنوی.
سوابق آکاشیک یک ثبت پرانرژی و ارتعاشی از هر چیزی است که تا به حال در گذشته، حال و آینده رخ داده است. این شامل رویدادهای واقعی و کلماتی که در طول زندگی انسانیتان گفتهاید، و همچنین افکار، احساسات و نیاتی که تجربه کردهاید، میشود. سوابق همچنین شامل لحظاتی از هر زندگی قبلی است که روح شما روی زمین تجربه کرده و حتی میتواند دربارهی زندگیهای آیندهتان نیز به شما بگوید.
چرا امروز، بیش از هر زمان دیگری، به اتصال با سوابق آکاشیک نیاز داریم؟
در دنیای پرشتاب و آشفته امروز، امواج بینهایت اطلاعات و محرکهای بیرونی، صدای درونی حقیقیمان را پوشاندهاند. سوابق آکاشیک در این دوران حساس، همچون قطبنمای نجاتبخشی عمل میکنند که ما را از سردرگمیِ لحظهای به سوی چشمانداز کلان روح هدایت میکنند. اتصال به این بستر انرژی، نه یک تجمل عرفانی، بلکه یک ضرورت آگاهانه برای رهایی از الگوهای تکراری و اضطرابهای وجودی است. در عصری که مرز بین واقعیت و توهم در حال محو شدن است، دسترسی به ثبت اصلی هستیتان، تنها راه مطمئن برای تشخیص مسیر اختصاصیتان از مسیرهای تحمیلی جامعه است و به شما امکان میدهد تا با بالاترین نسخه از خودتان هماهنگ شوید و زندگیای سرشار از معنا و آرامش عمیق را پایهریزی کنید.
دسترسی به سوابق آکاشیک میتواند به شما در درک هدف واقعیتان در زندگی کمک کند. آنها میتوانند سفر روح شما را آشکار کنند و به شما امکان دهند تا به زندگیهای گذشته و تناسخها دسترسی پیدا کنید تا به بهبود مسائل موجود در زندگی فعلیتان کمک کنید. در اصل، سوابق آکاشیک به شما کمک میکنند تا بفهمید کیستید و از کجا آمدهاید.
برای ثبت نام در دوره با آیدی زیر تماس بگیرید:
@Anonymous_26_4_777
@AQARUSStel
8 305
دوستان در ارتباط با تبلیغات انتهای کانال ضمن اینکه قبلا گفتیم این تبلیغات را خود تلگرام مدیریت میکند و ادمین اساسا این تبلیغات را نمیبیند و امکان حذف آنها را هم ندارد، و انتخابی هم در مورد آن ندارد، باید عرض کنیم که طبق گزارش برخی اعضا بعضی از این تبلیغات حاوی آگهی دعانویسی و رمالی و خرید و فروش موکل هستند!
ادمینهای کانال عصر اکواریوس به هیچ وجه این کارها را درست نمیدانند و توصیه میکنیم از این اعمال دوری کنید. روی اقتدار و رشد فردی خودتان تمرکز کنید. خودتان را آموزش بدهید، خودتان را توانمند بسازید. و هرگز وارد قراردادی نشوید که پای موجودات غیر ارگانیک را به زندگیتان باز کند.
@AQARUSStel
8 305
آشویتس ۲: نقشه شوم اسرائیل – مقام سازمان ملل افشاگری تکاندهندهای درباره آینده غزه میکند | فرانچسکا آلبانیزه
نوشتهٔ ادوارد مورگان
۳۱ اوت ۲۰۲۶
فرانچسکا آلبانیزه، گزارشگر ویژه سازمان ملل، در مصاحبه با Double Down NewsWatch به ارائه نقدی فوری درباره فاجعه انسانی در حال وقوع در غزه میپردازد.
با ادامه وخامت اوضاع تحت محاصره شدید، محدودیتهای کمکرسانی و حملات هدفمند، آلبانیزه تشریح میکند که چگونه حواسپرتیهای دیپلماتیک و فلج سیستماتیک جامعه بینالمللی، زمینهساز تداوم یک بحران انسانی در میدان نبرد است.
آلبانیزه در این مصاحبه بیپرده، به بررسی همدستی رسانههای غربی، هدفگیری عمدی روزنامهنگاران فلسطینی و فرسایش سیستماتیک چارچوبهای حقوقی بینالمللی میپردازد.
او تضاد آشکار میان زندگی روزمره در پایتختهای غربی و ویرانی در غزه را برجسته کرده و با ترسیم تشابهات تاریخی، خواستار اقدام فوری و مدنی ملموس برای شکستن محاصره و حفظ جان انسانها میشود.
کتاب جدید فرانچسکا آلبانیزه با عنوان «وقتی جهان میخوابد: داستانها، کلمات و زخمهای فلسطین» منتشر شده است:
https://publishing.hardiegrant.com/en-us/books/when-the-world-sleeps-by-francesca-albanese/9781761452840
@AQARUSStel
8 305
دوستان عزیز با توجه به اینکه اعضا درخواست دارند برای ادامه دوره های اتریک و اختری، اگر میخواهند در دوره بعدی که شامل کالبد ذهنی هست شرکت کنند لطفا به این آیدی بدهند اگر به تعداد مناسب رسید دوره تشکیل میشود
@ArminVOTL
8 305
در سال ۲۰۲۴، آلدبارانیها، آندرومداییها و دیگر نژادهای مثبت ستارهای، نفوذ خود به سطح سیاره را آغاز کردند و این روند نیز همچنان ادامه دارد
8 305
نسخه سوم کتاب Portal 2012 که شامل مطالب اخیر وبلاگ است منتشر شده است:
https://portal-report.com/
اپلیکیشن Cobrapedia نیز در دسترس است:
https://play.google.com/store/apps/details?id=com.leportaildelumiere.encyclopedie
به من الهام شده است که ۶۰۰ قطعه سنگ سیترینای درجه جواهریِ تکیونیزهشده (Cintamani)، هر کدام به وزن ۴ تا ۷ گرم، را به افرادی که توانایی خرید آنها را ندارند اهدا کنم تا برای استفاده شخصی خود در اختیار داشته باشند.
افراد فقط لازم است هزینه واقعی ارسال را مستقیماً به فرد مسئول تماس پرداخت کنند.
۲۰۰ قطعه به کارکنان نور (Lightworkers) در آسیا و اقیانوسیه، ۲۰۰ قطعه به کارکنان نور در اروپا و آفریقا، و ۲۰۰ قطعه به کارکنان نور در آمریکای شمالی، مرکزی و جنوبی اختصاص خواهد یافت.
افراد در آسیا میتوانند با این ایمیل تماس بگیرند:
sharelightlove.777@gmail.com
افراد در اروپا میتوانند به این آدرس ایمیل کنند:
sisterhoodParisVersailles@proton.me
و افراد در قارههای آمریکا میتوانند از طریق این ایمیل تماس بگیرند:
Joyandlove1@outlook.com
در ۱۶ سپتامبر، یک بار دیگر همنشینی دقیق نپتون و پلوتو در زاویه ۶۰ درجه (Sextile) رخ خواهد داد که انرژیهای دروازه ۱۲:۲۱ را بیش از پیش تقویت خواهد کرد.
اندکی پس از آن، در ۲۷ سپتامبر، کارگاهی در بروکسل برگزار خواهیم کرد تا این انرژیهای نوظهور را تثبیت و در زمین لنگر کنیم و خوشحال خواهیم شد که شما نیز در آن شرکت کنید.
سپس در ۱۸ اکتبر، کارگاهی در نزدیکی فرانکفورت برگزار خواهیم کرد تا به تثبیت و لنگر کردن انرژیهای نظام مالی جدید کمک کنیم:
https://fra.freilauf.is/
و در ۲۳ اکتبر، تنها چند ساعت پیش از یک همنشینی قدرتمند نپتون و سدنا در زاویه ۶۰ درجه که نشانه مهمی برای آغاز یک چرخه جدید ۲۶٬۰۰۰ ساله است، کارگاهی در مونیخ برگزار خواهیم کرد تا انرژیهای پیشرفت فشردگی (Compression Breakthrough) را تسریع کنیم:
https://muc.freilauf.is/
پیروزی نور!
8 305
یکشنبه، ۲۳ اوت ۲۰۲۶ — بهروزرسانی وضعیت
https://2012portal.blogspot.com/2026/08/situation-update.html
خورشیدگرفتگی کامل در روز ۱۲ اوت، لحظه آغاز یک چرخه بسیار شدید سهماهه پاکسازی بود که در ۱۱ نوامبر به پایان خواهد رسید.
این فرایند توسط حجم عظیمی از پلاسمای بسیار خالص میانکهکشانی از کهکشان M87 فعال شد؛ پلاسمایی که در هنگام خورشیدگرفتگی، از سوی سفینههای مادر مستقر در تاج خورشیدی به سمت خورشید فرستاده شد.
این پلاسما با پلاسمای معمول خورشیدی ترکیب شد و در مرحله خورشیدگرفتگی کامل، به شکل زبانههای خورشیدی قابل مشاهده بود. در عکسی که من هنگام مرحله خورشیدگرفتگی کامل گرفتم، یک زبانه خورشیدی قدرتمند به صورت لکهای بنفش در موقعیت ساعت ۹ نسبت به قرص پوشیدهشده خورشید دیده میشود:
درست پیش از آغاز مرحله گرفتگی کامل و بلافاصله پس از پایان آن، چند ثانیه پدیده حلقه الماس (Diamond Ring Effect) فرصت قدرتمندی برای گرفتن مهمترین تصمیمها فراهم کرد؛ زیرا در این لحظه، اراده آزاد در قویترین وضعیت خود قرار دارد:
https://skyandtelescope.org/astronomy-news/how-to-see-the-diamond-ring-effect-during-a-total-solar-eclipse/
این همان عکسی است که من درست هنگام پایان مرحله گرفتگی کامل از حلقه الماس گرفتم:
فرایند پاکسازی سهماهه بر حذف باقیمانده شبکه تاریک غیر فیزیکی تمرکز خواهد داشت.
در درون انسان، این فرایند به شکل پاکسازی عاطفی آشکار خواهد شد؛ زیرا تبدیلهای درونی از جهنم به بهشت بهطور کامل فعال خواهند بود.
احساسات مربوط به رهاشدگی و خیانت از سوی نور، که در آتلانتیس در وجود انسان کاشته شده بودند، در حال پاک شدن و حذف شدن هستند. به محض اینکه درک کنیم این احساس خیانت و رهاشدگی صرفاً یک نظام باور است که بهصورت مصنوعی در ما کاشته شده، میتوانیم آن را رها کنیم و دوباره با نور ارتباط برقرار کنیم.
ناهنجاری آلوده به «لرکر» (Lurker) در لایه سطحی اطراف زمین همچنان بسیار قدرتمند است و همچنان بهشدت در فرایند تجلی و آشکارسازی اختلال ایجاد میکند. افکار، احساسات و انرژیهای مثبت به اندازه کافی قدرتمند نیستند که بتوانند به فضای زیرکوانتومیِ بدونمکان، یعنی جایی که لرکر در آن قرار دارد، نفوذ کرده و مداخله آن را از بین ببرند. تنها انرژیای که به اندازه کافی قدرتمند است تا وارد آنجا شود و لرکر را حذف کند، اراده آزاد است.
در سطح بیرونی، میتوانید با استفاده از پروتکل تبدیل آنتاریون (Antarion Conversion Protocol)، فرایند تبدیل جهنم به بهشت را در هر موقعیتی تسریع کنید:
در سال ۱۹۹۶، نیروهای تاریکی با تعداد زیادی دراکو در قالب بدنهای انسانی کلونشده، به سطح فیزیکی سیاره نفوذ کردند و جایگزین برخی سیاستمداران، مدیران عامل شرکتها، ژنرالها، وکلا، روزنامهنگاران و دیگر افرادی شدند که در موقعیتهای قدرت قرار داشتند.
بین سالهای ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹، میلیونها خزنده (Reptilian) به عنوان کودکان انسانی از والدین انسانی متولد شدند؛ بهویژه در کشورهای در حال توسعه، که نقاط اصلی ورود آنها سومالی، افغانستان، هند، چین و مکزیک بودند. به محض رسیدن این خزندهها به سن بزرگسالی، آنها برای نفوذ به آمریکا و اروپا در قالب موجهای عظیم مهاجرتی، که از سال ۲۰۱۴ آغاز شد و همچنان ادامه دارد، اعزام شدند:
https://en.wikipedia.org/wiki/2015_European_migrant_crisis
https://www.zerohedge.com/geopolitical/spanish-beach-stormed-ceuta-chaos-spreads
در سال ۲۰۲۴، آلدبارانیها، آندرومداییها و دیگر نژادهای مثبت ستارهای، نفوذ خود به سطح سیاره را آغاز کردند و این روند نیز همچنان ادامه دارد:
https://halturnerradioshow.com/index.php/news-selections/world-news/men-emerge-from-manhole-covers-in-new-york-city-again
از ۲۴ مه، فرایند پیشرفت فشردگی (Compression Breakthrough) آغاز شده و در حال شتاب گرفتن است:
https://www.youtube.com/watch?v=Ksq2Fl3WTJ0&t=3s
فرماندهی آشتار (Ashtar Command) اکنون بهشدت مشغول فعالسازی سطح زمین است:
https://ameblo-jp.translate.goog/cobrameditation/entry-12972923245.html?_x_tr_sl=ja&_x_tr_tl=en&_x_tr_hl=ja&_x_tr_pto=wapp
یکی از پروژههای فرماندهی آشتار در سطح زمین، چیزی است که به آن «فعالکنندهها» (Activators) گفته میشود:
https://ameblo.jp/cobrameditation/entry-12877911029.html
فرماندهی آشتار همچنین پشت تلاش برای افشاسازی (Disclosure) قرار دارد:
https://nypost.com/2026/08/15/us-news/late-vp-dick-cheney-oversaw-alien-detainment-situation-ufo-whistleblower-claims/
و اکنون همچنین نیروی اصلی پشت این وبلاگ است.
8 305
کارزار عظیم تبلیغاتی ایجاد ترس پس از ۳۱۱ را میتوان به موساد، پنتاگون و CIA نسبت داد.
بلافاصله پس از حمله فوکوشیما، صدها زمینلرزه در جزیره لاپالما در اقیانوس اطلس گزارش شد.
شکافی در مرکز این جزیره وجود دارد و کارشناسان میگویند یک زمینلرزه بزرگ در آنجا میتواند باعث شود بخش عظیمی از جزیره به داخل اقیانوس سقوط کند.
این امر میتواند سونامی ۱۰۰ متری ایجاد کند که به ساحل شرقی آمریکای شمالی و سواحل جنوبی اروپا برخورد خواهد کرد.
به دلیل این تهدید، مافیای خزری حملات بزرگتر زمینلرزهای علیه چین و ژاپن را متوقف کرد.
علاوه بر این، «کلاهسفیدها» شروع به شکار عاملان قتلعام در حمله فوکوشیما کردند.
افرادی که در این کارزار قتلعام دخیل بودند شامل جورج بوش پدر و پسر، مایکل چرتوف، بنیامین نتانیاهو، جیمز بیکر، پل ولفوویتز، سناتور جی. راکفلر، مایکل هیدن، بنیامین دو روتشیلد، دیوید دو روتشیلد، گای دو روتشیلد، اولین دو روتشیلد، پیتر هانس کولونباخ، پاپ سابق «مالدیکت» و دیگرانی بودند که هنوز نامشان فاش نشده است.
بیشتر افراد دخیل در این حمله اکنون مردهاند.
برخی از آنها، مانند نتانیاهو، با «آواتارها» جایگزین شدهاند تا به نظر برسد هنوز با ما هستند.
در هر صورت، تنها نتیجه حمله فوکوشیما این بود که برای مافیای خزری زمان خرید.
اکنون آن زمان رو به پایان است، زیرا «شرکت ایالات متحده» طلایی برای پرداخت به آسیاییها ندارد و اکنون کنترل نفت را نیز برای پرداخت سایر بدهیهای خود از دست میدهد.
با این حال، تا زمانی که آمریکا ذخایر استراتژیک نفت خود را تمام نکند، انتظار داریم وضعیت در حالت تعلیق باقی بماند؛ شاید تا اکتبر که ممکن است ذخایر آن تمام شود.
به همین دلیل، هفته آینده ادامه تاریخ جنگ مالی مخفی را ارائه خواهیم کرد تا خوانندگان از آنچه در حال وقوع بوده است مطلع شوند.
گزارشهای معمول از ۳۱ اوت از سر گرفته خواهند شد.
منبع: BenjaminFulford.net
@AQARUSStel
8 305
از آنجا، طبق اطلاعات نظامی پنتاگون، موشک به پایگاه زیردریایی دیگری در گینه نو منتقل شد.
سپس به باشگاه قایقرانی فیلیپین منتقل شد و گروه استفنز آن را با قایق تفریحی به جزیرهای دورافتاده در مجمعالجزایر اوکیناوا برد.
از آنجا با قایق ماهیگیری به بندر کیوشو منتقل شد.
از کیوشو، موشک با یک ون به ملکی متعلق به نخستوزیر سابق، یاسوهیرو ناکاسونه، در هینودهچو در غرب توکیو منتقل شد.
از آنجا، طبق گفته زورگه، به مقر سازمان شهروندان کره شمالی در نزدیکی زیارتگاه یاسوکونی منتقل شد.
زورگه جان خود را به خطر انداخت و از چندین تلاش برای قتل جان سالم به در برد، زیرا تلاش کرده بود مقامات ژاپنی را درباره حمله هستهای تروریستی قریبالوقوع هشدار دهد.
او به آنها گفت موشک در ملک ناکاسونه قرار دارد و به من نیز همین موضوع را گفت.
مقامات ژاپنی هشدارهای ما را نادیده گرفتند.
بعداً دوباره به آنها گفتیم که موشک در مقر کره شمالی در ژاپن قرار دارد.
در نتیجه تلاشهایش، زورگه توسط پلیس لباسشخصی بازداشت شد؛ پلیس هشدارهای او درباره ترور هستهای قریبالوقوع را نادیده گرفت و در عوض از او خواست شهادت دروغین بدهد که من قاچاقچی مواد مخدر هستم.
یک مأمور آفریقای جنوبی/بریتانیایی به نام مایکل میرینگ که هر دو پایش را بر اثر انفجاری از دست داده بود و میگفت بمب توسط جورج هربرت واکر بوش پدر کار گذاشته شده است، نیز در همان زمان با من تماس گرفت.
او با نام دکتر مایکل وندرمیر نزد من آمد و یک کیف سامسونت ضدگلوله، هفت گذرنامه و یک مسلسل یوزی به من نشان داد.
دکتر وندرمیر به من گفت تونی بلر گفته است که من به اتهام مواد مخدر بازداشت خواهم شد.
در هر صورت، مقامات ژاپنی نتوانستند به هشدارهای ما واکنش نشان دهند و بمب با کشتی حفاری اعماق دریا، «چیکیو»، بارگیری شد.
گزارشهای محلی خبری نشان میدهند که کشتی چیکیو در ماههای پیش از سونامی و حمله هستهای ۱۱ مارس ۲۰۱۱، در بستر دریا در نزدیکی ساحل سندای حفاری میکرد.
علاوه بر این، شاهدان متعددی جلو آمدهاند و شهادت دادهاند که نخستوزیر نائوتو کان در روز پیش از حمله ۳۱۱ در ساختمان مقر فراماسونری ژاپن در نزدیکی برج توکیو دیده شده است.
به گفته آنان، نقشهای از ژاپن به او نشان داده میشد که منطقه توهوکو، یعنی همان منطقهای که سونامی به آن برخورد کرد، از آن حذف شده بود.
شرکت اسرائیلی Magna BSP مسئول تأمین امنیت نیروگاه هستهای فوکوشیما در آن زمان بود.
یک مقام دولت استان میاگی میگوید کارکنان این شرکت برخلاف میل او، در ماههای پیش از ۳۱۱ پلوتونیوم را وارد نیروگاه کردند.
بلافاصله پس از آغاز سونامی و حمله هستهای، از نخستوزیر نائوتو کان خواسته شد دستور تخلیه ۴۰ میلیون نفر از دشت کانتو را صادر کند.
کان در یک کنفرانس مطبوعاتی در باشگاه خبرنگاران خارجی ژاپن این موضوع را بیان کرد.
او همچنین روز بعد از حمله، تماس تلفنیای از نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، دریافت کرد که در آن از او خواسته شده بود مالکیت تمام اوراق قرضه دولتی آمریکا متعلق به دولت ژاپن را به الیگارشهای این محفل واگذار کند.
طبق اطلاعات نظامی ژاپن، او این کار را انجام داد.
پس از حملات، یکی از اعضای نیروهای دفاع شخصی ژاپن که در شکستن بمب هستهای کورسک به چند بمب کوچکتر و کار گذاشتن آنها در بستر دریا مشارکت داشت، در کلیسای مسیحی تاچیکاوا که توسط کشیش پائولو ایزومی اداره میشد، ظاهر شد و درخواست محافظت کرد.
او گفت ۱۴ نفر از همکارانش که در عملیات حفاری و کارگذاری شرکت داشتند و از هدف واقعی کاری که انجام میدادند اطلاعی نداشتند، برای ساکت کردنشان کشته شدهاند و او نیز از جان خود میترسد.
این مرد توسط کلیسا پناه داده شد و اکنون در برنامه حفاظت از شاهدان قرار دارد.
پس از حمله ۳۱۱، این نویسنده به دعوت دکتر وندرمیر به کره جنوبی رفت.
در کره به او گفته شد که خانواده روتشیلد این حمله را برنامهریزی کرده بودند، زیرا میخواستند ۴۰ میلیون ژاپنی پناهنده شوند و در کره شمالی و جنوبی اسکان یابند.
او گفت خانواده روتشیلد قصد داشتند مرکز عملیات آسیایی خود را از توکیو به یک منطقه اقتصادی ویژه جدید در کره منتقل کنند.
او از حمله ۳۱۱ از قبل اطلاع داشت و وقتی اعتراف کرد که به من هشدار نداده است، بهشدت شرمنده به نظر میرسید.
پس از حمله ۳۱۱، طبق گفته یک گانگستر ژاپنی که گروهش در اطراف فوکوشیما برای CIA و موساد پیمانکاری میکرد، هواپیماهای بدون علامت مشاهده شدند که زبالههای صنعتی رادیواکتیو حاوی سزیم را تخلیه میکردند.
8 305
علاوه بر روی کار آوردن اوباما، مافیای خزری نقشهای شومتر نیز در دست داشت.
آن نقشه، حمله هستهای و سونامی علیه فوکوشیمای ژاپن در ۱۱ مارس ۲۰۱۱ بود که در ژاپن با عنوان «۳۱۱» شناخته میشود.
در ادامه، آنچه را اندکی پس از وقوع این حادثه نوشتم، میآورم:
منابع من برای آنچه قرار است بنویسم شامل اطلاعات نظامی ژاپن، نخستوزیر سابق نائوتو کان ــ که سالها شخصاً او را میشناختم ــ اعضای خدمهای که سلاحهای هستهای مورد استفاده در حمله را به ژاپن قاچاق کردند، اعضای شاخههای فرانسوی و بریتانیایی خانواده روتشیلد، مأموران ارشد CIA و یکی از اعضای تیمی است که واقعاً سلاحهای هستهای را پیش از حمله ۳۱۱ در بستر دریا حفر و کار گذاشته بود.
اولین چیزی که باید بدانید این است که این حمله سالها پیش از وقوعش برنامهریزی شده بود.
مجله تجاری ژاپنی «زایکای تمبو» در فوریه ۲۰۰۷، با استناد به گزارشی از CIA، نوشت که آمریکا تصمیم گرفته بود ژاپن بیش از حد به انرژی هستهای وابسته شده است و اگر این روند ادامه پیدا کند، ژاپن دیگر به نفت تحت کنترل آمریکا وابسته نخواهد بود و در نتیجه مجبور نخواهد بود از آمریکا اطاعت کند.
نتیجهگیری این گزارش این بود که بهترین راه برای اطمینان از اینکه ژاپن بهعنوان یک مستعمره باقی بماند، نابودی شرکت برق توکیو، یعنی TEPCO، که مسئول نیروگاه فوکوشیما بود، است.
سناتور جی. راکفلر، که خانوادهاش از طریق بنیادها شرکت جنرال الکتریک، تولیدکننده نیروگاه، را کنترل میکرد، عمیقاً در این عملیات دخیل بود.
بهعنوان مقدمهای برای نابودی ظرفیت تولید برق هستهای ژاپن، وستینگهاوس و جنرال الکتریک کسبوکار تولید نیروگاههای هستهای خود را به توشیبا و هیتاچی فروختند.
این یک معامله مبتنی بر اطلاعات محرمانه در بالاترین سطح بود و توشیبا و هیتاچی باید شکایت کنند.
تلاش چند ساله جامعه مخفی آسیایی برای گرفتن کنترل امور مالی جهانی از خانوادههای الیگارش غربی، زمینه گستردهتر ماجرای فوکوشیما بود.
برای مثال، وزیر دارایی حزب دموکرات ژاپن، شوئیچی ناکاگاوا، در یک نشست G7 از او خواسته شد ۱۰۰ میلیارد دلار به این محفل تحویل دهد.
او پاسخ داد که این پول را از طریق فروش ۱۰۰ میلیارد دلار اوراق قرضه خزانهداری آمریکا تأمین خواهد کرد.
او قصد داشت این موضوع را در کنفرانس مطبوعاتی پس از نشست G7 اعلام کند، بنابراین به او مواد مخدر داده شد تا مانع این کار شوند.
بعداً، هنگامی که به ژاپن بازگشت، توسط جوخههای مرگ CIA به قتل رسید.
اما درباره فوکوشیما، امتناع حزب دموکرات ژاپن و مقامات این کشور از تحویل ارز واقعی به خانوادههای الیگارش غربی باعث شد تصمیم بگیرند عملیات فوکوشیما را بهعنوان راهی برای ترساندن دوباره ژاپنیها و وادار کردن آنها به تسلیم و اطاعت اجرا کنند.
یکی از منابع اصلی من، که در زمانهای مختلف با نامهای ریچارد زورگه، الکساندر رومانوف و نامهای دیگری شناخته میشد، بخشی از یک شبکه چندسازمانی غربی درگیر قاچاق مواد مخدر به ژاپن بود.
من از طریق آشنای قدیمیای به نام استیو مککلور، که ظاهراً روزنامهنگار موسیقی بود، تأیید کردم که ریچارد زورگه تأمینکننده قدیمی مواد مخدر برای او بوده است.
در هر صورت، زورگه به من گفت که توسط یکی از اعضای نیروهای ویژه SAS بریتانیا، یک آفریقای جنوبی با نام اسپنسر، به پاتایا در تایلند احضار شده بود و به او گفته بودند ۷۰ کیلوگرم ماریجوانای «Thai Stick» که بهشدت با مواد شیمیایی مخرب ذهن آلوده شده بود، بیاورد و به سراغ من بیاید.
به او گفته شده بود که به من بگوید یاکوزا را به او معرفی کنم، وگرنه کشته خواهم شد.
یاکوزا به من گفت این یک تله است و از آن دور بمانم، و من نیز همین کار را کردم.
زورگه همچنین به من گفت زمانی که در تایلند بود، موشک هستهای ۵۰۰ کیلوتنی را به او نشان دادهاند که از زیردریایی غرقشده روسی «کورسک» دزدیده شده بود.
این موشک همراه با مواد مخدر به ژاپن قاچاق شد.
به گفته زورگه و اسپنسر، فردی که بر عملیات قاچاق نظارت داشت، استفنز، معاون سابق رئیس پلیس هنگکنگ، بود.
طبق منابع CIA، کنترل عملیاتی کلی این عملیات علیه ژاپن در اختیار ژنرال ریچارد مایرز بود.
بر اساس اطلاعات حاصل از مصاحبههای بعدی با اعضای اطلاعات نظامی پنتاگون و MI5، مسیر انتقال موشک به ژاپن شناسایی شد.
طبق گفته MI5، این موشک بخشی از محمولهای شامل چهار موشک هستهای بود که نیروهای زیرزمینی نازی از کورسک دزدیده بودند و آنها را به پایگاه زیردریایی خود در جزیره آتلانتیک سائوتومه برده بودند.
8 305
آنها همچنین مرا با همتایان خود در CIA آشنا کردند که موافقت کردند با ما همکاری کنند.
تقریباً در همان زمان، پرنسس کائورو ناکامارو ــ نوه امپراتور میجی ــ با من تماس گرفت و فهرستی حاوی هزاران نام به من داد.
این افراد اعضای «کمیسیون سهجانبه»، «شورای روابط خارجی»، «بیلدربرگها» و گروههای مشابه بودند. به عبارت دیگر، آنها رهبران مافیای خزری بودند.
او به من گفت این افراد مسئول حملات ۱۱ سپتامبر هستند.
در آن زمان از فیلم «بیل را بکش» ساخته کوئنتین تارانتینو الهام گرفتم. در آن فیلم صحنهای وجود داشت که دو زن قاتل وارد مبارزهای وحشیانه تا پای مرگ میشوند.
نبرد ناگهان پایان مییابد؛ زمانی که یکی از آنها تنها چشم حریفش را از حدقه بیرون میآورد و او را نابینا میکند و به مبارزه پایان میدهد.
قاتلان آسیایی فهرست اسامی نخبگان غربی را دریافت کردند. به آنها گفته شد که میتوانند با «درآوردن چشم» یعنی کشتن رهبران مافیای خزری، به این نبرد پایان دهند.
آسیاییها موافقت کردند این کار را انجام دهند. آنها همچنین موافقت کردند که دیگر به شرکت آمریکایی کمک مالی نکنند.
پس از آن به من اطلاع داده شد که دیوید راکفلر در توکیو است. چون میدانستم افراد قدرتمند آمریکایی در هتل اوکورای مجاور سفارت آمریکا اقامت میکنند، با هتل تماس گرفتم و قرار ملاقاتی برای مصاحبه با او گرفتم.
البته میتوانستم بهسادگی قاتل بفرستم، اما من روزنامهنگار هستم، نه گانگستر؛ بنابراین ترجیح دادم با او مصاحبه کنم.
این فرد مالک سازمان ملل، BIS، بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول و دارای منافع کنترلی در بسیاری از شرکتهای Fortune 500 بود. او در آن زمان «چشم هرم» بود.
مسیر تحقیقات جنایی به او و اعضای خانواده روتشیلد بهعنوان افرادی رسید که از سلاحهای زلزلهزا برای مجبور کردن دولت ژاپن به واگذاری کنترل شرکتهای بزرگ ژاپنی استفاده کرده بودند.
با این حال، اینکه ما توانستیم شخصاً با او تماس برقرار کنیم، ظاهراً مافیای خزری را مجبور کرد موقتاً برنامههای خود برای جنگ جهانی سوم را متوقف کند.
این اتفاق همچنین جعبه پاندورا از جوامع مخفی را گشود.
بهزودی «ایلومیناتی گنوسی» ظاهر شدند. آنها ادعا کردند انقلابهای آمریکا، فرانسه و روسیه را آغاز کردهاند و اکنون در حال برنامهریزی یک انقلاب جهانی هستند.
سپس فراماسونهای P2، لئو زاگامی را برای ملاقات با من فرستادند.
آنها ادعا کردند که بر اساس نقشهای که موجودات فرازمینی در اختیارشان قرار دادهاند، ۲۶ هزار سال است که سیاره را اداره میکنند.
آنها گفتند این طرح بر اساس حرکات سیارات اجرا میشود.
FSB روسیه، کره شمالی، حشاشین، پنتاگون، MI6 و مجموعه گستردهای از افراد سازمانهای دیگر نیز وارد ماجرا شدند.
در هر صورت، جامعه مخفی آسیایی با اطلاع دادن به همتایان غربی خود مبنی بر اینکه دلارهای آمریکایی متعلق به آنها را از دلارهایی که بهتازگی در آمریکا ایجاد میشوند قرنطینه خواهند کرد، اعلام جنگ کرد.
بقیه جهان این رویداد را با نام «شوک لمن» شناختند.
آنچه واقعاً اتفاق افتاد این بود که آمریکا از تجارت خارجی قطع شد.
پس از آن، جناح نازیِ جورج بوش پدر در مافیای خزری یک عملیات فریب بسیار ماهرانه اجرا کرد.
آنها وعده دادند که یک کمونیست سیاهپوست به نام باراک اوباما را به ریاستجمهوری خواهند رساند.
همچنین به اعضای کلیدی گروه آسیایی، رشوههای عظیمی به شکل نفت عراق پیشنهاد کردند.
در نتیجه، آسیاییها موافقت کردند ۷۰۰ تن طلای متعلق به یک خاندان سلطنتی آسیایی به نام یوهانس ریادی را در اختیار فدرال رزرو قرار دهند.
این طلا سپس بیش از هزار برابر اهرم شد تا ۲۳ تریلیون دلار ایجاد شود و شرکت آمریکایی بتواند به فعالیت خود ادامه دهد.
همزمان، آسیاییها به من گفتند باید کاملاً و بدون قیدوشرط از آنها اطاعت کنم.
اگر آنها میگفتند سفید سیاه است و سیاه سفید است، من باید میپذیرفتم.
من به آنها گفتم هرگز اطاعت کورکورانه نخواهم داشت.
در نتیجه، آنها حمایت خود را از من برداشتند و ارتباطشان را با من قطع کردند.
سپس همان قاتلی که تاکهناکا در ابتدا نزد من فرستاده بود، به من اطلاع داد که قراردادی برای قتل من از سوی حامی او، هنری کیسینجر، و رئیس او، دیوید راکفلر، منعقد شده است.
به همین دلیل مجبور شدم با یک بلندگو به مقر یاماگوچی-گومی ــ بزرگترین سندیکای تبهکاری جهان ــ بروم.
در نهایت، دنیای زیرزمینی ژاپن پیشنهاد محافظت از من را داد.
همزمان، «جامعه اژدهای سفید» توسط اعضایی از FSB روسیه، CIA، پنتاگون، MI6، فراماسونهای P3 و دیگران تشکیل شد تا با نقشه مافیای خزری برای کشتن ۹۰ درصد بشریت مقابله کند.
8 305
او با رئیسجمهور اندونزی، سوکارنو، که از اعضای ارشد خاندانهای سلطنتی آسیا بود، توافقی انجام داد تا طلا دریافت کند و دلارهایی را که کندی قصد داشت منتشر کند، با آن طلا پشتیبانی کند.
نتیجه این شد که دیوید بنگوریون، نخستوزیر وقت اسرائیل، که به گفته نویسنده تحت دستور کنترلکنندگان مافیای خزریِ فدرال رزرو ــ یعنی خانوادههای روتشیلد، راکفلر و دیگران ــ عمل میکرد، دستور ترور کندی را اجرا کرد.
بعدها، CIA بیش از یک میلیون اندونزیایی را کشت و در سال ۱۹۶۷ سوکارنو را سرنگون کرد.
آسیاییها در واکنش، تمام دلارهای آمریکایی خود را فروختند و آنها را به طلا تبدیل کردند. در نتیجه، آمریکا شروع به تمام کردن ذخایر طلای خود کرد و در سال ۱۹۷۱، طی آنچه «شوک نیکسون» نامیده شد، دلار آمریکا از استاندارد طلا خارج شد.
سپس در سال ۱۹۷۴، نیکسون قراردادی ۵۰ ساله با عربستان سعودی منعقد کرد تا «پترودلار» را ایجاد کند. آن قرارداد در ژوئن ۲۰۲۴ به پایان رسید.
آمریکا همچنین در سال ۱۹۷۸ یک توافق محرمانه با چین کمونیست انجام داد. آنها آخرین بخش از طلای امپراتوری چین را که در اختیار داشتند به حزب کمونیست چین تحویل دادند و وعده کردند به مدرنسازی چین کمک کنند.
اکنون به سال ۱۹۹۸ میرسیم. در آن سال، آمریکا طلایی را که ۶۰ سال قبل از کومینتانگ چین (تایوان) «قرض گرفته» بود، همانطور که وعده داده بود بازنگرداند.
تایوان از آمریکا در دیوان بینالمللی دادگستری شکایت کرد. آمریکا استدلال کرد که مجبور نیست طلا را بازگرداند، زیرا آنچه از طلا باقی مانده بود را قبلاً به چین کمونیست داده است.
آمریکا در این پرونده شکست خورد و دستور داده شد که طلا را تا ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۱ بازگرداند.
اما در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، دولت آمریکا مرکز تجارت جهانی را منفجر کرد. همچنین ساختمان شماره ۷ مرکز تجارت جهانی را که تمام اسناد مالی مربوط به طلا در آن نگهداری میشد، منفجر کرد.
این رویداد آغاز پروژه عظیم «مافیای خزری» برای ایجاد «قرن جدید آمریکایی» بود؛ پروژهای که شامل حمله به خاورمیانه و همزمان انتشار سلاحهای زیستی با هدف کشتن بخش عمده جمعیت جهان بود.
درگیری شخصی من در این جنگ در سال ۲۰۰۶ بهطور جدی آغاز شد؛ زمانی که با هیزو تاکهناکا، وزیر سابق دارایی ژاپن، درباره این موضوع روبهرو شدم که چرا او کنترل تمام شرکتهای فهرستشده در بورس توکیو را به صندوقهای پوشش ریسک تحت کنترل روتشیلدها، راکفلرها و دیگران واگذار کرده است.
یک هفته پس از آن مصاحبه، تاکهناکا یک قاتل حرفهای که خود را «نینجا» معرفی میکرد، فرستاد. او به من پیشنهاد کرد وزیر دارایی ژاپن شوم و ثروت زیادی به دست بیاورم، اما فقط به شرطی که با برنامه کشتن ۹۰ درصد بشریت برای «نجات محیط زیست» همراه شوم.
او همچنین به من گفت تاکهناکا مجبور شده بود شرکتهای بورسی ژاپن را واگذار کند، زیرا ژاپن تهدید شده بود که با «سلاحهای زلزلهزا» مورد حمله قرار خواهد گرفت.
هفته بعد، نمایندهای از یک جامعه مخفی آسیایی با من تماس گرفت. آنها گفتند ۸ میلیون عضو دارند که صدها هزار نفر از آنها قاتلان حرفهای هستند. آنها پیشنهاد محافظت از من را دادند، اما گفتند این جامعه فقط میتواند برای خیر عمومی مورد استفاده قرار گیرد.
از آنجا که حاضر نبودم با نقشه کشتن ۹۰ درصد بشریت همراه شوم، در نهایت به این جامعه مخفی آسیایی پیوستم.
وقتی با رهبران آنها ملاقات کردم، درباره شبکهای مخفی از بازندگان جنگ جهانی دوم مطلع شدم. مشخص شد ژاپنیها و آلمانیها پس از جنگ یک شبکه مخفی از زیردریاییها و پایگاههای زیردریایی را حفظ کرده بودند که از آن برای قاچاق استفاده میکردند.
ژاپنیهای شکستخورده در کره شمالی مستقر شدند و در آنجا آمفتامین تولید میکردند. آلمانیها در آمریکای جنوبی مستقر شدند و در آنجا کوکائین تولید و ماریجوانا کشت میکردند.
چینیهای کومینتانگ که در جنگ داخلی چین در سال ۱۹۴۹ شکست خورده بودند، تولید هروئین را در منطقه «مثلث طلایی» جنوبشرقی آسیا راهاندازی کردند.
قرار بود پول حاصل از قاچاق مواد مخدر برای سرنگونی پیروزهای جنگ جهانی دوم استفاده شود.
بخش جورج بوش پدر در CIA که پس از گشتاپوی نازیها کنترل سازمان را در دست گرفته بود، در این تجارت دخیل بود. به همین دلیل، اربابان مواد مخدر آمریکای لاتین میگویند CIA مخفف عبارت «آژانس واردات کوکائین» است.
افرادی که من ملاقات کردم گفتند در ویتنام در تولید هروئین با CIA همکاری کرده بودند. آنها زمانی همکاری خود را با مافیای خزری متوقف کردند که فهمیدند SARS یک سلاح زیستی است که برای کشتن آسیاییها طراحی شده است.
8 305
گزارش بنجامین فولفورد:
جنگ مالی برای سیاره زمین به اوج خود نزدیک میشود؛ در حالی که آمریکا نفتش تمام میشود و حباب هوش مصنوعی میترکد — ۱۷ اوت ۲۰۲۶
نوشته: ادوارد مورگان
۲۰ اوت ۲۰۲۶
نشانههای بسیاری وجود دارد که نشان میدهد جنگ جهانی سومِ ترکیبیِ در حال وقوع، در حال نزدیک شدن به پایان است؛ شاید در پاییز امسال و شاید در نیمه نخست سال ۲۰۲۷. به همین دلیل، این هفته تصمیم گرفتیم نسخهای بهروزشده از «تاریخچه محرمانه جنگ مالی برای کنترل سیاره زمین» را در اختیار خوانندگان قرار دهیم.
اگرچه اخبار ظاهراً تکراری به نظر میرسند، این اخبار در واقع اوجگیری قریبالوقوع جنگ شدید و مخفیانهای را پنهان میکنند که اکنون در جریان است. این نبرد برای کنترل نظام مالی بینالمللی، در واقع نبردی بر سر فرایند روانشناختیِ تصمیمگیری درباره این است که ما، بهعنوان یک گونه، در آینده چه کاری انجام خواهیم داد.
اکثریت بشریت برای رهایی از بردگی بدهی بابلی و به دست آوردن حق تعیین سرنوشت خود مبارزه میکنند.
در مقابل آنها گروهی نخبه قرار دارد که میخواهد ۹۰ درصد بشریت را بکشد و بقیه را به بردگی بگیرد. این گروه که ما آن را «مافیای خزری» مینامیم، کنترل «شرکت ایالات متحده آمریکا»، شرکتهای Fortune 500 و چند دولت دستنشانده مانند اوکراین و اسرائیل را در اختیار دارد. آنها اکنون به از دست دادن کامل کنترل خود نزدیک شدهاند، زیرا منبع اصلی قدرتشان ــ یعنی کنترل اقتصاد فیزیکی جهان، بهویژه نفت، کالاهای اساسی و کالاهای تولیدشده ــ در حال پایان یافتن است. خلاصه زیر توضیح میدهد چرا.
این اطلاعات از خاندانهای سلطنتی آسیا و اروپا، سازمانهای اطلاعاتی، جوامع مخفی و منابع دیگر به دست آمده؛ اطلاعاتی که طی دو دهه فعالیت من در این جنگ مخفی جمعآوری کردهام.
اگرچه این جنگ هزاران سال است که ادامه دارد، ما داستان را از سال ۱۹۱۳ آغاز میکنیم. در آن سال گروهی از بانکداران کنترل ایجاد و توزیع پول را از کنگره آمریکا گرفتند و «هیئت فدرال رزرو» را ایجاد کردند.
[کتاب «موجودی از جزیره جکیل»]
پس از به دست گرفتن کنترل آمریکا، بانکداران بلافاصله برنامه خود را برای آغاز جنگ جهانی اول به اجرا گذاشتند. این جنگ منجر به نابودی امپراتوریهای آلمان، اتریش-مجارستان و عثمانی شد.
در پایان جنگ، در پیمان ورسای، آلمان مجبور شد ۱۳۲ میلیارد مارک طلا بهعنوان غرامت پرداخت کند. تنها کسانی که میتوانستند چنین مقدار عظیمی از طلا را تأمین کنند، خاندانهای سلطنتی آسیا بودند.
برای درک زمینه موضوع باید دانست که از زمان روم باستان، آسیاییها ادویه، ابریشم، سرامیک و کالاهای دیگر را به غرب میفرستادند و در ازای آن طلا و نقره دریافت میکردند. در نتیجه این تجارت، ۸۵ درصد ذخایر طلای جهان در آسیا قرار دارد.
معاملهای که آلمانیها با خاندانهای سلطنتی آسیا انجام دادند، در نهایت به ایجاد «بانک تسویه بینالمللی» یا BIS در سال ۱۹۳۰ منجر شد. بنا بر گفته خاندانهای سلطنتی آسیا، توافقی محرمانه صورت گرفت که بر اساس آن، در ازای طلای آسیایی، وعده ایجاد یک پارلمان جهانی داده شد که خاندانهای سلطنتی نقش نگهبانان آن را بر عهده داشته باشند. به آسیاییها گفته شد که برای ایجاد چنین ساختاری، جنگ جهانی دوم لازم خواهد بود.
برای آمادهسازی این جنگ، هنری مورگنتاو، وزیر خزانهداری آمریکا، در دهه ۱۹۳۰ در سراسر آسیا سفر کرد و در ازای جعبههای پیمان ورسای که حاوی اوراق قرضه با ارزش اسمی تریلیونها دلار بودند، طلا جمعآوری کرد.
یکی از موارد بسیار مهم، طلایی بود که در سال ۱۹۳۸ توسط کشتیهای جنگی آمریکا از چین خارج شد تا از افتادن آن به دست ژاپنیها جلوگیری شود. در ازای این طلا، آمریکا به حزب کومینتانگ چین اوراق قرضه ۶۰ ساله داد و وعده کرد که در پایان این ۶۰ سال طلا را بازگرداند.
در کنفرانس برتون وودز در سال ۱۹۴۴، آسیاییها طلا در اختیار آمریکا قرار دادند تا پشتوانه دلار آمریکا بهعنوان ارز اصلی بینالمللی پس از جنگ باشد. به پیروزهای جنگ جهانی دوم ــ آمریکا، انگلستان، فرانسه، اتحاد جماهیر شوروی و کومینتانگ چین (تایوان کنونی) ــ مأموریتی ۵۰ ساله برای توسعه جهان داده شد.
اما هنگامی که پیروزهای جنگ به وعده خود برای توسعه جهان عمل نکردند و فقط کشورهایی را که تحت کنترل خود داشتند مدرن کردند، خاندانهای سلطنتی آسیا دیگر به غربیها طلا ندادند.
همچنین پس از بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ که تقریباً به یک جنگ هستهای تمامعیار جهانی منجر شد، رئیسجمهور آمریکا، جان اف. کندی، تصمیم گرفت کنترل دلار آمریکا را از هیئت فدرال رزرو پس بگیرد.
8 305
حوزههای فعالیت آنها از طریق طرحهای بهداشت جهانیِ دولتی ـ خصوصی، که دولتها، شرکتهای دارویی، مؤسسات پژوهشی و سازمانهای بینالمللی را دربرمیگرفت، به یکدیگر نزدیک شدند.
در همین حال، تحقیقات مربوط به ویروس کرونا که با بودجه دولت فدرال انجام شده بود ــ و همچنین نظارت بر این تحقیقات ــ به موضوع تحقیقات کنگره و مناقشات ادامهدار تبدیل شده است.
بار دیگر، ثروت عظیم، اقتدار نهادی، تحقیقات پزشکی و سیاستگذاری عمومی در دست تعداد نسبتاً محدودی از افراد و نهادها به یکدیگر پیوند خوردهاند.
سؤال من این است: واقعاً چه مقدار از این وضعیت تغییر کرده است که چه کسی حق دارد روایت پذیرفتهشده را تعریف کند؟
پس از دههها که رسانهها و افرادی که ما آنها را انتخاب نکردهایم به ما گفتهاند چه کار کنیم، وقت آن رسیده که خودمان فکر کردن را آغاز کنیم.
ما باید به اصول اولیه بازگردیم.
و بخشی از این اصول اولیه، به یاد آوردن این موضوع است که انسان واقعاً چیست و چه کسی است.
ما موجوداتی فرشتهگون و الهی هستیم که موقتاً در یک «لباس گوشتی» انسانی گرفتار شدهایم و راهی نداریم جز اینکه یاد بگیریم و به دیگران بیاموزیم چگونه مستقل و صاحب اختیار باشند، چگونه برای خودشان تصمیم بگیرند و چگونه آنچه را میخواهند در جهان متجلی کنند.
وقتی تلویزیون را خاموش کنید و اسکرول بیپایان در شبکههای اجتماعی را متوقف کنید ــ چیزی که برای بشریت پدیدهای نسبتاً جدید است ــ آنگاه مجبور خواهید شد برای کسب اطلاعات و حتی الهام گرفتن، بیشتر به خودتان تکیه کنید.
آنچه باور میکنید، با نیت درست میتواند متجلی شود.
اما اگر فقط به اخبار تاریک و ناامیدکننده گوش دهید، یا دائماً پیامهایی درباره اینکه چه چیزی بخورید، چه چیزی بنوشید، چه چیزی بخرید یا چه چیزی به بدن خود تزریق کنید دریافت کنید، در واقع خودتان را از منابع بالاتر اطلاعات قطع میکنید.
خودِ شما!
و اگر فقط اخبار منفی یا آنچه گویندگان و چهرههای رسانهای به شما میگویند تماشا کنید و آن را حقیقت بدانید...
حدس بزنید چه اتفاقی میافتد؟
شما همان واقعیت را تداوم میبخشید.
من با یکی از دوستانم درباره تفاوت میان جادوی سیاه و جادوی سفید صحبت میکردم.
جادوی سیاه معمولاً بهصورت مخفیانه انجام میشود تا به دیگران آسیب برساند یا اهداف خودخواهانه را دنبال کند. آن را شرورانه میدانند.
جادوی سفید میتواند بهصورت خصوصی یا آشکار انجام شود و شامل اعمالی مانند ریکی، دعا و مراقبه برای ایجاد آرامش باشد.
اما در نهایت، عامل تعیینکننده موفقیت هر دو، باور است.
این موضوع مرا به یاد یکی از قسمتهای مجموعه اصلی پیشتازان فضا با عنوان «و کودکان رهبری خواهند کرد» انداخت.
در این قسمت، پیام بسیار عمیقی از سوی موجودی به نام گورگون مطرح میشود؛ موجودی که در ظاهر یک فرشته دوستداشتنی بود و بازیگر نقش آن، وکیل مشهور ملوین بلی بود.
کودکان از نوعی جادوی کلامی استفاده میکردند، اما این جادو در جهت خیر و نیکی مورد استفاده قرار نمیگرفت؛ در حالی که گورگون آنها را متقاعد کرده بود که چنین است.
سرانجام آنها حقیقت را دیدند و متوجه شدند که چگونه گمراه شدهاند.
و این همان جایی است که قدرت تشخیص و بصیرت ما اهمیت پیدا میکند؛ همراه با آگاهی از اهمیت کلمات، افکار و نیتهای ما.
https://prepareforchange.net/2026/08/20/what-do-you-believe-and-what-will-you-do-about-it/
@AQARUSStel
