447
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
447
خواب دیدم تو به باغ بودیم با یه عالمه آدم در حال غذا خوردن و حرف زدن و اینها بعد وسط باغ از یه جایی با لیزر ورود آدما چک میشد آخوندا نمیتونستن وارد بشن.
447
دیشبم کابوس دیدم بینش داشتم از یه جاده رد میشدم تو ایران یه شکاف بزرگ و عمیق به وجود اومده بود انگار یه دره بود میگفتن واسه پاکوبیدن مردم تو فلان شهره.
447
Repost from نامههای کیان
این رو هم از توییتر براتون آوردم که نگید به فکر سلامت روحی و روانیتون نیستم.✨
447
Repost from Stuff
چیزای به درد بخوری که پیدا کردم:
پنیک اتک (حمله اضطرابی)
گاز اشک آور ۱
گاز اشک آور ۲
گاز اشک آور ۳
تیر ساچمه
زخم گلوله ۱
زخم گلوله/ چاقو ۲
زخم گلوله/چاقو ۳ به تفکیک
تراپی رایگان
در صورت دستگیری
447
ازشون متنفرم، به خاطر تک تک حسایی که تو دلم به وجود آوردن.
کاش یه جوری از تاریخ محو بشن که انگار هیچوقت وجود نداشتن.
447
-اسپویل-
یه جایی از فیلم fall بود دختری که تو ارتفاع گیر افتاده بود به دوستش گفت کفشت رو بده که گوشیم رو توش بذارم، اینبار محکم میبندمش و میندازمش پایین که کمک بیاد.
دوستش گفت نمیتونم کفشم پایینه.
دختره نگاهش کرد گفت کفشتو که پوشیدی!
دوستش گفت من اون پایین افتادم مرُدم.
اینجایی که دختره پایین جنازهی دوستش رو دید که خونیه یادش اومد همهی لحظههایی که خیال کرده بود طوری دیگهست چون نمیتونست با اون رنج و تنش مواجه بشه و واقعیت از جلوی چشمهاش رد شد.
تو همین قسمت از زندگیمم.
