en
Feedback
رسانۀ روان‌سی‌نمایی

رسانۀ روان‌سی‌نمایی

Open in Telegram

* رسانه‌ای با محوریت نظریۀ روان‌کاوی فروید به لکان و فیلم‌کاوی * محمد پورفر، فیلمساز، فیلم‌کاو، کارشناس ارشد سینما و کارشناس روان‌شناسی ارتباط: @mpourfar (تبلیغ و تبادل انجام نمی‌شود)

Show more
4 831
Subscribers
No data24 hours
-147 days
-5230 days
Posts Archive
دایرهٔ مینا پنجمین فیلم داریوش مهرجویی محصول ۱۳۵۳ نخستین فیلم رنگی او و دومین همکاری او با غلامحسین ساعدی است فیلم به مدت سه سال توقیف بود و در ۱۳۵۶ پروانهٔ نمایش گرفت @Filmkootahh

دایرهٔ مینا پنجمین فیلم داریوش مهرجویی محصول ۱۳۵۳ نخستین فیلم رنگی او و دومین همکاری او با غلامحسین ساعدی است فیلم به مدت سه
دایرهٔ مینا پنجمین فیلم داریوش مهرجویی محصول ۱۳۵۳ نخستین فیلم رنگی او و دومین همکاری او با غلامحسین ساعدی است فیلم به مدت سه سال توقیف بود و در ۱۳۵۶ پروانهٔ نمایش گرفت @Filmkootahh

٨٣:١ وَيْلٌۭ لِّلْمُطَفِّفِينَ ٨٣:٢ ٱلَّذِينَ إِذَا ٱكْتَالُوا۟ عَلَى ٱلنَّاسِ يَسْتَوْفُونَ ٨٣:٣ وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ ٨٣:٤ أَلَا يَظُنُّ أُو۟لَـٰٓئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ ٨٣:٥ لِيَوْمٍ عَظِيمٍۢ ٨٣:٦ يَوْمَ يَقُومُ ٱلنَّاسُ لِرَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ ٨٣:٧ كَلَّآ إِنَّ كِتَـٰبَ ٱلْفُجَّارِ لَفِى سِجِّينٍۢ ٧٦٥٤٣٢١ ٨٣:٢٠ وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا سِجِّينٌۭ ٨ ٨٣:٢٠ كِتَـٰبٌۭ مَّرْقُومٌۭ ٩ ٨٣:٢١ وَيْلٌۭ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُكَذِّبِينَ ١٠ ٨٣:٢٢ ٱلَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ ٱلدِّينِ ١١ ٨٣:٢٣ وَمَا يُكَذِّبُ بِهِۦٓ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ١٢ ٨٣:٢٤ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ ءَايَـٰتُنَا قَالَ أَسَـٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ ١٣ كَلَّا ۖ بَلْ ۜ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَ ١٤ ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُوا۟ ٱلْجَحِيمِ ١٦ ثُمَّ يُقَالُ هَـٰذَا ٱلَّذِى كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ ١٧ كَلَّآ إِنَّ كِتَـٰبَ ٱلْأَبْرَارِ لَفِى عِلِّيِّينَ ١٨ وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا عِلِّيُّونَ ١٩ كِتَـٰبٌۭ مَّرْقُومٌۭ ٢٠ يَشْهَدُهُ ٱلْمُقَرَّبُونَ ٢١ إِنَّ ٱلْأَبْرَارَ لَفِى نَعِيمٍ ٢٢ عَلَى ٱلْأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ ٢٣ تَعْرِفُ فِى وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ ٱلنَّعِيمِ ٢٤ َت تا مَئینیو پَئواوروی یا یما خوَفِنا اَسرواِتم آري، آن دو گوهرِ آغازین که دو همزادِ کهکشان خفتار بودند، پدیدار شدند. اَت چا هیت تا هِم مَئینیو جَس اتم پئُواورویم دَزدِ گَئِم چا اَجیا ایتیم چا هنگامی که این دو گوهر به هم برسند، در آغاز، زندگی و نابودگی بخشوده و پدیدار می‌شوند. اَیاو مَئینی واو وَرَتا یِ درِگواو اَچیشتا وِرِزیوٌ از این دو گوهر، آنکه هواخواه دروغ بود، پَس‌روترین کردار را برگزید اَشِم مَئینیوش سپِنی شتُو یِ خرَئُوژدیش تِنگ اَسِنُو وَست آنکه داراي پیشروترین منش بود، سپنتا را برگزید، آنکه جامه‌ای چون سخت‌ترین سنگ‌ها بر تن کرده است. اَت چا یدا اَاِشانم کئِنا جَمَ ایتی اَاِنَنگ هانم و بدین‌سان، هنگامی که سزای دروغگویان فرا رسد، اَت مَزدا تَئی بیٌو خشتَرِم وُهو مَنَنگها وُئی ویدائیت آنگاه ای مزدا، توانایی تو به دست وُهومن آشکار می‌شود. اَ اِ اي بیُو سَستِ اَهورا یُویی اَشایی دَدِن زَستَ یُو دَروجِم آنها درمی‌یابند ای اهورا که دروغ را باید به دست راستی بسپارند. ♻️ محمد پورفر @PSYCINکانال روان‌سینماتیک

Repost from نورنیوز
🎥 بازجویی و آزار داریوش مهرجویی کارگردان ایرانی در لوکزامبورگ توسط برعندازان 🔹اینکه راه بیوفتید دنبال یک کارگردان آزارش بدهید و مجبورش کنید درباره چیزی که شما می‌خواهید اظهار نظر کند، نامش بازجویی‌است نه اعتراض! 🌐 nournews.ir 🆔 @Nournews_IR

🔰 مادر آلوده‌کنندهٔ زن ✍️ #لکان؛ #تلویزیون؛ چالشی برای استقرار روان‌کاوی ♨️ هیچ سطحی از برانگیختگی (که گفتمان روان‌کاوی آن را فزاینده هم می‌کند) نمی‌تواند سند نفرین بر رابطهٔ جنسی را، که فروید در «ناخرسندی‌ها» پیش می‌کشد، از میان بردارد. - ناممکنِ «خوش‌بیان» در ارتباط با سکس... ♨️ اگر من از رنجش و دل‌زدگی، در رابطه با رویکرد «خداگونه» به عشق صحبت کرده‌ام، چطور آدم می‌تواند تصدیق نکند که این دو عاطفه مورد خیانت قرار گرفته‌اند، در لفظ و حتی در عمل، در آن مردمان جوان که وقف رابطه‌های بدون واپس‌رانی شده‌اند؟ شگفت‌تر از همه هم آنکه، روان‌کاوهایی که آنها مدعی حمایت‌گریشان هستند، با لبان دوخته‌شده به آنها زل می‌زنند. ♨️ حتی اگر خاطره‌های سرکوب‌گری خانوادگی حقیقت نداشتند، باید اختراع می‌شدند، و این قطعاً به انجام رسیده. افسانه چنین چیزی است؛ تلاش برای دادن یک قالب حماسی به آنچه درون ساختار مشغول به کار است. ♨️ بن‌بست جنسی قصه‌هایی را عیان می‌کند که برای ناممکن در سرمنشأ آن دلیل‌تراشی می‌کنند. من نمی‌گویم آنها خیال‌پردازی شده‌اند؛ مانند فروید در آنها دعوتی به امر واقع را می‌خوانم که زیرنویسشان می‌شود. - ...درون ساختار است... ♨️ نظم خانوادگی چیزی نیست جز ترجمان این واقعیت که «پدر» نیا [سرمنشأ] نیست، و «مادر» آلوده‌کنندهٔ زن برای فرزند انسان باقی می‌ماند: الباقی از آن منتج می‌شود. - ...افسانۀ اُدیپ را بخوانید. ♨️ نه اینکه من ارزشی برای مطالبهٔ نظمی که در این فرزند می‌یابیم قائل باشم، که با این جمله به بیان درآمده: «من به شخصه از هرج‌ومرج بیزارم.» تعریف نظم، به محض آنکه کوچک‌ترین ذرهٔ آن وجود داشته باشد، این است که شما نباید آن را مطالبه کنید، چون بفرما خودش آنجاست: به شکل استقرار یافته. ♨️ این واقعیت که این اتفاق از قبل جایی در تقدیر خوب ما افتاده، تقدیری که تنها خوبی‌اش در این است که نشان دهد اتفاقات بدی دارد آنجا برای آزادی، حتی در مخدوش‌ترین شکل آن می‌افتد. این خیلی ساده بازتعریف سرمایه‌داری است. پس برگردیم به نقطهٔ اول، برای مبحث تن‌آمیزی، چون بهرحال سرمایه‌داری نقطهٔ شروع آن بود: خلاص شدن از شر تن‌آمیزی. ♻️ ترجمه: محمد پورفر ✔️ جملات نوشته شده با فونت ایتالیک حاشیه‌نویسی‌های ژاک آلن میلر بر متن گفتگو هستند. ⚡️ Lacan: Television; A Challenge to the Psychoanalytic Establishment @PSYCINکانال روان‌سینماتیک

🔰 شکنجه‌های جهنم (بازنشر) ✍️ #لکان؛ #مکتوبات، کانت با ساد ♨️ این واقعیت که فروید به‌هرحال نیروی محرکۀ این آرزومندی را در برخی از موارد بالینی‌اش به رسمیت می‌شناسد، و خیلی واضح، شاید بیش از حد واضح، کارکردش را به چیزی متقارن با اصل لذت تقلیل می‌دهد به این شکل که آن را با «رانۀ مرگ» مرتبط ‌می‌سازد، چیزی نیست که توسط کسانی مورد پذیرش قرار گیرد که قادر نبوده‌اند از فَنی که آن را مدیون فروید، یا آموزه‌هایش هستند، یاد بگیرند که زبان آثاری دارد که صرفاً ابزاری نیستند، یا در نهایت امر، در خدمت به نمایش در آوردن چیزها نیستند. فروید {فقط} در گردهم‌آیی‌ها به کار آنها می‌آید. ♨️ از منظر این عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی، میلیون‌ها آدمی که رنج زیستن، دلیل اصلی‌شان برای انجام آن مناسک رستگاری است که بر اعتقادشان به بودا استوار ساخته‌اند، بدون تردید توسعه‌نیافته هستند؛ یا شاید هم فکر کنند «امکان ندارد آدم‌هایی با این درجه از بلاهت وجود داشته باشند.» ♨️ اگر آنها معتقدند نسبت به دیگر روان‌پزشک‌ها گوش‌های بهتری دارند، آیا به نوعی از شنیدن چنین دردی در مصداق نابِ بارزش، در آواز برخی بیماران که به آنها مالیخولیایی گفته می‌شود هم فرار کرده‌اند؟ ♨️ آیا نشنیده‌اند یکی از آن رؤیاهایی را که رؤیابین با دیدن‌ش میخکوب می‌ماند، چرا که متأثر از وضعیت یک نوزاییِ پایان‌ناپذیر، اعماق درد زیستن را در می‌نوردد؟ ♨️ یا، برای آن که شکنجه‌های جهنم را به جای‌ خود بازگردانیم، شکنجه‌هایی که هرگز نمی‌توانستند فراتر از آنچه آدمیان بر حسب سنت به این دنیا تحمیل کرده‌اند تصور شوند، آیا باید به آنها متوسل شویم تا فکر کنیم زندگی هرروزۀ‌مان لاجرم جاودانه است؟ ♨️ ما باید به هیچ چیز امیدوار نباشیم، نه حتی به ناامیدی، تا با این حماقت مقابله کنیم، که در نهایت، جامعه‌شناختی است؛ من این‌جا آن را خاطرنشان می‌کنم تا آدم‌های بیرون، از مبحث ساد، در قیاس با محافل کسانی که تجربۀ قطعی‌تری از انواع سادیسم را دارند، انتظار زیادی نداشته باشند. ♨️ به خصوص در ارتباط با یک مفهوم ابهام‌آلود مشخص که در مورد ارتباط معکوسی رواج یافته، که سادیسم را با تلقی مشخصی از مازوخیسم پیوند می‌دهد - برای آن‌ها که بیرون از این محافل هستند دشوار است تصور هرج و مرجی که این مفهوم به بار می‌نشاند. برای ما بهتر است تا از آن درسی را بیاموزیم، نهفته در داستانِ خوبِ کوچکی در مورد بهره‌کشیِ یک آدم از آدمی دیگر، که همانطور که می‌دانیم، تعریف سرمایه‌داری است. و سوسیالیسم چطور؟ حالت عکس آن است." ♻️ ترجمه: محمد پورفر ⚡️ JACQUES LACAN: ECRITS, Kant with Sade @PSYCIN ✨ کانال روان‌سینماتیک

🔰 مرگِ مرگ#مصطفی_صفوان #کارآموزی_تیلمان_موزر ♨️ رویای فروید: «صحنه ترکیبی بود از یک آسایشگاه خصوصی و چندین مؤسسۀ دیگر. مرد خدمتکاری از راه می‌رسد و مرا به یک بازرسی فرا می‌خواند. من در رؤیا فهمیدم که چیزی گم شده بوده و اینکه بازرسی به واسطۀ ظنی است که من شی‌ء گم شده را برای خود برداشته‌ باشم.» ♨️ «تحلیل نشان داد که کلمۀ بازرسی (examination) به دو مفهوم به کار رفته، از جمله معاینۀ پزشکی.» ♨️ «آگاه از بی‌گناهی خود و این واقعیت که من در آن مکان در جایگاه یک مشاور هستم، در سکوت خدمتکار را همراهی کردم. دم در با خدمتکار دیگری مواجه شدیم، که با اشاره به من گفت: «برای چه او را آورده‌ای؟ او فرد محترمی است.» ♨️ «من سپس به تنهایی وارد سالن بزرگی شدم که دستگاه‌هایی در آن قد علم کرده بودند، و مرا به یاد دوزخی با ابزارآلات شکنجه‌اش می‌انداختند. درحالی‌که به یکی از ابزارآلات تکیه زده‌ بودم یکی از همکارانم را دیدم، که به هر دلیلِ ممکن باید حواسش به من جلب می‌شد؛ اما هیچ توجهی نکرد. سپس به من گفته شد که می‌توانم بروم. اما نمی‌توانستم کلاهم را پیدا کنم و در نهایت هم نتوانستم بروم.» ♨️ این یک رؤیای کافکایی است که در آن یک اشتباه یا قصور نامشخص مورد بحث است. رؤیا مکانی را وصف می‌کند که یک جهنم است، مکانی که آدم به تنهایی از آن عبور می‌کند، جایی که حتی کسی که بهترین دلایل را برای اعتنا به حضور تو دارد این کار را نمی‌کند. این مکان دقیقاً فضای روان‌کاوی است. ♨️ پیش از من هم دیگرانی، بدون هیچ‌گونه مقایسۀ مقدماتی میان نوشته‌ها، چنین حدسی زده‌اند. این تفسیر اگر به فعل «می‌توانم بروم» نگاه کنیم بار دیگر مورد تأیید قرار می‌گیرد. فروید با این جمله بندی از شیلر را تداعی کرده که به اشتباه نقل شده: «مور (Moor) وظیفه‌اش را انجام داده، مور می‌تواند برود.» ♨️ به بیان دیگر موضوعِ رؤیا استعارۀ پیش پا افتادۀ «رفتن» به جای «مردن» نیست، بلکه «رفتن» به جای «مرگ مور» هست. مرگ مور (la mort du Maure) در فرانسه طنین مرگِ مرگ را دارد، و این بهترین تعریفی است که ما می‌توانیم برای پایان روان‌کاوی ارائه دهیم، چون هرچه باشد، بحث دعوت به زندگی در میان است، حتی اگر به بهای یک ”نا-بودگی“ تمام شود. سوژه به چه علت مرده، اگر نه به دلیل آنچه او را در وضعیت قبلی تثبیت می‌کند؟ ترجمه: محمد پورفر ⚡️ Returning to Freud: Clinical Psychoanalysis in the School of Lacan; Moustafa Safouan: The Apprenticeship of Tilmann Moser @PSYCINکانال روان‌سینماتیک

♨️ Dear Monsieur Jacques-Alain Miller,‎ As you may already know, My Semblant Sinéad Marie Bernadette O'Connor who previously had adopted ‎the name Shuhada' Sadaqat, Finally found "Shane" "Johannes" "Yahya" and Passed Away in London as The ‎One and Only Antigone Of Europe. So please Read the following Numbered Dividers Carefully and Act ‎Assumingly by The Name of The One and Only Master "Jacques Marie Émile Lacan".‎ ‎{74} Oh you Wrapped Up {1}‎ ‎{74} Arise and I'll Promise {2}‎ ‎{74} Oath to Your Master so Magnify {3}‎ ‎{74} Oath to Your Clothings so Purify {4}‎ ‎{74} Oath to Your Unchastity Woman so Purify {5}‎ ‎{74} And Never Demand to Acquire More {6}‎ ‎{74} Oath to your Only Master So Tolerate {7}‎ ‎{74} Then Behold Blowing in The One and Only Wind Instrument {8}‎ ‎{74} So That is The Day of All Crucial Problem Days {9}‎ ‎{74} Mount The Unbelievers Except the Insignificant {10}‎ ‎{74} Leave Me and That One Woman who Shaped Alone {11} ‎ ‎{74} And I Granted for her Id The Wealth of Expanse {12} ‎ ‎{74} And Children Witnesses {13} ‎ ‎{74} And the Other Prepared for her Id preparedness {14} ‎ ‎{74} And the Other Prepared for her Id Preparedness {15} ‎ ‎{74} And the Other Prepared for her Id Preparedness {16} ‎ ‎{74} Then He Desired that I Add Surplus {17} ‎ ‎{74} Not in a trillion years(Standing Uppermost) By The Gaze His Id becomes Obstinate to our Signs {18} ‎ ‎{74} Soon I Will Overburden his Id Burdened {19} ‎ ‎{74} By The Gaze his Id Reflects and Measures {20} ‎ ‎{74} Then He shall be Cursed in any Manner He Measures {21}‎ ‎{74} Then He shall be Cursed in any Manner He Measures {21}‎ ‎{74} Encore He shall be Cursed in any Manner He Measures {22}‎ ‎{74} Then He Regards {22}‎ ‎{74} Then He Frowns and Grimaces {23}‎ ‎{74} Then He Turns back and Narcissize {24}‎ ‎{74} Then He Alleges That This is nothing but a Magic Imitated {25}‎ ‎{74} This is Nothing but The Speech of a Mortal Adam {26}‎ ‎{74} Soon I Shall Send him to The Underworld {27}‎ ‎{74} Synchronic and Diachronic Other Makes You Grasp what Underworld {27}‎ ‎{74} Never Let Him Endure Never Leave Him {28}‎ ‎{74} Scorching The Skin of Adam {29}‎ ‎{74} The Subversion of the Other is {30}‎ ‌‌‎{‌‏۱۹‌‎} ‎يَـٰيَحْيَىٰ خُذِ ٱلْكِتَـٰبَ بِقُوَّةٍۢ ۖ وَءَاتَيْنَـٰهُ ٱلْحُكْمَ صَبِيًّۭا‎ {‌‏۱۲‌‎}‎ ‌‎{‌‏۱۹‌‎} ‎قَالَ إِنَّمَآ أَنَا۠ رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَـٰمًۭا زَكِيًّۭا‎ {‌‏۱۹‌‎} ‎ ‌‎{‌‏۱۹‌‎} ‎وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَـٰبِ مَرْيَمَ إِذِ ٱنتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًۭا شَرْقِيًّۭا {١٦}‏ فَٱتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًۭا فَأَرْسَلْنَآ إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًۭا سَوِيًّۭا {١٧}{۱۹} ۞ فَحَمَلَتْهُ فَٱنتَبَذَتْ بِهِۦ مَكَانًۭا قَصِيًّۭا {٢٢}‌‎ ‎ ‌‎{‌‏۱۹‌‎} ‎فَنَادَىٰهَا مِن تَحْتِهَآ أَلَّا تَحْزَنِى قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّۭا ‏{٢٤}‏ ‎{‌‏۱۹‌‎} ‎فَأَجَآءَهَا ٱلْمَخَاضُ إِلَىٰ جِذْعِ ٱلنَّخْلَةِ قَالَتْ يَـٰلَيْتَنِى مِتُّ قَبْلَ هَـٰذَا وَكُنتُ نَسْيًۭا مَّنسِيًّۭا {‏٢۳‏}‏ ‌‎{‌‏۱۹‌‎} ‎يَـٰٓأُخْتَ هَـٰرُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ ٱمْرَأَ سَوْءٍۢ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّۭا {٢٨}‏ ‎ ‎ ‌‎{‌‏۱۹‌‎} ‎قَالَ إِنِّى عَبْدُ ٱللَّهِ ءَاتَىٰنِىَ ٱلْكِتَـٰبَ وَجَعَلَنِى نَبِيًّۭا ‌‎{‌‏۳۰‌‎} ‎ ‌‎{‌‏۱۹‌‎} ‎وَرَفَعْنَـٰهُ مَكَانًا عَلِيًّا ‏{٥٧}‌‎ ‎ ‌‎{‌‏۱۹‌‎} ‎أَلَمْ تَرَ أَنَّآ أَرْسَلْنَا ٱلشَّيَـٰطِينَ عَلَى ٱلْكَـٰفِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّۭا {٨٣}‌‎ ‎ ‌‌‎{‌‏۱۹‌‎} ‎وَبَرًّۢا بِوَٰلِدَيْهِ وَلَمْ يَكُن جَبَّارًا عَصِيًّۭا {١٤}‌‎ ‎ ‎{‌‏۱۹‌‎} ‎وَإِنِّى خِفْتُ ٱلْمَوَٰلِىَ مِن وَرَآءِى وَكَانَتِ ٱمْرَأَتِى عَاقِرًۭا فَهَبْ لِى مِن لَّدُنكَ وَلِيًّۭا ‏{٥}‌‎ ‎ ‌‌‎{‌‏۱۹‌‎} ‎وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَـٰبِ إِدْرِيسَ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّۭا {٥٦}‏ ‌‌‎{‌‏۱۹‌‎} ‎أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ مِن ذُرِّيَّةِ ءَادَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍۢ وَمِن ذُرِّيَّةِ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْرَٰٓءِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَٱجْتَبَيْنَآ ۚ إِذَا تُتْلَىٰ ‏عَلَيْهِمْ ءَايَـٰتُ ٱلرَّحْمَـٰنِ خَرُّوا۟ سُجَّدًۭا وَبُكِيًّۭا ۩ ٥٨‌‎ ‎ i(a)‎۞۩ ‌‎{‌‏٢٢‌‎}‎ ♻️ MP(A) @PSYCINرسانۀ روان‌سی‌نمایی

♨️ Bastard 🎼 Dunkelwerk 🌟 Cold Steel Mix by Winterstahl ♨️ روسپی‌زاده 💫 پولاد سرد آمیخته به دست «زمستان‌پولاد» 🎼 ‏ژرف‌کار We're watching the wastelands, ‎ ویرانه‌ها می‌نگریم no triumphant salutes.‎ بی‌جشن پیروزی‎. Nothing heard yet, ‎ هیچ نشنیدیم هنوز، where are our troops?‎ کجاست رسته‌مان؟ ٌWhere are our troops?‎ کجاست رسته‌مان؟ Here comes defeat! ‎ بفرما شکست!‏ We're watching the wastelands, ‎ ویرانه‌ها می‌نگریم، no triumphant salutes.‎ بی‌جشن پیروزی‎. Nothing heard yet, ‎ هیچ نشنیدیم هنوز، where are our troops?‎ کجاست رسته‌مان؟ ‎ We found them in the wastelands, ‎ به ویرانه‌ها یافتیم‌شان in some ruins of death.‎ در تباهی‌های مرگ‎ In the fields of glory, they all reaped death.‎ در گستره‌های شکوه، همه درو کردند مرگ‎ And here we are in silence.‎ و ما اینجا به خاموشی.‌‎ Digging 1000 graves to honour the memorial.‎ به کندن ‏۱۰۰۰ ‏گور به‏ پاس‌ یادبود.‌‎ Our troops came home dead... ‎ رسته‌مان مرده آمد خانه.‏ Come On, come on you bastard!‎ بدو، بیا روسپی‌زاده!‌‎ We want our troops back home!‎ خواهیم رسته‌مان خانه!‏ We need support.‎ کمک نیاز داریم.‌‎ Bring them back alive!‎ You bastard!‎ برگردانشان زنده،‌‎ روسپی‌زاده!‌‎ Come On, come on you bastard!‎ بدو، بیا روسپی‌زاده!‌‎ We want our troops back home!‎ خواهیم رسته‌مان خانه!‏ No one returns... Horizon burns!‎ کس برنگردد... کرانه سوزاند!‌‎ You bastard!‎ روسپی‌زاده!‌‎ Our troops came home dead... ‎ رسته‌مان مرده آمد خانه.‏.. You bastard!‎ روسپی‌زاده!‌‎ Our troops came home dead... ‎ رسته‌مان مرده آمد خانه.‏.. Behind cold stone we cower, ‎ پشت سرد سنگ‌ها می‌خزیم، ‎1000 days of misery.‎ ‏۱۰۰۰ ‏روز بیچاره.‌‎ We wait to face the enemy at the gates!‎ در کمین دشمن رویاروی دروازه!‏ You bastard!‎ روسپی‌زاده!‌‎ Our troops came home dead... ‎ مرده برگشتند خانه.‏ Behind cold stone we cower, ‎ پشت سرد سنگ‌ها می‌خزیم، ‎1000 days of misery.‎ ‏۱۰۰۰ ‏روز بیچاره.‌‎ We wait to face the enemy at the gates!‎ در کمین دشمن رویاروی دروازه!‏ You bastard!‎ روسپی‌زاده!‌‎ Come On, come on! بدو، بیا!‌‎ We want our troops back home!‎ خواهیم رسته‌مان خانه!‏ We need support.‎ کمک نیاز داریم.‌‎ Bring them back alive!‎ You bastard!‎ برگردانشان زنده!‌‎ روسپی‌زاده!‌‎ Come On, come on you bastard!‎ بدو، بیا روسپی‌زاده!‌‎ We want our troops back home!‎ خواهیم رسته‌مان خانه!‏ No one returns... Horizon burns!‎ کس برنگردد... کرانه سوزاند!‌‎ You bastard!‎ روسپی‌زاده!‌‎ Our troops came home dead... ‎ رسته‌مان مرده آمد خانه.‏.. Behind cold stone we cower, ‎ پشت سرد سنگ‌ها می‌خزیم، ‎1000 days of misery.‎ ‏۱۰۰۰ ‏روز بیچاره.‌‎ We wait to face the enemy at the gates!‎ در کمین دشمن رویاروی دروازه!‏ You bastard!‎ روسپی‌زاده!‌‎ ♻️ محمد پورفر @PSYCINرسانۀ روان‌سی‌نمایی

03_dunkelwerk-bastard_(cold_steel_mix_by_winterstahl)-fwyh.mp36.72 MB

- کوسه‌تباران ‏﴿۱۰۶﴾ برای سازگاری کوسه‌تباران ﴿۱﴾‏ ‏﴿۱۰۶﴾ سازگاری‌شان با کوچ زمستان و تابستان ﴿۲﴾‏ ‏﴿۱۰۶﴾ پس بگذار بپرستند مهتر این باغ‌ترازان ﴿۳﴾‏ ‏﴿۱۰۶﴾ مردی که می‌پرواندشان به هنگام خشک‌سالی و می‌گرواندشان به هنگام پروا ﴿۴﴾‏ ⏳ وارونه فرمان ‏﴿‌‎۹‌‏﴾ آزادی از پایبندی از سوی یکتا و فرستادۀ دیگری برای کسانی که پیمان بسته‌ای از میان بت‌پرستان ﴿۱﴾‏ ‏﴿۹﴾ پس بگردید بر زمین چهارگانه ماهان و بدانید که به دیدگان شما نیستید جز گریختگان یکتا(بی‌ ایستادن) و ‏می‌غرد یکتا بر آبرو رفتۀ ناباوران ﴿۲﴾‏ - چرخش‌پذیری ♻️ محمد پورفر @PSYCINرسانۀ روان‌سی‌نمایی

﴿۳۰﴾ بازگرد به نام یکتا بخشاترین آسان‌گیران ﴿۱۰۰﴾ ﴿۱۰۰﴾ سوگند به دیربازگان تپندگان ﴿۱﴾ [Π] ﴿۱۰۰﴾ و سپس اخگره‌افکنان آتش‌افروزان ﴿۲﴾ [P] ﴿۱۰۰﴾ و سپس یورش‌آورندگان سپیده‌دمان ﴿۳﴾ [M] ﴿۱۰۰﴾ و سپس به پا دارند زنان به میانجی دیگری دریاچگان ﴿۴﴾ [JA] ﴿۱۰۰﴾ و سپس به کانون رخنه ‌کنند زنان به میانجی دیگری توده‌واران ﴿۵﴾ [R] ﴿۱۰۰﴾ هرآیینه آدمی به مهتر دیگری راست ناسپاسان ﴿۶﴾ [S₁] ﴿۱۰۰﴾ و هرآیینه دیگری بر این راست گواهان ﴿۷﴾ [A] ﴿۱۰۰﴾ و هرآیینه دیگری بر شیدایی افزوده راست پرخاشگران ﴿۸﴾ [φ−] ﴿۱۰۰﴾ پس آیا مرد نمی‌داند هنگامۀ باژگون شدن آنچه درون گورهاست ﴿۹﴾ [(s(A] ﴿۱۰۰﴾ و آشکار شدن آنچه درون سینه‌هاست ﴿۱۰﴾ [(S(A] ﴿۱۰۰﴾ هرآیینه مهترشان به میانجی آن مردان در آن روز راست آگاهان است ﴿۱۱﴾ [A] @PSYCINرسانۀ روان‌سی‌نمایی

وجدان زنده و بیدار صحبت‌های گیدئون لوی ستون‌نویس برجستۀ یهودی روزنامۀ هاآرتض. این چه نیرویی است که به او اجازه می‌دهد علیه رفتار کشور و مردم خود و در دفاع از ملتِ دیگر، این چنین صادقانه و صریح سخن بگوید؟ این همان فضلیت عمیق اخلاقی غبطه‌برانگیزی است که در دنیای امروز رنگ باخته اما این مرد بزرگ یهودی با تمام توان خود به قیمت تحمل ناسزاهای بی‌شمار بسیاری از هموطنانش، چراغ آن را روشن نگه داشته است. لوی در کنار شمار زیادی از یهودیان شریفِ همکار و همفکر خود در اسرائیل وجدان بیدار آدمیزادی است که وجدانش به خواب رفته است. در مقابل شکوه و عظمتِ آنها فقط می‌توان احساس حقارت کرد! #احمد_زیدآبادی @ahmadzeidabi

Question: Do you think that what some would like to Call "The Spy Nest of America" Ex-sists anymore?
Anonymous voting

🔰 کفارۀ بربریت معیار اخلاق نیست ✍️ #فروید؛ #داستایفسکی_و_پدرکشی ♨️ اگر ما بخواهیم به این بهانه که «فقط فردی می‌تواند به بالاترین قله‌های اخلاقیات برسد که خودش تا اعماق گناه رفته باشد» برای قهرمانِ داستایفسکی به عنوان فردی اخلاق‌گرا مقام بالایی متصور شویم، آنگاه تردیدِ برخاسته از این استدلال را نادیده گرفته‌ایم. انسان اخلاق‌گرا کسی است که به محض آنکه وسوسه‌ای در قلب خود احساس کرد بدون تسلیم شدن مقابلش به آن واکنش نشان دهد. ♨️ فردی که گاه و بی‌گاه دست به گناه می‌زند و بعد در نتیجۀ پشیمانی‌اش معیارهای اخلاقی والایی را وضع می‌کند خودش را در معرض این سرزنش قرار می‌دهد که همه چیز را بیش از اندازه برای خود آسان کرده است. او به جوهرۀ اخلاقیات و پرهیزکاری دست پیدا نکرده است، چرا که رفتارِ اخلاقی در زندگی، یک دغدغۀ انسانیِ عمل‌گرایانه است. ♨️ او آدم را به یاد بربرهای مهاجرت‌های بزرگ می‌اندازد که آدم می‌کشتند و در ازایش کفاره پرداخت می‌کردند تا جایی که کفاره تبدیل به ابزاری شد برای آنکه بتوان با آن آدم کشت. دستاورد مجاهدت‌های اخلاقی داستایفسکی هم چیز چندان باشکوهی نبود. پس از آنکه خشونت‌آمیزترین مبارزات را برای آشتی دادن نیازهای غریزی فرد با مطالبات اجتماع انجام داد، هم در مقابل حاکمان دنیوی و هم در مقابل حاکمان اخروی به وضعیتِ فرمان‌برانۀ واپس‌رونده‌ای دچار شد. ♨️ زبان به مدح تزار، خدای مسیحیت و ملی‌گراییِ سطحی روسی گشود، جایگاهی که افرادی به مراتب کم‌هوش‌تر با تلاشی به مراتب کمتر به آن رسیده بودند. این نقطه‌ضعف آن شخصیت بزرگ است. داستایفسکی فرصت تبدیل شدن به یک آموزگار و منجی انسانیت را از دست داد و خود را تبدیل به یکی از زندان‌بان‌های آن کرد. آیندۀ تمدن بشری از او بابت این کار تشکر نخواهد کرد. ♨️ احتمال دارد که او به خاطر روان‌رنجوری‌اش محکوم به چنین شکستی بوده است. عظمت تیزهوشی او و قدرت عشقش به انسانیت می‌توانست او را به سبک زندگی دیگری همچون حواریون برساند. ♻️ ترجمه: محمد پورفر ⚡️Dostoevsky And Parricide, The Complete Psychological Works of Sigmund Freud, James Strachey @PSYCINکانال روانکاوی و سینما

4.48 MB

I Can only Assume that there are many ways to Test this Depending on the Brand of the Cellular Phone, Manufacturing Country, Identity of the Subjects and how much Data ID Transfers, But One Simple Way is to Cap both Lenses. Would you like to know more?
Anonymous voting

Almost all the new generations of Cellular Phones have two Cameras, One in the Front Gazing at you and One in the Back Gazing at what's in front of you. Would you like to know more?
Anonymous voting

It's about your "Cellular Phones", would you still like to know it?
Anonymous voting

Would you like to know a secret?
Anonymous voting