رسانۀ روانسینمایی
Open in Telegram
* رسانهای با محوریت نظریۀ روانکاوی فروید به لکان و فیلمکاوی * محمد پورفر، فیلمساز، فیلمکاو، کارشناس ارشد سینما و کارشناس روانشناسی ارتباط: @mpourfar (تبلیغ و تبادل انجام نمیشود)
Show more4 831
Subscribers
No data24 hours
-147 days
-5230 days
Posts Archive
4 831
💫
۱۱ وَمَا نُؤَخِّرُهُۥٓ إِلَّا لِأَجَلٍۢ مَّعْدُودٍۢ ١٠٤
۱۱ وَلَئِنْ أَذَقْنَـٰهُ نَعْمَآءَ بَعْدَ ضَرَّآءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ ٱلسَّيِّـَٔاتُ عَنِّىٓ ۚ إِنَّهُۥ لَفَرِحٌۭ فَخُورٌ ١٠
۱۱ فِى عَمَدٍۢ مُّمَدَّدَةٍۭ ٩
۱۱ إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌۭ ٨
۱۱ ٱلَّتِى تَطَّلِعُ عَلَى ٱلْأَفْـِٔدَةِ ٧
۱۱ نَارُ ٱللَّهِ ٱلْمُوقَدَةُ ٦
۱۱ وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا ٱلْحُطَمَةُ ٥
۱۱ كَلَّا ۖ لَيُنۢبَذَنَّ فِى ٱلْحُطَمَةِ ٤
۱۱ يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخْلَدَهُۥ ٣
۱۱ ٱلَّذِى جَمَعَ مَالًۭا وَعَدَّدَهُۥ ٢
۱۱ وَيْلٌۭ لِّكُلِّ هُمَزَةٍۢ لُّمَزَةٍ ١
۱۱ الٓر ۚ كِتَـٰبٌ أُحْكِمَتْ ءَايَـٰتُهُۥ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ١
۱۱ أَلَّا تَعْبُدُوٓا۟ إِلَّا ٱللَّهَ ۚ إِنَّنِى لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌۭ وَبَشِيرٌۭ ٢
۞ وَمَا مِن دَآبَّةٍۢ فِى ٱلْأَرْضِ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا ۚ كُلٌّۭ فِى كِتَـٰبٍۢ مُّبِينٍۢ ٦
۶ قُلْ سِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ ثُمَّ ٱنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَـٰقِبَةُ ٱلْمُكَذِّبِينَ ١١
۶ قُل لِّمَن مَّا فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ قُل لِّلَّهِ ۚ كَتَبَ عَلَىٰ نَفْسِهِ ٱلرَّحْمَةَ ۚ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَـٰمَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ ۚ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ١٢
۱۲ إِنَّآ أَنزَلْنَـٰهُ قُرْءَٰنًا عَرَبِيًّۭا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ٢
۱۲ نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ ٱلْقَصَصِ بِمَآ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ هَـٰذَا ٱلْقُرْءَانَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِۦ لَمِنَ ٱلْغَـٰفِلِينَ ٣
۱۲ إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَـٰٓأَبَتِ إِنِّى رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًۭا وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِى سَـٰجِدِينَ ٤
۱۲ قَالَ يَـٰبُنَىَّ لَا تَقْصُصْ رُءْيَاكَ عَلَىٰٓ إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا۟ لَكَ كَيْدًا ۖ إِنَّ ٱلشَّيْطَـٰنَ لِلْإِنسَـٰنِ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ ٥
۱۲ وَكَذَٰلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ ٱلْأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُۥ عَلَيْكَ وَعَلَىٰٓ ءَالِ يَعْقُوبَ كَمَآ أَتَمَّهَا عَلَىٰٓ أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَـٰقَ ۚ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌۭ ٦
۞ لَّقَدْ كَانَ فِى يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِۦٓ ءَايَـٰتٌۭ لِّلسَّآئِلِينَ ٧
۷ قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ۖ قَالَ أَنَا۠ خَيْرٌۭ مِّنْهُ خَلَقْتَنِى مِن نَّارٍۢ وَخَلَقْتَهُۥ مِن طِينٍۢ ۱۲
۱۲ قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَا مَا لَكَ لَا تَأْمَ۫نَّا عَلَىٰ يُوسُفَ وَإِنَّا لَهُۥ لَنَـٰصِحُونَ ١١
۱۲ نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ ٱلْقَصَصِ بِمَآ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ هَـٰذَا ٱلْقُرْءَانَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِۦ لَمِنَ ٱلْغَـٰفِلِينَ ٣
۱۲ إِنَّآ أَنزَلْنَـٰهُ قُرْءَٰنًا عَرَبِيًّۭا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ٢
۱۲ الٓر ۚ تِلْكَ ءَايَـٰتُ ٱلْكِتَـٰبِ ٱلْمُبِينِ ١
💰⌛️
۱۲ وَٱلْعَصْرِ ١
۱۲ إِنَّ ٱلْإِنسَـٰنَ لَفِى خُسْرٍ ٢
۱۲ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ وَتَوَاصَوْا۟ بِٱلْحَقِّ وَتَوَاصَوْا۟ بِٱلصَّبْرِ ٣
رسانۀ روانسینمایی ✨ PCYCIN@
4 831
﴿۱۰۴﴾ وای بر یکایک انگزنان کاستیجویان ﴿۱﴾
﴿۱۰۴﴾ همان مرد انبارندۀ داشتگان و گردآوردگان ﴿۲﴾
﴿۱۰۴﴾ بشمارد و فریاد که دارایان جاودانان ﴿۳﴾
﴿۱۰۴﴾ نه هرگز(ایستادن فرازین) راست بیافتد درون خوارداران ﴿۴﴾.
﴿۱۰۴﴾ همزمان در زمان دریابدت کدام خوارداران ﴿۵﴾
﴿۱۰۴﴾ آتش یکتای برافروختگان ﴿۶﴾
﴿۱۰۴﴾ همان زن که چیره شود بر هشیاران ﴿۷﴾
﴿۱۰۴﴾ هرآیینه زن باژگونشان پوشیدگان ﴿۸﴾
﴿۱۰۴﴾ در ستونگانهای گستردگان ﴿۹﴾
@PSYCIN ✨ رسانۀ روانسینمایی
4 831
﴿۱۳﴾ هزار سرزنش یاد بنگر نشانههای نویسهها(ایست فرازین) و مردی که فرستم به سویت یگان از مهترت راستین است وانگه بیشتر آدمیان باور نمیکنند ﴿۱﴾
﴿۱۳﴾ یکتا مردی است که برافراشت آسمانهها بیپشتوانهای ببینید زمین(پیوستن فرازین) سپس بستر نهاد بر سریر(پیوستن فرازین) و به بردگی گرفت خورشید را با ماهِ بریدهبریدگان(پیوستن فرازین) همگان را یگان میدواند به سوی پایانهای برگماشته(ایستادن روا) وارونه چرخاند فرمان را مویشکافد نشانهها را باشد که شما در دیدار مهترتان استوار باور کنید ﴿۲﴾
﴿۱۳﴾ و نهاد مردی است که گسترد سرزمین و برنهاد در دیگری استوار رشتهکوهان و رودخانگان(ایست فرازین) و از همۀ فراوردگان برنهاد در دیگری دو همتای ستودگان(ایست فرازین) میپوشاند هوبرۀ شب را با هوبرۀ روز(پیوستن روا) به دیدگان در آن راست نشانههایی است برای خاندانی اندیشمندان ﴿۳﴾
﴿۱۳﴾ و در سرزمین است استانهای همسایگان و باغهایی از درختان انگور و کاشتگان و خرمابنهای همریشگان و جدای همریشگان آب رسانید با مردابی یگان وانگه برتری دهم برخیشان را بر دیگران میان همگان(پیوستن فرازین) به دیدگان در آن راست نشانههایی است برای خاندانی اندیشمندان ﴿۴﴾
۞ و اگر به شگفت آیند پس شگفتآور است سخنشان که اگر ما هستیم گرد و خاک آیا خواهیم بود راست در پیکری نوین(پیوستن فرازین) همینان مردانیاند ناباور به مهترشان(ایست فرازین) و همینان زنجیرهای آهنین خواهد بود بر گردنهایشان(ایست فرازین) و همینان همرهاناند بر آتش(ایست فرازین) آنها در دیگری خواهند بود جاودان ﴿۵﴾
﴿۵﴾ چرا که برای پیمانشکنیشان نفرینشان کردیم و برنهادیم دلهایشان را سنگشدۀ دیگری(ایست فرازین) وارونه میسازند سخنان را از بافتار دیگری(بدون ایست) و فراموش میکنند بخشی از آنچه را که یادآورده بودند به میانجی دیگری(ایست روا) و نه هرگز باز خواهی ایستاد از آشکارگری میهنفروشی آنها مگر اندکی از ایشان(ایست فرازین) وانگه ببخش ایشان را و نادیده گیر به دیدگان یکتاست شیدای دوگانه بخشایشگران ﴿۱۳﴾
﴿۱۳﴾ و میشتابانند تو را به سوی پلیدی دیگری پیش از نیکی دیگری و به راستی ایستاده از پیش جلویشان سزاهای همسان(پیوستن فرازین) و به دیدگان مهترت آکنده است از بخشودگی دیگری بر آدمیان برای ستمگریشان(ایست فرازین) و به دیدگان مهترت است راست آمادۀ سزا دادن ﴿۶﴾
Counterclockwise:
﴾1﴿ Oath to The Reverse Time ﴾12﴿
﴾2﴿ By The Gaze The Adam is Right during this Time Lost Perished ﴾12﴿
﴾2﴿ Except Thos who Believed and Took Care of the Righteous Women and Pledged One another to the Truth and Pledged One another to the Bind ﴾12﴿
♻️ محمد پورفر
@PSYCIN ✨ رسانۀ روانسینمایی
4 831
Repost from رسانۀ روانسینمایی
🔰 چیزی به نام پیوند تنآمیزی وجود ندارد
✍️ #لکان؛ #سمینار_بیست
♨️ آنچه شالودۀ زندگی را تشکیل میدهد، این است که تمام چیزهایی که به روابط بین زن و مرد مربوط میشوند، آنچه اشتراکپذیری نام میگیرد، درست کار نمیکند. درست کار نمیکند و همۀ دنیا هم در موردش حرف میزنند، و بخش عمدهای از فعالیت ما هم صرف گفتن همین حرف میشود.
♨️ این شامل این حقیقت هم میشود که این پیوند، این پیوند تنآمیزی، تا زمانی که درست کار نمیکند، بهرحال کار میکند؛ به لطف تعداد مشخصی از سنتها، ممنوعیتها و خودداریها که نتیجۀ زبان هستند و فقط میتوانند از آن ساختار و محدوده گرفته شوند. کوچکترین واقعیتِ از پیش تعیینشدهای وجود ندارد، به دلیل درستی که آنچه اشتراکپذیری را تشکیل میدهد - آنچه من مردان، زنان و کودکان نام مینهم - در مقام واقعیتِ از پیشتعیینشده هیچ مفهومی ندارند. مردان، زنان و کودکان چیزی جز شکافندهها نیستند.
♨️ یک مرد چیزی جز یک شکافنده نیست. یک زن به دنبال مردی در مقام یک شکافنده میگردد. یک مرد به دنبال زنی در مقام چیزی میگردد که فقط میتواند داخل گفتمان تبیین شود - و این به نظر شما عجیب خواهد رسید - چون، اگر آنچه من ادعایش را دارم صحیح باشد - یعنی این که زن بیکرانه است - چیزی در وجود اوست که از گفتمان میگریزد.
♨️ اگر گفتمان روانکاوی وجود نداشت، شما به حرف زدن همچون گنجشکمغزها ادامه میدادید، آواز «صفحۀ گرامافون کنونی» را سر میدادید، صفحه را میچرخاندید، صفحهای که تکرار میشود چون «چیزی به نام پیوند تنآمیزی وجود ندارد».
♨️ همۀ آنچه که نوشته شده از این واقعیت سرچشمه میگیرد که تا ابد غیرممکن خواهد بود چیزی همچون پیوند تنآمیزی را نوشت. تنها بر این مبناست که گفتمان نتیجۀ مشخصی دارد که نوشتن نام گرفته است.
♨️ اگر ضرورت داشته باشد آدم میتواند بنویسد «میم ز پ»، و بگوید «میم» مرد است، «ز» زن است و «پ» پیوند تنآمیزی است. چرا که نه؟ تنها مشکل این است که احمقانه است، چون همۀ چیزهایی که بر پایۀ کارکرد شکافندگیِ «مرد» و «زن» بنا شدهاند صرفاً شکافندههایی هستند مرتبط با شیوۀ «کنونیِ» استفادۀ از زبان. اگر گفتمانی وجود داشته باشد که این را به شما نشان دهد، این به طور قطع گفتمان روانکاوی است، چون این گفتمان این واقعیت را به میان میآورد که زن را هرگز نمیتوان جز در مقام مادر تصاحب کرد. زن تنها به عنوان مادر است که در «پیوند تنآمیزی» پیکر پیدا میکند.
♨️ اینها حقایق کلی هستند، ولی ما را به جلوتر رهنمون میسازند. به لطف چه؟ به لطف نوشتن. نوشتن به این تخمینِ حدودیِ اولیه اعتراض نخواهد کرد. چون از این طریق است که نوشتن نشان خواهد داد فزونسرخوشی زن [φ] بر پایۀ درپوشگذاریِ این بیکرانگی است. او درپوش این فزونسرخوشی را بر پایۀ این واقعیت پیدا میکند که بیکرانه است، به بیان دیگر آنچه او را از خودش، به عنوان شناسا [$]، درون یک پرسته (a) غایب میکند که توسط کودکش پیکرنگاری شده است.
♻️ ترجمه: محمد پورفر
⚡️ Lacan – Encore On Feminine Sexuality, The limits of Love and Knowledge
@PSYCIN ✨ کانال روانسینماتیک
4 831
Repost from رسانۀ روانسینمایی
﴿۵۴﴾ دروغ بستند کمآبها به هر پیمان ﴿۲۳﴾
﴿۵۴﴾ سپس گفتند هزار آدم از ما یگانهای را باید پیروی کنیم به دیدگان ما به دنبالش راست در گمراههایم و پریشان ﴿۲۴﴾
﴿۵۴﴾ هزار افکنده شده از یادآوری بر او از میان ما نخیر اوست دروغگوی شتابان ﴿۲۵﴾
﴿۵۴﴾ آیان بدانند فردا کیست دروغگوی شتابان ﴿٢۶﴾
﴿۵۴﴾ به دیدگان ما میفرستیم آخوندک نیایشگر را دادگاهی برایشان پس بنگرشان و تابآوران ﴿٢٧﴾
﴿۵۴﴾ و آگاهشان کن که آب میان او و آنها جیرهبندی خواهد شد همۀ آبشخوران میران ﴿٢٨﴾
﴿۵۴﴾ سپس فراخوانند سرورشان سپس به چنگ آیند سپس شوند جویدگان ﴿۲۹﴾
﴿۵۴﴾ سپس چه شود سزای من و هر پیمان ﴿٣۰﴾
﴿۵۴﴾ به دیدگان ما میفرستیم باژگونشان شیون یگانه را سپس میشوند همچو تکهتکههای بازداریشدگان ﴿٣۱﴾
﴿۵۴﴾ و به راستی آسان ساختیم خوانشان را برای یادآوری پس آیا کسی خواهد شد گوشزدان ﴿٣۲﴾
♻️ برگردان از «عربی» به پارسی: محمد پورفر
@PSYCIN ✨ رسانۀ روانسینمایی
4 831
{19} He said I am only an Apostle from your Master to Grant you a son Pure {19}
{19} She said how could I ever have by myself a son when I haven't been Touched by any Man and Haven't been unchaste {20}
{19} He said more than what is desirable He said going beyond the Es for me is too easy(Standing Uppermost) and so we made the Es a Sign for the Human Kind and the Benefaction of the Other among us(Standing Permissible) and Es was a Command Accomplished {21}
۞ Thus She Conceived him and Casted Aside the Other to a Place far Away {22}
٢٢:١٩ ۞ These two opponents Disputed about their Master(Standing Uppermost) Then as for the men who disbelieved She cutted out for them garments of Fire that will Pour over their heads Boiling Water {19}
♻️🌑 MP(A) Lacanian Psychoanalyst of the Army of the Hereafter
@PSYCIN ✨ رسانۀ روانسینمایی
4 831
Repost from رسانۀ روانسینمایی
﴿۹۱﴾ سوگند به خورشید و روشنای دیگری ﴿۱﴾
﴿۹۱﴾ سوگند به ماه هنگام رفتن از پی دیگری ﴿٢﴾
﴿۹۱﴾ سوگند به روز هنگام نمایاندن دیگری ﴿۳﴾
﴿۹۱﴾ سوگند به شب هنگام پوشاندن دیگری ﴿۴﴾
﴿۹۱﴾ سوگند به بهشت فرازش دو مرد برساختند دیگری ﴿۵﴾
﴿۹۱﴾ سوگند به سرزمین فرازش گسترد دیگری ﴿۶﴾
﴿۹۱﴾ سوگند به روان فرازش تراز نهاد دیگری ﴿۷﴾
﴿۹۱﴾ سپس تابانید دیگری زنهارشکن دیگری و سرسپردگی دیگری ﴿۸﴾
﴿۹۱﴾ باشد که پیروز شود هر که پالاید دیگری ﴿۹﴾
﴿۹۱﴾ و باشد که ناکام شود هر که گور افکند دیگری ﴿۱۰﴾
﴿۹۱﴾ دروغ بست زن توانگر به فراتر رفتن آن دیگری ﴿۱۱﴾
﴿۹۱﴾ هنگامی که از نو زنده کرد یگانه دردمند دیگری ﴿۱٢﴾
﴿۹۱﴾ ولی آرام گفت برایشان فرستادۀ یکتا آخوندک نیایشگر یکتا و آب رساند دیگری ﴿۱۳﴾
﴿۹۱﴾ ولی دروغش خواندند سپس ناتوان کردند دیگری پس ویران کردند برای خودشان فرماندهشان را به خاطر گناهانشان پس همتراز کردند دیگری ﴿۱۴﴾
﴿۹۱﴾ و ندارد ترسی از پیامدها دیگری ﴿۱۵﴾
🌑
@PSYCIN ✨ رسانۀ روانسینمایی
4 831
Repost from رسانۀ روانسینمایی
﴿۷۴﴾ بازگرد به نام یکتا بخشاترین آسانگیران ﴿۳۰﴾
﴿۱۹﴾ بسنده آن دیگریام فراخواند ماهیگیر ﴿۱﴾
﴿۱۹﴾ فراخوانش بخشندگی سخن مهترت بندۀ نهاد را یاد آورده است واژۀ چارنویسگان ﴿۲﴾
﴿۱۹﴾ آنگاه که فریاد برآورد مهتر نهاد فریادان پنهانان ﴿۳﴾
﴿۱۹﴾ گفتا گران دار دیدگانم را سست شود استخوانبندی به دستم و زبانه کشید تودۀ سر سپیدمویان و هرگز نداشتهام دست درخواه تو مهتر تیرهروزان ﴿۴﴾
﴿۱۹﴾ و به دیدگان من نگرانم از جانشینان برساخته از میان پسروانم و زنی خواهد شد همسر من نازایان پس ببخشای بر من از میان نزدیکانت یکی از دوستان ﴿۵﴾
﴿۱۹﴾ که جانشینم شود و بخشانیده شود از خاندان سزادیدگان(ستایش) و او را بر نهان مهتر خرسندسازان ﴿۶﴾
﴿۱۹﴾ پانزده را یاد آورده است واژۀ چارنویسگان به دیدگان ما مژده دهیمت پسری را که نامِ نهادش زنده خواهد ماند نگذاشتهایم نهاد را تا کنون نامی همانند آن ﴿۷﴾
﴿۱۹﴾ گفتا گران دار این زمان را باید باشد برای من پسری و خواهد شد همسر من نازایان آتش آگاه ساختهام از فرین کرانگان ﴿۸﴾
﴿۱۹﴾ گفتا بیش از آنچه خوشایند است گفتا مهترت نهاد فراتر رفتن از آن آسان است برای من آتش پیکر بخشید تو را پیش از آن زمان که نبود تو را هیچ هستاران ﴿۹﴾
﴿۱۹﴾ گفتا گران دار برگمار برای دیگری نشانهای(روا) گفتا نشانۀ تو آن نیست که میگویی به آدمیان از سه شب همترازان ﴿۱۰﴾
﴿۱۹﴾ سپس برون شد بر مردمان دیگری از نیایشگاه سپس آشکار ساخت دیگری را برایشان تا برافرازند سپیدهدمان و یگانه شامگاهان ﴿۱۱﴾
﴿۱۹﴾ پانزده زنده خواهد ماند دریاب نوشتار را استواران(فرازین) و دادیم ما او را خرد و دانش زمانی که بود پسرکی نوباوگان ﴿۱۲﴾
﴿۱۹﴾ و همچنین مهرمان را از او که نزدیکترینمان است و نابترین(فرازین) و همچنین بود سرسپردهترینان ﴿۱۳﴾
﴿۱۹﴾ و همچنین فرمانبر برای پدر و مادرش و نبود از خودکامگان سرکشان ﴿۱۴﴾
﴿۱۹﴾ و خوشامدها بر او باد روزی که زاده شد و روزی که مرد و روزی برخیزاند مردگان ﴿۱۵﴾
﴿۱۹﴾ و یاد آورم در نوشتار دیوارگان نوزده مریم را زمانی که روی گرداند از خانوادۀ دیگری به سوی جایگاهی در خاوران ﴿۱۶﴾
﴿۱۹﴾ سپس برگرفت از فرودستشان پوششی سپس فرستادیم ما به سوی دیگری جانمان را سپس رونمایی کردیم برای دیگری همترازان ﴿۱۷﴾
♻️ محمد پورفر
دگرباره برای مریم زنده به گور نخستین فرزند مسیح بزرگ و سرورالزمان
@PSYCIN ✨ رسانۀ روانسینمایی
4 831
Repost from فیلم و سریال روانشناسی
🎥 دانلود فیلم " جزیره شاتر "
🎬 Shutter Island (2010)
📥کیفیت : 720p HardSub
📌 #زیرنویس_فارسی_چسبیده
❗️بدون سانسور و حذفیات
@ravankades
4 831
Repost from رسانۀ روانسینمایی
A billion words ago
هزاران واژه پیش
The sailors disappeared
پنهان شدند ناوبران
A story for the children
داستانی بر کودکان
To rock them back to sleep
تا بازخوابند با تکان
A million burning books
هزاران نوشته سوزان
Like torches in our hands
در دستمان فروزان
A fabric of ideals
سازۀ آرمانگرایان
To decorate our homes
برای آراستن خانهمان
A thousand generations
یک هراز دودمان
The soil on which we walk
خاک زیر پایمان
A mountain of mistakes
دماوند گناهان
For us to climb for pleasure
بالا رویم سرخوشان
A hundred clocks are ticking
صد گاهسنج دمشمار
The line becomes a circle
رسته گردگردان
Spin the wheel of fortune
چرخ بخت را چرخان
Or learn to navigate
یا بیاموز ناوبران
2x
A choir full of longing
پرشور همسرایان
Will call our ships to port
به بندر خوانند ناوهامان
The countless lonely voices
بیشمار بیکس آوا
Like whispers in the dark
همچو نغمۀ تاریکی [دو بار]
A second of reflection can
دمی درنگ تواند
Take you to the moon
تو را به ماه رساند
The slightest hesitation can
کوچکترین دودلی
Bring you down in flames
در گدازه اندازد
A single spark of passion can
درخشی از شور تواند
Change a man forever
مردی جاودان رهاند
A moment in a lifetime
یک دم از روزگار
Is all it takes to break him
بس که او را بپارد
A fraction of a heartbeat
بخشی از تپش دل
Made us what we are
هرچه هستیممان سازد
A brother and a sister
یک خواهر و برادر
For better or for worse
هرچه پیش آید خوش آید
A billion words ago
هزاران واژه پیش
They sang a song of leaving
آهنگ رفتن سر دادند
An echo from the chorus
پژواک همسرایان
Will call them back again
بازشان فراخواند
2x
A choir full of longing
پرشور همسرایان
Will call our ships to port
به بندر خوانند ناوهامان
The countless lonely voices
بیشمار بیکس آوا
Like whispers in the dark
همچو نغمۀ تاریکی [دو بار]
3x
Tonight we light the fires
امشب آتش افروزیم
We call our ships to port
به بندر خوانیم ناوهامان
Tonight we walk on water
امشب گام زنیم بر آب
And tomorrow we'll be gone
و فرداییم رفتگان [سه بار]
Tonight
امشب
Tonight
امشب
@PSYCIN ✨ رسانۀ روانسینمایی
4 831
Repost from رسانۀ روانسینمایی
Encore:
﴾69﴿ The Inevitable Reality ﴾1﴿
﴾69﴿ What Inevitable Reality ﴾2﴿
﴾69﴿ Synchronic and Diachronic you will Grasp that Inevitable Reality ﴾3﴿
﴾69﴿ She Denied The Bounties and Returned The One by The Strike of the Other ﴾4﴿
﴾69﴿ So as for The Bounties Hence Destroy Them by The Overpowering Other ﴾5﴿
﴾69﴿ And as for Menstruation Hence Destroy Them By a Wind Screaming Violent Other ﴾6﴿
﴾69﴿ She Imposes upon them for Seven Nights and Eight of the Other Days in Succession Then you will See The Dynasty in the Other Overthrown as if They were Trunks Screening an Empty Space Other ﴾7﴿
﴾69﴿ Then you will See among Them who Survives the Other ﴾8﴿
﴾69﴿ And Comes The Great House and Whoever Before Id and The Overturned Cities Indulging in the Sin of the Other ﴾9﴿ ﴾96﴿ Return to The Name of The All-One The Most Merciful Divider ﴾69﴿
﴾96﴿ Read in The Name of Your Master The One Who Shaped ﴾1﴿
﴾96﴿ Shaped The Adam by The Attachment Love ﴾2﴿
﴾96﴿ Read and Your Master is The Most Generous ﴾3﴿
﴾96﴿ The One who Taught by The Style ﴾4﴿
﴾96﴿ Taught The Adam What He Didn't Know ﴾5﴿
﴾96﴿ Not All By The Gaze The Adam Right Transgresses ﴾6﴿
﴾96﴿ The Mirror Sees him Becoming Rich ﴾7﴿
﴾96﴿ By The Gaze towards Your Master is The Return ﴾8﴿
﴾96﴿ Did you See The One who Finishes ﴾9﴿
﴾96﴿ One Servant All of a sudden Worshipping ﴾10﴿
﴾96﴿ Did you See him if He Ex-sists Over The Guidance of the Other ﴾11﴿
﴾96﴿ Except when He Commands to Watch Out That Other ﴾12﴿
﴾96﴿ Did you See if He Disbelieves the Other ﴾13﴿
﴾96﴿ A Blames Recalls He Knows By The Gaze of The All-One He Sees ﴾14﴿
﴾96﴿ Not All Right If Not Finishes Right We Burn The One By the Forehead of the Other ﴾15﴿
﴾96﴿ Forehead of the Other Lying Other the Sinful Other ﴾16﴿
﴾96﴿ So Let The One Call The Associates of The Id ﴾17﴿
﴾96﴿ Soon We Will Call The Angels of Hell ﴾18﴿
﴾96﴿ And More than that Don't Obey The One But Stand Still for Me and at the same time Approach i(a)۩ ﴾19﴿
٧٤:٣٠ Return to The Name of The All-One The Most Merciful Divider ﴾19﴿
﴾19﴿ Capable I(A) Call The Fisherman ﴾1﴿
﴾19﴿ Recalling The Benefaction of Your Master the Servant of The Id has Remembered The Four-letter Word ﴾2﴿ Mary
♻️ Mohammad Pourfar
@PSYCIN ✨ رسانۀ روانسینمایی
4 831
Repost from رسانۀ روانسینمایی
🔰 فرا سومین
✍️ #لکان؛ #شینید_اوکانر
﴿۲۸﴾ گردونه آیان یاد ﴿۱﴾
♨️ فرا سومین! این سرنویس است.
فرا سومین باز میگردد، همواره همان نخستین است، چنان که «نیزۀ آهنین بیپروا» میگوید. آیا ما جلویش را خواهیم گرفت که یک «گردونه» بسازد؟ چرا که نه، اگر نهاد «گفته باشد کیست».
⚡️ Lacan 1974 La Troisième
﴿۷۸﴾ چه میپرسند یکدگر ﴿۱﴾
﴿۷۸﴾ از آن آگهان فرین ﴿۲﴾
﴿۷۸﴾ مردی که آنان در او دگرگماناند ﴿۳﴾
﴿۷۸﴾ نه همه آیان بدانند ﴿۴﴾
﴿۷۸﴾ پیشتر نه همه آیان بدانند ﴿۵﴾
﴿۷۸﴾ هزارسرزنشیاد برساختیم این سرزمین بستران ﴿۶﴾
﴿۷۸﴾ سوگند به کوهسارانِ افراشتگان ﴿۷﴾
﴿۷۸﴾ و آفریدیمتان همسران ﴿۸﴾
﴿۷۸﴾ و برساختیم خوابتان آسودگان ﴿۹﴾
﴿۷۸﴾ و برساختیم به شب سرپناهان ﴿۱۰﴾
﴿۷۸﴾ و برساختیم به روز کارگذران ﴿۱۱﴾
﴿۷۸﴾ و بازگفتیم بر فرازتان هفتگانِ بسدشواران ﴿۱۲﴾
﴿۷۸﴾ و بنیاد نهادیم چراغانِ روشنان ﴿۱۳﴾
﴿۷۸﴾ و آوردیم از فشردگان آبهای ریزان ﴿۱۴﴾
﴿۷۸﴾ تا برون آوریم با آن شیدایان و رویانان ﴿۱۵﴾
﴿۷۸﴾ و بهشتانِ گردگردان ﴿۱۶﴾
﴿۷۸﴾ به دیدگان روز جدایی بُوَد دیدارگاهان ﴿۱۷﴾
♻️ محمد پورفر
@PSYCIN ✨ رسانۀ روانسینمایی
4 831
Repost from رسانۀ روانسینمایی
🔰 اگر امروز فردا بود
✍️ #لکان #پرونده_ایمی #فیلمکاوی
♨️ در ساعت هشت شب دهم آوریل خانم ز.، یک هنرپیشۀ زن مشهور پاریسی، به سالن نمایشی رسید که آن شب در آن اجرا داشت. جلوی درب صحنه یک زن غریبه جلویش را گرفته و از او میپرسد: «آیا شما خانم ز. هستید؟» به گفتۀ خانم ز. زمانی که او پاسخ مثبت میدهد، زن غریبه حالت دیگری به چهرهاش میگیرد، به سرعت چاقویی را از کیف دستیاش در میآورد، و با چهرهای پر از نفرت، آن را بالا میبرد تا به او ضربه بزند.
♨️ «نگار» (Aimée) در بازجوییِ نخست انگیزۀ رفتارش را اینگونه روشن کرد که آن هنرپیشۀ زن در حال ایجاد «پروندۀ رسوایی» برای او بوده. بنا به گفتۀ «نگار»، زن هنرپیشه اکنون چند سال بود که داشت او را تمسخر و ارعاب میکرد. همدستِ او در این اقدامات تعقیب و گریز نویسندهای جوان بود که وقایع مختلفی از زندگی شخصی «نگار» را در رمانهایش فاش کرده بود.
♻️ محمد پورفر
⚡️Lacan; The Case of Aimee, or self-punitive paranoia (1931)
کلیدگزارهها:
- خیلی روشن «شنیدم» که تو...
- اگر اینجا ۹:۴۵ باشد، از دید من نیمهشب بامداد «بود»
- «تردستی» هم هنوز هست
@PSYCIN ✨ رسانۀ روانسینمایی
4 831
Repost from رسانۀ روانسینمایی
🔰 ناهید؛ تیر؛ خورشید؛ پرتوافشان؛ همدمی روانکاوی (بخش هشتم)
✍️ #لکان؛ #یک_روانپریشی_لکانی
دکتر لکان:
و چه کسی غیر از «درخشان»، اگر بخواهیم به نام خودش صدایش کنیم، و «ناتیر» (Venure) [نوواژهسازیِ آقای پریمو با ادغام نام دو ستارۀ «ناهید» و «تیر»] تو را «نارافشان» (venurated) کرد؟
آقای پریمو:
آن زمان خانم «سست باروها» بود، من او را در س... ملاقات کردم.
دکتر لکان:
کمی دربارۀ او برایم بگو.
آقای پریمو:
او هم شاعر بود. به تنهایی با پیانو کار میکرد، و روی سبک پیانوی چهاردستی کار میکرد، میرقصید، نقاشی میکرد.
دکتر لکان:
او هم «پرتوافشان» بود؟
آقای پریمو:
زمانی که من ملاقاتش کردم، نوعی از زیبایی را داشت. به خاطر دارویی که مصرف میکرد لکهدار شده بود. چهرهاش پف کرده بود. بعداً پس از آنکه کلینیک را ترک کرد، به ملاقات با او ادامه دادم. وزن کم کرده بود، زیبایی پرتوافشانی داشت. من همیشه جذب این زیبارویان میشوم. بگذارید ببینم در این اتاق کسی را پیدا میکنم. شاید این خانمِ چشمآبی که لباس نخیِ قرمز پوشیده. حیف که آرایش کرده.
دکتر لکان:
«سُست» شبیه این خانم بود؟
آقای پریمو:
بله، کمی شبیهش بود. ولی «سُست» آرایش نمیکرد. این خانم آرایش کرده.
دکتر لکان:
تو خودت هم هیچوقت آرایش میکنی؟
آقای پریمو:
بله، پیش میآید که آرایش کنم. برایم پیش آمده، بله. (لبخند میزند) وقتی نوزده سالم بود این اتفاق افتاد، چون این تصور را داشتم... من گرههای جنسی زیادی داشتم... چون طبیعت به من نرینۀ بسیار کوچکی داده.
دکتر لکان:
کمی دربارهاش برایم بگو.
آقای پریمو:
این تصور برایم پیش آمده بود که اندام آمیزشیام دارد کوچک میشود، و فکر میکردم قرار است تبدیل به یک زن شوم.
دکتر لکان:
بله.
آقای پریمو:
فکر میکردم قرار است تبدیل به یک تراجنسیتی شوم.
دکتر لکان:
یک تراجنسیتی؟
آقای پریمو:
به عبارتی، یک جهشیافتۀ جنسی.
دکتر لکان:
منظورت این است؟ احساس میکردی که قرار بوده تبدیل به یک زن بشوی؟
آقای پریمو:
بله، من یک سری عادتهایی داشتم، قبلاً خودم را آرایش میکردم، این تصور را در مورد کوچک شدن اندام جنسیام داشتم و در عین حال این اراده را برای آنکه بفهمم یک زن چیست، تا سعی کنم وارد دنیای یک زن شوم، وارد روانشناسیِ یک زن، و وارد صورتبندی روانشناسانه و عقلانی یک زن.
دکتر لکان:
امید داشتی... به هر حال این یک نوع امید است.
آقای پریمو:
هم امید بود هم تجربه.
دکتر لکان:
تجربۀ تو این است... که به هر حال تو هنوز یک اندام نرینه داری، بله یا خیر؟
آقای پریمو:
بله.
دکتر لکان:
بسیار خب، پس چطور این یک تجربه است؟ بیشتر شبیه یک امید بوده. از چه طریقی یک تجربه است؟
آقای پریمو:
از طریق امید داشتن به اینکه تجربی باشد.
دکتر لکان:
که اگر دوباره با این واژهها بازی کنیم، یعنی تو «امید داشتی که تجربه کنی.» این در وضعیت یک امید باقی ماند... در آخر، تو خودت هیچوقت احساس نکردی تبدیل به یک زن شدهای؟
آقای پریمو:
نه.
دکتر لکان:
بله یا نه؟
آقای پریمو:
نه. میشود سوال را دوباره تکرار کنید؟
دکتر لکان:
پرسیدم آیا خودت احساس کردی یک زن شده باشی؟
آقای پریمو:
واقعیت احساس کردن آن به شکل روانشناختی، بله. با این نوع از شهودی که...
دکتر لکان:
بله، ببخشید، از شهود. چون شهودها هم تصاویریاند که از درون تو میگذرند. آیا تو هرگز خودت را به شکل یک زن «دیدهای؟»
آقای پریمو:
نه، من در یک رؤیا خودم را به شکل یک زن دیدم، ولی میخواهم تلاش کنم...
دکتر لکان:
تو خودت را در یک رؤیا به شکل یک زن دیدی؟ «یک رؤیا» را برای تو چیست؟
آقای پریمو:
یک رؤیا؟ من شبها رؤیا میبینم.
دکتر لکان:
به هر حال باید درک کنی که اینها با هم یکی نیستند، یک رؤیا در شب...
آقای پریمو:
و یک رؤیای بیدار.
دکتر لکان:
و این «رؤیا» که تو خودت نامش را «بیدار» گذاشتی و اگر درست برداشت کرده باشم، گزارههای واداشته را به آن گره زدهای. آنچه هنگام شب رخ میدهد، این انگاشتهها که آدم وقتی خواب است میبیند، آیا همان ویژگی سخن واداشته را دارند؟
آقای پریمو:
نه، هیچ ارتباطی وجود ندارد.
دکتر لکان:
پس چرا سخن واداشتهات را رؤیا مینامی؟
آقای پریمو:
سخن واداشته یک رؤیا نیست؛ شما درست برداشت نکردید.
دکتر لکان:
خیلی ببخشید. من وقتی واژۀ «رؤیا» را در آن زمینه به کار بردی خیلی خوب صدایت را شنیدم. حتی با اضافه کردن «بیدار،» این تو بودی که واژۀ «رؤیا» را به کار بردی. یادت میآید این واژۀ «رؤیا» را به کار برده باشی؟
آقای پریمو:
بله، من واژۀ «رؤیا» را به کار بردم، ولی گزارههای واداشته میان «گردی تنها» و چیزی است که من در واقعیت به آن حمله میکنم. نمیدانم کدامشان بخشی از...
♻️ ترجمه: محمد پورفر
⚡️ Returning to Freud; Clinical Psychoanalysis in the School of Lacan (1980)
@PSYCIN ✨ کانال روانسینماتیک
4 831
Repost from فیلم و سریال روانشناسی
مستاجر (۱۹۷۶)
The Tenant 1976
رومن پولانسکی
زبان اصلی زیرنویس فارسی( سافت ساب )
@ravankades
4 831
Repost from فیلم و سریال روانشناسی
فیلم هفته
#مستاجر
کارگردان:رومن پولانسکی
فیلمنامه:ژرلربراش،پولانسکی
فیلمبردار:سون نیکویست
بازیگران:رومن پولانسکی-ملوین داگلاس- ایزابل آجانی-شلی وینترز-جووان فلیت-لیلا کدرووا..
محصول:۱۹۷۶-فرانسه-آمریکا-رنگی
مدت:۱۲۶ دقیقه
یک مردلهستانی به آپارتمانی درپاریس نقل مکان میکند ودر ارتباط بادیگر ساکنان ساختمان دچاراشکال می شود.به خصوص آنکه درمی یابد که آنهادرصدد کشتن او هستند.
@ravankades
