en
Feedback
رسانۀ روان‌سی‌نمایی

رسانۀ روان‌سی‌نمایی

Open in Telegram

* رسانه‌ای با محوریت نظریۀ روان‌کاوی فروید به لکان و فیلم‌کاوی * محمد پورفر، فیلمساز، فیلم‌کاو، کارشناس ارشد سینما و کارشناس روان‌شناسی ارتباط: @mpourfar (تبلیغ و تبادل انجام نمی‌شود)

Show more
4 831
Subscribers
No data24 hours
-147 days
-5230 days
Posts Archive
08. Homesick.mp310.87 MB

Ich lass mich los خودم را رها می‌کنم Lass mich untergehen خودم را هلاک می‌کنم Lass mich schweigend خودم را ساکت نگه می‌دارم Zu dir in die Tiefe sehen تا تو را در اعماق ببینم Dein Name fehlt mir نام تو در کلمات من In meinen Worten دلتنگی می‌آورد Dein Atem schweigt تنفست ساکت است Mit meinem Herzen درست مانند قلب من Wie kann das sein چگونه ممکن است Nach all den Jahren بعد از این همه سال Was bleibt von dir آنچه از تو باقی مانده Auf meinem Weg بر سر راه من؟ Mein Herz so schwer قلبم چنان سنگین است Es zieht hinab zu dir که به سویت فرو می‌افتد In deine Kälte به درون سرمایت Wo ich dich schlafen ließ آنجا که می‌گذارم بخوابی Und alle Menschen reden zu mir و همۀ آدم‌ها دارند با من حرف می‌زنند Reden auf mich ein متقاعدم می‌کنند Ich muss mich endlich fangen باید سرانجام بر خود مسلط شوم Ich bin hier nicht allein من اینجا تنها نیستم Und alle Menschen reden zu mir و همۀ آدم‌ها دارند با من حرف می‌زنند Reden auf mich ein متقاعدم می‌کنند Ich muss mich endlich fangen باید سرانجام بر خود مسلط شوم Ich bin hier nicht allein من اینجا تنها نیستم Und so wird es bleiben و از این رو... باقی خواهد ماند Wie du, dein Grau im Licht مانند تو، خاکستری‌ات در نور Und so wird es enden و از این رو... تمام خواهد شد Wie du, dein Grau im Licht مانند تو، خاکستری‌ات در نور Dein Name fehlt mir نام تو در کلمات من In meinen Worten دلتنگی می‌آورد Dein Atem schweigt تنفست ساکت است Mit meinem Herzen درست مانند قلب من Wie kann das sein چگونه ممکن است Nach all den Jahren بعد از این همه سال Was bleibt von dir آنچه از تو باقی مانده Auf meinem Weg بر سر راه من؟ Mein Herz so schwer قلبم چنان سنگین است Es zieht hinab zu dir که به سویت فرو می‌افتد In deine Kälte به درون سرمایت Wo ich dich schlafen ließ آنجا که می‌گذارم بخوابی Und alle Menschen reden zu mir و همۀ آدم‌ها دارند با من حرف می‌زنند Reden auf mich ein متقاعدم می‌کنند Ich muss mich endlich fangen باید سرانجام بر خود مسلط شوم Ich bin hier nicht allein من اینجا تنها نیستم Und alle Menschen reden zu mir و همۀ آدم‌ها دارند با من حرف می‌زنند Reden auf mich ein متقاعدم می‌کنند Ich muss mich endlich fangen باید سرانجام بر خود مسلط شوم Ich bin hier nicht allein من اینجا تنها نیستم Und so wird es bleiben و از این رو... باقی خواهد ماند Wie du, dein Grau im Licht مانند تو، خاکستری‌ات در نور Und so wird es enden و از این رو... تمام خواهد شد Wie du, dein Grau im Licht مانند تو، خاکستری‌ات در نور Und alle Menschen reden zu mir و همۀ آدم‌ها دارند با من حرف می‌زنند Reden auf mich ein متقاعدم می‌کنند Ich muss mich endlich fangen باید سرانجام بر خود مسلط شوم Ich bin hier nicht allein من اینجا تنها نیستم Und alle Menschen reden zu mir و همۀ آدم‌ها دارند با من حرف می‌زنند Reden auf mich ein متقاعدم می‌کنند Ich muss mich endlich fangen باید سرانجام بر خود مسلط شوم Ich bin hier nicht allein من اینجا تنها نیستم Diary Of Dreams - Grau im Licht

Wie kann das sein چگونه ممکن است Nach all den Jahren بعد از این همه سال Was bleibt von dir آنچه از تو باقی مانده Auf meinem Weg بر سر راه من؟ Lyrics: متن کامل ترانه https://learnlyric.com/songs/56/ @learnlyric @PSYCINکانال روانکاوی و سینما

🧏🏻‍♀️ Dark Tranquillity 🎼 Terminus (Where Death Is Most Alive) ✍️ Bengt Mikael Stanne 🧏🏻 آرامش تیره 🎼 پایانه (که مرگ است زنده‌ترین) ✍️ ستوده میکائیل شهرآتش [Verse 1] [بند ۱] This is a ghost town, این شهر هاله‌هاست alive with the echoes of failures fled زنده به پژواک باخته گریختگان Lit up by shining faces that parade these streets روشن به درخش رژه رو خیابان چِهران What used to be of humility is gone هرچه پیشتر فروتنی بود رفتگان You walk the mounds of skull and bones گام زنی بر تَلِ کاسه‌سر استخوان Where living is denied, جایی که زیستن نارواست، I see more movement in decomposition به دیدگان کالبدشکافِ خاک پویاتر است Than in those hollow eyes از جنبش هاله‌چشمان [Chorus] [هم‌سرایی] It is the only place I know من اینجا شناسم و بس Where death is most alive که مرگ است زنده‌ترین It is when truth is turned to lie آنگه که راست شد دروغین That death is most alive مرگ است زنده‌ترین [Verse 2] [بند ۲] Set flame to the ensnarers and pierce that ornate shield آتش زن هر خفه‌ساز و بدر آن رویین سپر Branded by what claims you, you wear the mark of death تو به نام لافزنت، مُهر مرگ پوشیدی Tear from loss and agony, a character defined از رنج و کاستی ساز، منشی استوار Stripped of all but tragedy, what life is left to find? هیچ نمانده جز سوگنامه، چه زندگی توان یافت؟ [Pre-Chorus] [پیش‌هم‌سرایی] Go now, until there's nothing left زودا برو، چون که هیچت نماند Go now, the dying has begun زودا برو، مردن آغاز شده است [Chorus] [هم‌سرایی] It is the only place I know من اینجا شناسم و بس Where death is most alive که مرگ است زنده‌ترین It is when truth is turned to lie آنگه که راست شد دروغین That death is most alive مرگ است زنده‌ترین [Bridge] [پل] So I flee from all that is me پس گریزم از هرچه خود To hide behind this pale dead face تا روم پشت این رنگ‌پریده مرده چهر Whatever happened to desire, want and need? چه آمد بر سر آرزومندی، درخواست و نیاز؟ Whatever happened to integrity? چه آمد بر سر یکپارچگی؟ Imagination is a curse in all of this همانندانگاری است پشت همه این Whatever happened to the ones left behind? چه آمد بر سر یگانه بازماندگان؟ [Verse 3] [بند ۳] This is a ghost town این شهر هالۀ پیکرهاست of bodies dragged through endless streets کشیده کف خیابان‌های بی‌پایان Go now, to never return زودا برو، بر هم نگرد I've seen more pitiful humiliation بیش از آن خوار شدن دیده‌ام than you could never hide که سازی‌اش پنهان [Chorus] [هم‌سرایی] It is the only place I know من اینجا شناسم و بس Where death is most alive که مرگ است زنده‌ترین It is when truth is turned to lie آنگه که راست شد دروغین That death is most alive مرگ است زنده‌ترین ♻️ محمد پورفر @PSYCINرسانۀ روان‌سی‌نمایی

03 - Terminus (Where Death Is Most Alive).mp310.09 MB

﴿۱۲﴾ و فروختند او را به ارزش ارزان ریال‌های خردگان و بودند از او پرهیزجویان ﴿۲۰﴾ فَبِأَيِّ ءَالَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان؟ @
+2
﴿۱۲﴾ و فروختند او را به ارزش ارزان ریال‌های خردگان و بودند از او پرهیزجویان ﴿۲۰﴾ فَبِأَيِّ ءَالَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان؟ @PSYCINرسانۀ روان‌سی‌نمایی

8.43 KB

‏﴿۸۳﴾ کم‌فروشان ﴿۱۹﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ پشلت سزاواران تیره‌روزی جاودان کم‌فروشان‌اند ﴿۱﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ همان نرینه‌ها که زمان سنجیدن مردمان‌‌ تا به کرانه سخت‌گیران‌اند ﴿۲﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ وانگه ‌زمان سنجش خود یا سنگینی بار خودشان بس سبک‌گیران‌اند ﴿۳﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ هرگز گمان مبرند آن نرینه‌ها که در رستاخیز زندگان‌اند ﴿۴﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ در آن یگانه روز بی‌کران ﴿۵﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ آن روز که برمی‌خیزند مردمان برای مهتر کیهان ﴿۶﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ نه همه به دیدگان پیشینۀ تبه‌کاران است راست در ژرفنای زیرزمین هفت‌ترازان ﴿۷﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ هم‌زمان در زمان دریابدت کدام ژرفای زیرزمین هفت‌ترازان ﴿۸﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ یک سرنبشت پیش‌نوشته ﴿۹﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ پشلت سزاواران سیه‌روزی جاودان در این روز روزان دروغ‌بندان‌اند ﴿۱۰﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ همان نرینه‌ها که دروغ‌بندان به روز داوری پایان‌اند ﴿۱۱﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ و هیچ‌کس دروغ نمی‌بندد به میانجی دیگری مگر سراپا زنهارشکن گنهکار ﴿۱۲﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ زمانی که تو ماده بازخوانی باژگون‌اش نشانه‌هایمان را نام نهد افسانه‌های پیشینیان‌ ﴿۱۳﴾ ‏ ‏﴿۸۳﴾ نه هرگز(ایست فرازین) وارونه(آیان) چرکابه بسته بر سراپای پیکرشان از آنچه پیشتر اندوخته‌اند ﴿۱۴﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ نه همه به دیدگان این نرینه‌ها نزد مهترشان در این روز روزان راست جداجدایند ﴿۱۵﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ پیشتر به دیدگان این نرینه‌ها راست بسوختند در گدازگان ﴿۱۶﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ پیشتر گفته شود این است همان مردی که شما نرینه‌ها به میانجی دیگری بودید به او دروغ‌بندان ﴿۱۷﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ نه همه به دیدگان سرنوشت راستین هزارآفریدگان هست راست در پردیس آدمی و هوای سرزمین ‏هفت‌ترازان ﴿۱۸﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ هم‌زمان در زمان دریابدت کدام پردیس آدمی و هوای سرزمین هفت‌ترازان ﴿۱۹﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ سرنبشتی پیش‌نبشته ﴿۲۰﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ وای سبز اینجا نزدیک‌ترینان ﴿۲۱﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ به دیدگان هزارآفریدگان‌‌اند به راستی در سرخوشان ﴿۲۲﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ روی تخت فرش‌آذین تماشاگران ﴿۲۳﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ بازشناسید در چهره‌هایشان درخشش فزون‌سرخوشان ﴿۲۴﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ نوشانده شوند از شهد پایان‌دهنده‌ ﴿۲۴﴾‏ ‏﴿۸۳﴾ پایانۀ نهاد مشک است(روا) پس بر سر آن نرینه بگذارید هماوردی کنند هماوردان ﴿۲۶﴾‏ ♻️ محمد پورفر @PSYCIN ✨ رسانۀ روان‌سی‌نمایی

1.85 KB

♨️ دگرشیدا سرودۀ ۷: {۷} روسیاهان برنتابند نگه بینندگان چون سپیدی‌شان نماید باژگون تابندگان {۱} {۷} خیره‌سر آرامشش در پشت سر رو نگرداند ببیند سایه‌اش بر پردگان {۲} {۷} سال‌ها در سایه مهتر، در برون افتادگان کی توان تاب آورد او این خروش بردگان {۳} {۷} برده کی شاید بر او پاداش کار بایدش خون پاشد و خون خوردگان {۴} {۷} خون دل‌ها رو سیه خندان کند زیرک و رند و زرنگ مادگان {۵} {۷} خود بماند مادگانش کف زنان چشم آیینه نبیند رو به خود آیندگان {۶} {۷} پرتو تابنده رویش چهره‌اش در هم رود چون گشاید چشم بیند چهرهٔ رویندگان {۸} {۷} آنچه او بیند تو از پس دیده‌ای دیدگانت روشن و گویندگان {۹} {۷} خواستش تا نشنود تا بشنود از دیگران اینک این او این دگر جویندگان {۱۰} {۷} گر نباشد چشم او بر دیدگان بندگان گوش خود خواهد شنودش از درون یادگان {۱۱} {۷} آنچه اندازد درون بازآید از بیرون دو بار بار سوم دیگر او را درنیابد می‌جود زیبندگان {۱۲} ✍️ محمد پورفر @PSYCIN ✨ رسانۀ روان‌سی‌نمایی

Dark Tranquillity - 11 - Ex Nihilo.mp39.06 MB

♨️ Bastard 🎼 Dunkelwerk 🌟 Cold Steel Mix by Winterstahl ♨️ روسپی‌زاده 💫 پولاد سرد آمیخته به دست «زمستان‌پولاد» 🎼 ‏ژرف‌کار We're watching the wastelands, ‎ ویرانه‌ها می‌نگریم no triumphant salutes.‎ بی‌جشن پیروزی‎. Nothing heard yet, ‎ هیچ نشنیدیم هنوز، where are our troops?‎ کجاست رسته‌مان؟ ٌWhere are our troops?‎ کجاست رسته‌مان؟ Here comes defeat! ‎ بفرما شکست!‏ We're watching the wastelands, ‎ ویرانه‌ها می‌نگریم، no triumphant salutes.‎ بی‌جشن پیروزی‎. Nothing heard yet, ‎ هیچ نشنیدیم هنوز، where are our troops?‎ کجاست رسته‌مان؟ ‎ We found them in the wastelands, ‎ به ویرانه‌ها یافتیم‌شان in some ruins of death.‎ در تباهی‌های مرگ‎ In the fields of glory, they all reaped death.‎ در گستره‌های شکوه، همه درو کردند مرگ‎ And here we are in silence.‎ و ما اینجا به خاموشی.‌‎ Digging 1000 graves to honour the memorial.‎ به کندن ‏۱۰۰۰ ‏گور به‏ پاس‌ یادبود.‌‎ Our troops came home dead... ‎ رسته‌مان مرده آمد خانه.‏ Come On, come on you bastard!‎ بدو، بیا روسپی‌زاده!‌‎ We want our troops back home!‎ خواهیم رسته‌مان خانه!‏ We need support.‎ کمک نیاز داریم.‌‎ Bring them back alive!‎ You bastard!‎ برگردانشان زنده،‌‎ روسپی‌زاده!‌‎ Come On, come on you bastard!‎ بدو، بیا روسپی‌زاده!‌‎ We want our troops back home!‎ خواهیم رسته‌مان خانه!‏ No one returns... Horizon burns!‎ کس برنگردد... کرانه سوزاند!‌‎ You bastard!‎ روسپی‌زاده!‌‎ Our troops came home dead... ‎ رسته‌مان مرده آمد خانه.‏.. You bastard!‎ روسپی‌زاده!‌‎ Our troops came home dead... ‎ رسته‌مان مرده آمد خانه.‏.. Behind cold stone we cower, ‎ پشت سرد سنگ‌ها می‌خزیم، ‎1000 days of misery.‎ ‏۱۰۰۰ ‏روز بیچاره.‌‎ We wait to face the enemy at the gates!‎ در کمین دشمن رویاروی دروازه!‏ You bastard!‎ روسپی‌زاده!‌‎ Our troops came home dead... ‎ مرده برگشتند خانه.‏ Behind cold stone we cower, ‎ پشت سرد سنگ‌ها می‌خزیم، ‎1000 days of misery.‎ ‏۱۰۰۰ ‏روز بیچاره.‌‎ We wait to face the enemy at the gates!‎ در کمین دشمن رویاروی دروازه!‏ You bastard!‎ روسپی‌زاده!‌‎ Come On, come on! بدو، بیا!‌‎ We want our troops back home!‎ خواهیم رسته‌مان خانه!‏ We need support.‎ کمک نیاز داریم.‌‎ Bring them back alive!‎ You bastard!‎ برگردانشان زنده!‌‎ روسپی‌زاده!‌‎ Come On, come on you bastard!‎ بدو، بیا روسپی‌زاده!‌‎ We want our troops back home!‎ خواهیم رسته‌مان خانه!‏ No one returns... Horizon burns!‎ کس برنگردد... کرانه سوزاند!‌‎ You bastard!‎ روسپی‌زاده!‌‎ Our troops came home dead... ‎ رسته‌مان مرده آمد خانه.‏.. Behind cold stone we cower, ‎ پشت سرد سنگ‌ها می‌خزیم، ‎1000 days of misery.‎ ‏۱۰۰۰ ‏روز بیچاره.‌‎ We wait to face the enemy at the gates!‎ در کمین دشمن رویاروی دروازه!‏ You bastard!‎ روسپی‌زاده!‌‎ ♻️ محمد پورفر @PSYCINرسانۀ روان‌سی‌نمایی

03_dunkelwerk-bastard_(cold_steel_mix_by_winterstahl)-fwyh.mp36.72 MB

♨️ Angel of Death 🎼 Slayer ✍️ Jeff Hanneman‎ ♨️ فرشتۀ مرگ 🎼 سربران ✍️ فرود زن‌آشکارمرد [Intro]‎ ‏[پیش‌درآمد]‏ Ah!‎ آه!‏ ‏[بند‏ ‏۱‏]‏ ‎[Verse 1]‎ Auschwitz, the meaning of pain سوزانه، نهانۀ درد ‏ The way that I want you to die این گونه خواهم میری Slow death, immense decay آهسته، ناگه تباه Showers that cleanse you of your life دوش‌ها زدایندت زندگی Forced in; like cattle, you run وادار، چو رمه دوان Stripped of your life's worth جدا از ارز زندگان Human mice for the angel of death ‏«موش‌مَرد» را فرشتۀ مرگ Four hundred thousand more to die چهارهزار بیشتر میران ‎ ‎[Chorus]‎ ‏[هم‌سرایی]‏ Angel of death فرشتۀ مرگ‎ Monarch to the kingdom of the dead شاه رود به دامن مرگ ‎ ‎[Verse 2]‎ ‏[بند ۲]‏ Sadistic, surgeon of demise خرسندساز، کاوِ باژِگون Sadist of the noblest blood خرسندی از ناب‌ترین خون Destroying without mercy ویران‌گر بی‌بخشایش To benefit the Aryan race به سود آدمی تبار Surgery with no anesthesia کاویدن بی‌پرده‎ Feel the knife pierce you intensely دریاب زخم درون بی‌کران Inferior, no use to mankind فرومایه، بی‌سود بر آدمان ‎Strapped down, screaming out to die لخت زند فریاد تا به مرگ ‎[Chorus]‌‏ ‏ ‏[هم‌سرایی]‏ Angel of death فرشتۀ مرگ‎ Monarch to the kingdom of the dead شاه رود به دامن مرگ Infamous Butcher دژخیم بدنام Angel of death فرشتۀ مرگ ‎ ‎ ‎[Verse 3]‎ ‏[بند ‌‎۳‌‏]‏ Pumped with fluid inside your brain آب تپانده در مغزت Pressure in your skull begins فشار کاسه‌سرت Pushing through your eyes زند برون دو چشمانت‎ Burning flesh drips away سوز تن کم شود Test of heat burns your skin گرم‌آزما سوزدت پوست Your mind starts to boil هوشت به جوش Frigid cold cracks your limbs سرما زند ترک استخوان How long can you last تا کی تو توان تاب In this frozen-water burial?‎ در این یخ‌زده مرداب؟‎ Sewn together, joining heads بافته به هم، سرها یگان Just a matter of time دیر یا زود است Till you rip yourselves apart تا بدرید خودتان‎ ‎ ‎[Bridge 3]‎ ‏[پل ‌‎۳‌‏]‏ Millions laid out in their هزارهزار خفتگان Crowded tombs در انبوه گوران‌شان Sickening ways to achieve آلوده کامیابان The Holocaust سوزانگان ‎[Verse 4]‌‏ ‏[بند ۴]‏ Seas of blood bury life دریای خون جان ستان Smell your death as it burns بو بکش مرگت چو سوزد Deep inside of you درون ژرفایت Abacinate, eyes that bleed کور ساز، خونین چشمان Praying for the end of درخواه پایان ‏ Your wide-awake nightmare بر این کابوس بیدار Wings of pain reach out for you بال‌های درد تو را جویان His face of death staring down رخ مرگش زل زده پایین Your blood's running cold‏ خونت یخ‌زنان Injecting cells, dying eyes‏ یاخته تپان، میرا چشمان Feeding on the screams of خوراکش فریادان The mutants he's creating جانورانی که آفریند ‎[Bridge]‎ ‏[پل]‏ Pathetic, harmless victims بدبخت، بی‌آزار قربانیان Left to die رها به مرگ ‏ Rancid angel of death فرشتۀ مرگ تازان Flying free آزاد پران ‎[Instrumental Break]‎ ‏[هنگامۀ ساز]‏ ‎[Chorus]‎ ‏[هم‌سرایی]‏ Angel of death فرشتۀ مرگ Monarch to the kingdom of the dead شاه رود به دامن مرگ Infamous butcher دژخیم بدنام Angel of death فرشتۀ مرگ Angel of death فرشتۀ مرگ ♻️ محمد پورفر @PSYCIN ✨ رسانۀ روان‌سی‌نمایی‎ ‎

Angel Of Death.mp311.14 MB

✔️ 313,824.1666666667 = 313 = Prime Number (P) 824 = Real Number (R) .1666666667 = Prime Real Number (PR=P=17R₁) + Π = 3.14285714285714 = Real Number (ΠR=16R₂) = Π16+P17=33R(R₁+R₂)=333.30952380955714=333.R₃(309524) Mobius μ(309524)=0 Mobius μ(313,824,333)= -1 A -1 0 1444/11/23 (A) 313,824,333 @PSYCINرسانۀ روان‌سی‌نمایی