🔍مطالعات علمی 🔍
Open in Telegram
با هم، در کنار هم آنچه را که به نظرمان، نزدیک به دانش علمی است را تبیین می کنیم، اگر از گفتن حقیقت محزون می شوید باید در افکارتان بازنگری کنید. گلچینی از بهترین های دانش علمی رو در این محفل آپلود می کنیم
Show more840
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-430 days
Posts Archive
⭕️ شبه علم
➖➖➖➖➖➖➖
شِبهِعلم Pseudoscience
شامل گزارهها، باورها یا اعمالی است که ادعا میکنند هم علمی و هم واقعی هستند، اما با روش علمی ناسازگار هستند.
شبه علم اغلب با ادعاهای متناقض، اغراقآمیز یا غیرقابل ابطال مشخص میشود. تکیه بر سوگیری تأییدی به جای تلاشهای جدی برای رد؛ عدم استقبال از ارزیابی توسط کارشناسان دیگر؛ عدم وجود شیوههای سیستماتیک هنگام ایجاد فرضیهها؛
نمونه هایی از شبه علم باور به؛ طالعبینی، کفبینی، ستارهبینی (آسترولوژی)، استفاده از ۱۰ درصد مغز، انرژیدرمانی، عرفان حلقه، کارما، دارما، تناسخ، بار اخلاقی گذاشتن روی انرژی (انرژی مثبت خوب و انرژی منفی بد) دورآگاهی، شعور مواد، عرفان کوانتومی، قانون جذب، طب سنتی، سابلیمینال، زمین تختگرایی، تعبیر خواب، سنگدرمانی، چاکرا و بیداری کندالینی، چشم سوم، هومئوپاتی، هواپونوپونو، فنگشویی و تئوریهای توطئه و ....
✍ شبهعلم، خوراک نوشتاری بسیاری از مطبوعات عامهپسند موسوم به مجلات زرد را میسازد. مطالب و باورهای که شبهعلم ناممیگیرند عموماً با استفاده از شکل استدلال، بحث و واژگان مشابه با مباحث تخصصی علمی، به عنوان مطالعات علمی و ثابتشده ارائه میشوند اما در عمل، روششناسی علمی ندارند و به انتخاب گزینشی نتایج، بیان اغراقآمیز یا دروغپردازی متکی هستند.
➖ کاری با نظرات این فرد ندارم؛ شخص بنده با چنین رویکردی مخالفم، اما نگاه کنید "مدعیان علم" نیز برای محافظت از دانش پزشکی مدنظر خودشان هر کسی را همچون آنان فکر نکند را اخراج می کنند...
_
نامه سرگشاده برندگان نوبل به سنا
✍ روز دوشنبه ۷۷ برنده جایزه نوبل در نامهای سرگشاده به سنای آمریکا با انتصاب رابرت اف. کندی جونیور، گزینه دونالد ترامپ، رییسجمهوری منتخب آمریکا برای سمت وزیر بهداشت و خدمات انسانی مخالفت کردند، و به «نبود صلاحیت» و باورهای ضدواکسن او اشاره کردند.
در این نامه که به امضای ۷۷ برنده نوبل در رشتههای پزشکی، شیمی، فیزیک و اقتصاد رسیده است، آمده:
«با توجه به سوابق او، قرار دادن آقای کندی در راس وزارت بهداشت و خدمات انسانی سلامت عمومی را به خطر خواهد انداخت.»
«آقای کندی علاوه بر فقدان صلاحیت یا تجربه مرتبط در پزشکی، علم، بهداشت عمومی یا دولتی، مخالف بسیاری از واکسنهایی بوده که به حفظ سلامت و نجات جان انسانها کمک کردهاند، مانند واکسنهایی که علیه سرخک و فلج اطفال عمل میکنند.»
«ما قویا از شما میخواهیم که به تایید انتصاب وی به عنوان وزیر بهداشت رای منفی دهید. » بیشتر بخوانید همچنین در سی ان ان و نیز در نیویورک تایمز بخوانید
📝 یکی از کانال های ناباوران که علی الظاهر مطالب علمی را منتشر می کند؛ از سرکارآمدن "یک وزیر ترامپ" که عقیده اش بر آن است که، واکسن کرونا و دیگر واکسن ها خروجی بدی دارد اینچنین علیه ش سخن می گوید و شخصیت وی را گوسفند و جانور معرفی می کند...
✍ وقتی 'علم تبدیل به ایدئولوژی و تعصب' بشود اینچنین انسان را به بردگی می گیرد که هر کس مخالف تو فکر کند را، به گوسفند و جانور متهم خواهی کرد.
جُرمَش آن است عِلمِ تُرا نَمی پَذیرد هَمین
💫 حتی با سرعت نور، به ۹۳ میلیارد سال عمر و سن نیاز داریم تا قطر کیهان رو طی کنیم..
تورم ابدی؛ ، مولتی ورس، جهانهای حبابی از کجای فیزیک پیش بینی میشوند؟ آیا این جهانها با جهان ما فرق دارند؟ آیا ممکن است تبادل اطلاعاتی بین این جهانها برقرار شود؟ آیا آزمایش پذیرند؟ (قسمت ۱ از ۲)
شرح چگونگی تکامل جهان ما از لحظه انفجار بزرگ تا امروز به عنوان مدل انفجار بزرگ شناخته می شود.
اما این مدل مشکلاتی دارد. به عنوان مثال، به طور کامل به ما نمی گوید که چرا جهان اینقدر همگن است، یعنی در همه جا تقریباً یکسان به نظر می رسد، چرا از نظر هندسی تخت به نظر می رسد، و چرا تک قطبی مغناطیسی وجود ندارد. تورم کیهانی این مشکلات را حل می کند و بیشتر ساختار کیهانی را که امروزه مشاهده می کنیم، تشکیل می دهد....
مطالعه مطلب👉
#خبر_علمی
ایلان ماسک اعلام کرد اولین شبکه ماهوارهای استارلینک برای ارتباط مستقیم با تلفنهای همراه، کامل شد. این وضعیت امکان دسترسی به اینترنت را برای تلفنهای همراه در مناطق دورافتاده فراهم میکند.
Elon Musk wrote on social media. "This will enable unmodified cellphones to have Internet connectivity in remote areas.
Bandwidth per beam is only ~10Mb, but future constellations will be much more capable."
https://www.lightreading.com/satellite/t-mobile-s-direct-to-cell-satellite-constellation-is-ready-to-go
در باره این پروژه
https://www.starlink.com/business/direct-to-cell
✍🏻پاسخ به منتقدین پیچیدگی کاهش ناپذیر.
👤Amirhossein_Em
#Intelligent_design_evolution
#فرگشت
" ۱۲ میلیارد پوند برای پروژه جدید ساخت 'ابر برخورد دهنده' ذرات FCC """
➖➖➖➖
کوتا و مفید این پروژه بسیار پیشرفته تر از "شتاب دهنده ذرات" در سرن سوئیس (LHC) است که برای کاوش بیشتر کیهان (جهان قابل مشاهده) ما ساخته می شود.➖اگر زیاد متوجه نشدید چی هست زیاد مهم نیست؛ اما فارغ از مخالفان بسیار زیاد این پروژه (همچون هوسنفلدر و دیوید کینگ) که پیشنهاد صرف این هزینه برای تغییرات اقلیمی رو دادند، لیکن احتمالا این پروژه ساخته بشود. 📝 آیا سیر کردن شکم فقرا اولی تر است یا ساخت چنین پروژه ای که حتی احتمال اینکه جواب بده مشخص نیست؟ حتی اگر جوابگو باشه اینکه ذرات رو واکاوی کنیم خوبه؟ یا مشکل گرسنگی و بدبختی مردم رو حل کنیم؟ یا منتظر ۱۰۰ میلیون پول مسلمانان در ایام حج برای فقرا هستند !!
..
#خبر_علمی
صدها ماهواره استارلینک تا پایان ۲۰۲۴ مخصوص تلفن همراه راه اندازی میشوند، تا مقدمات خدمات اولیه ارتباطی برای جهان، بدون دخالت دولت ها برقرار گردد. سایر خدمات اینترنتی صوتی و تصویری بصورت 4G در سال ۲۰۲۵ به این سرویس اضافه میشوند.
هم اکنون حدود ۳۰۰ ماهواره، در ارتفاع ۳۰۰-۴۰۰ کیلومتری زمین، برای دستیابی به پوشش جهانی خدمات اولیه موبایل شامل تماس مستقیم و ارسال پیامک کامل شده است و با دریافت مجوز قانونی، اکنون قابل بهره برداری است.
طبق اعلام این شرکت بزودی ۷۵۰۰ ماهواره دیگر برای تکمیل خدمات صوتی و تصویری اینترنتی در این مدار قرار میگیرند تا اینترنت 4G در سطح کره زمین، حتی در خطوط هواپیمایی و دریایی بدون هیچگونه مشکلی قابل دسترسی باشد.
تعداد ماهواره های استارلینک در حال حاضر در ارتفاعات مختلف بیش از ۸۰۰۰ ماهواره میباشد.
Proof By paradox (Existence of GOD parsimony Principles)
اثبات وجود خداوند با برهان خلف در منطق ریاضی.
ارائه:
👤Dr Iraj jafarian (PhD in Theoretical Physics)
مترجم:
👤Dr Rahman Hosseinzade (Physician & researcher)
#خبر_علمی تغییر رنگ پوست
حدود ۳۰۰ هزار سال قبل و در گرمدشتهای آفریقا انسان خردمند (Homo sapiens)، یعنی نیای ما، طی انشقاقی تکاملی از انسان هایدلبرگی (Homo heidelbergensis) پدید آمد.
➖➖➖➖
➖ رنگ پوست انسانهای خردمند همچون اَخلاف فعلی آنها در آفریقا تیره و مایل به سیاه بوده است. فراوانی رنگدانههای سیاه موجود در پوست در نواحی شدیداً آفتابی امتیازی بزرگ است چون سدی دفاعی محسوب میشود در برابر پرتو زیانرسان فرابنفش که ویتامین D و B را تخریب میکند و با آسیب به DNA نهایتاً میتواند منجر به سرطان پوست شود. از سوی دیگر، انسان با تابش نور خورشید ویتامین D را هم میسازد، پس لازم است پوست به مقدار کافی در معرض آفتاب باشد.
بنابراین، طبیعی است که هرچه بهسمت استوا برویم انسانهای سیاهپوست بیشتر و هرچه از استوا و مناطق حارّهای بیشتر فاصله بگیریم و وارد عرضهای بالاتر و پایینتر جغرافیایی شویم، انسانهایی با پوست روشنتر و سفیدتر خواهیم یافت.
با این همه، با پژوهشهایی که طی سالهای گذشته انجام گرفته معلوم شده است که این همهی داستان نیست.
پژوهش اول به سال ۲۰۱۲ برمیگردد. ژورژه روچا، ژنشناس، از دانشگاه پورتای پرتغال بهکمک دستیارانش موفق شد چهار ژن را که مسئول رنگیکردنِ پوستند در گروهی از مردم امروزین پرتغال و گروههایی از سیاهپوستان آفریقایی شناسایی کنند. نتیجهی عجیب کشف آنها این بود که از میان این چهار ژن، حداقل، سه ژن آن، صرفاً در طول چند ده هزار سال اخیر فعال بودهاند.
در پژوهشی دیگر، کارلِس لالوتسا فاکس از دانشگاه بارسلونا، با توالییابیِ ژنوم بقایای اسکلت ۸۰۰۰ سالهی مردی شکارچی در اسپانیای امروزین، نشان داد که پوست این مرد تیره بوده است.
معنی این دو کشف این است که انسانهایی که حدود چهلهزار سال قبل از آفریقا بهسمت اروپا مهاجرت کردند پوست تیرهشان فوراً روشن و روشنتر نشده است. بر اساس این دو پژوهش، روشنشدن پوست این مهاجرانِ اولیه، بسیار دیرتر، یعنی حدوداً ظرف چندهزار سال قبل رخ داده است. اما چگونه؟
بر اساس دو پژوهش پیشگفته و طی پژوهشی دیگر، مارک تامس، ژنشناس تکاملی از دانشگاه لندن و تیم همراهش، با استخراج DNA از ۶۳ اسکلت باستانی (۴۰۰۰ تا ۶۵۰۰ ساله) که در اوکراین و نواحی اطراف آن کشف شده بودند و توالییابیِ ژنهایی که در کار رنگیکردن پوست، مو و چشم هستند و مقایسهی نتیجهی آن با ژنهای ۶۰ اوکراینی امروزین و ۲۴۶ نمونهی ژنی از مردم ساکن مناطق و نواحی اطراف اوکراین، معلوم شد اوکراینیهای امروزین، رنگ پوستشان هشتبرابر روشنتر و آبیرنگبودنِ چشمشان چهاربرابر بیشتر از نیاکانِ باستانیشان بوده است. این به این معنی است که از حدود چهل هزارسال قبل که اجداد اروپاییها از آفریقا وارد شدند و پوستی تیره داشتند تا حدود ۵۰۰۰ قبل، تغییر تکاملی بارزی از لحاظ رنگ پوست و مو و چشم نداشتهاند.
همچنین مشخص شده است که ژنهای مسئول رنگ، همچون پنجهزار سال قبل، تحتتأثیر نیروهای انتخاب طبیعی همچنان کاملاً فعالند.
اما چرا این تغییرات، از تیره به روشن، ظرف این پنجهزار سال چنین سریع اتفاق افتاده است و همچنان نیز در جریان است؟
در مورد رنگ پوست، حدس دانشمندان این است زمانی که انسانها شکارچیگردآورنده بودند بهسبب خوردن ماهی و کبد حیواناتی که شکار میکردند ویتامین D فراوانی دریافت میکردند و نتیجتاً رنگ تیرهی پوستشان همچنان بینیاز از سنتز این ویتامین بهکمک نور خورشید تیره مانده بود (اسکیموها هم به رغم زندگی در منطقهای کمنور، از آنجا که هنوز هم به صید جانوران آبزی وابستهاند، پوستی نسبتاً تیرهرنگ دارند).
اما از حدود ۵۰۰۰ سال قبل و با رونق کشاورزی و تغییر اساسی در رژیم غذایی و اهمیتِ غلاتی همچون گندم و جو در غذای اصلی و فقر این رژیم بهلحاظ داشتنِ ویتامین D، بدن مجبور شد با نور خورشید این ویتامین را در پوست پوست بسازد.
نتیجه آنکه، رنگ تیرهی پوست اکنون خطری جدی برای حیات تلقی میشد. بنابراین، برای دریافت بیشتر نور خورشید و سنتز ویتامین D، پوست انسانها بهتدریج روشنتر شد. پوست روشنتر، امتیاز حیات بیشتر. این را نینا جابلونسکی، از دانشمندان برجسته در عرصهی رنگ پوست از دانشگاه پنسیلوانیا میگوید.
اما در مورد رنگ روشن مو و رنگ آبی چشم چه؟
مارک تامس و همکارانش میگویند رنگِ روشن مو و رنگ آبی چشم، بهدلیلِ جاذبهی جنسی رخ داده و «انتخاب جنسی» موجب فراوانی آن شده است. یعنی، آن افراد نادر اولیه که با موی روشن و چشمِ آبی متولد میشدند برای جنس مخالف جاذبهی زیاد داشتند و همین، تکثیر این ژنها و فراوانیِ افرادی با چنین ویژگیهایی را در پی داشت.
این ترجیحِ جنسی بهنفع افرادی که ظاهری متفاوت نسبت به بقیه گروه دارند در میان دیگر جانداران، نظیر گونهای از ماهیهای کوچک آب شیرین، ثابت شده است.
🔹️دی ان ای چیست و چگونه کار میکند؟
▪️توضیح علمی و دقیق مولکول دی ان ای و نحوهی کارکرد آن (به زبان خیلی ساده)
✅ زیر نویس فارسی
هر کدام از عضلات ما که حرکت میکند، یک "نورون" عصبی در مغز این عضله را تحریک کرده مثلا نورون X ، همچنین یک نورون دیگری ( مثلا نورون Y ) آن نورون X را تحریک کرده است. درواقع یک زنجیره ی علی معلولی بین این نورون ها وجود دارد.
✍ من نمیتوانم همزمان هم به "علیت" بین نورون ها و هم به اراده ی آزاد معتقد باشم ! بحث دیگری ( که در پاسخ به این حرف ) مطرح می کنند، بحث آماری و عدم قطعیت است یعنی می گویند به طور مثال اینکه نورونی ( مثلا نورون M) فعالیت میکند، و نورون دیگری ( مثلا نورون N ) به آن جواب بدهد ، همیشه این رفتار نورونها قطعی نیست گاهی فعالیت نورون m توسط نورون n بی جواب می ماند یعنی یک جور توضیع آماری وجود دارد و تا حدی تصادفی این اتفاق پیش می آید. ولی باز اگر این را هم بپذیرید ، درواقع دارید بین اینکه مَجبور هستیم یا تصادفی دارید رفتار میکنید ، یکی را انتخاب میکنید که باز هم جایی برای اراده ی آزاد به آن مفهوم سنتی اش باقی نمی ماند.
در ایم زمبنه آزمایش های زیادی در علوم عصب شناختی (Neuroscience) انجام شده است. یکی از قدیمی ترین های آن ، آزمایش های اقای"بنجامین لیبت" (Benjamin Libet) است.این آزمایش از این قرار است:
به شما یک اَهرم میدهند و می گویند که این اَهرم را هر وقت خواستید ، حرکت دهید. همچنين یک ساعت خیلی بزرگی جلوی شما وجود دارد که یک نقطه ی نورانی کوچکی در آن ساعت در حال حرکت است که زمان را با دقت بتوانید گزارش بکنید.
شما بایستی به آن نقطه ی نورانی کوچک نگاه بکنید و به خاطر بسپارید که در کدام لحظه تصمیم گرفتید اَهرم را حرکت بدهید. ( و آن زمان را در پایان به عصب شناس "Neuroscientist" کنار خود گزارش دهید ) از طرف دیگر یک ساعت هم زیر این اَهرم هست که لحظه ی حرکت آن را ثبت میکند. اینجا محققان و دانشمندان می توانند با آن بفهمند در چه زمانی اهرم به حرکت در آمده است و همچنین دانشمندان میدانند شما کی تصميم گرفتید و فعالیت مغزی شما را هم ثبت میکنند. در عین حال از مغز شما دارند "ثبت الکتریکی" میگیرند که باعث میشود متخصصین حساب کنند و بفهمند در چه زمانی فرمان حرکتیِ حرکت دست تان در مغز شما صادر شده است. همچنین در تمام مدت، فعالیت الکتریکی مغز شما با استفاده از یک نوار مغزی،(Electroencephalography) الکتروانسفالوگرافی یا (EEG) تحت نظر قرار دارد ( با اخذ سیگنال توسط الکترود های سطحی ووو...) . خوب حالا توالی زمانی این ها را اگر به طور سنتی به آن فکر کنید این است که:
1_ من اراده کردم
2_ مغزم فرمان حرکتی صادر کرد
3_ اَهرم حرکت کرد
ولی وقتی در عمل نگاه میکنیم، میبینیم ترتیب مورد 1 و 2 برعکس است !
1_ فرمان حرکتی درمغز صادر میشود
2_ من اراده میکنم
3_ اهرم حرکت می کند
کارهای دیگری هم بر اساس تحریک الکتریکی مغز انجام شده است. مثلاً در مغز نواحیای هست که اگر تحریک کنید، یک عضله حرکت میکند. و نواحیای وجود دارد که اگه تحریک کنید، من احساس میکنم میخواهم آن عضله را حرکت بدهم. عصبشناسهایی که این آزمایش را انجام دادن (مثلا بنجامین لیناس) میگویند «چون میدانستم قرار است مغزم را تحریک کنند که من دستم را به یک سو حرکت بدهم، تصمیم گرفتم علیه این اراده عمل کنم».
تحریک الکتریکی میکنند و دستش را به همان جهتی که قرار بوده میبرد !
میپرسند «پس چرا دستت را این طرف بردی؟» میگوید «نمیدانم. آخرین لحظه نظرم عوض شد. ولی خودم تصمیم گرفتم این کار را بکنم». در حالی که این تصمیم مستقیما با تحریک الکتریکی در مغزش القا شده بوده است.
از سوی دیگر، گاه پیش میآید حرکتی میکنیم که نسبت به آن حس أراده نداریم. مثل بیماری نگلکت یا غفلت یکسویه، که عضلات بدن بیمار حرکت دارد ، اما نسبت به نصف بدنش إحساس تعلق نمیکند. فکر میکند بدنش را خودش حرکت نمیدهد. بعضی از این بیمارها شب که میخوابند، نصف بدنشان را از پتو بیرون میاندازند. یا گاهی از تخت پایین میافتند، چون فکر میکنند به خودشان تعلق ندارد، در حالیکه خودشان آن را حرکت میدهند. نتیجهای که میخواهم بگیرم این است که اراده آزاد به آن مفهوم سنتی سؤالی است تقریبا بیمعنی.
اما این احساس از کجا میآید و چرا باید باشد؟ برای اینکه مغز ما باید بتواند خود را با دنیای خارج هماهنگ کند - یا با اطلاعات حسی که از دنیای خارج میآید. در واقع سیستم عصبی ما این تصمیمها را میگیرد ، این حرکتها را انجام میدهد ، و قسمتی از فرآیند این است که به اطلاع بقیه مغز برساند که خودش این کار را کرده. نظیر درونی این احساس این میشود که من فکر میکنم اراده آزاد دارم ، من این کار را کردهام. خب با تعریفی من این کار را کردهام ، چون من که جز مغز خودم نیستم. مغز من این کار را کرده و فکر کرده خودش کرده است. با این تعبیر، شاید حرف بیمعنایی نباشد، اما نه بیش از این.
آیا با توجه به پیشرفت های نوروساینس ، ما اراده آزاد داریم یا نداریم ؟
این سؤال خیلی خوبی است، همچنین سؤالی است بسیار قدیمی. در واقع از شاخههای بحث قدیمی جبر و اختیار است. یکی از شبهات آن برای رد اراده ی آزاد در انسانها ، آزمایش لیبت Libet در علوم عصب شناختی است و دیگر اینکه اگر شما به "اختیار" معتقد باشید ، به تعبیری میشود گفت عملاً به "علیت" بین نورون ها نمی توانید معتقد باشید !
اما این احساس از کجا میآید و چرا باید باشد؟ برای اینکه مغز ما باید بتواند خود را با دنیای خارج هماهنگ کند - یا با اطلاعات حسی که از دنیای خارج میآید. در واقع سیستم عصبی ما این تصمیمها را میگیرد ، این حرکتها را انجام میدهد ، و قسمتی از فرآیند این است که به اطلاع بقیه مغز برساند که خودش این کار را کرده. نظیر درونی این احساس این میشود که من فکر میکنم اراده آزاد دارم ، من این کار را کردهام. خب با تعریفی من این کار را کردهام ، چون من که جز مغز خودم نیستم. مغز من این کار را کرده و فکر کرده خودش کرده است. با این تعبیر، شاید حرف بیمعنایی نباشد، اما نه بیش از این.
آیا با توجه به پیشرفت های نوروساینس ، ما اراده آزاد داریم یا نداریم ؟
این سؤال خیلی خوبی است، همچنین سؤالی است بسیار قدیمی. در واقع از شاخههای بحث قدیمی جبر و اختیار است. یکی از شبهات آن برای رد اراده ی آزاد در انسانها ، آزمایش لیبت Libet در علوم عصب شناختی است و دیگر اینکه اگر شما به "اختیار" معتقد باشید ، به تعبیری میشود گفت عملاً به "علیت" بین نورون ها نمی توانید معتقد باشید !
➖➖➖➖➖➖
صورت مسئله ی شبهه:
هر کدام از عضلات ما که حرکت میکند، یک "نورون" عصبی در مغز این عضله را تحریک کرده مثلا نورون X ، همچنین یک نورون دیگری ( مثلا نورون Y ) آن نورون X را تحریک کرده است. درواقع یک زنجیره ی علی معلولی بین این نورون ها وجود دارد.
✍ من نمیتوانم همزمان هم به "علیت" بین نورون ها و هم به اراده ی آزاد معتقد باشم ! بحث دیگری ( که در پاسخ به این حرف ) مطرح می کنند، بحث آماری و عدم قطعیت است یعنی می گویند به طور مثال اینکه نورونی ( مثلا نورون M) فعالیت میکند، و نورون دیگری ( مثلا نورون N ) به آن جواب بدهد ، همیشه این رفتار نورونها قطعی نیست گاهی فعالیت نورون m توسط نورون n بی جواب می ماند یعنی یک جور توضیع آماری وجود دارد و تا حدی تصادفی این اتفاق پیش می آید. ولی باز اگر این را هم بپذیرید ، درواقع دارید بین اینکه مَجبور هستیم یا تصادفی دارید رفتار میکنید ، یکی را انتخاب میکنید که باز هم جایی برای اراده ی آزاد به آن مفهوم سنتی اش باقی نمی ماند.
در ایم زمبنه آزمایش های زیادی در علوم عصب شناختی (Neuroscience) انجام شده است. یکی از قدیمی ترین های آن ، آزمایش های اقای"بنجامین لیبت" (Benjamin Libet) است.این آزمایش از این قرار است:
به شما یک اَهرم میدهند و می گویند که این اَهرم را هر وقت خواستید ، حرکت دهید. همچنين یک ساعت خیلی بزرگی جلوی شما وجود دارد که یک نقطه ی نورانی کوچکی در آن ساعت در حال حرکت است که زمان را با دقت بتوانید گزارش بکنید.
شما بایستی به آن نقطه ی نورانی کوچک نگاه بکنید و به خاطر بسپارید که در کدام لحظه تصمیم گرفتید اَهرم را حرکت بدهید. ( و آن زمان را در پایان به عصب شناس "Neuroscientist" کنار خود گزارش دهید ) از طرف دیگر یک ساعت هم زیر این اَهرم هست که لحظه ی حرکت آن را ثبت میکند. اینجا محققان و دانشمندان می توانند با آن بفهمند در چه زمانی اهرم به حرکت در آمده است و همچنین دانشمندان میدانند شما کی تصميم گرفتید و فعالیت مغزی شما را هم ثبت میکنند. در عین حال از مغز شما دارند "ثبت الکتریکی" میگیرند که باعث میشود متخصصین حساب کنند و بفهمند در چه زمانی فرمان حرکتیِ حرکت دست تان در مغز شما صادر شده است. همچنین در تمام مدت، فعالیت الکتریکی مغز شما با استفاده از یک نوار مغزی،(Electroencephalography) الکتروانسفالوگرافی یا (EEG) تحت نظر قرار دارد ( با اخذ سیگنال توسط الکترود های سطحی ووو...) . خوب حالا توالی زمانی این ها را اگر به طور سنتی به آن فکر کنید این است که:
1_ من اراده کردم
2_ مغزم فرمان حرکتی صادر کرد
3_ اَهرم حرکت کرد
ولی وقتی در عمل نگاه میکنیم، میبینیم ترتیب مورد 1 و 2 برعکس است !
1_ فرمان حرکتی درمغز صادر میشود
2_ من اراده میکنم
3_ اهرم حرکت می کند
کارهای دیگری هم بر اساس تحریک الکتریکی مغز انجام شده است. مثلاً در مغز نواحیای هست که اگر تحریک کنید، یک عضله حرکت میکند. و نواحیای وجود دارد که اگه تحریک کنید، من احساس میکنم میخواهم آن عضله را حرکت بدهم. عصبشناسهایی که این آزمایش را انجام دادن (مثلا بنجامین لیناس) میگویند «چون میدانستم قرار است مغزم را تحریک کنند که من دستم را به یک سو حرکت بدهم، تصمیم گرفتم علیه این اراده عمل کنم».
تحریک الکتریکی میکنند و دستش را به همان جهتی که قرار بوده میبرد !
میپرسند «پس چرا دستت را این طرف بردی؟» میگوید «نمیدانم. آخرین لحظه نظرم عوض شد. ولی خودم تصمیم گرفتم این کار را بکنم». در حالی که این تصمیم مستقیما با تحریک الکتریکی در مغزش القا شده بوده است.
از سوی دیگر، گاه پیش میآید حرکتی میکنیم که نسبت به آن حس أراده نداریم. مثل بیماری نگلکت یا غفلت یکسویه، که عضلات بدن بیمار حرکت دارد ، اما نسبت به نصف بدنش إحساس تعلق نمیکند. فکر میکند بدنش را خودش حرکت نمیدهد. بعضی از این بیمارها شب که میخوابند، نصف بدنشان را از پتو بیرون میاندازند. یا گاهی از تخت پایین میافتند، چون فکر میکنند به خودشان تعلق ندارد، در حالیکه خودشان آن را حرکت میدهند. نتیجهای که میخواهم بگیرم این است که اراده آزاد به آن مفهوم سنتی سؤالی است تقریبا بیمعنی.
