en
Feedback
🔍مطالعات علمی 🔍

🔍مطالعات علمی 🔍

Open in Telegram

با هم، در کنار هم آنچه را که به نظرمان، نزدیک به دانش علمی است را تبیین می کنیم، اگر از گفتن حقیقت محزون می شوید باید در افکارتان بازنگری کنید. گلچینی از بهترین های دانش علمی رو در این محفل آپلود می کنیم

Show more
840
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-430 days
Posts Archive
تنظیم ظریف (fine tuning) در سیستم‌های بیولوژیک: صورت مسئله این است که آیا بیولوژی انسان یک سیستم (fine tuned) است؟ اگر هست  آیا می‌توان نتیجه گرفت که  لازمه‌ی این قوانين و نظم، یک طراح هوشمند است؟ پس باید پاسخگوی 2 سوال بود. برهان نظم در سیستم‌های بیولوژیک قدمت سیستم‌های‌فیزیکی را ندارند و یک مبحث تقریبا جدیدتر است. در چند دهه اخیر این برهان با استفاده از مدل‌های آماری در ژورنالهای بیولوژی نظری  «Theoretical Biology» و زیست‌شناسی‌ریاضیاتی  «Mathematical Biology» به آزمون و تست گذاشته شده و لینک پایین در راستای تأیید برهان نظم در اینگونه سیستم‌های زیستی می‌باشد. (با استفاده از ریاضیات آماری و ساینتیفیک متد) Journal of theoretical biology. Using statistical methods to model the fine-tuning of molecular machines and systems. Author links open overlay panelSteinarThorvaldsenaOlaHössjerb. https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/32505827/ مقاله معتبر بالا توسط دو دانشمند اسکاندیناویایی نوشته شده که ایشان برای اولین بار، یک چارچوب آماری برای تعیین اینکه آیا ویژگی‌های خاصی در موجودات زنده به خوبی تنظیم شده‌اند یا "قابل تکامل" هستند، ارائه می‌دهند. با استفاده از این روش، آن‌ها نشان می‌دهند که چگونه پروتئین‌های کاربردی، شبکه‌های سلولی و ماشین‌های بیوشیمیایی موجود در سلول‌ها شواهدی از «طراحی» را نشان می‌دهند. به عبارت دیگر مهر تاییدی بر وجود یک طراح هوشمند و نه شانس و تصادف کورکورانه. موارد بیشتری در رد و ابطال شانس و تأیید وجود یک طراح هوشمند به عنوان منشا و مکانیزم وجود تکامل و تشکیل پروتئین‌ها موجود است، مثلاً: پروفسور استفن مایر در کتاب  «signature of cell» صفحه ۲۱۲ می‌نویسید: The probability of getting a properly folded chain of one-handed amino acids, joined by peptide bonds, is one chance in 10^74+45+45, or one in 10^164 (Meyer, p. 212). This means that, on average, you would need to construct 10^164 chains of amino acids 150 units long to expect to find one that is useful. احتمال به دست آوردن یک زنجیره تاشده مناسب از اسیدهای آمینه یک دست، که با پیوندهای پپتیدی به هم متصل شده‌اند، یک شانس در 45+45+74^10 یا یک در 164^10 است (Meyer, p. 212). این بدان معناست که به طور متوسط ​​باید 164^10 زنجیره آمینواسید به طول 150 واحد بسازید تا انتظار داشته باشید که یکی از آن‌ها مفید باشد. در ویدیو پایین احتمال تشکیل یک پروتئین توسط شانس را ۱ تقسیم بر ۱۰ به قوه ۱۶۴ محاسبه کرده است. با استفاده از دو اصل (Boral law) و (universal probability bound) که از ابزارهای راستی‌آزمایی باورها و ادعاهای آماری و احتمالاتی در مورد منشأ حیات و امثالهم هستند، می‌فهمیم که هیچ انسان منطقی نباید تشکیل یک پروتئین را با گردن شانس بپذیرد. Probability of a single protein forming by chance. By Denyse O'Leary On October 31, 2018 , In Cell biology, Origin Of Life. https://uncommondescent.com/origin-of-life/probability-of-a-single-protein-forming-by-chance/ حقیقت این است که آمار واقعی حتی به مراتب بدتر از مقدار بالا است. پروفسور «Durston»   که دارای دکترای بیوفیزیک «Biophysics» هستند در مقاله‌هایی تحت عنوان  «Estimating the Probability of Functional Biological Proteins» این مقدار را به ۱ تقسیم بر ۱۰ به قوه ۲۵۰ محاسبه کرده است! The probability of obtaining a functional sequence for RecA in a single sampling is approximately 1 chance in 1 with 250 zeros after it.,,, دوستان از اینگونه آمارهای نجومی در رد و ابطال دخیل بودن شانس در چنین مسائلی آن هم به عنوان یک معیار منطقی محک زدن، بسیار زیاد است. کسانی که محقق علم هستند و معیارهای ریاضی را قبول دارند ، می‌توانند به مستند در CD فیلمی با تیتر زیر: UNLOCKING THE MYSTERY OF ORIGIN OF LIFE. رجوع کنند. این ویدیو چشم باز کن است و شکی نداریم که حقیقت برای همگان آشکار می‌شود. ما چند سطر از این  ویدیو و محاسبات آماری آن را می‌نویسیم: ادامه:👇👇

در سال 2012، دنیل سارویتز مقاله‌ای جالب و چالش‌برانگیز را در مجله بسیار معتبر آی‌إس‌آی پییر-ریویود Q1 #نیچر منتشر کرد با عنوان (گاهی علم باید با دین همزیستی کند) که به بررسی پیوندهای پیچیده بین علم و دین می‌پردازد. ✍ او در این مقاله استدلال می‌کند که علم به تنهایی نمی‌تواند تمام نیازهای انسانی برای درک جهان و جایگاه ما در آن را برآورده کند. سارویتز، که استاد علوم جامعه‌شناسی در دانشگاه ایالتی آریزونا است، با استفاده از مثال‌های زنده و ملموس به این بحث می‌پردازد. او به‌ویژه به کشف بوزون هیگز، معروف به "ذره خدا"، اشاره می‌کند و به ما یادآوری می‌کند که این کشف شگفت‌انگیز نتایج علمی خیره‌کننده‌ای به همراه داشته، اما آیا واقعاً می‌تواند تمام سوالات عمیق ما درباره وجود و معنای زندگی را پاسخ دهد؟ همچنین، او تجربیات شخصی‌اش از بازدید از معابد آنگکور در کامبوج را به میان می‌آورد. این معابد نه تنها نمادهای تاریخی و فرهنگی هستند، بلکه نمایانگر جستجوی انسان برای معنای عمیق‌تری از زندگی و ارتباط با چیزی فراتر از دنیای مادی هستند. او به تجربه بازدید از معابد آنگکور به‌عنوان نمونه‌ای از یک تجربه متعالی اشاره می‌کند که علم هرگز نتوانسته است مشابه آن را بازتولید کند. این معابد با طراحی منحصر به فرد و نمادین خود، احساسی عمیق از اسرار و ارتباط با ناشناخته‌ها را در بازدیدکنندگان ایجاد می‌کنند. در واقع، این احساسات عمیق و معنوی چیزی است که کشفیات علمی مانند بوزون هیگز نمی‌توانند به آن دست یابند. علم به عنوان یک «اعتماد غیرعقلانی»: سارویتز همچنین اشاره می‌کند که برای بسیاری از افراد، پذیرش مفاهیم علمی پیچیده (مثل بوزون هیگز) بیشتر شبیه به یک عمل ایمان‌آور است تا نتیجه‌ای منطقی. او این نکته را مطرح می‌کند که در دنیای علم، گاهی اوقات ما به‌جای تکیه بر دلایل منطقی، به‌نوعی به این مفاهیم اعتماد می‌کنیم، گویی که به چیزی فراتر از عقلانیت خود ایمان داریم. نیاز به شناختی فراتر از علم: نویسنده، با اینکه خود را یک #خداناباور معرفی می‌کند، به‌خوبی تأکید می‌کند که دین و تجربیات دینی می‌توانند راه‌هایی برای دسترسی به جنبه‌هایی از «ناشناخته‌ها» فراهم کنند که علم قادر به توصیف آنها نیست. به‌عنوان مثال، بازدید از معابد آنگکور به افراد این فرصت را می‌دهد که به‌طور شخصی با رازهای وجود مواجه شوند، چیزی که نمی‌توان آن را به سادگی در مطالعه بوزون هیگز یافت. او همچنین هشدار می‌دهد که کاهش اعتبار تجربیات دینی به سادگی به «خرافات» یا «نادانی» نه‌تنها نادرست است، بلکه می‌تواند به‌عنوان یک مانع بزرگ برای درک جامع‌تر از جهان عمل کند. این انتظار که فقط علم بتواند همه سوالات ما را پاسخ دهد، می‌تواند ما را از درک عمیق‌تر و تجربه‌های غنی زندگی بازدارد. Sarewitz, D. Sometimes science must give way to religionNature 488, 431 (2012). https://doi.org/10.1038/488431a (PDF download) https://www.nature.com/articles/488431a

📚عنوان کتابچه: فرگشت را چگونه می‌فهمم؟ ✍️تألیف: دانش پشابادی 📄تعداد صفحات: 27 #️⃣نشر در: رد شبهات ملحدین bit.ly/3WpyL5b #معرفی_کتابچه با استناد به جدیدترین "پژوهش های علمی" و محکم ترین نقدهای فلسفی بر پایۀ "استدلال منطقی" علیه فرگشت با خوانش داروینیزمی را در این نوشتار خواهید خواند... به‌صورت اجمالی در این نوشتار "حیوان بودن انسان طبق فرگشت، فجایع اخلاق فرگشتی، چالش اراده در نگاه فرگشتی، تناقض اعلامیه حقوق بشر با فرگشت و جدیدترین استدلال منطقی بر فرگشت" تقریر شده است. استدلال فرگشتی بر ضد طبیعت گرایی evolutionary argument against naturalism استدلالی عمیق و ریشه‌ای که چالش بسیار جدی را برای معرفت‌شناسان، فیلسوفان ذهن، و زیست‌شناسان فرگشتی به وجود آورده است... برهان تکاملی بر علیه طبیعت‌گرایی استدلال می‌کند که باور هم‌زمان به نظریۀ فرگشت، یا دگرگشت (Evolution Theory) و طبیعت‌گرایی (Naturalism)، به لحاظ معرفتی، خودشکننده و در تناقض می‌باشد. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین

خبر بسیار جدید 2024: فرگشت ممکن است هدفمند باشد و دانشمندان را حیرت زده کند! Evolution May Be Purposeful And It’s Freaking Scientists Out. https://www.forbes.com/sites/andreamorris/2024/06/14/evolution-may-be-purposeful-and-its-freaking-scientists-out/

🔰آیا تنظیم ظریف در جهان ما شاهدی به نفع چندجهانی است؟: «مغالطه قمارباز معکوس» Is the fine-tuning of our universe an evidence for the multiverse?: the inverse gambler's fallacy 🔺بسیاری بر این باورند که نظریات چندجهانی علمی نیستند، زیرا این نظریات از طریق تجربی آزمون‌پذیر نیستند. حتّی اگر این نظریات را علمی بدانیم، آنچه که روشن است این است که آن‌ها در حال حاضر مستند به شواهد تجربی نیستند. طرفداران چندجهانی پاسخ‌هایی به این انتقاد ارائه می‌دهند. یکی از این پاسخ‌ها آن است که مشاهده تنظیم ظریف برای حیات در جهان ما، یک شاهد تجربی است برای وجود چندجهانی. 🔹یکی از پاسخ‌هایی که منتقدین چندجهانی در جواب این استدلال می‌گویند این است که استدلال از طریق مشاهده تنظیم ظریف به نفع چندجهانی، دچار #مغالطه_قمارباز_معکوس است. 🔸مغالطۀ قمارباز: اگر پس از پنج بار تاس انداختن 6 نیاورده باشیم، در مرتبه ششم احتمال 6 آوردن خیلی زیاد است. 🔸مغالطۀ قمارباز معکوس: اگر ببینیم که کسی ده مرتبه تاس انداخت و هر بار 6 آورد، (با فرض سالم بودن تاس) نتیجه می‌گیریم که این فرد دست کم هزاران بار تاس انداخته است تا بلاخره این رویداد نادر رخ داده است. ❗️امّا این استنتاج‌ها مغالطه‌آمیزند، زیرا نتیجه تاس‌انداختن‌ها متغیّرهای آماری تصادفی و مستقلّی هستند و بر احتمال رخ دادن یکدیگر تأثیری ندارند. 🔺به همین ترتیب، اگر بگوییم که «مشاهده اینکه جهان ما تنظیم ظریف شده است، نتیجه می‌دهد که احتمالاً تعداد بسیار زیادی از جهان‌ها (چندجهانی) وجود دارد»، دچار مغالطه قمارباز معکوس شده‌ایم. 📗یک مقاله خوب از سایمون فردریش برای مطالعه بیشتر: Friedrich (2019). Reconsidering the Inverse Gambler's Fallacy Charge Against the Fine-Tuning Argument for the Multiverse. The Journal for the general philosophy of science 🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات

یوجین ویگنر (1902-1995) یک فیزیکدان و ریاضیدان برجسته مجارستانی-آمریکایی بود که به دلیل مشارکت‌های اساسی‌اش در مکانیک کوانتوم
یوجین ویگنر (1902-1995) یک فیزیکدان و ریاضیدان برجسته مجارستانی-آمریکایی بود که به دلیل مشارکت‌های اساسی‌اش در مکانیک کوانتومی و فیزیک هسته‌ای شناخته می‌شود. ویگنر در سال 1963 جایزه نوبل فیزیک را به دلیل کارهایش در زمینه نظریه هسته‌ای و کشف و توسعه اصول تقارن در فیزیک زیراتمی دریافت کرد. مهم‌ترین دستاوردهای ویگنر شامل معرفی و استفاده از نظریه گروه‌ها در مکانیک کوانتومی (به ویژه در توضیح تقارن‌ها) و همچنین مشارکت در توسعه نظریه واکنش‌های هسته‌ای بود. او همچنین به خاطر مقاله معروفش با عنوان "اثربخشی غیرمنتظره ریاضیات در علوم طبیعی" شناخته می‌شود که در آن به بررسی نقش بزرگ و شگفت‌انگیز ریاضیات در توصیف جهان فیزیکی پرداخته است. کارهای اصلی ویگنر را می‌توان در نظریه هسته اتم، ماتریس پراکندگی، قضیه ویگنر-اکارت و نظریه‌ی واکنش‌های هسته‌ای خلاصه نمود.

دیدگاهی ریاضیاتی میگوید شاید گونه سوم ذرات وجود داشته باشد مکانیک کوانتومی دیرزمانی‌ است که ذرات را تنها به دو گونه جدا دسته‌بندی کرده است: فرمیون‌ها و بوزون‌ها. اکنون فیزیکدانان دانشگاه رایس در ایالات متحده میگویند که گونه سومی هم ممکن است دست کم از دیدگاه ریاضی امکان‌پذیر باشد. آنها که به عنوان پیراذره(یا پاراذره) شناخته می‌شوند، رفتارشان می‌تواند نشان از وجود ذراتی بنیادی باشد که هیچ‌کس تا کنون به آن توجه نکرده است. کادن هازارد، که به همراه ژیوان وانگ نظریه‌ای را برای نشان دادن چگونگی وجود چیزهایی که نه فرمیون باشند و نه بوزون، ولی در دنیای فیزیکی بدون شکستن قوانینی وجود داشته باشند، فرموله کردند، می گوید: «ما نشان دادیم که وجود گونه‌های جدیدی از ذراتی که در گذشته هرگز مانند آنها را نمی شناختیم، بر اساس قوانین فیزیک، امکان پذیر است.(روی کاغذ)» فرمیون‌ها دسته‌ای از ذرات بنیادی هستند که اتم ها را می سازند، مانند الکترون ها و کوارک ها.  به عبارت دقیق‌تر، آن‌ها دارای ویژگی‌هایی هستند که از اشغال حالت‌های کوانتومی یکسان جلوگیری می‌کند و به طور ویژه تضمین می‌کند هیچ دو فرمیون مشابهی، نمی‌توانند حالت کوانتومی یکسانی داشته باشند(مثلا به‌طور هم‌زمان در یک مکان باشند). هازارد می گوید: «این رفتار مسئول کل ساختار جدول تناوبی است. همچنین به همین دلیل است که وقتی روی صندلی می‌نشینید در صندلی فرو‌ نمیروید یا از دیوار رد نمیشوید» اما بوزون ها با معیار متفاوتی نسبت به این ویژگی تعریف می شوند که به آنها اجازه می دهد مثل یک شبح از چیزها عبور کنند. بوزون‌ها که معمولاً به‌عنوان حامل‌های نیرو مانند فوتون‌ها و گلوئون‌ها عمل می‌کنند، واسطه‌ی برهم‌کنش‌ها به روش‌هایی هستند که فرمیون‌ها را به همه چیز، از پروتون‌ها گرفته تا خارپشت‌ها، سیب‌زمینی‌ها و سیارات، منسجم میکنند یا میکِشند. یک استثنا قابل توجه برای این قاعده سخت جداسازی حالت کوانتومی وجود دارد.  برخی از مواد که فقط به دو بعد محدود می‌شوند، می‌توانند رفتاری ذره‌مانند ایجاد کنند که قوانین آماری مورد انتظار فرمیون‌ها و بوزون‌ها را زیر پا می‌گذارد و به طور موثر امکان مبادله منحصر به فرد حالات کوانتومی را فراهم می‌کند. این حفره‌های فنی، این استثناعات، به عنوان anyons شناخته می‌شوند، نمی‌توانند در فضای سه‌بعدی کیهان ما گسترش یابند و بنابراین بعید به نظر می‌رسد که توسط ذرات بنیادی شناخته شده نشان و توضیح داده شوند. در فیزیک، آنیون نوعی شبه ذره است که تاکنون فقط در سیستم‌های دو بعدی مشاهده شده است. در سیستم های سه بعدی، تنها دو نوع ذرات بنیادی دیده می شود: فرمیون ها و بوزون ها. Anyon ها دارای ویژگی های آماری درست در بین فرمیون‌ها و بوزون‌ها هستند.  به طور کلی، عملیات مبادله دو ذره یکسان، اگرچه ممکن است باعث تغییر فاز جهانی شود، نمی تواند بر روی قابل مشاهده ها تأثیر بگذارد. Anyon ها به طور کلی به عنوان abelian یا non abelian طبقه بندی می شوند. آنیون های آبلی، که توسط دو آزمایش در سال ۲۰۲۰ شناسایی شدند، نقش مهمی در اثر کسری کوانتومی هال دارند. با این حال، این هرگز فیزیکدانان نظری را از دستکاری توصیف‌های کوانتومی ذرات فرضی برای دیدن آنچه که در حوزه‌ای به نام parastatistics فعالیت می‌کنند، بازنداشته است. اگرچه این یک عمل بیانی صرفاً ریاضی است، انجام این کار می تواند حقایق عمیق تری را در مورد اینکه آیا فرمیون ها و بوزون ها واقعاً همه چیز هستند یا نه، و اگر چنین است یا نیست، چرا چنین است یا نه، را آشکار کند. از زمان آغاز به کار خود در اوایل تا اواسط قرن بیستم، parastatistic ها نتوانسته اند چیزی را پیدا کنند که در جعبه فرمیون یا بوزون قرار نگیرد. در واقع، همانطور که نظریه های کوانتومی در طول زمان توسعه یافتند، به طور فزاینده ای روشن شد که هر نظریه ای که از طریق parastatistics ایجاد شود، در جهانی که فقط از فرمیون ها و بوزون ها تشکیل شده است، قابل تشخیص نیست. وانگ و هازارد فکر می کنند که دلیلی برای مخالفت با این پیدا کرده اند. با معرفی مرحله دوم کوانتیزاسیون متمایز از روش‌های قبلی، آنها نشان داده‌اند که رفتارهای گروهی در مواد می‌تواند باعث ایجاد ذراتی شود که تا حدودی شبیه به هر یونی عمل می‌کنند، حتی زمانی که در یک جهان سه‌بعدی کمابیش یکسان با جهان ما می‌چرخند. این مفهوم مشخصا از ترسیم مسیری به یک کلاس کاملاً جدید از ذرات فاصله دارد و صرفاً نشان می دهد که ممکن است هنوز نخواهیم موضوع را در مورد امکان و عدم امکانش(امکان و عدم امکان چیزی به جز بوزون و فرمیون)، ببندیم و بیشتر پژوهش کنیم. وانگ می‌گوید: برای آزمایش کردن در زمینه پیراذرات ، به پیشنهادهای نظری بهتری نیاز داریم. سام آریامنش 🔗  Nature 🥉

#خبر_علمی نتیجه آزمایش نهایی زمین‌تخت‌گرایان یحیی طباطبایی youtube.com/@khelghatmag

این درسته که: تو چین یه ویروس جدید همه گیر شده که میگن بدتر از کرونا هست و سازمان بهداشت جهانی هم‌ گفته احتمال قرنطینه جهانی وجود داره. ➖➖➖➖➖ #پاسخ ویروس hmpv در چین و اطراف آن گسترش یافت. اما این ویروس جدیدی نیست و خطر آنهم مانند کرونا نیست. گرچه برای افراد مسن می‌تواند بسیار مشکل زا باشد. در زمستان معمولا افزایش می یابد. لزوم قرنطینه فعلا سرتیتر نیست. independent.co.uk/news/health/hmpv-virus-china-uk-cases-symptoms-latest-news-b2674517.html

داروین هم مثل نیوتن اعتقاد داشت که خدا جهان و قوانین حاکم بر آن از جمله قانون انتخاب طبیعی را خلق کرده ولی بعد از آن  دیگر دلیلی برای مداخله کردن نداشته است... 📖 فلسفه در چند دقیقه، مارکوس ویکس/فرخ بافنده

تعدادی از سوالات بی پاسخ در فیزیک که اگر بتوانید آنها را حل کنید،جایزه نوبل را برای شما به ارمغان می آورد: 🔮 قبل از بیگ بنگ
تعدادی از سوالات بی پاسخ در فیزیک که اگر بتوانید آنها را حل کنید،جایزه نوبل را برای شما به ارمغان می آورد:
🔮 قبل از بیگ بنگ چه بوده و چه اتفاقی افتاده است؟ 🔮 آیا طبیعت تنها از ۳ بعد مکانی و ۱ بعد زمانی دارد؟ جهان میتواند ابعادی بیش از ۴ بعد داشته باشد؟ 🔮 حیات چگونه از ماده غیر زنده به ماده زنده تبدیل شده است؟ آیا میتوان از مواد بی جان سلول زنده ساخت؟ 🔮 آیا میتوان در یک نظریه همه چیز نسبیت عام را با مکانیک کوانتمی آشتی داد؟ آیا میتوان گرانش را کمیت کرد؟ 🔮 چگونه مشاهده در اندازه گیری ها،توابع موج را فرو میریزد؟ پس از مشاهده،برای باقی حالات توابع چه رخ میدهد؟ 🔮 درون سیاه چاله چه اتفاقی می افتد؟ ماهیت سیاه چاله چیست و از چه چیزی تشکیل شده؟ اگر می‌توانید پاسخ این سوالات را بدهید، مقاله خود را منتشر کرده و جایزه نوبل را دریافت کنید. پاسخ شما باید علمی باشد، از روشمندی علمی برخوردار باشد،طیف گسترده‌ای از مشاهدات و آزمایشات را در بر بگیرد، قابل اندازه‌گیری باشد و همچنین قابلیت آن را داشته باشد تا فرد دیگری بتواند آن را نقض کند. در غیر این صورت پاسخ شما در هیچ کدام از محافل علمی پذیرفته نیست.

🅱  پردازنده هوش مصنوعی کوانتومی گوگل انقلابی در تکنولوژی که فعلا به دردی نمی‌خوره یحیی طباطبایی youtube.com/@khelghatmag

پیاده سازی متنی بخش مربوط به جنین شناسی در قرآن از مناظره دکتر ویلیام کمپبل و دکتر ذاکر نایک با موضوع: قرآن و انجیل در پرتو علم نویسنده: سید آرش ابطحی

#سوال گفته می‌شود تغییر رنگ پوست انسانهای اولیه که از آفریقا به سایر نقاط شمالی مهاجرت کردند از سیاه به سفید به علت کاهش تدریجی نقش ملانین است که از  نفوذ اشعه ماوراء بنفش جلوگیری می‌کرد.  مثلا مردمان اسکاندیناوی دارای پوست سفیدند و هرچه به استوا نزدیک شویم به علت افزایش ملانین  رنگ پوست تیره‌تر است. اما رنگ اسکیموها  همچنان تیره مانده است. دلیل این ناهمخوانی چیست؟ ✍ ملانینها در پوست انسان از سلولهایی به نام ملانوسیتها تولید می‌شود. آنها دانه های ملانین را تولید می‌کنند و به درون ریز کیسه های پوستی به نام ملانوزوم می‌ریزند سپس این ریزکیسه ها به بخشی از بافت پوست تبدیل می‌شوند که روپوست یا اپیدرم نامیده می‌شود. ملانوزومها در سلولهای گیرنده پوستی در بالای هسته سلول تجمع می‌کنند و از دی ان ای هسته سلول در مقابل جهش‌های ناشی از تابش اشعه ماوراء بنفش خورشید محافظت می‌کنند بنابراین واکنش طبیعی بدن کسانی که اجدادشان برای مدتهای طولانی در مناطق نزدیک به خط استوای زمین زندگی کردهَاند این است که مقادیر بیشتری از این ملانینها را در پوستشان پدید بیاورند تا از پوستشان در مقابل مقادیر زیادی اشعه ماوراء بنفش محافظت کند. همین طور قرار گرفتن طولانی مدت در زیر آفتاب باعث می‌شود تا پوست برای محافظت از خودش مقادیر زیادی از این ملانینها را تولید کند و رنگ پوست به مرور تیره تر شود. اما  هرچند پوست تیره محافظت بیشتری در مقابل نور خورشید ایجاد می کند اما باعث می‌شود مقادیر کمتری ویتامین D در پوست انسان تولید شود. از آنجایی که ویتامین D براثر برخورد اشعه ماوراء بنفش با کلسترول موجود در لایه زیرین پوست انسان تولید می‌شود هرچه پوست تیره‌تر باشد اشعه کمتری به لایه زیرین میرسد و در نتیجه ویتامین D کمتری تولید می‌شود برای رنگین پوستانی که در نواحی استوایی زندگی می‌کنند این مسئله با تابش شدید و مقادیر بالای UV جبران می‌شود. از آنجایی که قاره آفریقا منشأ انسان است و مردمان این قاره سیاه پوست هستند شاید برایتان سؤال پیش آمده باشد که چرا در بقیه مناطق زمین رنگ پوست مردم تغییر کرده است. زیرا هرچه به عرض‌های بالاتر زمین میرویم میزان اشعه ماوراء بنفش خورشید کمتر می‌شود. مطابق یک نظریه رایج و پرطرفدار در طی نسلهای متوالی رنگ پوست افراد روشن‌تر شده تا بتواند مقادیر بیشتری ویتامین D تولید کند، چون تابش آفتاب در مناطق شمالی ضعیف‌تر است. اما در باره  اسکیموهای قطب رنگ پوست آنها با وجود اینکه در معرض تابش بسیار ضعیف نور خورشید قرار دارند تغییر چندانی نکرده و تیره مانده است این تیرگی در عرض‌های شمالی خود دلیلی بر درستی نظریه ارتباط رنگ پوست و ویتامین D است. دلیل این مسئله این است که آنها به منبع دیگری برای دریافت ویتامین D دست پیدا کرده اند که همان ماهی است. با توجه به این که غذای آنها سرشار از ماهی است و مقادیر مناسبی ویتامین D دریافت می‌کنند پوستشان نیازی به تغییر رنگ نداشته و تیره مانده است؛ بنابراین تیرگی یا روشنی پوست، یک ویژگی ذاتی و ژنتیکی نیست و بر اساس شرایط و محیط تغییر می‌کند. کاوه قدیمی مترجم کتاب تبار انسان داروین دلیل دیگر تیره بودن رنگ اسکیموها وجود اشعه مضر ماوراء بنفش است که از برف و یخ منعکس می‌شود. همان که باعث می‌شود خیلی‌ها در روزهای برفی برای حفاظت از چشمشان عینک دودی بزنند. Relatively dark skin remains among the Inuit and other Arctic populations. A combination of protein-heavy diets and summer snow reflection have been speculated as favouring the retention of pigmented skin. در میان جمعیت‌های اینویت و سایر جمعیت‌های قطب شمال پوست نسبتاً تیره باقی مانده است. تصور می‌شود ترکیب رژیم‌های غذایی سرشار از پروتئین و انعکاس برف در تابستانی به عنوان کمک‌کننده حفظ رنگدانه‌های پوست عمل می‌کند. wikipedia.org/wiki/Dark_skin

دانشمندان سرعت پردازش مغز را کمّی کردند سرعت توانایی مغز انسان برای پردازش اطلاعات در یک مطالعه جدید مورد بررسی قرار گرفته است و به گفته دانشمندان، ما از نظر ذهنی آنقدرها که فکر می کنیم سریع نیستیم. در واقع، تحقیقات نشان می دهد که مغز ما اطلاعات را با سرعتی معادل ۱۰ بیت در ثانیه پردازش می کند. اما در مقایسه با تریلیون‌ها عملیاتی که رایانه‌ها می‌توانند در هر ثانیه انجام دهند، این چگونه ممکن است؟ تحقیقات نشان می‌دهد که این نتیجه نحوه پردازش درونی افکار در یک فایل است که باعث ایجاد یک صف آهسته و شلوغ می‌شود(یک جور گلوگاه عصبی برای فیلتر تریلیون ها داده در هر لحظه/مترجم). این در تضاد کامل با نحوه عملکرد سیستم عصبی محیطی است که داده های حسی را در گیگابیت بر ثانیه به صورت موازی جمع آوری می کند، قدری بالاتر از کامپیوتر شناختی ناچیز ۱۰ بیتی ما. برای عصب شناسان جییو ژنگ و مارکوس مایستر از مؤسسه فناوری کالیفرنیا، این عدم تطابق در ورودی حسی و سرعت پردازش یک رمز و راز است. مایستر می گوید: در هر لحظه، ما فقط ۱۰ بیت از تریلیون داده حسی را استخراج می کنیم و از آن ۱۰ بیت برای درک جهان اطرافمان و تصمیم گیری استفاده می کنیم. این یک پارادوکس را ایجاد می کند: مغز برای فیلتر کردن همه این اطلاعات چه می کند؟ ادامه این گزارش 👉

#خبر_علمی دو زمین تخت گرای مشهور پس از مشاهده خورشید نیمه شب جنوبگان، کروی بودن زمین را پذیرفتند. «ویل دافی» کشیش پروژه‌ای به
#خبر_علمی دو زمین تخت گرای مشهور پس از مشاهده خورشید نیمه شب جنوبگان، کروی بودن زمین را پذیرفتند. «ویل دافی» کشیش  پروژه‌ای به نام «آزمایش نهایی» را آغاز کرد تا به بحث  درباره شکل زمین پایان دهد. او گروهی متشکل از چهار زمین تخت گرا و چهار طرفدار نظریه زمین کروی را به جنوبگان برد. هدف این سفر مشاهده پدیده خورشید نیمه شب بود؛ رویدادی که تنها روی زمین کروی رخ می‌دهد و به دلیل انحراف محوری زمین امکان پذیر است. در تابستان جنوبگان قطب جنوب به مدت ۲۴ ساعت نور خورشید دریافت می‌کند؛ پدیده ای که در یک زمین مسطح ممکن نیست. همچنین این سفر  رد باور دیگر زمین تخت گرایان بود؛  ادعای آنها مبنی بر اینکه معاهده ۱۹۵۹ جنوبگان از بازدید غیر نظامیان جلوگیری می‌کند تا شکل واقعی زمین پنهان بماند! «جران کامپانلا» دیگر زمین تخت گرای مشهور از اعضای این گروه پس از مشاهده خورشید نیمه شب اعتراف کرد که اشتباه می کرده و پذیرفت که زمین کروی است. iflscience.com/flat-earthers-travel-to-antarctica-to-test-theories-but-are-quickly-humbled-77254 zoomit.ir/energy-environment/431620-flat-earther-antarctica-admit-was-wrong/

🅱  جهان چگونه از هیچ به وجود آمده است؟ چگونه ممکن است جهان بدون خدا بوجود آمده باشد؟   نظریات فیزیک کوانتوم چه می‌گویند؟ بزبان فارسی

#اخبار_علمی پژوهشگران دانشگاه لوند سوئد اخیرا با تجزیه و تحلیل ۱۲ هزار بیمار از پایگاه ملی سرطان سوئد دریافتند که خالکوبی (تتو) خطر ابتلا به نوعی سرطان خون را ۲۱% درصد افزایش می‌دهد. مصاحبه برنامه ۳۷ درجه با  دکتر شهرام کردستی، استاد سرطان‌شناسی دانشگاه کینگز کالج لندن پرسیده آیا با از بین بردن خالکوبی این خطر از بین می‌رود؟ Possible association between tattoos and lymphoma revealed https://www.lunduniversity.lu.se/article/possible-association-between-tattoos-and-lymphoma-revealed تحقیقی https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S2589537024002281

➖ ويدئويی متفاوت و خيره كننده از مقايسه اندازه سيارات سامانه خورشيدی باهم، سپس ورود ستاره مادر یعنی خورشید و درنهايت عظمت غول های گازی بزرگ كيهان كه تابحال كشف كرديم رو ببینید.... 🌷 البته خلقت آسمانها و زمین بسیار بزرگتر و مهمتر از خلقت بشر است و لیکن اکثر مردم این معنا را درک نمی‌کنند. غافر/۵۷