الفبا🍃
Open in Telegram
119
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
119
همه مىگويند من آدم شجاعى هستم. وقتى كه بينايىام را از دست دادم، همه گفتند شـجاع هسـتم. وقتى پدرم رفت، گفتند شجاع هستم، اما اين شجاعت نيست. چون من چارهى ديگرى ندارم. من از جايم بلند ميشوم و زندگى را ادامه مىدهم. مگر تو همين كار را نمىكنى؟ مگر تمام مردم اين كار را نمىكنند؟!
"تمام نورهایی که نمیتوانیم ببینیم"
#آنتونى_دوئر
@aleefba
119
عجيب اين كه ماهي ها بلد نيستند جيغ بكشند. روزهاي باراني آنها دير مي ميرند. در آخرين لحظه وقتي كه رمق ندارند دمشان را تكان دهند و از گرم شدن پولكهايشان چيزي نميفهمند( فقط ما آدمها ميدانيم كه مي ميريم، ميفهمي كه) چند قطره باران مرگ را دو سه قدم از ماهي ها دور ميكند، مي شود اينطوري هم گفت كه مرگ سيگاري روشن مي كند و آن قدر همان طرف ها قدم مي زند تا باران بند بيايد.
"دوباره از همان خيابان ها"
بيژن نجدي
نشر مركز
#ازكتابهايي_كه_ميخوانم
@aleefba
119
فرار هميشه راه حل خوبي نيست. مشكلِ فرار اين است كه هيچ گاه راز و رمز غلبه بر تله زندگي را نخواهيم آموخت. رو به رو نشدن با واقعيت به اين معنا نيست كه واقعيت دست از سر ما برمي دارد. ما نمي توانيم مشكلات را تغيير بدهيم چون هيچ گاه گردن خود را خم نكرده و به وجود مشكلات اذعان نكرديم.
"زندگي خود را دوباره بيافرينيد"
جفري يانگ و ژانت كلوسكو
ترجمه حسن حميدپور
انتشارات ارجمند
#ازكتابهايي_كه_ميخوانم
@aleefba
