9 944
Subscribers
No data24 hours
-487 days
-27230 days
Posts Archive
9 944
Repost from 『 همهچیز 』
اعلام وضعیت:
دلم میخواد دنیا بایسته، صبح نشه شب، شب نشه صبح. چرا هنوز زندگی ادامه داره؟
هنوز باد میاد و درختا تکون میخورن، هنوز بچهها بازی میکنن، هنوز بارون میاد، گلا غنچه میدن، گربهها دنبال غذا میگردن.
همهچیز مثل قبله فقط دیگه تو نیستی و واسه من هیچچیز مثل قبل نیست.
امشبم چشمامو میبندم، که شاید وقتی بیدار شدم، ببینم همهی اینا یه خواب ترسناک بوده فقط.
9 944
«کلمههای من
نوازشگرانه بر تو میبارید.
دیری صدف آفتابیی اندام تو را دوست داشتهام.
تا به آنجا که بیانگارم دارندهی دنیایی.
از کوهها برای تو گلهای شاد میآرم،
سنبل آبی، فندق تاری،
و سبدها وحشیی بوسه.
میخواهم با تو آن کنم
که بهار میکند با همه گیلاس بُنان.»
9 944
Repost from Hossein Ronaghi - حسین رونقی
امروز، امشب و تا آزادی توماج، یکصدا نام «توماج صالحی» را فریاد میزنیم.
#توماج_صالحی
@Hosseinronaghi
9 944
این چنل به فروش میرسه: Darkaest
چون وقت نگهداری ازش رو ندارم میفروشمش.
چنل تمیز و خوش جذبیه.
اگه فقط مشتری هستید پیام بدید✨: @tajrobamadmin
9 944
نور صفحهی تلفن همراه تو چهرهات را روشن کرده بود و انگشتانت به دنبال حروفی میگشتند که مخاطبش من نبودم. به کلماتت کاری نداشتم و به چشمانت خیره ماندم تا حرفی که نمیزنی را بخوانم. بعد از مدتها بود که اتفاقی میدیدمت اما هنوز طمع کشفت را داشتم؛ مانند کودکی که هنوز سیر نشده. اگر آنسمت گوشی کسی پرسیده بود: حالت چطور است؟ پاسخ تو احتمالا این بوده: خوبم. اما من به دستان خونآلودم نگاه میاندازم و میدانم چیزی در تو مرده که دیگر زنده نمیشود. من و بشریت محروم شدهایم از خندیدن چشمانت و آن خنده را من کشتهام. آخرین مخاطب آن خنده من بودم و این بزرگترین تنبیه من است. مخاطب چیزی بودن که حتی اتفاق افتادنش برای بقیه را نخواهی دید؛ محرومیتی ابدی.
-امیر محمد ندرلو
9 944
کسی این آهنگو شنیده؟
«رنگ از روی ماه، امشب پریده»
اسمش افسانه ماه، ایرانی قدیمی، آقا میخونه.
اگه کسی داره بفرسته لطفا.
@hidisirbaz
9 944
تک تک بخیههایی که با هزار زحمت روی سوگ تو زدم باز شدن. انگار زخمم میخواست استخونهای توش رو نشون بده و یادم بیاره بلد نبودم درمانش کنم. کلماتم هرکدوم یه استخون شدن و لا به لای غمهام گیر کردن. نه میتونن بیرون بیان، نه من میتونم بیرون بیارمشون. تو بگو چطور خودم رو تیمار کنم، وقتی خودم رو از یاد بردم؟
-نهنگ
9 944
به فکر افتادم در مسیر زندگی چه چیزهایی را از دست دادهام؛ زمانی که برای همیشه از دست رفته، دوستانی که مرده یا ناپدید شدهاند، احساساتی که هرگز باز نخواهم شناخت.
-هاروکی موراکامی
9 944
تنهاترین لحظه در زندگی یک نفر وقتی است که از هم پاشیدن دنیایش را میبیند، و تمام کاری که میتواند بکند اینست که مات و مبهوت خیره شود.
