سیره فرزانگان
Open in Telegram
عند ذکر الصالحین تنزل الرحمه[هنگامی که صالحان یاد میشوند، رحمت خداوند فرو میریزد] این کانال به خاطراتی از فرزانگان با ذکر منابع میپردازد. ارتباط با مدیر کانال @Abdolhassan_bozorgmehrnia
Show more2 157
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1730 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
March '25
March '25
+1
in 2 channels
February '25
+19
in 1 channels
Get PRO
January '25
+20
in 1 channels
Get PRO
December '24
+20
in 1 channels
Get PRO
November '24
+7
in 1 channels
Get PRO
October '24
+14
in 3 channels
Get PRO
September '24
+28
in 2 channels
Get PRO
August '24
+24
in 1 channels
Get PRO
July '24
+22
in 1 channels
Get PRO
June '24
+29
in 1 channels
Get PRO
May '24
+29
in 1 channels
Get PRO
April '24
+35
in 1 channels
Get PRO
March '24
+43
in 3 channels
Get PRO
February '24
+52
in 3 channels
Get PRO
January '24
+58
in 3 channels
Get PRO
December '23
+23
in 2 channels
Get PRO
November '23
+20
in 2 channels
Get PRO
October '23
+46
in 2 channels
Get PRO
September '23
+49
in 0 channels
Get PRO
August '23
+23
in 0 channels
Get PRO
July '23
+43
in 0 channels
Get PRO
June '23
+43
in 0 channels
Get PRO
May '23
+93
in 0 channels
Get PRO
April '23
+39
in 0 channels
Get PRO
March '23
+33
in 0 channels
Get PRO
February '23
+50
in 0 channels
Get PRO
January '23
+57
in 0 channels
Get PRO
December '22
+52
in 0 channels
Get PRO
November '22
+59
in 0 channels
Get PRO
October '22
+46
in 0 channels
Get PRO
September '22
+62
in 0 channels
Get PRO
August '22
+48
in 0 channels
Get PRO
July '22
+62
in 0 channels
Get PRO
June '22
+99
in 0 channels
Get PRO
May '22
+174
in 0 channels
Get PRO
April '22
+67
in 0 channels
Get PRO
March '22
+92
in 0 channels
Get PRO
February '22
+60
in 0 channels
Get PRO
January '22
+95
in 0 channels
Get PRO
December '21
+103
in 0 channels
Get PRO
November '21
+147
in 0 channels
Get PRO
October '21
+165
in 0 channels
Get PRO
September '21
+132
in 0 channels
Get PRO
August '21
+70
in 0 channels
Get PRO
July '21
+54
in 0 channels
Get PRO
June '21
+42
in 0 channels
Get PRO
May '21
+136
in 0 channels
Get PRO
April '21
+163
in 0 channels
Get PRO
March '21
+134
in 0 channels
Get PRO
February '21
+229
in 0 channels
Get PRO
January '21
+207
in 0 channels
Get PRO
December '20
+1 178
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 02 March | 0 | |||
| 01 March | +1 |
Channel Posts
Repost from خبرگزاری ایکنا
ساعتی که چراغ اتاق آیتالله بهجت خاموش میشد
حجتالاسلام علی بهجت از سلوک و توسلات پدر میگوید
🔹بعد از نماز مغرب و عشا، ایشان چراغ اتاقش را خاموش میکرد و مناجات و راز و نیاز داشت و ما نمیدانستیم در خلوت ایشان چه میگذرد و تنها عباراتی در ذهن ما مانده است.
🔹اول صبح زیارت امام زمان(عج) را میخواند و با حضرت بیعت داشت.
🔹آقا میفرمود عبادت در زمان غیبت، بالاتر از دوران حضور است، اگر کسی امروز دو رکعت نماز بخواند ثوابش خیلی بیشتر از دوران حضور است.
iqna.ir/00Hd6a
@iqnanews
| 2 | حزب الله در آینده قدرت منطقه خواهد شد!
علی شیرازی:
دو هفته از جنگ گذشته بود که از تهران اصرار داشتند: حاج قاسم به ایران بیاید و درباره جنگ توضیح بدهد. درست در زمانی که سید حسن نصرالله و عماد و حاجی ناامید شده بودند و هیچ روزنه امیدی نبود. اسرائیل از زمین و هوا و دریا به ضاحیه حمله می کرد. رعب و وحشت عجیبی حاکم بود. زن و بچه کشته می شدند. بارها سید و حاجی و عماد هم در معرض شهادت قرار گرفتند. حاج قاسم به ایران آمد. امام خامنه ای در مشهد بودند. حاجی خدمت ایشان رسید. جلسه سران سه قوه و مسئولان اصلی که عضو شورای امنیت ملی بودند، در محضر حضرت آقا تشکیل شد. حاج قاسم گزارشی از حادثه داد. گزارش، گزارش تلخی بود. مشاهدات حاجی افقی از پیروزی را نشان نمیداد. حاج قاسم در جلسه گفت: ساختمانهای دوازده طبقه با یک بمب، با زمین یکسان می شوند. روستاهای شیعه نشین با هزاران گلوله هدف قرار می گیرند. هدف جنگ، از حزب الله به طایفه شیعه منتقل شده است. حضرت آقا پس از سخنان حاج قاسم فرمودند: این جنگ، جنگ بسیار سخت و شدیدی است. من تصور میکنم این جنگ شبیه جنگ خندق است و پیروزی این جنگ، همانند پیروزی جنگ خندق خواهد بود. ایشان فرمودند: به سید حسن نصرالله بگویید: پیروز این میدان شمایید. سپس افزودند: به او بگویید: نه تنها شما پیروز این جنگید، بلکه در آینده حزب الله قدرت منطقه خواهد شد. حاج قاسم می گفت: من در دلم تکان خوردم، چون اصلاً چنین ظنی از نظر نظامی نداشتم. در دلم تمنا کردم، کاش آقا این را نمیفرمودند که نتیجه این جنگ، پیروزی است!!
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
کانال علی شیرازی نماینده پیشین مقام معظم رهبری در سپاه قدس.
https://t.me/sireyefarzanegan | 532 |
| 3 | به آقای ظریف بگویید این دشمن قابل اعتماد نیست!
شهید حسین امیر عبداللهیان میگفتند:
سردار سلیمانی به من زنگ زدند. شب قبل از آن تصاویری از قدم زدن آقای ظریف با جان کری منتشر شده بود. سردار با کنایه و خندهای به من گفت: دارید با آمریکاییها قدم میزنید؟! سپس گفتند: این پیامی را که میخواهم بگویم، به آقای ظریف برسانید.
گفتند: ما اسناد دقیقی بدست آوردیم مبنی بر اینکه در جریان سقوط موصل، چند هواپیمای غول پیکر آمریکایی در فرودگاه موصل به زمین نشسته است و ژنرالهای آمریکایی پیاده میشوند و فرماندهان داعش، روی فرش قرمز به استقبال آن ها میروند.
آن ها به مدت ۵ ساعت در سالن vip فرودگاه موصل مذاکره میکنند. جزئیات این مذاکره و فایل آن در اختیار سردار سلیمانی بود. در تمام این ۵ ساعت هم، سلاحها و تجهیزات پیشرفته آمریکایی از هواپیماها پیاده میشد و در اختیار نیروهای داعش قرار میگرفت.
تمام تصاویر و نوع سلاحها در این اسناد مشخص بود. سردار سلیمانی میخواستند با این اسناد به ما بگویند: این دشمنی که در حال مذاکره با شماست، قابل اعتماد نیست و بدانید در آن روی سکه، این کارها را میکند.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
کانال علی شیرازی- نماینده پیشین رهبری در سپاه قدس-
https://t.me/sireyefarzanegan | 425 |
| 4 | مصیبت از وقتی شروع میشود که این لباس پوشیده شود!
رفتیم برای دیدن علامه حسن زاده آملی. چند نفر طلبه جوان بودیم و یک نفر استاد عمامه به سر.
گفتیم: موعظه و نصیحتی بفرمایید!
نگاهی به ما چند نفر کرد و به روحانیِ همراهمان گفت: اینها که هنوز آخوند نشدهاند و نصیحت نمیخواهند، مصیبتها از وقتی شروع میشود که آدم این لباس را میپوشد!
بعد چند حکایت گفت از عمامه به سرهایی که شیطان، بازی شان داده بود تا دین مردم را غارت کنند. دلش پر بود و چیزهایی گفت که آن روزهای نوجوانی برای ما خیلی عجیب و تکان دهنده بود. بعدها باز هم محضر نورانی و باصفایش را درک کردم و باز هم به خدمت ایشان رسیدم اما آن حرفهای صریح و تلخ هیچگاه فراموش نشد.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
خبر آنلاین، محمدرضا زائری، ۱۴۰۰/۷/۴
https://t.me/sireyefarzanegan | 356 |
| 5 | آیت الله العظمی جوادی آملی:
استاد ما علامه طباطبایی میفرمودند:
از زمانی که خود را شناختم، همیشه برای جمع دعا کردم و هرچه برای خود خواستم، برای دیگران هم درخواست کردم، چون فيض الهی پایان ناپذیر است و هر چه ببخشد،از خزانه او چیزی کم نمیشود و برای دیگران خواستن، دریچه ای به سوی استجابت دعا برای خود است.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
تسنیم، ج ۳۹، ص ۵۱، عبدالله جوادی آملی، نشر اسرا.
https://t.me/sireyefarzanegan | 306 |
| 6 | چه کرده بودیم که خداوند امروز ما را روضهخوانِ حضرت علی اصغر قرار داد؟!
در روز جمعه ۱۶ ربیع الاول ۱۴۴۶ جناب آقای دکتر هادی انصاری قمی از قول جد امجدشان مرحوم آیت الله آقا نجفی همدانی- که داماد نابغه علم اصول مرحوم میرزای نایینی بودند- برایم نقل کردند که :
در نجف جمعهها مرحوم میرزا روضه خانگی مختصری داشتند و شیخ حسن نامی، روضه خوان ایشان بود.
جمعهای که ایشان منتظر آمدن شیخ حسن بودند و او به دلیلی نیامد. خودِ میرزا کتاب مَقتلِ نَفَس المَهموم مرحوم محدث قمی را برداشتند و مصیبت حضرت علی اصغر صلوات الله علیه را خواندند.
سپس فرمودند: سید! ما امروز چه کرده بودیم که خدای متعال بر ما منت نهاد و نام ما را در زمره روضه خوانان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام قرار داد؟!
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
کانال روحانیت شیعه، علی محمد قلیها، ۱۴۰۳/۹/۵
https://t.me/sireyefarzanegan | 314 |
| 7 | دعا میکنم عاقبت بخیر شوم!
از مرحوم آقای اشراقی- داماد حضرت امام- نقل میکنند که ایشان گفته بود: من با حضرت امام رحمةالله قدم میزدیم. حضرت امام رو کردند به من و گفتند: «اگر از عالم ملکوت به تو بگویند یک دعای مستجاب داری، چه دعایی میکنی؟» من گفتم: آقا سؤالش را خودتان کردید، جوابش را هم خودتان بدهید. حضرت امام هم فرمودند: اگر از عالم ملکوت به من بگویند یک دعای مستجاب داری، میگویم: «اللّهُمّ اجعَل عاقِبَةَ أمرنا خيراً» دعا میکنم که عاقبت به خیر شوم.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
درس زندگی، ص۴۴،
https://t.me/sireyefarzanegan | 281 |
| 8 | هیچ وقت به دنبال انتقام گیری نبود!
جوانمردی در طبع مرحوم ابوی- آیت الله العظمی سید عبدالکریم موسوی اردبیلی- بود نه اینکه بخواهند به صورت نمایشی آن را از خود ظهور و بروز دهند. چون ممکن است انسان یک یا دو بار نمایش اجرا کند، اما استمرار پیدا نمیکند. کسانی که ایشان را میشناختند و از نزدیک و دور با مرحوم ابوی آشنایی داشتند و رفتار و برخورد ایشان را دیده بودند، میدانند که ایشان هیچ وقت به دنبال انتقام گرفتن نبودند. اگر احساس میکردند کسی به حق یا به ناحق، زمین خورده، به زمین خورده لگد نمیزدند. حتی اگر آن زمین خورده کسی بوده که قبلاً به ایشان بدی کرده باشد. بلکه اگر از دستش برمیآمد، به وی کمک میکردند.
خاطره جالبی را در این خصلت ایشان نقل میکنم: بنده یک اخوی دارم که از من بزرگتر است. ایشان قبل از انقلاب دانشجوی دانشگاه پلیتکنیک سابق و امیرکبیر فعلی بود. در بحبوحه انقلاب که دانشگاهها شلوغ شد، گارد شاهنشاهی به دانشگاه ریخت و پس از زد و خورد، عدهای از دانشجویان از جمله اخوی من را بازداشت کرد که قضیهاش طولانی است. مرحوم والد میگفتند:
من پیش قاضی پرونده در دادگستری رفتم. قاضی در ابتدا، پروندۀ را نگاه کرد و گفت: «چیز مهمی نیست. یک مقداری شلوغبازی کرده و با یک جریمه قابل حل است لذا نگران نباشید.» مرحوم پدرم گفتند: من امیدوار شدم که قضیه حل میشود، اما برای بار دوم که پیش قاضی رفتم، ۱۸۰ درجه عوض شده بود. اینکه چه گفته بودند و چه اتفاقی افتاده بود، نمیدانم، شروع کرد بسیار با تندی برخورد کردن که شما بچههایتان را نمیتوانید کنترل کنید، خودتان آنها را تحریک میکنید و خرابکار بار میآورید و … بنابراین اخوی به چند ماه زندان محکوم شد.
مرحوم پدرم میگفتند: من به خاطر پرونده پسرم و رفت و آمد به دادگستری، اسم قاضی در ذهنم مانده بود. تا این که انقلاب شد و من به دادگستری رفتم. در دادگستری گفتند که ما باید تعدادی از قضات را به خاطر طاغوتی بودن اخراج کنیم. یک لیست از قضات را آوردند که اینها باید اخراج شوند. من لیست را نگاه میکردم که چشمم به اسم این بنده خدا افتاد. پرسیدم: وی را چرا میخواهید اخراج کنید؟ گفتند که در پروندهاش یک سری مسائلی وجود دارد. گفتم: پروندهاش را بیاورید. پروندهاش را که بررسی کردم، دیدم که کار خاص و خلاف قانونی نکرده است. خلاصه مرحوم ابوی اجازه ندادند این بنده خدا اخراج شود، چون مشکلی نداشت؛ با این که ملاقات و صحبتی با وی نکرده بود. مرحوم ابوی میگفتند: یک روز در دادگستری به طرف اتاق کارم میرفتم، در سالن چیزی یک دفعه روی پای من افتاد، ترسیدم، عقب کشیدم. محافظان آمدند. دیدم که بنده خدایی روی پای من افتاده، دستش را گرفتم، بلند کردم، دیدم همان قاضی است. پرسیدم: چرا چنین کاری میکنی؟ گفت: «من احتمال نمیدادم که بعد از حضور شما در دادگستری، امکان داشته باشد که اینجا بمانم. به همین دلیل وسایلم را جمع کردم تا بروم و منتظر نبودم که به من چیزی ابلاغ شود، اما گفتند که شما مانع اخراج من شدید و نمیدانستم که چگونه از شما تشکر کنم.» من گفتم: «تشکر لازم نیست، من کار خاصی انجام ندادم، باید طبق ضوابط و بر اساس قانون و شرع اقدام کنم. پرونده شما مشکل خاصی نداشت و من منتی بر سر شما ندارم!
این یکی از نمونههای برخورد پدر با کسانی بود که با ایشان یک زمانی برخورد مناسبی نداشتند. امثال این زیاد است و بسیار اتفاق افتاده بود.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:خبرگزاری شفقنا، گفتگو با سید علی موسوی اردبیلی- فرزند آیت الله العظمی سید عبدالکریم موسوی اردبیلی- ۱۴۰۳/۹/۶
https://t.me/sireyefarzanegan | 328 |
| 9 | چون از آقای خمینی حمایت کرده نباید از او تجلیل شود!
آقای دکتر محمود مرعشی- فرزند آیت الله العظمی مرعشی نجفی و رئیس کتابخانه معظم له- فرمودند :
چند سال پیش یونسکو با من تماس گرفت که بناست در پاریس بزرگداشت مهمی برای مرحوم آقا برگزار کنند. رئیس جمهور فرانسه و وزیر فرهنگ آنجا بناست سخنرانی کنند و ۲۰۰ مهمان خارجی را می خواستند دعوت کنند.
گفتند پدر شما به عنوان کسی که بدون کمک گرفتن از هیچ دولتی دست تنها و با تلاش شخصی و نماز و روزه استیجاری دوتا قفسه کتاب را به یک کتابخانه بزرگ و ارزشمند تبدیل کرده است. از چنین مردی خیلی باید تجلیل شود.
متاسفانه بعد از مدتی زنگ زدند که سفارت آمریکا در فرانسه به ما زنگ زده است که این برنامه باید لغو شود و اینها تحریم هستند!!
گفتیم چه ربطی دارد مرحوم مرعشی نجفی که اصلا شغل دولتی نداشته است. گفتند بله! ولی چون پیش از انقلاب از آقای [امام] خمینی حمایت کرده و مردم را به شرکت در تظاهرات دعوت کرده است، نباید از او تجلیل کنید. و این شد که برنامه لغو گردید.
۱۴۰۳/۹/۸
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
کانال حدیث آرزومندی، استاد محمد مهدی رفیع پور تهرانی،
https://t.me/sireyefarzanegan | 272 |
| 10 | همه کارهای ما زیر ذرهبین مردم است!
مرحوم آیت الله ناصری دولت آبادی:
یکی از علمای خیلی خوب اصفهان نقل میکردند: یک جلسه خیلی مهمی بود و وعده گرفتند که من به آن جلسه بروم و به اجتماع تذکراتی بدهم. به آنجا رفتیم، بلند شدند که آقا تشریف آوردند. در آنجا نشستیم. چایی آوردند و من چایی را خوردم و منبر رفتم. از منبر که پایین آمدم، یکی نفر از بازاریها که پیرمرد و محاسنسفید بودند، آمد و گفت: آقا، گفتم: بله. گفت: شما در این جلسه سه کار مکروه انجام دادید.
گفتم: من سه فعل مکروه انجام دادم؟ گفتند: بله. گفتم: سه فعل مکروه من چه بود؟ گفت: اول، زمانی که برای شما چایی آوردند، شما آن را با دست چپتان برداشتید و خوردید. چرا با دست چپ خوردید؟ دیدم این را درست میگوید. درست نبوده که من انجام دادهام.
گفتم: خب، این اولی بود. دومی چه بود؟ گفت: دومی این بود که در نعلبکی ریختی و مرتب فوت میکردی. چرا فوت میکردی؟ دیدم که این را هم درست میگوید. کمی صبر کرد. گفتم سومی؟ گفت: زمانی که خواستی به منبر بروی، پای چپت را روی منبر گذاشتی و رفتی. چرا؟ منبر جای اولياء و انبیاء است، چرا پای چپت را میگذاری و میروی؟ دیدم که این را هم درست میگوید. دیدم که همهٔ کارهای ما زیر ذرهبین مردم است!
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
مجالس ناصری- مواعظ اخلاقی و تربیتی حضرت آیت الله ناصری دولت آبادی- نشر خُلُق
https://t.me/sireyefarzanegan | 280 |
| 11 | واکنش علامه طباطبایی در مقابل مخالف!
علامه در برابر واکنش آن فرد که گفت:
شما را بخاطر گرایشهای فلسفی و عرفانی که دارید، اهل نجات نمیدانم، فقط سکوت کرد!
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
حدیث سهر، ص۲۳۷، حسن رمضانی، نشر بوستان کتاب قم.
https://t.me/sireyefarzanegan | 270 |
| 12 | 🔺تأثير عمل يا سخنرانى ؟
استاد محسن قرائتی:
در اهواز كلاسهاى زيادى داشتم. در يكى از كلاسها عنوان درسم اين بود: چرا خداوند در دنيا ما را به جزاى اعمالمان نمىرساند؟
براى اين سؤال چند جواب آماده كرده بودم، ولى قبل از پاسخ به جوانها گفتم: شما نيز فكر كنيد و جواب بدهيد. يكى از جوانها بلند شد و جوابى داد، ديدم جواب خوبى است و آن جواب در يادداشتهاى من نيست. قلم و دفتر خود را برداشتم و همانجا يادداشت كرده و آن جوان را هم تشويق كردم و گفتم: من اين را بلد نبودم!
روز آخرى كه خواستم از اهواز بيرون بيايم، يكى از دبيران گفت: عكس العمل شما در مقابل آن دانشآموز و قبول و يادداشت جواب او، از همۀ سخنرانىهاى شما اثر تربيتيش بيشتر بود.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
خاطرات حجت الاسلام محسن قرائتی ، ج۱، ص ۶۱، به نقل از:
کشکول ناب حوزوی.
https://t.me/sireyefarzanegan | 284 |
| 13 | شیخ جعفر میخواهد عزای مرا کم کند؟! من راضی نیستم از این کار او!
استاد بزرگوار آقای شیخ مرتضی مقتدایی - از علمای کنونی شهر مقدسه قم - در درس خارج فقه خود، بیان نمودند:
در سال ۱۳۵۰ «هش» در يك سفر به مكه مشرف شدم و در آنجا «آقای شیخ علی آلکاشفالغطاء»، نوه مرحوم شیخ جعفر کاشفالغطاء - که در حدود ۲۰۰ سال قبل، از مراجع بزرگ شیعه بودهاند - را دیدم.
ایشان به بنده گفت: مرحوم شیخ جعفر کاشفالغطاء یک وقت به این فکر میافتد که دو جلسه و دو مراسم عزاگرفتن، برای فاطمه زهرا سلام الله علیها، موجب این میشود که مثلاً جمعیت در جلسات کم بشود؛ یک عده این تاریخ (فاطمیه اول) را مراسم بگیرند و یک عده آن تاریخ (فاطمیه دوم) را مراسم بگیرند. اگر یک جا بشود، اجتماعات بیشتر شده و رونق جلسات بالاتر میرود؛ به هر حال، شهادت يا ۷۵ روز است يا ۹۵ روز.
بنابراين اگر بعد از تحقیق و بررسی، به این نتیجه رسیدیم که شهادت آن حضرت روی ۷۵ روز يا ۹۵ روز بوده است، همان را اعلام میکنیم و مردم هم تبعیت میکنند؛ در نتیجه سالروز شهادت فاطمه زهرا سلام الله علیها از ترديد خارج شده و رونق جلسات و اجتماعات بیشتر میشود.
روی این فکر، کتابهای متعدد احادیث و غیره را جمع میکند؛ در همان حالی که ایشان مشغول تحقيق بوده، گويا در آخرين مرحله كه نصف شب بوده و نزديك بود به تصميم نهائی برسد، گفتند همان شب مادر ايشان، خواب فاطمه زهرا سلام الله علیها را میبیند و این مادر هم هیچ خبری از كار پسرش نداشت که پسرش چنین تصمیمی گرفته و میخواهد چنین کاری کند.
میگویند: فاطمه زهرا سلام الله علیها (در عالم رؤیا) بر مادر مرحوم كاشفالغطاء وارد شدند با یک حال تغیّر و خشم فرمودند: «این کار چیست که پسرت انجام میدهد!؟ پسر تو میخواهد عزای مردم در شهادت مرا کم کند؟!»
این زن بیدار میشود؛ تعجب میکند که مگر پسرش چکار میکند!؟ شبانه از اتاقش میآید بیرون، میبیند چراغ اتاق پسرش مرحوم کاشف الغطاء روشن است آن وقت شب؛ درِ اتاق را باز کرده و وارد میشود؛ میبیند کاشف الغطاء كتابهای زيادی دور خود جمع کرده و مطالعه و تحقیق و بررسی ميکند که شهادت را در یک تاریخ اعلام کند.
این مادر خطاب به مرحوم كاشفالغطاء میگوید: پسرم! چکار میکنی!؟ فاطمه زهرا سلام الله علیها از این عمل تو ناراضی است! كاشف الغطاء میگوید: مادر! مگر چه شده است؟ مادر خوابش را نقل میکند؛ ایشان میفهمد که این دو تاريخ برای شهادت (و عزای بیشتر) مورد نظر آن حضرت میباشد؛ لذا مرحوم کاشفالغطاء از آن تصمیمش بر میگردد.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
درس خارج استاد مقتدایی، به تاریخ ۱۳۸۸/۰۲/۱۶ (با اندکی تلخیص)
https://t.me/sireyefarzanegan | 357 |
| 14 | اذان بیداری یوسف یاسین
یوسف یاسین شهروند آمریکایی عربتبار برای بیدار کردن ضمیر خفتگان #عرب که نسبت به قتلعام مردم غزه بیتفاوت هستند، ابتکار به خرج داده و در اقدامی خلاقانه برای جلب توجه بیشتر، در اذان که به معنی آگاه کردن است، تغییراتی ایجاد و پس از گفتن شهادتین، عبارات: «شهادت میدهم که زنان و فرزندان و کودکان ما در غزه ذبح می شوند. شهادت میدهم که علما و مشایخ امت اسلامی چشم پوشی میکنند و درنگ میکنند
شهادت میدهم که بزرگان و رجال سیاسی ما پنهانکاری میکنند.
شهادت میدهم که یاران علی وفادار و مخلصند. شجاعت بهتر از خواب است. دفاع از کودکان بهتر از نماز است» را جایگزین «حی علیالصلاه، حی علیالفلاح و الصلاه خیر من النوم در اذان صبح اهل تسنن کرده است». | 377 |
| 15 | کانال رسمی آیت الله العظمی کریمی جهرمی
🔸 سخنرانی و بیانات
🔸 معرفی آثار و تالیفات
🔸پاسخگویی مسائل شرعی و مشاوره
🔸 اطلاع رسانی جلسات، دروس و ....
لینک کانال🔻🔻🔻
https://t.me/+-wCRYptliWFjYWQ0 | 769 |
| 16 | 👇👇👇ایّام محرّم و صفر و شهادات تا میتوانست در مجالس شرکت میکرد و میفرمود: گوشم هم درست نمیشنود، ولی میخواهم همین مقدار در تعظیم شعائر سهیم باشم. | 457 |
| 17 | عملی که نزد اباالفضل العباس(ع) قیمت ندارد!
یک کسی نذر کرده بود اگر فلان مشکلش حل شود کاری برای حضرت اباالفضل(ع) انجام دهد که قیمت ندارد!
پس از مدتی مشکلش حل میشود ولی نمیداند چه کار کند! پرس و جو میکند؛ او را راهنمایی میکنند بیاید نزد پدر ما (علامه_قَرَشی) تا این مشکل حل شود.
نزد ابوی ما میآید ولی ایشان میفرماید:
من جواب این سوال را نمیدانم؛ باید بروی از خود حضرت اباالفضل(ع) بپرسی!
ایشان میرود وضو میگیرد و زیارت میکند و توسل میکند و با همان طهارت میخوابد.
در خواب میبیند حضرت فرمودند:
کاری که قیمت ندارد این است که بروی برادرم حسین(ع) را زیارت کنی و بگویی: هذه زیارة نیابة عن ابی الفضل العباس..
این عمل قیمت ندارد!
به نقل از فرزند علامه قَرَشی در نجف اشرف، جلسه ۱۹ خرداد ۱۴۰۳ در سفر علمی_زیارتی عراق
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
کانال مباحثه فقاهت
https://t.me/sireyefarzanegan | 997 |
| 18 | خودشان برخاستند و زیر گوش پاسدار خواباندند!
در ایامی که در تبریز دادگاه انقلاب تشکیل نشده بود، شهید محراب آیت الله سید اسدالله مدنی خودشان به پروندهها رسیدگی میکردند.
یک روز خانم بارداری را آوردند که مشکل اخلاقی داشت. قرار شد تا به دنیا آمدن فرزندش در زندان باشد و بعد از آن محاکمه شود.
هنوز چند دقیقه از بردن زن نگذشته بود که پسر نوجوانی آمد که خون از بینیاش جاری بود و گفت: پاسداری که خواهرش را به زندان میبرد او را زده. او را پیش آقا فرستادم و آقا پنجره را باز کردند و گفتند: پاسدار را برگردانید!
آقا از او پرسیدند تو این پسر را زدی؟
گفت: بله! بیغیرت شرم نمیکند به من میگوید خواهرم را کجا میبری؟
آقا گفت: خب! میگفتی میبرم زندان، این از کجا باید بداند که تو خواهرش را کجا میبری؟
سپس رو به من کرده و گفتند: اسلحه این آقا را بگیر! به پسر هم گفتند: برو یک آبی به دست و صورتت بزن، بیا کارت دارم.
اسلحه را از پاسدار گرفتم و پسر هم رفت صورتش را شست و آمد. آقا به پسر گفتند: هر طوری که تو را زده همانطور بزن توی گوشش!
پسر کمی جا خورد. آقا گفتند: «نترس! بزن توی گوشش! پسر مِن و مِنی کرد و گفت من می بخشم.
آقا خودشان بلند شدند و خواباندند زیر گوش پاسدار. بعد هم گفتند:
در هر مقامی هستی و در هر ارگانی، حق نداری با مردم این گونه برخورد کنی!
به من هم گفتند: زنگ بزن زندان و بگو این پاسدار دیگر حق ندارد آنجا باشد.
پسر بلند شد برود، پرسیدم: کجا میروی؟
گفت: اگر قرار باشد همچین آقایی خواهرم را محاکمه کند، من هیچ حرفی ندارم!
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
کتاب سید اسدالله، ص ۱۱۷، پایگاه فکر و فرهنگ، مبلغ، ۱۴۰۳/۷/۱۲
https://t.me/sireyefarzanegan | 688 |
| 19 | ما باید حکم خدا را در همه شرایط اجرا کنیم!
استاد حسن رمضانی:
در روز ۲۱ بهمن مـاه سـال ۱۳۵۷ حضـرت امـام هنـگام اقامـه نمـاز عصـر بـه خودشـان عطـر زدنـد، دخترشان به ایشـان اعتـراض میکنـد و میگویـد: آقاجان! در ایـن فضایـی کـه مـردم در حال جنگ، مبارزه و کشته شـدن هسـتند شـما بـه خودتان عطـر میزنیـد. امـام فرمودند: دخترم عطر زدن مسـتحب اسـت، مـا باید حکم خـدا را در همه شـرایط و موقعیتهـا اجـرا کنیـم، حـالا آیـا اینکـه مـردم جنـگ میکننـد بـا اینکه مـن هنـگام نمازخوانـدن به خـودم عطـر بزنم، منافـات دارد؟!
در عیـن حساسـیت نسـبت بـه حقـوق مـردم از یـک طـرف، تعبد نسـبت به یک امـر مسـتحبی از طـرف دیگـر، همگـی سـیره و روش عبودیـت امام راحـل بود.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
حدیث سهر- بیانات و خاطرات استاد حسن رمضانی- ص ۲۰۸، نشر بوستان کتاب قم.
https://t.me/sireyefarzanegan | 387 |
| 20 | شما مثل ما عظمت آقا را درک نمیکنید!
علی شیرازی:
ساعت ۲۳:۳۰ بود. محو حرف های سید حسن بودم. دل از او نمی کندم. چقدر جاذبه داشت. وقت خواب ما ایرانی ها گذشته بود. ایشان هم کارهای مهم تری داشت. با سختی دل کندم و از او جدا شدم.
دوباره منتظر ماندم تا در سفر بعد سید را ببینم. هر بار که پیش سید حسن نصرالله می رفتم، چند نفر با هم بودیم. چند بار با سردار شهید سید محمد حجازی به دیدار ایشان رفتیم. یکی دو بار هم با سردار شهید زاهدی بودم.
در یک دیدار هم با شهید آیت الله رئیسی بودیم. یادم نیست در کدام دیدار بود که سید حسن نصرالله گفت: من در هر دیداری که با مسئولین ایرانی دارم، از ویژگی ها و عظمت رهبر معظم انقلاب اسلامی می گویم. داستان های زیاد و خاطرات جالبی داشت. در هر دیدار، یکی دو خاطره تعریف می کرد و می افزود: شما در کنار نعمت هستید و مثل ما، قدر و عظمت حضرت آقا را نمی دانید. ما از دور، بزرگی و قداست ولایت را می بینیم. از نزدیک هم به اوج حکمت الهی، در کلام ایشان پی بردیم. یک روز خدمت ایشان بودم. زمانی بود که آمریکا به عراق آمده بود. حضرت آقا در آن روز فرمودند: نترسید، آمدن امریکایی ها به منطقه و عراق نوید بخش است. آینده به نفع ماست. ما این حقیقت را در عراق و لبنان دیدیم. با خود گفتم: ما باید مرتب به لبنان بیاییم و پای درس این اندیشمند بزرگ بنشینیم و بهره ببریم. محو در چهره سید حسن نصرالله بودم که رو به من کرد و گفت: ما اگر فقط بدانیم شاید نظر آقا این باشد که کاری انجام دهیم، حتما آن را انجام می دهیم. شک نمی کنیم.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
کانال علی شیرازی، ۱۴۰۳/۷/۱۵
https://t.me/sireyefarzanegan | 338 |
