𝑬𝑽𝑶𝑳𝑼𝑻𝑰𝑶𝑵🧠🫀
Open in Telegram
🫀🧠 @deplay_list https://telegram.me/BChatBot?start=sc-775689-CyTGcrh
Show moreIran295 471The category is not specified
605
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+930 days
Posts Archive
605
📝 بازی اسم و فامیل
آدرس بازی(EsmJoBot@)
💎سطح حرفه ای (12 عنوان)
⏳ زمان 7 دقیقه
🔡 حرف ➖گ➖
🇮🇷پایان بازی🇮🇷
🔰نتایج
3️⃣Mahya 〽️1 🎖 26549
🔰0 ❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌
2️⃣امیر 〽️0 🎖 45530
🔰5 ❌❌❌❌❌❌❌❌✅❌❌❌
1️⃣𝑴𝒐𝒉𝒂𝒎𝒎𝒂𝒅 〽️16 🎖 7524
🔰85 ❌❌❌❌✅❌✅❌✅✅✅❌
1)اسم دختر:➖(0) 2)میوه/سبزی:➖(0) 3)رنگ:➖(0) 4)شهر:➖(0) 5)کشور:گینه(20) 6)ورزش/سرگرمی:➖(0) 7)ریاضی:گاما(20) 8)اصطلاح:➖(0) 9)مکان:گلخانه(5) 10)پوشاک:گن(20) 11)یکا/واحد:گالن(20) 12)مراسم/آیین:➖(0)
📝 بازیکن 𝑴𝒐𝒉𝒂𝒎𝒎𝒂𝒅 با 85 امتیاز قهرمان این رقابت شد 💪🕺💃
📣 اسپانسر : @TRexGames
605
Repost from قبر.
این پیامو فور کنین عکس بدین تا بگم اگه تو کافه میدیمت در لحظه رو چیت کراش میزدم:)💗
ممبرای چنل ناشناس بفرستین
@Navalistener_bot
ظرفیت نداره چنتا خوشگل بیان پیشم:)
605
دلهای ما که به هم نزدیک باشند
دیگر چه فرقی میکند
که کجای این جهان باشیم
دور باش اما نزدیک
من از نزدیک بودنهای دور میترسم ...!
شاملو
605
پشت فرمون
چشمام فقط اونو میدید
گوشام غرق صداش بود
دستام
اما دستام لمسش نمیکرد
وای پسر باز تو خل شدی
شیشه مشروب تو دستام بود و بازم یکم ازش خوردم
صدای آهنگو زیاد کردم
پامو رو گاز بیشتر فشار میدادم تا جایی که بشه برم برای یه مدتم که شده از هر چی آشناس فراری بشم
شیشه رو پرت کردم عقب و به همراه آهنگ داد میزدم
آهنگایی که منو یادش مینداختن
حتی توی هوشیاری کاملم میتونستم چهرشو ببینم
پسر به خودت بیا باز مست کردی رفتی تو فاز غم
اون الان حالش خوبه کنار یکی دیگه
دنبال چی میگردی
اما
من هنوز دوسش دارم
لعنت به این قلب که عاشقش شد
لعنت به من
لعنت به سادگی که داشتم
به خودم اومد دیدم نزدیک یه پیچم
ترمز..
ترمز بریده بود...
فرمونو تا جایی که تونستم چرخوندم ولی ...
چشامو که وا کردم دیدم رو تختم
دورم سفید و چند نفر بالا سرم
-چشاش بازه...
دوباره که چشامو وا کردم دیدم کل بدنم گچ گرفتس
هیچ کدوم از اعضای بدنمو حس نمیکردم
من کیم..
اینجا کجاس..
چرا بدنم اینجوریه...
باز چشام رفت
دوباره چشامو وا کردم
چقدر شلوغه همه جا
چرا همه گریه میکنن
صدای جیغ و داد
تن همه سیاس
همه بالاسرمن
مامان
مامان چیشده
چرا گریه میکنی
جوابمو بده
وای نه
نوبتم شد؟
گذاشتنم توی قبر
خاکا به نوبت ریخته میشد
احساس سبکی میکردم جای سنگینی
تاریک شد..
تاریکی مطلق...
𝑴𝒐𝒉𝒂𝒎𝒎𝒂𝒅
