•
Open in Telegram
388
Subscribers
+224 hours
+27 days
+930 days
Posts Archive
388
Repost from N/a
388
و آن مورب نورانی از چشمهایت
چيزی ميان مشکی و عسل و خرمايی
بی جنس ؟
انگار با تمامی جنسیتها
يادم نيست
اینها تمام حافظه ی من نيست
تنها اشارههایی از فاصلههاست
مجموعههای فاصلهها يادهای توست
يا يادهای شما ؟
يادم نيست
آيا تو يک نفری ؟
يا مجموعه نفراتی ؟
يا ترکيبی از اشارههای سراسر تصادفی از چهرههای عزيزی هستی که می شناخته ام ؟
يادم نيست؟
•رضا براهنی
388
نمیدانم چه بنویسم. شاید اگر تو اینجا بودی اشکهایی را که حالا توی چشمهایم با زحمت نگه میدارم را روی دستهایت میریختم.
- به یاد فروغ فرخزاد
388
کامو بیرحمانه معتقد بود که زیستن تأییدکردنه، یعنی همین که داری نفس میکشی پس زندگیرو قبولش کردی، همین که صبح حوله برمیداری و میری زیر دوش یعنی قوانینشرو پذیرفتی، یا وقتی میگی ناهار چه کنیم به این معناست که با ماهیتش کنار اومدی، در واقع این فقط خوانشی محترمانه و فلسفیه از حقیقت همون جملهی دوست نداری برو بمیر
