کاوه ایرانفره
Open in Telegram
𐬐𐬁𐬎𐬎𐬀𐬵 𐬍𐬭𐬁𐬥𐬟𐬀𐬭𐬭𐬀𐬵 اندیشهپردازِ ایرانزادگرایی (ملیگرایی مدوّن ایرانی) حقوق و ارشد علوم سیاسی | دانشگاه تهران در اینکانال دربارۀ «هستیشناسیِ ایران» سخنمیرود؛ بنابراین محتوا دربرگیرندۀ تاریخ، فرهنگ و سیاست از ایران است.
Show more9 905
Subscribers
No data24 hours
-187 days
-6830 days
Posts Archive
9 905
درود هم میهنان دریا دل
با توجه به حوادث تلخ اخیر و اخبارهایی حامل اتفاقاتی در آینده و دغدغهای که بسیاری از ما نسبت به سلامت و امنیت هم میهنان مان داریم، کانالی با هدف آموزش اصول کمکهای اولیه راهاندازی شده است.
هدف این مجموعه، افزایش آگاهی عمومی و آموزش مهارتهای کاربردی در شرایط اضطراری است؛ مهارتهایی که میتواند در لحظات حساس، جان یک انسان را نجات دهد و گامی هرچند کوچک در مسیر مسئولیتپذیری اجتماعی ما باشد.
این کانال کاملاً رایگان است، هیچگونه تبلیغات یا منفعت مالی ندارد و توسط فردی دارای مدرک فوریتهای پزشکی مدیریت میشود. همچنین پرسشهای مخاطبان در چارچوب تخصص خودش پاسخ داده میشود.
امید است هرگز به این آموزشها نیاز پیدا نکنیم، اما یادگیری آنها میتواند سرمایهای ارزشمند برای خود، خانواده و میهنمان باشد.
لینک کانال:
https://t.me/pezshkyari
9 905
Repost from ناگفته های تاریخ
ثبات اقتصادی ساسانیان شگفتانگیز بود!
___
اکنون که در مدت ۴۷ سال اخیر ارزش پول ملی ایران به بیارزشترین واحد پول دنیا تبدیل شده است، بد نیست مقایسهای بکنیم با ثبات اقتصادی ساسانیان. در طول مدت ۴۳۰ سال حکومت ساسانیان، ارزش پول ملی ایران چقدر تغییر کرد؟
@NagoftehayeTarikh
___
در زمان ساسانیان سکههای طلا تحت عنوان دینار، نقره تحت عنوان درَم (درهم عربی از همین کلمه گرفته شده است و خود کلمه درم از دراخمای یونانی میآید) و مسین تحت عنوان پَشیز ضرب میشد که از میان آنها ضرب درم یا سکه نقره از همه بیشتر بود. در ایران ساسانی به دلیل کم بودن معادن شناخته شده طلا سکه دینار یا طلایی کمتر استفاده می شد و واحد اصلی پول ساسانیان را باید درم دانست.
@NagoftehayeTarikh
___
خوشبختانه هم درمهای فراوانی در اوایل حکومت ساسانیان کشف شده است و هم از اواخر عمرشان. شگفتانگیز است که در مدت ۴۳۰ سال هم وزن و هم عیار درمهای ساسانی تقریباً ثابت باقیمانده است. یعنی سکه درمی که زمان اردشیر یکم ساسانی ضرب شده بود، ارزشش تقریباً معادل درمی بود که زمان یزدگرد سوم ضرب شده بود. برای درک بهتر این شگفتی،فرض کنید پولی که در زمان شاه عباس بزرگ تولید شده، همچنان تا به امروز ارزشش را حفظ کرده است و همان اعتبار و کاربرد را دارد. درمهای ساسانی به طور کلی وزنی نزدیک ۴ گرم و خلوص نقره تقریباً ۹۶٪ داشتند.
@NagoftehayeTarikh
___
تنها مقطعی از دوره ساسانی که وزن و عیار درمهای ساسانی افت کرد،مربوط به نیمه دوم سده پنجم میلادی میشود که زمانی است که کشور به شدت درگیر جنگ با هونها و کیداریان و هپتالیان در شرق ایرانشهر بود و ساسانیان هم به دلیل هزینه بالای جنگ ها و هم پرداخت باج به هپتالیان، دچار بحران اقتصادی شده بودند. لازم به ذکر است که چنین ثبات وزن و عیار در سکهها به مدت ۴۳۰ سال نه در تاریخ ایران سابقه دارد و نه حتی تاریخ امپراتوریهای بزرگی همچون روم.
@NagoftehayeTarikh
___
با در نظر گرفتن این واقعیات ما حالا بهتر میفهمیم که چرا عربهای مسلمان بعد از فتح ایران تا حدود ۱۷۰ سال همچنان سکههای ساسانی را ضرب میکردند و چرا در زمان ساسانیان درم ایرانی از شرق چین تا هند و عربستان و شاخ افریقا و اروپا پول معتبری به شمار می رفت. بار دیگر یکی از درسهای مهم تاریخ ثابت می شود، اینکه قدرت سیاسی-نظامی واقعی همیشه با قدرت اقتصادی و ارزش بالای پول ملی همراه است.
@NagoftehayeTarikh
___
جهت سفارش کتابهای 《فرمانروایان کوهستان》، 《شوالیههای مسکین مسیح و معبد سلیمان》، «افسانه استر و مردخای» و «خوداینامگ، کتاب شاهان فارسی میانه»به مدیر پیام دهید:
@MortezaArabzadeh
_
@NagoftehayeTarikh
@NagoftehayeTarikh
@NagoftehayeTarikh
9 905
فلسفهٔ کامل پرچم شیروخورشید
شیر: «ملتِ» ایران
شیر فاقد جنسیت، دربرگیرنده هم زن و هم مرد است.
خورشید: «دولت» ایران (شهر)
نمادِ «کَی» که رأسِ شهر در ایرانشهر و دولت از ملت است.
*برگرفته از ایزدِ مهر/میترا، ایزدِ عهد و پیمان در دینِ مَزدَیَسنا (آیین زرتشت)
=> بنابراین: شیر + خورشید = ملت-دولتِ ایران = ایران-شهر
نور (پارسی: شید): نماد «فرّه ایزدی» که از سوی اهورامزدا به کی داده میشود.
*برگرفته از ایزدِ آذر (یا آتش) در دینِ مَزدَیَسنا
سکو: نماد «سرزمین»
تمامیتِ ارضیِ سرزمینی یگانه و غیرقابلتجزیه که ملت ایران (شیر) بر آن زیست دارد.
شمشیر ایرانی: نماد «ارتش»
لبه شمشیر رو به سمت داخل است؛ که معنای پدافندی (تدافعی) دارد، نه آفندی (تهاجمی).
رنگهای پرچم
رنگ سرخ: بهمعنای قدرت، نیرو و توانایی.
علت قرارگرفتن در پایین: ازاینرو که سرمایه آغازینِ ملت است؛ زندگی خود را با آن شروع میکنیم.
رنگ سپید: بهمعنای راستی و قانون اَشا (نظم کیهانی) در دین مَزدَیَسنا.
علت قرارگرفتن در میانه: قانونیست که باید از آن پیروی کنیم؛ ما نیرو و توانِ خود را درراستای قانون اشا، با راستی بهکارمیگیریم.
رنگ سبز: بهمعنای آبادی کشور و خوشبختزیستن
علت قرارگرفتن در بالا: آرمانیست بلند و فراخته؛ که باید با کوشش و تلاشِ ملیِ خود و پیمودن مسیرهای دشوار با قانونِ راستی به آن دستپیداکنیم.
توجه: به طیف رنگ سبز توجهکنید که سبز تیره است نه سبز روشن (🟢). سبز روشن (سبز سیّدی) معنای اسلامی دارد؛ اما سبز تیرهٔ پرچمِ شیروخورشید نه.
معنای پرچمِ کامل، تمام نمادها باهم:
کشورِ ایران (شیر و خورشید) قدرت و تواناییِ خود (سرخ) را مطابق با قانونِ اشا یا راستی (سپید) بهکار میگیرد؛ تا به آبادی کشور و خوشبختزیستن (سبز) برسد.
#شیروخورشید
@kavehiranfarr
9 905
شمشیر روی پرچم شیروخورشید، شمشیر ایرانی یا صیف عربی؟
🔹نخستآنکه.
شمشیر خمیده شمشیرِ ایرانیست و در جهان هم کاملا معروف بوده و با نام Shamshir شناختهمیشود؛ و این تصور که شمشیرِ ایرانی راست است، تصور کاملا نادرستیست؛ شمشیرِ راست اروپایی است و هرگز کارایی شمشیر خمیده ایرانی را نیز ندارد و در نبرد رودررو احتمال شکستنِ آن بالاتر است؛ زیرا یکیاز دلایل ایجاد خمیدگی در شمشیر توسط آهنگران ایرانی، جلوگیریکردن از شکستنِ آن است.
🔸نکتهٔ دومی که باید گفتهشود این است که چیزی تحتعنوان شمشیر (صیف) که کاملا عربی باشد، وجود خارجی ندارد؛ زیرا اعراب شمشیری ویژه و ویژه خود اختراعنکردند و شمشیرهای آنان از بیزانس (شام) و ایران (خراسان) میآمد؛ و ازاینرو آنچه که با نام صیف عربی شناختهمیشود درواقع تقلیدشده از شمشیر ایرانی و آن هم مقداری خمیده است که میزانِ خمیدگیاش با شمشیر فرق دارد.
🔹تنها صیف عربیای که بهراستی میتوان آن را عربی و اسلامی دانست «ذوالفقار» بودهاست که چنانچه از اسمش پیداست، دو شاخه است؛ که شمشیرِ روی پرچم شیروخورشید این نیست.
#شیروخورشید
@kavehiranfarr
9 905
+2
در راستای پاسخ به این ادعا که شمشیرِ روی پرچم شیروخورشید شمشیر عربی است، باید دو پاسخ بدهم:
@kavehiranfarr
9 905
خارشیفتهٔ فراهانی: تاریخِ کوفتیِ هخامنشی و ساسانی! (مهر ۱۴۰۱)
نفرین بر دهانی که بیموقع باز شود و چشمی که بیموقع بسته شود.
ای ناسزاوار
اگر نمیدانی، بدان که همین فردائی که داری مدام دربارهاش حرف میزنی و این پیروزیای که در این پیام از آن سخن میگویی و نیز تمامِ این جنبشها و کنشگریهایی که جنابعالی ادعا میکنی خودت هم پشت و حامیشان هستی، همه، اسمشان «تاریخ» است.
تمام این نوجوانانی که میگویی جانشان را در کف دستشان نهادهاند، برای ساختنِ فردا — یعنی #تاریخ_ایران میکوشند.
این #ایران ای که آن را بر زبانات میآوری، موجودیتی ست که همین جوانان در طی ۳۰۰۰ سالِ گذشتهی همین جغرافیا آن را پدیدآورده، و با گذاشتنِ جانِ خود در کفِ دست و فداکردنِ سرهای خود و کشتهشدنهای انبوه و نسل-اندر-نسلِ خود در دشتها و بیابانها و جنگلهای این مرز-و-بوم است که تابهامروز آن را حفظ کرده و نگاهش داشتهاند؛ نگاهش داشتهاند تا نسل خانوادهای ایرانی به نامِ «فراهانی» زنده باقی بماند و منقرض نشود و نامِ پدرت همچنان نامِ ایرانیِ «بهزاد» بماند و نام جنابعالی نیز «گلشیفته» شود. کاش میتوانستی بدانی که برای زندهنگاهداشتنِ همین نام و نام خانوادگیِ ایرانیات طیِ قرنهای متمادی چقدر خونِ جوانانِ ایرانی ریختهشده.
کاش در طول عمرت دو خط تاریخ خوانده بودی تا اینچنین دربارهی چیزی که هرگز حتی «تمایل به کسبکردنِ سوادش» را نداشتهای، دهانببندی و یاوه نسرائی.
این ملتِ ایران و جوانان و نوجوانانِ «ایرانی»ای که امروزه دارند برای ساختنِ فردای خود میکوشند،
اگر میکوشند،
اگر امروز به آگاهی دستیافتهاند،
اگر امروز زیرِ بار زور نمیروند،
همهی اینها را مدیونِ یادگرفتنِ «تاریخ» خود هستند. بله تاریخ؛ همان چیزی که نسلِ تو نیاموخت و چون تویی را تحویلِ جامعه داد.
گذشته از این، معلوم نیست چه عاملی موجب این شده که جنابعالی خودت را نماینده و سخنگوی جوانان و نوجوانان ایرانی بدانی که به خودت چنین گستاخانه اجازه میدهی که بیایی و بهجای آنها و از طرف آنها صحبت کنی که برای بهدستآوریِ چه چیزی در خیابان هستند! این اعتماد به نفسِ خود را از کجا بهدست آوردهای؟
بزرگترین مصیبت برای یک انسان آن است که نه سوادِ کافی برای حرفزدن داشته باشد و نه شعورِ کافی برای خاموشماندن. (ژان دولابرویه).
#بهرام_ورجاوند - مهر ۱۴۰۱
@kavehiranfarr
9 905
+1
#حافظه_تاریخی: توییت گلشیفته فراهانی — مهر ۱۴۰۱
@kavehiranfarr
و پاسخی که در همانزمان به اوی دادم:
9 905
از دمکراسی بگو!
(قسمت یکم)
🔷 بیایید قضیۀ دموکراسی را طی چند قسمت برای همیشه روشن کنیم؛ نخست اینکه دموکراسی چیست، سپس نقطهضعفهای آن کجاست و درنتیجه چگونه از آن استفاده میشود.
🔸درباره چیستیِ دموکراسی سخنان گوناگونی ارائهشدهاست؛
«حکومتِ مردم، توسطِ مردم، بر مردم» (آبراهام لینکلن)
«حاکمیتِ اکثریت و امنیتِ اقلیت» (جان استوارت میل) => خطر استبداد (دیکتاتوری) اکثریت (الکسی دو توکویل)
«حاکمیتِ ابلهان» (افلاطون)
«رایگیری بینِ دو گرگ و یک گوسفند، سر انتخاب ناهار» (بنجامین فرانکلین)
🔹یکی از اصلیترین عللی که اینچنین نظراتِ ضدونقیضی درباره مفهومِ دموکراسی ارائهشده، این است که دموکراسی نه تعریفِ کاملا دقیقی دارد و نه سازواکارِ مشخصی؛ و ازاینروست که بسیاری از دیکتاتوریهای تاریخِ معاصرِ جهان، بهوسیلۀ دموکراسی برپاشدند!
ایندرحالیست که ادعای دموکراسیخواهانِ تاریخ همواره این بوده که دموکراسی نقطۀ مقابلِ دیکتاتوریست! حالآنکه چنین ادعایی قابلاثبات نیست؛ چراکه خودِ دموکراسی _ در دموکراتیکترین حالتِ خود _ میتواند به استبدادِ اکثریت بر اقلیت بیانجامد؛ یعنی جاییکه اکثریت، خواستۀ خود را بر اقلیت تحمیل میکند؛ که جملۀ زبانزدِ بنجامین فرانکلین دربارۀ رایگیریِ دو گرگ و یک گوسفند برای انتخاب غذای ناهار از اینجا آمدهاست.
🔸چه کسانی عاشقِ دموکراسی اند؟
یکی از عاشقترینهای دموکراسی، صاحبانِ قدرتِ رسانهای اند؛ که این را میدانند که درصورتِ برقراریِ دموکراسی، باتوجهبه بهرهمندیِ خود از امپراتوریِ رسانهای، شانس به قدرت رسیدنشان بالاست. پیروانِ ایندسته را در طولِ تاریخِ معاصر، چپها _ بهویژه چپهای نوی امروز _ تشکیل میدادهاند که مالک رسانههای بزرگی چون META و شبکههای ماهوارهایِ گوناگون مثل BBC و ایران اینترنشنال(۱). خالقِ هشتگِ #از_دموکراسی_بگو در ایران.
از نظرِ همان داسوچکشیهایی که سخن از دموکراسی میگویند، یک انتخاباتِ آزاد تنها و تنها یک خروجی میتواندخواهدداشت: پیروزی! اما از دو راه
۱- بدون تقلب و پساز موفقیت در فریبِ افکار عمومی (که تابهامروز بارها در تاریخ معاصر جهان پیشآمده)
۲- و درصورتِ موفقناشدن در فریبِ افکارِ عمومی بااستفادهاز رسانه، از طریقِ تقلب.
و در پایان، برقراریِ دیکتاتوریِ مطلوبِ خود در فردای پیروزی.
#دموکراسی
پانوشت—————-
(۱) شبکه ایراناینترنشنال استاندارد دوگانهای را دنبالمیکند تا مخاطبان خود را ازدستندهد؛ به دام اعتماد به آن گرفتار نشوید .
@kavehiranfarr
9 905
پویشی تحت عنوانِ «فلانی رهبرِ من نیست» !
پیشتر روی استوریِ اینستاگرام دربارۀ انواعِ گروههای چپ در ایران سخن گفتهشد؛ که چهار گروهِ
سوسیال-دمکرات (صورتی)
کمونیست (سرخ)
چپ نوی لیبرال (سرخ)
آنارشیست (نارنجی/زرد)
را بهعنوانِ گروههای چپِ فعال در سیاستِ کشورِ ایران شناختیم.
بهعلاوۀ گروهِ اصلاحطلبانِ لیبرالِ اقتصادی (آبی) بهسردمداریِ موسی غنینژاد که البته اگرچه اصلاحطلب، اما استثنائاً چپ نیستند.
اصلاحطلبانِ صورتی، اعمّ از محمد خاتمی تا حسنِ روحانی و سلبریتیِ اخیراً-سیاسیشده یعنی ترانۀ حسندوستی به جریانِ اصلاحطلبانِ سوسیال-دمکرات تعلق دارند؛ که درحالِحاضر درکمیننشستۀترین جریانِ اصلاحطلبِ سپهر سیاسیِ ایران میباشند. زیرا جریانِ اصلاحطلبیِ چپ نوی لیبرال بهسردمداریِ «حامد اسماعیلیون، معصومه علینژاد قمی و سرانِ احزاب تجزیهطلبِ پانکُرد» که هدف اصلاحِ حاکمیتِ فعلی را به «جمهوری دوم - جمهوریِ دمکراتیک» در سر داشتند که اصقلابِ «زن - زندگی - آزادی» سال 1401 تحت برنامۀ آنان اتفاق افتاد، با مشارکتِ گستردۀ جریانِ راستگرای لیبرال-محافظهکارِ «پهلویسم» _ که اصلاً پیشبینیِ آن را نمیکردند _ خنثی شده و به حاشیه راندهشد.
جریانِ اصلاحطلبِ دیگر نیز که شاملِ اصلاحطلبانِ لیبرال میباشد، که معتقد به «اصلاحِ اقتصادیِ حاکمیتِ فعلی و آزاد کردنِ بازارِ آن» بودهاند که با اینکار _ مثلا _ مشکلاتِ اقتصادی ایران برطرفشود و حاکمیت بدینطریق با اصلاحِ خود به حیات خویش ادامهدهد، مقبولیتِ عمومی نیافته و ازاینروی کار به جای خاصی نبردهاست.
جریانِ نوپا و کوچکِ اصلاحطلبانِ نارنجی نیز در آغاز شاخهای از جریانِ اصلاحطلبانِ لیبرال اقتصادی بهسردمداریِ موسیغنینژاد بودند؛ که سپس مسیرِ جداگانهای را باز کردند که گفتمان آن در حدِ شوخیست و نیاز به شرح و بیان ندارد؛ و بههمینعلت، درحالِ همراهیِ ظاهری با جریانِ راستِ لیبرال-محافظهکارِ ایران (پهلویست) میباشند.
ازاینروی تنها گفتمان اصلاحطلبِ درکمیننشستهای که در کوشش برای فراچیختن (فراچنگآوردنِ) صدای مردم و مصادرۀ آن بهاسمِ خود اند، همین گروهِ اصلاحطلبانِ چپِ سوسیال-دمکراتِ روحانیتی اند.
هر کجا شعاری شنیدید که در آن از واژۀ «رهبر» استفادهشد، مکث و شک کنید. بیاندیشید؛ دارد به چه چیزی/کسی اشاره میکند؟
رهبر منم رهبر تویی...
مرگ بر ستمگر...
عموم این شعارها متعلقبه چپهاست؛ زیرا در فرهنگِ سیاسیِ ایران تاپیشاز رویکارآیی احزابِ توده و گسترشِ پروپاگاندای اتحاد جماهیرِ شورویِ سابق، واژۀ رهبر به نهاد یا شخصِ خاصی اشاره نمیکردهاست.
در ادامه بیشتر به جرح و شرحِ مسئله خواهیمپرداخت.
@kavehiranfarr
9 905
انقلاب فمنیستی یعنی چه؟
میدانیم که فمنیست فقط زن نیست؛ مرد هم میتواند فمنیست باشد؛ من یک فمنیستِ لیبرال-محافظهکار هستم؛ و ازاینرو با درنظرگرفتن جمعیت عظیمِ مردانِ کشتهشده در ۱۴۰۱ (که شمارشون از زنان بیشتر بوده) نمیشود چنین استدلال کرد؛ اما:
آیا ۴۰۱ فمنیستی بوده؟
فمنیستی خواندن ۴۰۱ بهاینمعناست که هدف و آرمان اینخیزش «فقط آزادی زنان» بوده و نه «آزادی ایران». این درحالیه که «آزادی ایران» آرمانِ ۴۰۱ بوده که امر «آزادی زنان» خودْ «بخشی از» آن «است».
ما با رسیدن به آزادی «ایران» به آزادی «زنان» هم میرسیم؛ اما اگر هدف را به فقط آزادی زنان (و باقیموندنِ بقیه مسائل) فروبکاهیم، این یعنی ما فقط خواهان «اصلاحات» بودهایم.
=> کدواژه «انقلاب فمنیستی» = گفتمان «اصلاحطلبی»
#ترانه_علیدوستی
@kavehiranfarr
9 905
شب چله بر همه ایرانیان پیروز باد
فلسفهٔ چله (یلدا) در یک جمله چنین است:
«نور بر تاریکی پیروز است» .
@Kavehiranfarr
9 905
Repost from کاوه ایرانفره
جشن شب چله؛ جشن ستایش ایزد مهر یا میترا
هریکاز جشنهای فرهنگ ایرانی درستایش یکیاز ایزدانِ اندیشهی ایرانیست. جشن شب یلدا درستایش ایزد «مهر/میترا/خورشید» است. میترا یا مهر یکیاز ایزدانِ موردپرستش در آیینِ «پاگانیسمِ ایرانی یا چندگانهپرستی» (باورِ ایرانیان پیشاز دینِ زرتشتی) بود.
@kavehiranfarr کاوه ایرانفرّه
9 905
Repost from کاوه ایرانفره
میدانیم که شب چله با یلدا زادروز مهر یا میترا در اندیشه و فرهنگِ ایرانیست؛ و توضیحیدوباره دراینخصوص که مهر یا میترا یکیاز ایزدانِ موردپرستش در دینِ چندگانهپرستی یا پاگانیسم ایرانی بودهاست؛ و در ایران هرگز نام یک «دین» نبودهاست؛ بلکه در اروپا نام یک دین بوده است. (دین میتراییسم در اروپا وجود داشت؛ نه در ایران).
@kavehiranfarr کاوه ایرانفرّه
9 905
فلسفهٔ درفش کاویانی
درفش کاویانی نماد اندیشهٔ ایرانشهری، دین زرتشتی، و یعنی بهطورکلی زادگانِ (ملیت) ایرانیست.
اما ایندرفش چگونه دین زرتشتی، ملیّت ایرانی و اندیشهٔ ایرانشهری را توضیحمیدهد؟
درفش کاویانی کهنترین و ملّیترین نماد ایرانی درمیانِ تمامی نمادهای ایرانیست؛ که در دو دورهٔ تاریخی پرچمِ ایران بودهاست.
یکی در دورهٔ اساطیریِ کیانیان، و دیگری در دورهٔ تاریخیِ ساسانیان _ که خودِ ساسانیان آنرا از کیانیان بهارثبردند.
اینپرچم در اساطیر ایرانی، زادهاز عصریست که کاوه آهنگر علیه ضحاکِ تازی برخاست و مُلکِ ایران را از او ستاند؛ ازاینرو، درفش، نخست، مفهوم آزادی و آزادیخواهی را در خود دارد.
همچنین باتوجهبه اینکه کاوه دوشادوش فریدون قیامکرده و او را به تخت پادشاهی بازگرداند، نمادِ «شهریاریِ ایرانی» است.
واژهٔ کاوه همریشه است با «کَی» که به اندیشهٔ نیکخَدیوی و شهریور (یعنی شهریاریِ نیک) در اوستا در پیوند است؛ «کَی» در اوستا عنوانِ شهریارِ نیک است که دودمان کَیانیان از ایننام برگرفتهشدهاست؛ و پرچمِ «کَیانیان» نیز، درفشِ کَیانی/کاویانیست. پس درفش کاویانی بدینسان نمادِ اندیشهٔ سیاسیِ ایرانشهری است.
ازسویی، درفش کاویانی همان خورشید و گردونهٔ مهرِ آریایی (سو.آ.ستیکا) است؛ که نهتنها کهنترین نمادِ تاریخیِ قومِ آریاست؛ بل فلسفهای بسژرف دارد:
نخستآنکه واژهٔ «مِهرِه» در زبان پارسیک بهمعنای «انسان» است و گردونهٔ مهر نمادِ پویاییِ «تمدنِ ایران» است.
دومکه، گردونهٔ مهر نماد چهار عنصر سازندهٔ طبیعت در اندیشهٔ ایرانی — یعنی آب، باد، خاک و آتش — است.
سومکه گردونهٔ مهر (خورشید) پیامآورِ درخشش، روز، شید (نور) و امرداد (بیمرگی و جاودانگی) است.
چهارمکه رنگهای درفش کاویانی (سرخ، بنفش یا آبیِ ایرانی، زرد) رنگهای کهن آریایی اند؛ و به سه رنگِ آسمان درطول روز و شب، و فلسفهٔ شبوروز (☯️) اشارهدارند. رنگهای زرد و سرخِ آن رنگهای خورشیدِ درحالطلوع، و رنگ کبودِ آن رنگِ آسمان بهگاهِ برآمدنِ خورشید است.
پنجمکه گلِ نیلوفرِ مرکزِ درفشکاویانی نماد عدد ورجاوندِ دوازده و ماهانِ سال؛ درنتیجه نماد «تقویم» و «کشاورزی» و بدینترتیب نماد «تمدن و شهرآوری» است.
همچنین شخصیتهای داستانِ کاوه و ضحاک هریک نمایندهٔ یک نقش؛ و راویِ یک جایگاه اند؛ که این در پستی دیگر بازخواهدگوییند.
همچنین پاسخی به اینپرسش دادهخواهدشد که «ضحاک در شاهنامه و اساطیر ایرانی نمایندهٔ چیست؟»
#درفش_کاویانی #ایران
@kavehiranfarr
9 905
Repost from کاوه ایرانفره
جشن آذرگان
جشن آذرگان جشن بزرگداشت آذر (آتش) یکیاز چهار آخشیگ (عنصر) سازندهٔ طبیعت (آب، باد، خاک، آتش) است و بهیادآورندهٔ اینکه ما نیز همچون آتش درخشان، «پاک، راست، درخشنده و همیشه روبهبالا» باشیم.
چنانکه گفتهشد هریکاز جشنهای ایرانی یک «تِم» دارد؛ و تِمِ آذرگان کاملاً پاییزی و بهرنگهای سرخ❤️ و نارنجی🧡 و زرد💛 است🍁🍂.
دربارهٔ جشن آذرگان در ادبیات فارسی
ابوریحان بیرونی در صفحهٔ ۲۵۶ ترجمهٔ آثارالباقیه دربارهٔ این جشن میآورد: «... روز نهم آذر عیدی است که بهمناسبت توافق دو نام (آذرجشن) میگویند و در اینروز به افروختن آتش نیازمند میباشند و این روز، جشن آتش است. زرتشت امر کرده در این روز آتشکدهها را زیارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمایند …»
در باور ایرانیان (زرتشتیان)، آذر به معنی آتش نماد قانونِ اشا، راستی و پاکی اهورایی است. آتش تنها مادهای است که آلودگی به خود نمیگیرد. در همه حال روبهبالا میرود. خود میسوزد و دیگران را گرما و نور میدهد.
شیوهٔ جشنگرفتنِ آذرگان
نیاکانمان آذرگان را روزی خجسته میدانستند و در خانهها و بامها آتش افروخته و آنروز را با شادی و شادمانی و خواندن نیایشها و گستردن سفرهٔ آیینی با خوراکیهای گوناگون در آتشکدهها که آذینبندی شدهبودند، جشنمیگرفتند. بههنگام جشن، بر آتش چوبهای خوش سوز و خوشبو مینهادند؛ و آنگاه بهمناسبت آغاز سرما، از آتش فروزان در آتشگاه، هر کس اخگری (شعلهای) به خانه برده و آن آتش تا پایان زمستان در خانهها فروزان بود و نمیگذاشتند خاموششود و آن را نیکفرجام و فرخنده میدانستند.
نیایشها
یکیاز نیایشهایی که در آذرروزِ هرماه و ازجمله در آذر روز از آذرماه خوانده میشود «آتش نیایش» نام دارد که پنجمین نیایش از پنج نیایش «خرده اوستا» است:
متن آتش نیایش:
درود بر تو ای آتش، ای برترین آفریده سزاوار ستایش اهورامزدا،به خشنودی اهورامزدا، راستی بهترین نیکی است، خرسندی است. خرسندی از آن کسیست که خواهانِ بهترین راستی باشد. برمیگزینم که مزداپرست زرتشتی باشم و خدایان پنداری را زدوده، تنها به اهورا باور داشتهباشم. درود به تو ای آتش! ای پرتوِ اهورامزدا! خشنودی و ستایش آفریدگار و آفریدگانش برساد. افروخته باش در این خانه، پیوسته افروخته باش در این خانه، فروزان باش در این خانه، تا دیر زمان افزاینده باش در این خانه، به من ارزانیده ای آتش، ای پرتو اهورامزدا، آسایش آسان، پناه آسان، آسایش فراوان، فرزانگی، افزونی، شیواییِ زبان و هوشیاری روان و پس از آن خرد بزرگ و نیک و بی زیان و پس از آن دلیری مردانه، استواری، هوشیاری و بیداری، فرزندان برومند و کاردان، کشورداری و انجمن آرا، بالنده، نیککردار، آزادیبخش و جوانمرد، که خانۀ مرا و شهر مرا و کشور مرا آباد سازند و انجمن برادری کشورها و همبستگی جهانی را فروغ بخشند.
راستی بهترین نیکی است،خرسندی است، خرسندی برای آن کسیست که راستی را برای بهترین راستی بخواهد.
https://youtube.com/shorts/76WDDnqeLXo?feature=share
9 905
فراخوان
اگر عاشق ایران و میهنپرست اید، برای نجات جنگلهای هیرکانی که هم در الیت چالوس و هم در آستارا آتشگرفتهاند بشتابید!
امروز زمانِ همبستگی و یکصداییست؛ باید این را بیاموزیم که ایران تنها و تنها بهدست زادمانش نجات مییابد نه جز این
برای حضور به گروه «مهار آتشسوزی هیرکانی» بپیوندید
@atashsuzi
9 905
آیا این درست است که به ساسانیان بگوییم «باستان»؟
واژهٔ باستان بوی (بهقول نسلz وایب!) غلطاندازی میدهد و در ذهن ما دورانی را متصور میکند که گویی با امروز فرق اساسی داشتهاست؛ مثلا چیزی مثل مصر باستان که هویت امروز مصریان با آن بیگانه است؛ و ازاینرو وقتی بگوییم «ایران باستان» چنین حسی را منتقل میکند که گویی با هویت امروزِ ایرانیان اساساً متفاوت است؛ و این مخربترین تاثیریست که میتواند بگذارد!
زیرا باعث شکلگیری این باورِ نیمههشیار در ذهن ما میشود که آنچه که تحتعنوان «ایران» به آن عشق میورزیم _ آن ایرانِ اصیل _ امروزه زنده نیست و وجود خارجی ندارد و دیگر هرگز هم نمیتواند وجودداشتهباشد و فقط یک رویای شیرین است؛ و ازاینرو مخربترین تاثیر را بر روی احساس میهنپرستیِ ایرانیان میگذارد؛ بیآنکه حتی خودمان اینتاثیر را شناساییکنیم.
حقیقت این است که علت منطقیای برای باستان خواندن «ساسانیان» وجود ندارد؛ و اینحرکت توسط اسلامگرایانی چون شریعتی و مطهری موجگرفته و آنها بودند که بهشدت بر طبل اطلاق واژهٔ «باستان» به «کل تاریخ ایرانِ پیشاز اسلام» کوشیده تا بتوانند آنرا بهصورت یکجا و بستهبندیشده مورد حمله و فحاشی قراردهند؛ و آنچونان این را در چرکنویسهای خود بوق و کرنا کردند که متاسفانه وارد فرهنگ سیاسی ما ایرانیان هم شد.
ساسانیان (و اشکانیان) دورانی اند که «ملیتِ ایرانی» در ایندوران شکلگرفته و تکوینیافته و طی این چهاردهقرن بیدولتی تابهامروز نزد توده ملت ایران حفظشدهاست؛ ازاینرو هویت امروزی ما ایرانیان همان هویتِ دوران ساسانی و اشکانیست؛ فقط کافیست یک نگاه به نامهای رایج در ایندوران بیاندازید که همان نامهای امروزی ماست.
تمام آنچه امروزه در قرن بیستویکم از «هویت و ملیت ایرانی» برای ما باقیمانده از دوران ساسانیان و اشکانیان برای ما بهجایمانده و تابهامروز بهدست ایرانیان حفظشدهاست.
@kavehiranfarr
9 905
Repost from کاوه ایرانفره
مقایسهٔ هالووینِ ژرمنی🎃و آبانگان آریایی🌊
🔶هالووین که در پایان ماه اکتبر و آغاز نوامبر برگزارمیشود، یک جشن باستانیِ ژرمنیست که فلسفهٔ آن، پایان نیمهٔ گرم و روشن سال و آغاز نیمهٔ سرد و تاریک سال است؛ و ازاینرو، بهباور ژرمنهای باستان، در چنینشبی که این انقلاب بزرگ☯️ درحال رخدادن است، «سرنوشتها» نیز نوشتهمیشوند.
🔸ازاینرو، ارواح مردگان (اجداد زندگان) در چنینشبی به نزدیکیِ فرزندانشان میآیند و فرزندان میتوانند از ارواحِ اجدادِ خود آرزوهایشان را درخواستکنند تا آنها اینآرزوها را برایشان برآورند.
🔷اینک فلسفهٔ چشن آبانگان.
🔹جشن آبانگان برای بزرگداشت ایزد «آناهیتا یا آناهید» ایزدِ نگهبان آبهای جاری برگزار میشود؛ و جشنگرفتن آبانگان، که بهفراخورِ تقارنِ ماه آبان و روز آبان در تقویم رخمیدهد (۴ آبان بهتقویم جلالی و ۱۰ آبان بهتقویم زرتشتی)، جشنیست که در آن، با خواندن نیایش «آبزور» از آبانیشتِ کتاب اوستا _ کتاب محترم و ورجاوند ایرانیان _ «جایگاه، اهمیت و ارزش آب در زندگی» را به خود یادآور شده؛ و آموزههای اوستا درزمینهٔ صرفهجویی در «مصرفِ آب و هدرندادنِ آن، استفادهٔ درست از آن و آلودهنکردنِ آن (آب را گلنکنیم) و پاکنگاهداشتنش» را مرور کرده و بر عمل به اینآموزهها برای داشتنِ ایرانشهری پیروز که هرروزش بهتر از دیروز باشد تاکید میکنیم.
🔹نیایش آبزور:
«ای آناهید، ای نیک، ای تواناترین، اینک مرا این كامیابی فراز دِه كه بهارجمندی، به یک خوشبختیِ بزرگ دستیابم. آن خوشبختیای كه، هركسی دستیابد به هرآنچه که دوستمیدارد و به هرآنچه که برای یک زندگی خوش و خرم بهکارمیآید.»
(آبان یشت).
🔹میستاییم آبرا که زندگانی از آن است. (نیایش ویژهٔ آبانگان)
🔹حوضهای آبی در حیاط خانههای قدیمی که درمیان خود «فواره» هم داشتند، بهخاطر جایگاه آب در چهار عنصر سازندهٔ هستی و ایزد آناهید در اندیشهٔ ایرانیان بودهاست.
🔹بر سفرهٔ آبیرنگجشن آبانگان عناصرِ «آب، گلاب، شراب، شیرینی، آجیل، انار و مرکبات، عود و کندر، مجسمهٔ آناهید، کتاب اوستا و شاهنامه و آتشدان» را قرارمیدهیم.
◾️حالا شما بهعنوان یک انسانِ ایرانی پاسداشتِ جشن ملّیِ آبانگان💙 را ترجیحمیدهید یا برگزارکردن هالووین🎃 را؟
#آبانگان #هالووین
🔻ویدیوی توضیح و تفسیر جشن هالووین و مقایسهاش با آبانگان:
https://www.instagram.com/reel/DB1hHbMOhON/?igsh=c2c2cmVueHA5OW50
