معلم یادگیرنده
Open in Telegram
216
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
⏳ در ستایش و تاثیر درنگ
📌 اگر پس از طرح پرسش در کلاس کمی درنگ کنید و بلافاصله منتظر پاسخ نباشید؛ فضا را برای آنها که روشمند فکر میکنند یا خجالتی هستند باز کردهاید و این تدبیر میتواند نرخ مشارکت در کلاس را تا ۳۰٪ بهبود بخشد.
همچنین، اگر از دانشآموزان بخواهید قبل از ارائه پاسخ، ابتدا بیشتر درنگ کنند و پاسخ را ابتدا با همکلاسی خود در میان بگذارند، نرخ مشارکت تا ۷۰ درصد افزایش خواهد یافت.
🌱 پیشنهاد: درباره think-pair-share جستجو و مطالعه بفرمایید.
منابع:
Mundelsee & Jurkowski, 2021; Rowe, 1986
@teacheraslearner
🖋 شد از نماز فزون غفلت دل زاهد
✍🏻 دکتر محمدعلی فیاضبخش
🕊️️️️️️ دبیر هیئت مرکزی گزینش وزارت آموزش و پرورش:
«مصاحبهگران گزینش اجازهی طرح این سؤال که «آیا نماز قضا دارید یا خیر» را ندارند؛ اما میتوانند بپرسند آیا نماز میخوانید یا خیر یا اینکه از چه زمانی شروع به نماز خواندن کردید؟»
این، بخشی از مصاحبهی دبیر مذکور در بهمنماه سال گذشته است. اگر در، همچنان بر همان پاشنه میچرخد، جا دارد که بر مکتوب ذیل تأملی شود و اگر پاشنه یا در عوض شده، چه بهتر که از گذشته عبرتی برگرفته شود.
اکنون بندهی حقیرِ جویا و علاقهمند کارِ معلمی را در نظر بگیرید در برابر سؤال فوق:
پاسخهای احتمالی این بنده در برابر گزینشگر محترم:
1️⃣ اصلاً نماز قضا ندارم و تا جایی که به یاد میآورم، از پیش از سن تکلیف شرعی نمازهایم را شروع کردم.
2️⃣ نماز قضا داشتم؛ اما همین مدتی پیش قضای همه را به جای آوردم.
3️⃣ متأسفانه گاهی کاهلنمازی میکنم؛ اما در صدد هستم اگر مرا گزینش کنید، همه را به وقت و کامل بخوانم.
4️⃣ آیا بهتر نیست به جای سؤال از نماز -که رابطهی شخصی من با خداست، با توجه به اینکه معلم تعلیمات دینی و قرآن نیستم- از تخصص و دانش من در رشتهی تدریسم یا فنون کلاسداری و این قبیل مهارتهایم جویا شوید؟
قاعدتاً میتوان یقین داشت که پاسخ چهارم، مساوی است با مردودی در گزینش.
…و اما سه پاسخ دیگر:
راستی چگونه میتوان بر این پاسخها راستیآزمایی کرد؟ آیا صِرفِ اعتماد به پاسخِ گزینششونده، مشکل را حل میکند؟ پس بنا بر صداقت و راستیِ داوطلبِ معلمی است. خب! چرا این راستی و صداقت در پاسخ چهارم، جوابش مردودی است؟
حال اگر افرادی که سه پاسخ اول را بیان داشتهاند، خدای نخواسته، واقعیت را نگفته باشند، آیا صفتی به نام دروغ و ریا به اندازهی نماز نخواندن، در روح و روان شاگردان اثر سوء ندارد؟
…و اگر به سه پاسخ اول نیز اعتماد نمیکنند، آیا مدتی فرد مزبور را در خانه و اداره و دیگر شئون زندگیاش زیرنظر میگیرند تا صحت و سقم گفتارش عیان شود؟
آخر این چگونه گزینشی است که هم فرد نمازخوان را وادار به اقرار نماز در نزد غیرِ معبود میکند، هم بینماز را به دروغ و ریا وامیدارد، هم راستگوی بینماز را برای همیشه از نماز دور میکند؟
آیا همهی این آشفتهکاریها، به دغدغهی نمازخوان کردن دانشآموزان است؟!
🌱 پینوشت: تیتر نوشته از بنده است. در منبع نوشته تیتر دیگری استفاده شده است.
#فرهنگی #پرورشی
#سیاستگذاری_آموزشی
#مدیریت_آموزشی #احکام
#هویت_حرفه_ای #هویت_معلمی
منبع: روزنامه اطلاعات، شماره ۲۸۵۵۸، پنجشنبه ۲۳ آذرماه ۱۴۰۲
@Maktoob_Hafte
@teacheraslearner
💡 درنگ
🔆 تصویر مریم میرزاخانی روی جلد هدیه پیشنهادی سال نو
🇮🇷 انجمن ریاضی آمریکا با انتشار مجموعه مصاحبههایی از ریاضیدانان نوشت:
در پی ایدهای برای هدیه تعطیلات هستید؟ «Mathematicians: An Outer View of the Inner World»
مجموعهای از پرترههای سیاه و سفید و مصاحبههای گیرا از برجستهترین ریاضیدانان زمان ماست.
@teacheraslearner
📌 نسل زد کلمه سال آکسفورد را هم از آن خود کرد
📖 آکسفورد پس از بررسی ۲۲ میلیارد واژه استفاده شده در منابع گوناگون، کلمه Rizz را واژه سال انتخاب کرد.
واژه سال نشان دهنده اخلاق و عادات و خلق و خو و مشغلههای فکری جامعه است.
ریز به معنای کاریزما داشتن و جذاب بودن، به ویژه برای جنس مخالف، است. در معنای فعلی هم به معنای جذب کردن دیگری است.
ظاهرا این کلمه برای نخستین بار در سال ۲۰۲۲ ثبت و استفاده شده است.
این کلمه برآمده از ادبیات رایج و شیوه تعامل نسل زد است.
🔹اطلاعات بیشتر:
https://www.cbsnews.com/news/rizz-oxford-dictionary-word-of-the-year-2023/
@teacheraslearner
🖋 «امروز معلمی از مدرسهای دیگر در کلاس درس من نشسته بود؛ و اجازه دهید به شما بگویم که چقدددرررر صحبت کردن با او و به اشتراک گذاشتن نگرانیها و دیدگاهها خوب بود.
معلمها باید فرصتهای بیشتری برای رفتن به مدارس دیگر و مشاهده داشته باشند.»
@teacheraslearner
🖋 خوشکارنامهترین پزشک، ولی بیکارنامه بود...
✍🏻 دکتر محمدعلی فیاضبخش
🕊 داستان، روایت پزشک افغان و فوقتخصصی است، بدون کارنامهی تحصیل مدرسهای:
سال ۲۰۱۸، روز شنبهای، سالروز شهادت حضرت زهرا علیهاالسّلام، برای سخنرانی به مرکز افغانهای مقیم شهر کلن آلمان دعوت شده بودم. صبح زود آقایی تماس گرفت و گفت: «من [….] هستم و مأمور شدهام که برای آوردن شما از محل اقامتتان به کلن خدمت برسم، لطفا آدرس بدهید.»
در جواب گفتم: «ممنونم! وسیله هست و خدمت خواهم رسید.» به خدمت که رسیدم، جوانی خوشسیما را در ردیف اول حاضران یافتم که مشتاقانه میشنید. بعداً فهمیدم چهلودو سال دارد و بس جوانتر مینمود. بعد از سخنرانی، آن جوان پیش آمد و گفت: «من [….]هستم.» خوشوبشی کردیم و دریافتم همان فردی است که مأمور حمل محموله (!) بوده است. ناگهان دوست مشترکی ظاهر شد و به او گفت: «جناب پروفسور [….]سلام!» و رو به من کرد و ادامه داد: «ایشان فوقتخصص جرّاحی عروق هستند.» تا کمرم تیر کشید و از سویی در دل خرسند شدم که از جسارت رانندگی ایشان بر خود رهیده بودم.
پروفسور در کمال تواضع گفت: «مایلم زمانی شما را در مطبم معاینه کنم.» (نمیدانم چه شواهد اختلال عروقی در من یافتهبود!) بنده نیز از خداخواسته پذیرفتم.
دو روز بعد طبق قرار در پایان ویزیت بیمارانش به حضورشان رسیدم؛ مرکز تحقیقات پزشکی شهر دوسلدورف. وارد مرکز که شدم، تابلوی راهنما را ورانداز کردم. یکدرمیان نام پزشکان ایرانی بود؛ با تخصصهای چشمگیر. تابلوی ایشان اینگونه بود: پروفسور نجیبِ […..] و همکاران. تازه فهمیدم که ایشان سرتیم یکسری دیگر از پزشکان است. معاینهام حدود سهربع طول کشید؛ سونوگرافی از سر تا دُم. جهت آسودگی خاطرتان، شکرخدا هیچ اشکالی در عروق نبود، الّا مختصر وادادگی رگی در ماهیچه پای راست؛ به سبب ایستاده حرف زدن در کلاس؛ بلکه حرف زیادی زدن که یک ماهیچهبند تقدیم کرد.
در حین «گپ» در این «محفلِ» دونفره (به قول خودِ افغانستانیِ خوشواژهشان)، دریافتم ایشان یکی از سه متخصص در اروپا هستند که به مهارت «جوش و لحیم رگِ گشادشده در محل واریس» شهرهاند (اسم تخصصیاش در یادم نماند). فردای آن روز نیز قرار بود ایشان وُرکشاپی را برای گروهی از پزشکان از سراسر اروپا برای همین «فن» برگزار کند؛ گرچه به شوخی و ملاحت گفت: «بعید میدانم یاد بگیرند!»
مرکزی که ایشان در آن مشغول بود، یک مرکز فوقتخصصی پژوهشی است؛ بیمار ویزیت میکنند، اما بیمارستان نیست.
تواضع، فروتنی، تدیّن و نورانیّت این پزشک، زینت مضاعفی بر شخصیت والای علمیاش بود.
پینوشت:
گفت: «کودکی و نوجوانیام را در ایران و در شهر مشهد سپری کردم.» و البته اضافه کرد: «در دوران تحصیلِ مدرسهای در مشهد، به دلیل ملیّتِ افغان، هیچگاه موفق به دریافت کارنامهی تحصیلی نشدم!»
...وکارنامهی او اینک در آلمان، حسرت بسیاری از پزشکان اروپایی است.
منبع: روزنامه اطلاعات، شماره ۲۸۵۴۶، پنجشنبه ۹ آذرماه ۱۴۰۲
@Maktoob_Hafte
@teacheraslearner
🖋 معلم بودن تنها کافی نیست؛ که باید مربی نیز بود. زیرا شاگرد از رفتار و عمل معلم مربی تربیت و پرورش می یابد، نه با سخن زیبا و عالمانه و بدون پشتوانه عملی و ارائه الگو و مصداق.
آنچه سازنده و تربیت کننده شاگرد است، عمل ماست، نه گفتار ما.
شاگردان ما آنچنان می شوند که ما هستیم، نه چنان که می گوییم. عمل است که درس می دهد و انسان می سازند؛ نه زبان... .
📆 ۲۱ آبان، سالگرد درگذشت استاد رضا روزبه است.
@teacheraslearner
🖋«معلمی ارتباط و اتصالِ گریزناپدیر و ضروری بین آنچه هست و آنچه باید باشد است.»
@teacheraslearner
تاریخچه جالب از ایجاد مدارس امروزی و اهداف که برای آموزش در مدارس تعریف شده بود...
حالا بهتر میشه فهمید چرا آموزشی که در مدارس به دانشآموزان داده میشه دیگه کارآمد نیست!
@teacheraslearner
🎥️️️️️️ عمیقا ممنون دانشجویانم هستم. بدون آنها ممکن نبود.
🎓️️️️️️ برنده جایزه نوبل اقتصاد از دانشگاه هاروارد در مراسم بزرگداشت خود گفت:
«من یک معلم هستم. یک استادم. هرگز نمی توانستم بدون درس دادن پژوهش کنم. تدریس و پژوهش دو روی یک سکه هستند. تدریس دستمایه پژوهش است. وقتی تدریس میکنم، مجبور میشوم با آنچه که فکر میکنم حقیقت است روبرو شوم... عمیقاً از دانشآموزانم تشکر میکنم که هر روز مرا تا مرزهای دانش پیش میبرند.»
@teacheraslearner
🖋«معلمی عمل و کنش امیدواری است. هر بار که درسی را آموزش میدهم؛ امیدوارم که یادگیری را تشویق کند. هر بار که با یک دانشآموز در حال تلاش مواجه میشوم و مداخله میکنم، امیدوارم که خط سیر زندگی او تغییر کند.
وسوسه سقوط به بدبینی همچنان در آموزش و پرورش وجود دارد؛ با این حال، امید گزینهای است که هر روز آن را انتخاب میکنم.»
@teacheraslearner
