en
Feedback
قلمون|فرهاد نظریان

قلمون|فرهاد نظریان

Open in Telegram

آدرس صفحه ایکس: https://x.com/farhad_nazarian آدرس صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/farhadnazarian_ir

Show more
1 136
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-2130 days
Posts Archive
چرا اختلاف ما با آمریکا ذاتی است؟ در تحلیل روابط بین‌الملل، گاهی تفاوت‌ها و تقابل‌ها، صرفاً بر سر مسائل تاکتیکی، موقت و قابل حل است. اما در تقابل جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، با پدیده‌ای عمیق‌تر و ریشه‌دارتر روبرو هستیم؛ «اختلاف ذاتی». این کلام حکیمانه رهبر انقلاب، کلید فهم چند دهه تنش و تقابل است. اما این اختلاف ذاتی دقیقاً به چه معناست و در چه سطوحی خود را نشان می‌دهد؟ ۱. تضاد در مبانی فلسفی حکومت: استقلال در برابر سلطه · جمهوری اسلامی بر پایه‌ی «نفی هرگونه سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری» استوار است. این اصل، هسته مرکزی گفتمان انقلاب اسلامی و قانون اساسی آن است. ایران، حاکمیت ملی و استقلال را حق مسلم خود می‌داند و هرگونه دخالت قدرت‌های خارجی را رد می‌کند. · آمریکا به عنوان یک ابرقدرت جهانی، دهه‌هاست که سیاست‌های خود را بر پایه «هژمونی» و «رهبری جهان» بنا نهاده و حق مداخله در امور سایر کشورها را برای خود قائل است. این دو نگاه، در ذات خود با یکدیگر در تضاد هستند. ایران خواهان تعاملی مبتنی بر احترام متقابل و برابر است، در حالی که واشنگتن خواستار رابطه‌ای مبتنی بر قدرت و دنباله‌وری است. ۲. تقابل در هویت و ارزش‌ها: اسلام ناب در برابر لیبرال دموکراسی سکولار · جمهوری اسلامی هویت خود را از «اسلام سیاسی» و احکام دینی می‌گیرد. ارزش‌هایی مانند عدالت، مقاومت در برابر ظلم، حمایت از مستضعفان و مبارزه با استکبار، شالوده گفتمانی و رفتاری آن را تشکیل می‌دهد. · آمریکا نماینده تمدن سکولار غرب و ارزش‌های لیبرال دموکراسی است که اغلب با ارزش‌های بنیادین جمهوری اسلامی در تضاد قرار می‌گیرد. مسائلی مانند سبک زندگی، حقوق بشر از منظر غربی و نقش دین در حکومت، زمینه‌ساز تقابل ذاتی این دو نظام فکری است. این تقابل هویتی، باعث می‌شود که ایران، آمریکا را نه به عنوان یک رقیب عادی، که به عنوان «شیطان بزرگ» و نماد استکبار جهانی ببیند و آمریکا نیز ایران را یک «دولت یاغی» و خارج از نظام بین‌الملل مورد نظر خود تعریف کند. ۳. تعارض در منافع راهبردی: منطقه مقاومت در برابر نظم هژمونیک . جمهوری اسلامی خود را حامی جنبش‌های آزادی‌بخش و «مقاومت» در منطقه می‌داند و خواهان نظمی چندقطبی است که در آن قدرت‌های منطقه‌ای نقش آفرینی کنند. ایران حضور فعالانه در عرصه منطقه‌ای را حق خود می‌داند. · آمریکا متحد اصلی رژیم صهیونیستی و برخی حکومت‌های مرتجع عربی است و حفظ سلطه خود بر خاورمیانه و منابع انرژی آن را یک اولویت راهبردی می‌داند. حمایت ایران از گروه‌های مقاومت در فلسطین، لبنان، سوریه و یمن، مستقیماً با منافع راهبردی آمریکا و متحدانش در منطقه در تضاد است. این تنها یک اختلاف تاکتیکی بر سر یک پرونده خاص نیست، بلکه نبرد بر سر معماری امنیتی و سیاسی خاورمیانه است. ۴. خاطره تاریخی و بی‌اعتمادی ریشه‌دار · کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ · حمایت همه‌جانبه آمریکا از رژیم طاغوت پهلوی · تحریم‌های همه‌جانبه و جنگ اقتصادی · حمایت مستقیم و غیرمستقیم از صدام در جنگ تحمیلی · خروج یک‌جانبه از برجام این حوادث، زنجیره‌ای از خاطرات تلخ را در ذهنیت جمعی ایرانیان و نظام سیاسی آن ایجاد کرده که آمریکا را به عنوان دولتی غیرقابل اعتماد، خصم و نقض‌کننده تعهداتش معرفی می‌کند. این بی‌اعتمادی، بستری است که هرگونه گفت‌وگو را با شبهه و بدبینی مواجه می‌سازد. بنابراین اختلاف ایران و آمریکا، یک مسئله خاص یا حتی یک دولت خاص نیست. این تقابل، ناشی از تضاد در جهان‌بینی، ارزش‌ها، منافع راهبردی و هویت است. تا زمانی که آمریکا به دنبال تحمیل اراده خود، نقض حاکمیت ملی ایران و تغییر رفتارِ مبتنی بر اصول جمهوری اسلامی است، و تا زمانی که جمهوری اسلامی بر اصولی چون استقلال، مقاومت و عدالت‌خواهی پای می‌فشارد، این اختلاف ذاتی باقی خواهد ماند. @FarhadNazarian_ir

شروط چهارگانه آمریکا راهبردی برای تضعیف ایران واشنگتن‌پست در گزارشی به نقل از یک مقام آمریکایی گفته است ترامپ معتقد است که اکنون زمان افزایش فشار است و اسنپ بک «فضای لازم» را برای «یک راه حل دیپلماتیک» فراهم خواهد کرد. به گفته این مقام آمریکایی، هدف از این فشار، مجبور کردن ایران به پذیرش چهار شرط سختگیرانه به عنوان مبنای مذاکرات جدید است: - مذاکرات باید «معنی‌دار» و مستقیم باشند، - ایران باید با عدم غنی‌سازی مواد هسته‌ای و - محدود کردن برنامه موشکی خود موافقت کند - ایران باید تأمین مالی نیروهای نیابتی خود را متوقف کند. بی‌تردید، رویکرد جدید آمریکا در قالب شروط چهارگانه‌ فوق، نه تنها گامی به سوی حل و فصل دیپلماتیک مناقشات نیست، بلکه نشان‌دهنده تداوم همان سیاست شکست‌خورده «فشار حداکثری» است که تنها نتیجه آن تعمیق بن‌بست در روابط دوجانبه و افزایش بی‌ثباتی در منطقه خواهد بود. این شروط به علل مختلفی که در زیر قید شده است قابل قبول نخواهد بود و قطعا مسیر پیش رو در عرصه دیپلماسی را با بن بست مواجه میکند: ۱. مذاکرات "معنی‌دار" و مستقیم: جمهوری اسلامی ایران همواره نشان داده که برای دیپلماسی فعال و سازنده ارزش قائل است، اما مذاکرات تنها زمانی معنی‌دار خواهد بود که مبتنی بر احترام متقابل و منافع دو طرف باشد، نه تحمیل یک جانبه خواسته‌ها. ۲. توقف غنی‌سازی مواد هسته‌ای: این شرط کاملاًبا حقوق مسلم ایران بر اساس معاهده NPT و توافق برجام در تضاد است. برنامه هسته‌ای ایران صلح‌آمیز بوده و تحت نظارت دقیق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دارد. درخواست توقف کامل غنی‌سازی نه تنها غیرمنطقی است، بلکه نقض صریح حاکمیت ملی ایران محسوب می‌شود. ۳. محدود کردن برنامه موشکی: توانایی موشکی ایران بخشی جدایی‌ناپذیر از سیستم دفاعی کشور است و در چارچوب حقوق بین‌الملل توسعه یافته است.این برنامه پاسخ مستقیم به تهدیدات منطقه‌ای و نیاز به بازدارندگی است. محدود کردن این برنامه به معنای خلع سلاحی یکجانبه و به خطر انداختن امنیت ملی ایران خواهد بود. ۴. توقف تأمین مالی نیروهای نیابتی: این ادعا بر اساس تحلیلی نادرست از نقش ایران در منطقه است. ایران روابط خود با کشورها و گروه‌های مختلف را بر اساس منافع ملی و اصول مسلم اسلامی شکل می‌دهد. توصیف این روابط به عنوان "نیابتی" نشان‌دهنده عدم درک صحیح از پویایی‌های منطقه و نقش ثبات‌بخش ایران است. این شروط در واقعیت یک طرح فشار حداکثری برای تضعیف ایران است،نه مبنایی برای مذاکره. آمریکا به جای روی آوردن به دیپلماسی سازنده، سعی در تحمیل خواسته‌های خود از موضع قدرت دارد. جمهوری اسلامی ایران ثابت کرده که در برابر چنین رویکردهایی تسلیم نخواهد شد و منافع ملی و اصول خود را قربانی فشارها نمی‌کند. راه پیشرفت نه در پذیرش شروط تحمیلی، بلکه در بازگشت آمریکا به تعهدات بین‌المللی خود و احترام به حاکمیت و حقوق مسلم ایران است. @FarhadNazarian_ir

هر آنچه که در مورد مکانیسم ماشه باید بدانید @FarhadNazarian_ir
هر آنچه که در مورد مکانیسم ماشه باید بدانید @FarhadNazarian_ir

سید حسن نصرالله ثروتی جاویدان پیام اخیر رهبر حکیم و فرزانه انقلاب در آستانه هفته دفاع مقدس، نه فقط یادآور رشادت‌های دیروز که چراغ راه فردا بود. در میانه این پیام، نامی درخشید که مرزهای جغرافیا را درنوردید: «مجاهد کبیر، شهید سید حسن نصرالله». ایشان سید را نه یک فرد، که یک «ثروت عظیم برای دنیای اسلام، تشیع و لبنان» خواندند. اما این "ثروت عظیم" دقیقاً چیست که هم باقی است و هم نباید از آن غفلت کرد؟این ثروت، طلای زرد و الماس سرخ نیست؛ سرمایه‌ای است نامرئی که در دل‌ها و اراده‌ها ذخیره شده است. برای درک عظمت آن، باید به اجزای این گنجینه نظر افکند: ۱. ثروت مکتبی: الگویی که اسطوره شد سید حسن نصرالله،خود سند زنده‌ای از کارآمدی مکتب اهل بیت (ع) در اداره جامعه و مبارزه بود. او نشان داد که چگونه یک "سید" می‌تواند از حلقه‌های دروس حوزوی به قلب میدان نبرد صعود کند و چگونه "عقلانیت" و "عرفان" را با "اقتدار" درهم می‌آمیزد. این ثروت، سرمشق‌سازی برای نسل جوانی است که در جستجوی الگویی اصیل و قدرتمند است. ثروتی که به جهان اسلام می‌گوید: شما می‌توانید بر پایه ارزش‌های خود بایستید و پیروز شوید. ۲. ثروت مقاومت: هنر «نمی‌توانیم» را از فرهنگ‌مان زدود بزرگترین میراث سید،نهادینه کردن فرهنگ مقاومت بود. او به ملت‌های تحت ستم آموخت که در برابر زورگویان، "پیروزی" تنها گزینه است، حتی اگر سال‌ها به طول بینجامد. این ثروت، "امید" است. امیدی که در قلب هر جوان فلسطینی، یمنی و هر آزاده‌ای در سراسر جهان می‌تپد. این سرمایه، دشمن را تا همیشه در محاسباتش دچار شک و تردید می‌کند؛ چرا که می‌داند در برابر مردمی ایستاده که هنر تسلیم شدن را نیاموخته‌اند. ۳. ثروت وحدت‌آفرینی: از دل شیعه، پرچمی برای تمام مسلمانان سید حسن نصرالله یک رهبر فرقه‌ای نبود.او چنان ابعاد شخصیتی و عملکری داشت که مرزهای مذهبی را درنوردید و به نماد مقاومت تمام جهان عرب و اسلام تبدیل شد. این ثروت، "وحدت" است. ثروتی که نشان می‌دهد پرچم مقاومت، پرچم عدالت‌خواهی است و می‌تواند زیر سایه خود، همه آزادگان را گرد آورد. این، گران‌بهاترین پاسخی است به پروژه تفرقه‌افکنی دشمنان. ۴. ثروت مردمی بودن: اقتداری که از کوچه‌بازارها رویید سید،رهبری دور از دسترس نبود. سادگی، قناعت و زبان گویایش، او را به "حاج قاسم لبنان" تبدیل کرده بود. این مردمی‌بودن، بزرگترین پشتوانه قدرت او و حزب‌الله بود. این ثروت، "اعتماد عمومی" است. سرمایه‌ای که هر جنبش و حکومتی به آن نیازمند است و سید با هنرمندی تمام آن را کسب و حفظ کرد. هشدار رهبر انقلاب مبنی بر"غفلت نکردن" از این ثروت، نکته‌ای کلیدی است. این ثروت، یک میراث موزه‌ای نیست که فقط به آن افتخار کنیم. این یک "قطبنما" و "موتور محرکه" است: برای لبنان، این ثروت یعنی حفظ استقلال، امنیت و عزت.· برای جهان اسلام، یعنی الگوبرداری از مدل حزب‌الله در ایجاد قدرت بازدارنده.· برای جبهه مقاومت، یعنی ادامه راه بدون توقف و تردید. شهادت سید حسن نصرالله، این ثروت را نه تنها از بین نبرد، که آن را جاودانه کرد. همان‌گونه که شهادت سردار سلیمانی، او را از یک فرمانده به یک "مکتب" تبدیل کرد. اکنون نوبت میراث‌داران این ثروت عظیم است که با هوشیاری، از این سرمایه الهی برای ساختن فردایی روشن‌تر بهره ببرند و بدانند که "ثروت سید حسن نصرالله"، چراغی است که خاموشی‌ناپذیر بر فراز قله‌های مقاومت می‌درخشد. @FarhadNazarian_ir

میدونستید کریدور زنگزور، مرز زمینی ترکیه و آذربایجان است. اگر رضاخان در قرارداد سعدآباد، منطقه استراتژیک آرارات یا قرسو را به
میدونستید کریدور زنگزور، مرز زمینی ترکیه و آذربایجان است. اگر رضاخان در قرارداد سعدآباد، منطقه استراتژیک آرارات یا قرسو را به ترکیه واگذار نمی‌کرد، این دو کشور هیچ مرز مشترکی نداشتند و ایده ایجاد کریدور زنگزور نیز مطرح نمی‌شد؟ ‎#جاوید_جنایات_شاه لینک توییت

«اگر در مقابل حمله به دوحه، اقدامات متقابل و محکمی علیه رژیم صهیونیستی انجام نشود، این دو (اشاره به دو طرف خاص)، تمام اعراب ر
«اگر در مقابل حمله به دوحه، اقدامات متقابل و محکمی علیه رژیم صهیونیستی انجام نشود، این دو (اشاره به دو طرف خاص)، تمام اعراب را نه تنها مانند گاو شیرده خود، بلکه برده‌ای تمام‌عیار خواهند کرد.» @FarhadNazarian_ir

تحلیل ابعاد حمله رژیم صهیونیستی به دوحه در پی حمله هوایی رژیم صهیونیستی به مقر رهبران حماس در دوحه، پایتخت قطر، ابعاد جدیدی از اسایصال و شکست استراتژیک این رژیم در جنگ علیه مقاومت آشکار شده است. این حمله که با پوشش اطلاعاتی و لجستیکی آمریکا انجام شد، نه تنها نقض فاحش حاکمیت ملی قطر و قوانین بین‌المللی بود، بلکه نشان داد که تل‌آویو در رسیدن به اهدافش در غزه کاملاً ناتوان مانده است. در ادامه این یادداشت به تحلیل ابعاد مختلف این حمله تروریستی می‌پردازیم.۱- رژیم صهیونیستی پس از ماه‌ها جنگ ویرانگر در غزه، نه تنها نتوانسته است به اعلامی‌های خود مبنی بر نابودی کامل حماس دست یابد، بلکه با مقاومت جانانه مردم فلسطین و گروه‌های مقاومت مواجه شده که موجودیت این رژیم را با چالش‌های بی‌سابقه‌ای روبرو کرده است. به اعتراف مقامات خود این رژیم، دستیابی همزمان به دو هدف اصلی جنگ یعنی "نابودی حماس" و "آزادی اسرا" غیرممکن است . این اعتراف، نشانه شکست کامل استراتژی نظامی رژیم صهیونیستی است. در چنین شرایطی، تل‌آویو برای پوشش شکست‌های پی درپی خود، به اقدامات تروریستی خارج از مرزهای فلسطین اشغالی روی آورده است. ترور مقامات سیاسی حماس در دوحه، نمایشی از همین استیصال و درماندگی است .۲- حمله به مقر حماس در دوحه، با هماهنگی کامل اطلاعاتی سنتکام و همکاری پدافند هوایی تحت کنترل آمریکا در قطر صورت گرفته است. بر اساس گزارش‌ها، ده جنگنده رژیم صهیونیستی با پوشش هوایی آمریکا که از پایگاه العدید در قطر انجام می‌شد، این عملیات تروریستی را اجرا کردند . همچنین، روزنامه جروزالم پست تأیید کرد که آمریکا از حمله اسرائیل به قطر مطلع بوده و با آن موافقت کرده است . این همکاری، نه تنها نقش مستقیم واشنگتن در ترورهای بین‌المللی را نشان می‌دهد، بلکه گواهی بر درگیری کامل آمریکا در جنایات رژیم صهیونیستی است.۳-یکی از جنبه‌های شرم‌آور این حمله، استفاده رژیم صهیونیستی و حامیانش از پوشش "طرح صلح" برای فریب و اجرای عملیات تروریستی بود. بر اساس گزارش‌ها، سران حماس برای گفت‌وگو درباره طرح صلح با دعوت آمریکا گرد هم آمده بودند که در همین لحظه مورد هدف حمله هوایی قرار گرفتند . یک منبع برجسته حماس به شبکه الجزیره تأیید کرد که این هیئت در جریان جلسه‌ای برای بررسی آخرین پیشنهاد ترامپ، هدف حمله هوایی اسرائیل قرار گرفت . این اقدام نه تنها نقض فاحش تمامی هنجارهای دیپلماتیک و بین‌المللی است، بلکه اعتماد هرگونه گفت‌وگوی آینده برای صلح را در منطقه به طور کامل تخریب می‌کند.۴- حمله به قطر، که یک عضو شورای همکاری خلیج فارس است، از جنبه‌های راهبردی بسیار حائز اهمیت است. این نخستین بار است که رژیم صهیونیستی به طور علنی به خاک یک کشور عضو این شورا حمله می‌کند. این اقدام را می‌توان در چارچوب طرح‌های توسعه‌طلبانه "اسرائیل بزرگتر" و تلاش برای ایجاد بحران‌های جدید در منطقه تحلیل کرد. قطر این حمله را "نقض تمامی قوانین بین‌المللی" و "تهدیدی خطرناک برای امنیت و سلامت قطری‌ها" محکوم کرد و از تعلیق میانجیگری بین رژیم اسرائیل و حماس خبر داد . این حمله ممکن است تحولات امنیتی جدیدی در منطقه ایجاد کند و موازنه قدرت را با چالش مواجه سازد. ۵- در داخل سرزمین‌های اشغالی، رژیم صهیونیستی با بحران‌های بی‌سابقۀ اجتماعی و اقتصادی مواجه است. اعتراضات گسترده علیه نتانیاهو و سیاست‌های جنگ‌طلبانه او، همراه با خروج سرمایه‌ها و فرار شهروندان، وضعیت داخلی این رژیم را به مرز فروپاشی کشانده است . در چنین شرایطی، نتانیاهو سعی دارد با توسعه بحران به خارج، توجه افکار عمومی را از مشکلات داخلی منحرف کند و بقای سیاسی خود را تضمین نماید. حمله به دوحه در چنین چارچوبی قابل تحلیل است. نتانیاهو به طور مستقیم به معترضان هشدار داده که توقف جنگ بدون نابودی حماس، امنیت رژیم را به خطر می‌اندازد .در پایان، باید تأکید کرد که ترور مقامات سیاسی، نه تنها راهکاری برای کسب امنیت نیست، بلکه چرخه خشونت و نفرت را تشدید خواهد کرد. تنها راه برقراری صلح پایدار، پایان اشغالگری و به رسمیت شناختن حقوق قانونی مردم فلسطین است. @FarhadNazarian_ir

پیشنهاد آتش‌بس آمریکا در غزه؛ پیامدها و تبعات برای حماس پیشنهاد جدید آتش‌بس از سوی آمریکا که با میانجیگری شخصیت‌هایی مانند «استیو ویتکاف» (فرستاده کاخ سفید) و از طریق کانال‌های غیرمستقیم به حماس ارائه شده است، در صورت اجرا می‌تواند نقطه عطفی در جنگ ویرانگر غزه محسوب شود. این پیشنهاد که با هشدارهای شدید دونالد ترامپ همراه بوده، شامل آزادی فوری تمامی ۴۸ اسیر باقیمانده (زنده یا مرده) در غزه، توقف عملیات نظامی اسرائیل (شامل عملیات «ارابه‌های گیدئون ۲»)، و آزادی ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ زندانی فلسطینی از زندان‌های اسرائیل است . همچنین، مذاکرات برای پایان دائمی جنگ تحت مدیریت شخص ترامپ آغاز خواهد شد و در طول این مذاکرات، درگیری‌ها متوقف می‌ماند. تضمین اصلی این توافق، قول شخصی ترامپ عنوان شده است . این پیشنهاد، با وجود جذابیت‌های ظاهری (مانند آزادی زندانیان و توقف جنگ)، برای حماس یک معامله پرریسک محسوب می‌شود. از یک سو، این جنبش می‌تواند با قبول آن، خود را به عنوان یک بازیگر معقول در عرصه بین‌المللی نشان دهد و به بخشی از اهداف مردم فلسطین دست یابد. از سوی دیگر، وابستگی توافق به تضمین‌های شخصی ترامپ و ابهام در جزئیات اجرایی، ممکن است باعث شود حماس نگران تکرار تجربه‌های گذشته (مانند عدم پایبندی اسرائیل به توافق‌ها) باشد . همچنین، فشار داخلی از سوی خانواده‌های اسرای فلسطینی و افکار عمومی جهانی، می‌تواند عامل مؤثری در تصمیم‌گیری نهایی باشد. در نهایت، به نظر می‌رسد حماس ترجیح می‌دهد بر مواضع قبلی خود ( آتش‌بس دائمی، خروج کامل نیروهای اسرائیلی و آزادی بی‌قید و شرط اسرا) تأکید کند، اما برای جلوگیری از عواقب شدیدتر، ممکن است با مذاکره بر سر جزئیات، به دنبال کسب امتیازات بیشتر باشد. @FarhadNazarian_ir

راه بسیار است اما مقصد و رهبر یکی‌ست ‎#اتحاد_مقدس
راه بسیار است اما مقصد و رهبر یکی‌ست ‎#اتحاد_مقدس

پیام های رزمایش نظامی اخیر چین @FarhadNazarian_ir
پیام های رزمایش نظامی اخیر چین @FarhadNazarian_ir

چین در رزمایش نظامی اخیر خود ثابت کرد: ۱- قدرت اقتصادی بدون پشتیبانی قدرت نظامی، آسیب‌پذیر و ناپایدار است ۲- فناوری‌های دفاعی
+1
چین در رزمایش نظامی اخیر خود ثابت کرد: ۱- قدرت اقتصادی بدون پشتیبانی قدرت نظامی، آسیب‌پذیر و ناپایدار است ۲- فناوری‌های دفاعی پیشرفته، تضمین‌کننده امنیت ملی و تمامیت ارضی کشورها هستند ۳- گفتمان بین‌المللی از موضع ضعف، نه تنها نتیجه‌بخش نیست بلکه ممکن است به تحقیر ملی بینجامد

خروج نظامیان آمریکایی از عراق: واقعیت یا کلاهبرداری استراتژیک؟ در پی اخباری که اخیرا درباره آغاز خروج نیروهای آمریکایی از عراق در هفتم شهریور ۱۴۰۳ منتشر شده است، این پرسش مطرح می‌شود که آیا این روند، یک خروج واقعی است یا بخشی از یک بازی استراتژیک پیچیده؟ بر اساس گزارش منابع امنیتی عراقی، نیروهای ائتلاف بین‌المللی پایگاه‌های عین الاسد، فرودگاه بغداد و ستاد عملیات مشترک را ترک کرده و به سمت اربیل در کردستان عراق حرکت کرده‌اند. اما آیا این تحول را باید یک تغییر استراتژیک واقعی تلقی کرد یا یک مانور سیاسی حساب شده؟ خروج نیروهای آمریکایی از عراق سابقه‌ای طولانی دارد. آمریکا در سال ۲۰۱۱ پس از نزدیک به یک دهه حضور نظامی، عراق را ترک کرد، اما با ظهور داعش در سال ۲۰۱۴، نیروهای آمریکایی مجدداً بازگشتند. در سال ۱۳۹۸، پارلمان عراق مصوبه‌ای را برای اخراج تمامی نیروهای نظامی خارجی تصویب کرد که واکنشی به ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس بود. با این حال، آمریکا تا سپتامبر ۲۰۲۴ به این مصوبه عمل نکرد. تحلیل ابعاد خروج اخیر ۱. خروج یا جابجایی استراتژیک؟ گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای آمریکایی نه به کشور خود، بلکه به اربیل در کردستان عراق منتقل شده‌اند. این حرکت می‌تواند نشان‌دهنده یک تغییر استراتژیک در تمرکز آمریکا از مرکز و جنوب عراق به مناطق شمالی باشد. همچنین، این نقل مکان ممکن است بهانه‌ای برای تداوم حضور غیررسمی در عراق تحت عنوان دیگری باشد. ۲. نقش مربیان نظامی: حضور پنهان بر اساس توافق بغداد و واشنگتن، تنها مربیان نظامی آمریکایی در عراق باقی خواهند ماند. اگرچه ادعا می‌شود که حضور آن‌ها مرتبط با خروج نیروهای ائتلاف نیست، اما این مربیان می‌توانند نقش کلیدی در حفظ نفوذ آمریکا در ساختار امنیتی عراق ایفا کنند. این امر ممکن است به معنای تداوم تاثیرگذاری آمریکا بر امور امنیتی عراق باشد. ۳. اربیل به عنوان پایگاه جدید: تایید ضمنی کردستان؟ حرکت نیروها به سمت اربیل می‌تواند به معنای به رسمیت شناختن ضمنی منطقه کردستان عراق به عنوان یک نهاد نیمه مستقل باشد. این اقدام ممکن است باعث تشدید تنش‌ها بین بغداد و اربیل شده و به جاه‌طلبی‌های استقلال طلبانه کردها دامن بزند. از سوی دیگر، این انتقال ممکن است باعث افزایش تنش‌های قومی و مذهبی در عراق شود. ۴. ایجاد تفرقه و کردستان بزرگ: یک سناریوی محتمل؟ یکی از نگرانی‌های مطرح شده، امکان استفاده آمریکا از این انتقال برای ایجاد تفرقه در عراق و تشدید اختلافات بین بغداد و اربیل است. برخی تحلیل‌گران هشدار می‌دهند که این حرکت ممکن است بخشی از یک برنامه بزرگتر برای ایجاد "کردستان بزرگ" تحت نفوذ غرب باشد. این سناریو می‌تواند ثبات منطقه را به شدت تهدید کند. پیامدهای احتمالی - تشدید تنش‌های داخلی: انتقال نیروها به اربیل ممکن است منجر به افزایش تنش بین دولت مرکزی عراق و منطقه کردستان شود. - تداوم نفوذ آمریکا: با وجود خروج ظاهری، حضور مربیان نظامی ممکن است باعث تداوم نفوذ آمریکا در تصمیمات امنیتی عراق شود. - تقسیم بندی جدید قدرت: این تحول ممکن است منجر به ایجاد توازن قوای جدید در منطقه شده و روابط بین بازیگران محلی و بین‌المللی را تغییر دهد. - تشدید فعالیت‌های خرابکارانه: خروج نیروها ممکن است خلأ امنیتی ایجاد کرده و زمینه را برای افزایش فعالیت گروه‌های تندرو فراهم کند. در مجموع اینکه خروج نیروهای آمریکایی از عراق، اگرچه در ظاهر یک پیروزی برای حاکمیت ملی عراق تلقی می‌شود، اما با توجه به جزئیات و شرایط آن، می‌تواند بخشی از یک بازی استراتژیک بزرگتر باشد. به نظر می‌رسد واشنگتن به جای خروج کامل، در حال تغییر شکل حضور خود در عراق است تا هم هزینه‌های خود را کاهش دهد و هم نفوذ خود را در این کشور مهم حفظ کند. جامعه بین‌المللی و مردم عراق باید با هوشیاری این روند را زیر نظر گرفته و از تبدیل شدن آن به یک بحران جدید جلوگیری کنند. این خروج می‌تواند همزمان هم یک فرصت برای استقلال بیشتر عراق و هم یک تهدید برای ثبات این کشور باشد. @FarhadNazarian_ir

یاد دیدار حقارت انگیز زلنسکی با ترامپ افتادم و مقایسه کردم با دیدار امروز ترامپ و پوتین... پُر واضح است که ترامپ در برابر کشو
+1
یاد دیدار حقارت انگیز زلنسکی با ترامپ افتادم و مقایسه کردم با دیدار امروز ترامپ و پوتین... پُر واضح است که ترامپ در برابر کشورهای صاحب قدرت، پالس ضعف نشان میدهد اما رو به ضعفا گُنده‌پروازی می‌کند.

Repost from جهان نیوز
📸 جدولی که آبروی نتانیاهو را برد @jahaannews1 jahannews.com
📸 جدولی که آبروی نتانیاهو را برد @jahaannews1 jahannews.com

قمار نتانیاهو با برگ سوخته 📡 @Mehrnews
قمار نتانیاهو با برگ سوخته 📡 @Mehrnews

💢جایگاه ایران و رژیم صهیونیستی از حیث تنش آبی در جهان @Defapress_ir
💢جایگاه ایران و رژیم صهیونیستی از حیث تنش آبی در جهان @Defapress_ir

حضرت آیت‌الله جوادی آملی: صدق در خبر یعنی خبر درست است، صدق در مخبر یعنی گزارشگر راستگوست؛این‌ دو ممکن است با هم نباشند؛ اما
حضرت آیت‌الله جوادی آملی: صدق در خبر یعنی خبر درست است، صدق در مخبر یعنی گزارشگر راستگوست؛این‌ دو ممکن است با هم نباشند؛ اما آنچه لازم است، هردو است. صدق خبری با آموزش و دقت به دست می‌آید. اما صدق مخبری را فقط باید کنار سجاده، مسجد و حسینیه جست‌وجو کرد. ‎#روز_خبرنگار @FarhadNazarian_ir

اینجا برلین، قلبِ آلمان است جایی که حاکمانش در حمایت از رژیم صهیونیستی تجهیزات و تدارکات نظامی تهیه می‌کنند و مردمش اما در حمایت از غزه اینگونه راهپیمایی به راه انداخته اند! آری در غرب، خیلی وقت است راه مردمان از حاکمان جدا شده است

ریشه‌های دشمنی صهیونیست‌ها با کشورهای مسلمانفرهاد نظریان دشمنی و کینه‌توزی یهودیان نسبت به اسلام و مسلمانان، ریشه در صدر اسلام و دوران حیات پیامبر اکرم (ص) دارد. این کینه، تنها یک اختلاف مذهبی نبود، بلکه بذر خصومتی عمیق را کاشت که در طول قرون متمادی، به ویژه در مقاطع حساس تاریخ، به شکل‌های گوناگون و ویرانگری سر برآورد. جنگ‌های صلیبی نماد بارز این تهاجم سازمان‌یافته بود؛ جایی که اروپاییان صلیب‌به‌ دست، با تحریک و گاه همراهی برخی عناصر یهودی، به مدت قریب به دو قرن علیه جهان اسلام شمشیر کشیدند. قدس شریف، این قبله نخستین مسلمانان، صحنه قتل‌عام‌های وحشیانه و اشغالگری‌هایی شد که زخم آن بر پیکر امت اسلامی هرگز التیام نیافت. این خصومت، اما، به عصر جنگ‌های صلیبی محدود نشد. در دوره‌های پسین، با حیله‌گری و فتنه‌انگیزی استعمار و همدستانش، دامنه این دشمنی به قلب جهان اسلام کشیده شد. ایجاد شکاف و جنگ‌های مکرر و خونین میان دو قدرت بزرگ شیعی و سنی آن زمان، یعنی ایران صفوی و امپراتوری عثمانی، نمونه‌ای آشکار از این سیاست تفرقه‌انداز بود. هدف؟ تضعیف و تجزیه قلمروهای وسیع اسلامی، سست کردن پایه‌های اتحاد مسلمانان و آماده‌سازی زمینه برای سلطه بی‌گانه. صهیونیسم به‌عنوان یک ایدئولوژی سیاسی تجاوزگر، با محوریت استیلاطلبی و اشغال‌گری، مانع اصلی در برابر قدرت‌یابی و وحدت کشورهای مسلمان تشخیص داده شد. طرح شوم استعمار برای به بند کشیدن جهان اسلام، نقشی کلیدی در شکل‌گیری رژیم جعلی صهیونیستی داشت. امپراتوری عثمانی با دسیسه‌های استعماری (به ویژه نقشه‌های انگلیس) از هم پاشید. همزمان، با کودتایی انگلیسی، رضاخان بر اریکه سلطنت ایران تکیه زد تا این سرزمین کهن اسلامی را به حیاط خلوت منافع بیگانه تبدیل کند. اشغال نظامی فلسطین توسط نیروهای اروپایی و صدور "وعده شوم بالفور" در سال ۱۹۱۷ میلادی، دروازه را برای هجرت سازمان‌یافته صهیونیست‌ها به سرزمین‌های اشغالی گشود. سرانجام، در سال ۱۹۴۸، این رژیم نامشروع، با پشتیبانی بی‌قیدوشرط قدرت‌های استعماری، موجودیت غیرقانونی خود را اعلام کرد و آرزوی دیرینه سلطه بر قلب جهان اسلام را علنی ساخت. هدف غایی؟ حذف هویت اسلامی و عربی فلسطین و گسترش نفوذ تا حاکمیت غیرمستقیم بر سایر کشورهای اسلامی. در این تاریک‌ترین لحظات، پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) در سال ۱۳۵۷، همچون صاعقه‌ای آسمانی، معادلات استکبار و صهیونیسم را درهم شکست. این انقلاب، نقطه عطفی بی‌بدیل در تاریخ معاصر اسلام بود که بارقه‌های امید را در دل‌های مسلمانان جهان روشن کرد. ایران، پس از قرن‌ها، پرچمدار عزت، استقلال و شکوه اسلام شد و کانون مقاومتی پایدار در برابر زیاده‌خواهی‌های صهیونیسم و اربابانش گردید. فرهنگ ناب ایثار و شهادت‌طلبی، که در هشت سال دفاع مقدس و به‌ویژه در فتح خیره‌کننده خرم‌شهر در تنها ۱۲ روز متجلی شد، به جهانیان ثابت کرد که ملتی مسلمان و آگاه، با تکیه بر ایمان و اراده خویش، قادر است بدون اتکا به ابرقدرت‌ها، در برابر تجاوز دشمن تا بن دندان مسلح ایستاده و پیروز میدان شود. این مقاومت، تنها دفاع از خاک نبود؛ دفاع از کرامت اسلام، حرمت قدس شریف و حق تعیین سرنوشت ملت‌های مسلمان در برابر پروژه سلطه صهیونیستی بود. @FarhadNazarian_ir

امروز، توفیقِ سبزِ زیارت، نصیبِ جان‌مان شد. به آستانِ قدسیِ آن عزیزِ سفرکرده، #شهید_میثم_رضوان‌پور رسیدیم و دیداری تازه کردیم با آن رفیقِ بی‌ریا، که همیشه قامتش در اخلاص راست بود. گویی دل‌هایمان، پیکرِ نورانی‌اش را در آغوش گرفت؛ چه لحظه‌هایِ شورانگیز و جان‌افزایی! در سکوتِ معنویِ گلزارِ شهدای خمینی‌شهر آرمیده بود و ما، در برابرِ آرامشِ جاودانش، دل‌هایمان لرزید. چه غبطه‌ها خوردیم به آن سکونِ ملکوتی‌اش... و چه حسرت‌ها بر دل نشست که چه گوهری بی‌بدیل از دست داده‌ایم. خدایا! عنایتی فرما تا نگاهِ گرمِ این رفیقِ آسمانی‌مان، هماره بر زندگی‌مان جاری باشد و دستِ مهربانش، در پیچ‌و‌خم‌های راه، مونسِ روح و هادیِ قدم‌هایمان گردد. ان‌شاءالله.