Lyrics Notes
Open in Telegram
ای مطرب آن ترانهی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»
Show more1 689
Subscribers
+124 hours
+47 days
+3130 days
Posts Archive
1 689
«آینه»
خواننده: مارتیک
ترانهسرا: زویا زاکاریان
ملودی: مارتیک
تنظیم: آندره آرزومانیان
@LyricsNotes
1 689
زویا زاکاریان کمتر تلاش کرده است تا به عنوان مبدا یک جریان مشخص در ترانه مطرح شود اما او را میشود در برخی نقاط عطف ترانهی نوین از آغازگران و پیشروان جدی این عرصه دانست.
زاکاریان اولین سرایندهی واسوخت در ترانهی نوین است. در دههی پنجاه و حوالی همان زمانی که ترانهای کلاسیک از داوود زندی به نام «نفرین» و با ترجیع:
«جای آنکه عاشق زار تو باشم
آرزو دارم عزادار تو باشم»
با موسیقی ضرابیان/ منوچهر چشمآذر و صدای ستار منتشر شد، ترانهای از زویا زاکاریان با عنوان «معشوق» با موسیقی مارتیک/ اریک و صدای گوگوش به انتشار رسید. ترانهای که آغاز «واسوخت نوین» بود و هر چند در زمان خود اقبال مخاطب را به همراه نداشت اما امروز از برجستهترین نمونههای ترانهی ضد معشوق محسوب میشود. مضمون هنرمندانه و کنایهآمیز سطور پایانی ترانه با اجرای هوشمندانه و رندانهی خواننده که با همراهی یک ملودی متناسب، تکرار میشود و یک پایانبندی طلایی برای ترانه میسازد را میشود بارها شنید و بارها لذت برد:
نکنه حرفای خامم خاطر عزیزُ آزرد؟!
نکنه اسم حقیرم تو کتابای تو خط خورد؟!
خانم زاکاریان یک بار در گفتوگویی در مورد این ترانه به من میگفت که آن زمان رییس شورای شعر رادیو مخالف چنین مضمونپردازی و نوع مواجهه با معشوق در این ترانه بوده است و قصد تأیید اجرای آن را نداشته است!
زاکاریان بعدها ترانههای واسوخت دیگری مانند «آینه» و «بیتو» را هم سروده است.
(بخشی از یادداشت من در نشریهی «وزن دنیا»)
@LyricsNotes
1 689
«ای امان»
خواننده: محمدرضا شجریان
تصنیفسرا: عارف قزوینی
ملودی: عارف قزوینی
تنظیم: فرامرز پایور
از آلبوم خلوتگزیده در دستگاه شور
زمستان ۵۹
@LyricsNotes
1 689
«حریق»
خواننده: گوگوش
ترانهسرا: رها اعتمادی
ملودی: حسن شماعیزاده
تنظیم: بابک سعیدی
لیبل: ترانهرکوردز، دیماه ۹۹
@LyricsNotes
1 689
https://www.instagram.com/p/CJEfC-9sFPP/?igshid=121wr0e5h78nj
این لینکُ یکی از دوستان برام فرستاد! نکات جالبش اینه که یه فن پیج اردلان نظرسنجی کرده و اردلان اول شده! بعد این که چند نفر از ادمین پرسیدهن که مثلا یغما کجاست؟ گفته: کی هست؟ ترانهسراست؟ و از اون جالبتر این که خیلی از اساتیدی که نظرسنجی وزن دنیا از نظرشون از بیخ غلط بود در نظرسنجی این فنپیج شرکت کردهن!
1 689
این یادداشتم به مناسبت درگذشت «محمد نوری» در شمارهی شهریورماه ۸۹ ماهنامهی «گزارش» منتشر شده است. طبیعتاً بسیاری از آرای من به نسبت ده سال پیش دچار تغییرات بنیادین شده است اما همچنان بر توصیفم از هنر محمد نوری تأکید میکنم:
فخیم و عامیانه
@LyricsNotes
1 689
همیشه بعد از هر حرکتی در حوزههای مختلف به شکلی طبیعی عدهای هم در قامت منتقد در مقابل آن حرکت قرار میگیرند و منصفانه یا غیرمنصفانه و آگاهانه یا ناآگاهانه، چنان حرکتی را از ریشه یا از ساقه و شاخه، نادرست و ناراست اعلام میکنند.
اما نکتهی مهم این است که انتقادات هم برای این که تأثیر لازم و کافی بر مخاطب داشته باشند باید در بستری متناسب با آن حرکت، شکل بگیرند. انتقادات پراکنده و درگوشی و یا مانند امروز در گروهها و صفحاتی مجازی با سطح انتشار بسیار محدود (در حد صفر) اگر کماهمیت نباشند اما تقریباً بیهودهاند.
مشکل بسیاری از منتقدان، نقض غرض است. نقدهایی که به سطح حرفهای یک حرکت میشود عموماً با فرمتی غیرحرفهای و در فضایی غیرحرفهای شکل میگیرد. یکی از مهم ترین دلایل این نقض غرض هم عدم توانایی بسیاری از این منتقدان در ورود به فضای حرفهای است. از بیرون گود میشود هر افاضهای را فریاد زد اما وقتی وارد گود میشویم در عمل ایدهآلهایمان موبهمو اجرا نخواهند شد.
آن چه در تاریخ میماند آثار عملی کارورزانی است که در گودند و نه فریادهای پیرامون گود. اتفاقاً خیلی هم خوب است که این منتقدان هم وارد گودی شوند و در عمل، نقدشان را بر لوح تاریخ حک کنند.
نقد را میشود بر همان بسترهایی که آن حرکت، شکل گرفته قرار داد و نتیجههای بهتری گرفت. این برای آن حرکت هم بهتر است.
و مگر هدف از نقد، چیزی جز اصلاح جریانها در مسیر سالمتر و مفیدتر است؟
@LyricsNotes
1 689
پروندهی «ده ترانهسرای برتر قرن» در آخرین شمارهی «وزن دنیا» با همت حسن علیشیری عزیز به عنوان دبیر این پرونده و با تدبیر ستودنی سردبیر و تحریریهی این نشریهی تخصصی شعر منتشر شده است.
هرچند به گمان من این پرونده و نظرسنجی میتوانست در عنوان خود صفت «منتخب» را جایگزین «برتر» کند اما در نهایت آنچه که اتفاق افتاده برای جایگاه ترانهی فارسی بسیار مهم و لازم جلوه میکند.
چنین انتخابهایی در برهههایی مشخص مانند همین ابتدا و انتهای یک قرن در واقع نشان از اهمیت یک جریان هنری دارد که رسانه را ترغیب میکند اینگونه به آن بپردازد. بدیهی است که نتایج این چنین نظرسنجیهایی به راحتی و با استدلالهایی قابل تأمل میتواند زیر سؤال برود. مشخص است که برای صفاتی چون «برتر»، «بهتر»، «زیباتر» و حتی «منتخب» نمیشود در معیارهای متقن به اجماع رسید اما آنچه در این ماجرا مهمتر است برجستهسازی یک ژانر و چهرههای شاخص آن در میان عوام و خواص است. این خاصیت رسانه است که برای جذب مخاطب از چنین فرمولهایی استفاده کند و چه بهتر که نتیجهی این استفاده، بیشتر جدیگرفته شدن ترانه در میان مردم باشد.
این دقیقاً همان اتفاقی است که اعطای جایزهی نوبل ادبیات به ترانهسرایی مانند «باب دیلن» رقم زد. میشود فرآیند انتخاب دیلن را در نوبل ادبیات هم با استدلالاتی کاملاً شبیه دلایل منتقدان برای کمارزش جلوهدادن نظرسنجی وزن دنیا زیر سؤال برد اما نمیشود تأثیر مثبت آن انتخاب را در نگاه مردم به ژانری به نام «ترانه» نادیده گرفت.
در این پرونده من هم با افتخار، فهرست منتخبینم را ارائه کردهام و وظیفهی تکنگاری برای بانو زویا زاکاریان را هم بر عهده داشتهام. در ایامی که قرار بود آن یادداشت را بنویسم مشغلههای ذهنی بسیاری داشتم و امروز از کیفیت آن نوشته چندان رضایتی ندارم اما عمدهی آنچه میخواستم را در محتوای یادداشتم گنجاندهام.
انتخاب شهیار قنبری به عنوان نفر اول این نظرسنجی هم دور از ذهن نبود. ایشان برای بار دوم در سال جاری روی جلد یک نشریهی داخلی آمدهاند و امیدوارم دیگر به این یقین رسیده باشند که دست کم از ایشان نوشتن قدغن نیست و ما کارورزان داخلی ترانه، تمام قد در حمایت از ایشان ایستادهایم! و امید داریم که دیگر هنرهای ایشان نیز به زودی از دایرهی قدغنهای وطنی خارج شود. ایشان انتخاب دوم من پس از ایرج جنتیعطایی است و همان گونه که قبلاً در یادداشتی توضیح دادهام، در کنار ایرج اثرگذارترین ترانهسرای این سرزمین در حفظ شأن و جایگاه ترانهی ماست.
عمرشان دراز باد و تبریک به وزن دنیا برای این حرکت تاریخی و مهم.
@LyricsNotes
1 689
بعد از آن ماجرای کاندیدا شدن در جشنوارهی بسیج و واکنشها به قرار گرفتن نام چاووشی در کنار ذبیحپور و کریمی و ... منتظر یک حرکت اینچنینی بودیم.
اما چرا رجبپور؟ مگر قرار نیست باور کنیم؟!
@LyricsNotes
1 689
«سبد خاطرهها» (منِ بیتو)
خواننده: تورج شعبانخانی
ترانهسرا: فرهاد شیبانی
موسیقی: تورج شعبانخانی
ریمیکس: ویگن داوودی
آرشیو تورج شعبانخانی
@vigendavoodi
@LyricsNotes
1 689
«فال»
خواننده: تورج شعبانخانی
ترانهسرا: فرهاد شیبانی
موسیقی: تورج شعبانخانی
ریمیکس: ویگن داوودی
آرشیو تورج شعبانخانی
@vigendavoodi
@LyricsNotes
1 689
به مناسبت اولین سالگرد درگذشت هنرمند خاطرهآفرین «تورج شعبانخانی»، دو ریمیکس از آثار او را آمادهی انتشار کردهایم.
@vigendavoodi
@LyricsNotes
1 689
اولین سالگرد درگذشت «تورج شعبانخانی» است و من ترجیح میدهم به همین مناسبت به جای مرثیهسراییهای نمایشی، نکات مهمی را با شما در میان بگذارم:
من به واسطهی حرفهی روزنامهنگاری و تجربههای ترانهسرایی از سالها پیش با تورج شعبانخانی نازنین ارتباط نزدیک داشتم. ارتباطی که در حضور دوست مشترکی مانند آرش قاسمی عزیز (وکیل فریدون فروغی) بسیار نزدیک، دوستانه و مدام بود.
در تمام این سالها تلاش میکردیم که همانند دیگر دوستیها با هنرمندان قدیمی، این ارتباط یکطرفه نباشد و به مزاحمتهای مداوم بدل نشود. بارها به بهانهی حضور در محافل ادبی و هنری او را از کنج عزلت بیرون میکشیدیم، جشن تولد میگرفتیم، دورهمیهای دوستانه شکل میدادیم و به هر بهانهای به منزلش سر میزدیم. زمانی که دفترم را به خیابان کریمخان بردم هم میگفت که دیگر همسایه شدیم! و بسیار منت میگذاشت و به من سر میزد.
در این مدت به دوستان ترانهسرا بارها پیشنهاد دادم که ترانههایشان را به ملودیهای تورج بسپارند و عجیب این که جز یاشار هاشمزاده عزیز هیچ کس از این پیشنهاد در عمل استقبال نکرد! زیرا باید حقوق مادی تورج را میپرداختند!
با این حال هم من و هم یاشار افتخار پیدا کردیم که چند ترانهمان به ملودیهای تورجخان بپیوندند. ترانههایی که یکی دوتای آنها رسماً در زمان حیات او منتشر شدهاند.
ترانهی «از توشکفتن» آخرین اثر اوست که در زمان حیاتش منتشر شد. همهی کسانی که در جریان مراحل اجرای ترانه بودند از خرسندی او بابت کیفیت اجرای ترانه و لطفی که به همهی مجریان و من داشتند مطلعند.
شبی که راهی همدان بود با او تماس گرفتم تا در مورد صفحهی اینستاگرامی که به نام او مطلب و عکس منتشر میکرد و مطلبی که در همین موضوع منتشر کرده بودم حرف بزنیم. با جدیت میگفت که هیچ صفحهای در فضای مجازی زیر نظر او نیست. با این حال از من خواست تا با ادمین یک صفحه که به نام ایشان فعالیت میکرد تماس بگیرم و از آنجا که ایشان هم ترانهسراست فکری به حال سر و سامان دادن به این وضع کنیم. از ایشان خواستم هر زمان که برگشتند سراغ این موضوع برویم. همان جا هم باز با شعف از ترانهی «از تو شکفتن» گفتند و این که بعد از سفرشان باید بیشتر همکاری کنیم.
اما جسم بیرمق تورج از آن سفر با آمبولانس برگشت و چند روز بعد پرکشید.
در زمان تشییع در تالار وحدت همان کسانی که دل تورج بیش از هرکسی از آنها خون بود زیر تابوت و عکس او را چسبیده بودند و در رژه مقابل عکاسها جلوداری میکردند.
از شوآفهای هنگامهی تشییع و تدفین که بگذریم با فاصلهی کمی تلاشها برای مصادرهی اعتبار از تورج آغاز شد. عکسها منتشر کردند که ما تنها حواریون تورج بودهایم! و گویی اگر نبودند تورج دو دهه قبل رفته بود!
آن زمان بود که یادشان آمد به صفحاتی که به نام تورج فعالیت میکنند در قالب بیانیههای شدیدالحن حمله کنند!
یادشان آمد که حالا صفحهی اینستاگرامی با تأیید خانواده باید داشته باشد! یادشان آمد که باید از دستگاههای صوتی حرفهایش درآمدزایی شود! یادشان آمد که آرشیوش نه به دوست صدابردار همدوره و کاربلدش که تا آخرین لحظات در کنارش بود بلکه باید به آنها که خواب چنین مجموعهای را هم نمیدیدند سپرده شود! تازه بیانیهای هم ساطع کردند که کارهای منتشر نشده را با هماهنگی آنها باید منتشر کرد! خبر از وجود خیل ترانههایشان با همراهی ملودیهای تورج هم دادهاند!
مردهخوریها هیچ! چرا در این یک سال یک بار هم به آخرین ترانهی تورج اشاره نکردهاند؟ با من مشکل دارند! چرا کار تورج را در صفحهای که مدعیاند برای اوست معرفی نکردهاند؟ غیر از این است که هدفشان نه محافظت از نام و شأن و هنر تورجخان بلکه بهرهبرداری حقیرانه از نام بلند اوست؟ اگر غیر از این است چرا در سالگرد درگذشت تورج، به جای آن همکاریهایی که یک سال است وعدهاش را میدهند و عرضهی به سرانجام رساندن یکی را هم نداشتهاند یک دکلمه با صدای تورج منتشر میکنند که بافتهی ناسازشان را روخوانی میکند؟ چرا صفحهای که به نام تورج است را بهانهی شهرتطلبی خود کردهاند و خاشاک خود را به آثار ارکسترال موجود برای انتشار ترجیح میدهند؟ حقارت از این بیشتر؟
من هرگز سراغشان نرفته و نمیروم! آن چه که از اعتبار تورج نصیب من شده حاصل دوستی صادقانه و همکاری حرفهای با اوست. همین چند گفتوگو در نشریات و رسانهها و همین ترانههایی که کارنامهی مشترک من و اوست و هیچ کدام از این موجودات در زمان حیات تورج به دستش نیاوردند از سر من هم زیاد است.
فقط اینها را باید مینوشتم نه به خاطر خودم که به خاطر تورج و برای ثبت در تاریخ.
@LyricsNotes
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
