247
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
247
گفت اذان خستی حرابه وقت وضوعه
شاگردش گفت بهم شغلیم هواننه له ناچاری
هوا سدی نزوله
یه کیمی نترباکی یه کیمی هم هواها
خده گره کریمه گرچه باوجوره
247
حرفای فلسفی بسه، اگه اون لک لکی که منو انداخت تو ایرانو پیدا کنم یجوری میکنمش که کنترل مدفوعشو از دست بده.
247
سر رو پای مادرم
در رو زدن محکم
یهو نگاش کردم "چیزی نی آروم باش"
باورش میکردم با اینکه هر بار محکم تر قبل میکوبیدن به در
باورش میکردم
دست های گرمش، زخم هامو بستن
توی آخرین جنگ خورشید و سرخی
طلای لبخندم شد غروب رنج
مادرم که غیب شد درب رو شکستن
داد زدم دستای ما آلوده به قتلن!
سوزش سرنگو حس کردم تو دستم
من افسرده نیستم..
247
اره
خلاصه نه پول دارم نه قیافه نه قد و هیکل نه صدا نه اخلاق تازه معتاد و متجاوز و همجنسباز و پدوفیل و نکروفیل و قاتل زنجیره ای و ممنوع الخروج و بدهکار و قاچاقچی هم هستم.
247
خودم شنیدم داشت میگفت ۱۸ سالم که بود از خونه زدم بیرون رفتم تا سرکوچه دنبال درس و دانشگاه و کار و زندگی، برگشتم خونه دیدم ۲۸ سالم شده. نشستم شمردم دیدم خیلی ساله. گفتم اقا اشتباه شده. بذار یه بار دیگه برم سرکوچه و برگردم شاید درست شد. ولی نشد. الان بیست و پنج روزه که ۲۸ سالم مونده.
راست میگفت. منم شمردم ۲۸ سالش بود. یکمم بیشتر.
•
عبور کن مردِ عابر. از خطوط روی پیشانیِ سالها عبور کن.
•
حالا هر روز سرکوچه میشینه هرکی رد میشه میگه: یه ده سال این طرفا گم کردم. شما ندیدیش؟ میخندن بهش
یکی بهش گفته بود من دارم دنبال ۴۰ سالِ خودم میگردم. بنظرم پاشو برو تا بقیشو گم نکردی
دوتایی خندیدن.
•
از دلهرهی هرچیزِ کوچکِ ناتمام در اسفند ماه
و از دلشورهی هر شروعِ کوچکِ دیگر در فروردین
عبور کن.
•
این روزا آرومتره. دکتر میگفت خندههاش بهتر شده، یه مدت ببرینش یه جا که زندگی کنه. براش خوبه.
خندیدیم ؛ ایندفه سه تایی(نقطه)
