263
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+230 days
Posts Archive
263
آشنایی.
با تُو.
مثلِ این.
بود که.
برای.
اولین بار.
به یک.
آهنگ.
گوش بدم.
وَ همون لحظه.
بدونَم.
قَراره.
آهنگِ.
مورد علاقَم.
بشه..
263
عجيب حالي داريم
در دلمان آشوب از هزار فكر
در چشمانمان درياي نگرانی
و روزهايي كه نمي گذرد
حال عجيبي داريم
اما چه مي شود كرد؟
نمي شود كه از زندگی دست برداشت
دست به دامانِ خوبي هاي کوچک نشد
روزها نمي گذرد
اما به خودمان كه مي آييم
عمر گذشته است
و ما هنوز هم نگذشته ايم
از خيالاتمان
بايد دست به كار شد
بايد ديد دل به چه آرام مي شود
بايد به دنبالش رفت
حتي اگر تمامِ دنيا
فرياد بزنند
تو احمقانه ترين تصميم را گرفته اي
هيچکس هیچ روزي
جاي تو نفس نمي كشد..
263
عجيب حالي داريم
در دلمان آشوب از هزار فكر
در چشمانمان درياي نگرانی
و روزهايي كه نمي گذرد
حال عجيبي داريم
اما چه مي شود كرد؟
نمي شود كه از زندگی دست برداشت
دست به دامانِ خوبي هاي کوچک نشد
روزها نمي گذرد
اما به خودمان كه مي آييم
عمر گذشته است
و ما هنوز هم نگذشته ايم
از خيالاتمان
بايد دست به كار شد
بايد ديد دل به چه آرام مي شود
بايد به دنبالش رفت
حتي اگر تمامِ دنيا
فرياد بزنند
تو احمقانه ترين تصميم را گرفته اي
هيچکس هیچ روزي
جاي تو نفس نمي كشد..
263
«یونگ میگوید قرار گرفتن در موقعیتی که هیچ راه خروجی از آن وجود ندارد، یا گرفتار شدن در تعارضی که هیچ راهحلی برایش نیست، میتواند آغاز کلاسیکِ فرایند فردیتیابی باشد. چنین موقعیتی قرار است واقعاً حلناشدنی باشد. ناخودآگاه، این تعارضِ ناامیدکننده را پیش روی ایگو قرار میدهد تا آن را به جایی برساند که دیگر نتواند مسئله را حل کند؛ جایی که انسان ناچار شود ببیند هر تصمیمی که میگیرد، به نوعی اشتباه است. هدف این تجربه، شکستن برتری و توهمِ کنترل ایگوست؛ همان ایگویی که تصور میکند خودش باید همهچیز را بفهمد، تصمیم بگیرد و مسئولیتِ پیدا کردن راهحل را بر عهده بگیرد. اگر انسان بهاندازهای از نظر اخلاقی و روانی توانمند باشد که بهجای فرار کردن از این تعارض، رنج آن را تا عمیقترین لایههای وجودش تحمل کند، درست به این دلیل که آگاهیِ انسان دیگر قادر به حل این وضعیت نیست، «خود» میتواند ظهور کند.»
فون فرانتس
