•Without Life•
Open in Telegram
208
Subscribers
+224 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
یادته چه جور تو مستی
پای رفتنم رو بستی
اونروزی که از تو چشماش
افتادی زمین شکستی
رفتی زندگی رو باختی
دیگه کار ما رو ساختی
آخه ای دل دیوونه
کاش که عشقو میشناختی
مرا ببخش اگر خسته و کلافهات کردهام. دوست داشتم برایت از زیبایی و شادکامی و امید حرف بزنم، اما جز غم و اندوه و ناکامی هیچ چیز درونم جریان ندارد.
