en
Feedback
𝐄𝐥 𝐓𝐚𝐫𝐢𝐱𝐢 | ائل تاریخی

𝐄𝐥 𝐓𝐚𝐫𝐢𝐱𝐢 | ائل تاریخی

Open in Telegram

༻𝐔𝐑𝐌𝐔 𝐓𝐄𝐎𝐑𝐈𝐒𝐈༻ Proto-Türk dilinin yarandığı 𝗂𝗅𝗄𝗂𝗇 𝖠𝗍𝖺𝗒𝗎𝗋𝖽 𝖤𝗌𝗄𝗂 Türk Göçleri - Türkoloji Etnogenezi - Arkeoloji Antropoloji - Filoloji 𝖬𝗂𝗍𝗈𝗅𝗈𝗃𝗂 - 𝖳𝖾𝗈𝗅𝗈𝗃𝗂 𝖦𝖾𝗇𝖾𝗍𝗂𝗄 - 𝖥𝗈𝗅𝗄𝗅𝗈𝗋 ϜϓſϞ ‍ ☪‍ @AZ_SESI

Show more
2 295
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-1630 days
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+4
in 0 channels
April '26
+2
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+47
in 2 channels
Get PRO
January '26
+16
in 3 channels
Get PRO
December '25
+43
in 2 channels
Get PRO
November '25
+125
in 22 channels
Get PRO
October '25
+29
in 4 channels
Get PRO
September '25
+26
in 3 channels
Get PRO
August '25
+76
in 5 channels
Get PRO
July '25
+142
in 3 channels
Get PRO
June '25
+122
in 4 channels
Get PRO
May '25
+141
in 5 channels
Get PRO
April '25
+151
in 11 channels
Get PRO
March '25
+213
in 7 channels
Get PRO
February '25
+153
in 6 channels
Get PRO
January '25
+262
in 6 channels
Get PRO
December '24
+345
in 18 channels
Get PRO
November '24
+245
in 9 channels
Get PRO
October '24
+165
in 10 channels
Get PRO
September '24
+58
in 6 channels
Get PRO
August '24
+88
in 8 channels
Get PRO
July '24
+148
in 6 channels
Get PRO
June '24
+110
in 6 channels
Get PRO
May '24
+124
in 17 channels
Get PRO
April '24
+107
in 12 channels
Get PRO
March '24
+133
in 9 channels
Get PRO
February '24
+42
in 3 channels
Get PRO
January '24
+88
in 5 channels
Get PRO
December '23
+70
in 7 channels
Get PRO
November '23
+90
in 8 channels
Get PRO
October '23
+29
in 3 channels
Get PRO
September '23
+53
in 0 channels
Get PRO
August '23
+163
in 0 channels
Get PRO
July '23
+190
in 0 channels
Get PRO
June '23
+124
in 0 channels
Get PRO
May '23
+32
in 0 channels
Get PRO
April '23
+108
in 0 channels
Get PRO
March '23
+108
in 0 channels
Get PRO
February '23
+165
in 0 channels
Get PRO
January '23
+214
in 0 channels
Get PRO
December '22
+127
in 0 channels
Get PRO
November '22
+57
in 0 channels
Get PRO
October '22
+24
in 0 channels
Get PRO
September '22
+39
in 0 channels
Get PRO
August '22
+51
in 0 channels
Get PRO
July '22
+19
in 0 channels
Get PRO
June '22
+43
in 0 channels
Get PRO
May '22
+29
in 0 channels
Get PRO
April '22
+47
in 0 channels
Get PRO
March '22
+32
in 0 channels
Get PRO
February '22
+10
in 0 channels
Get PRO
January '22
+14
in 0 channels
Get PRO
December '21
+16
in 0 channels
Get PRO
November '21
+25
in 0 channels
Get PRO
October '21
+34
in 0 channels
Get PRO
September '21
+22
in 0 channels
Get PRO
August '21
+49
in 0 channels
Get PRO
July '21
+22
in 0 channels
Get PRO
June '21
+16
in 0 channels
Get PRO
May '21
+18
in 0 channels
Get PRO
April '21
+16
in 0 channels
Get PRO
March '21
+34
in 0 channels
Get PRO
February '21
+43
in 0 channels
Get PRO
January '21
+40
in 0 channels
Get PRO
December '20
+464
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
27 May0
26 May+1
25 May0
24 May+1
23 May0
22 May0
21 May0
20 May+1
19 May0
18 May0
17 May0
16 May0
15 May0
14 May0
13 May0
12 May0
11 May0
10 May+1
09 May0
08 May0
07 May0
06 May0
05 May0
04 May0
03 May0
02 May0
01 May0
Channel Posts
《مهاجرت تورکان آس/آز تحت رهبری اودین به ساکسونیا و اسکاندیناوی》 (فصل اول، قسمت بیستم و نهم) هرچند در ساگاها پدیده متامورفیزم بیشتر بصورت تبدیل شدن به مار دیده می شود اما اودین گاها تبدیل به پرنده و گرگ نیز می شود. اینکه دو گرگ همراه همیشگی اودین هستند نشانه ای از کولت گرگ می باشد. نام پدر اودین Bor و نام پدربزرگش Buri می باشد. محافظت دو گرگ ( در تورکی Börü) از وی از کولت گرگ سرچشمه می گیرد. آنگونه که "گروه گرگها" در جلوی اردوی تورکان قرار می گرفتند، به هنگام جنگ آلپ هایی که «berserkr» نام داشتند در جلوی اردوی آس ها حرکت می کردند که بدانها "گرگین پوست" هم می گفتند. به نظر V.A.Qordlevski افسانه های متعلق به گرگ مقدس توسط تورکان وارد اروپا شده اند و از این لحاظ رواج موتیفهای گرگ مقدس بین مردمان اسکاندیناوی و همچنین اسم پدربزرگ اودین یعنی Buri( Börü) جالب توجه می باشد. در prose Edda آمده است که: "به گرگ birük نیز گفته می شود." 📚Mladshaya Edda. Leningrad, 1971, 89 بدین ترتیب فصل اول آس ها و اسکاندیناوی به پایان می رسد. نکته ای که باید بگوییم این است که تمام مطالب گفته شده به این معنی نیست که اجداد سوئدی ها، آلمانها، دانمارکی ها یا نروژی ها تورک بوده اند یا برعکس. بلکه فقط می توانیم از مهاجرت گروهی از تورکان با نام آس/آز به ساکسونیا و اسکاندیناوی صحبت کنیم که پس از چند نسل در آنجا آسیمیله شدند ( علی رغم اینکه خاندانهای حاکم را در این مناطق تشکیل دادند). آنگونه که مهاجرت اقوام ژرمنی به آفریقا در عهد قدیم به این معنی نیست که اجداد اقوام آفریقایی ژرمنها بوده اند و یا برعکس. مهاجرتها کاملا طبیعی هست آنگونه که تورکان به مغولستان، هند، آسیای میانه و چین رفته اند به اروپا، اسکاندیناوی، آلمان و بالکان و ایتالیا و اروپای غربی هم می توانستند مهاجرت کنند و هیچ جای تعجبی از این بابت وجود ندارد. مطالعه منابع اروپایی به ویژه منابع یونانی-لاتین باستان و قرون وسطی برای تاریخ تورک بسیار واجب و ضروری هست زیرا بسیاری از تاریخ ما در غرب هنوز کار نشده و منتظر محققین واقعی می باشد. نمی توانیم تاریخ خود را فقط در سالنامه های چینی تعقیب کنیم زیرا بخش اعظم تاریخ خود را گم خواهیم کرد و این چیزی است که دشمنان تاریخ باشکوه تورک بدنبال آن هستند زیرا میخواهند ما را محدود به شرق کنند. تاریخمان در شرق بسیار کارشده و نیازی به تکرار مداوم مباحث قبلی نیست ... #تورکان_آس_آز #اودین ϜϓſϞ ‍ ☪‍ @AZ_SESI

2
‍ 《مهاجرت تورکان آس/آز تحت رهبری اودین به ساکسونیا و اسکاندیناوی》 (فصل اول، قسمت بیستم و هشتم) می توان تاثیر زبان تورکی در ساگاها را در لایه های ژرف زبانهای ژرمنی جستوجو کرد. لغاتی که با واژه man در تورکی ساخته می شوند(qoca-man, az-man və Man-qışlaq) در زبانهای ژرمنی نیز اینچنین بکار می روند (Buznes-men, bar-men, mann-heym). پسوند ar//-ər- در زبانهای تورکی ( az-ər, tat-ar) و ژرمنی (svi-er, ais-er, pers-ar) فانکشن یکسانی دارند. کسب مفهوم اسطوره ای برای لغت Alp در بین ژرمنها و سایر لغات ادسترات اینچنینی، نشانگر آسیمیله شدن آس ها بین اقوام ژرمن می باشند. مشاهده لغات سوسیال و لغات مربوط به باورها و اعتقادات در بین چنین توازنهایی حکایت از قدمت کهن این تبادلات دارد. در زبانهای ژرمنی (سوئد، ایسلند) چندین لغات تورکی را می بینیم: alp - alv, yer - yerd, yurd - jord, xaqan - hakon بعضی از لغات هم معنی نزدیکی دارند: Xuda, guday " تئونیم" // God " خدا" Qut "مقدس" // qud "خوب" Börü "گرگ" // börük "گرگ" Kun "مردم، خلق" // konung "شاه" Ər, ərən "سرباز" // her "سپاه", Heran, herran " فرمانده سپاه" برخی از این لغات را S.Lagerbring هم بیان کرده بود. 📚Lagerbring, 2008, 42-51. ببن ساگاهای اسکاندیناوی و داستاتهای تورک توازنهای زیادی بین موتیف های یکسان درخت حیات، آب حیات، اسب، شمشیر، کولت گرگ، سبک قسم خوردن و متامورفیزم وجود دارد. از موتیفهای مشترک ادبیاتی هر دو قوم تورک و نورس می توان به گذاشتن شمشیر بین دو نفر اشاره کرد. در موتیف دیدن خواب که در ادبیات شفاهی اسکاندیتاوی رایج است، همانند اغوزنامه ها به کابوس هایی برمی خوریم که خبر بد را نمایان می کنند. مثلا در بالاد "اِنگل جوان" چنین بندی وجود دارد: "در خوابم گرگی خاکستری دیدم در جنگل تاریک دراز کشیده بود قلب کنده شده من را در دهانش گرفته بود" 📚Skandinavskaya ballada. Leningrad, 1978, 134. در داستان بیوولف که با ستایش سلسله مشهور اسکیلدینگها از خاندانهای سلطنتی دانمارک شروع می شود، بیوولف با دیوی به اسم گرندل که گاها در هوای مه آلود از دریا خارج شده و چندین انسان را میخورد مبارزه می کند. آنگونه که باسات، تپه گوز را کشته و اغوزها را نجات می دهد، بیوولف نیز گرندل را کشته و مردم را از دست این موجود ترسناک نجات می دهد. بیوولف که از داستانهای قدیم اسکاندیناوی محسوب می شود از حوادث قرن هفتم بحث می کند. قسمت دوم لغت Beovulf ( beo-vulf) به معنی گرگ می باشد. 📚F. Ağasıoğlu, Bitik VI, 2020, 373-374. #تورکان_آس_آز #اودین ϜϓſϞ ‍ ☪‍ @AZ_SESI
1 296
3
📌 تۆرک ادیت مئدیاسی گۆجلۆ داوام ائدیر 📽️ فاکت ادیت‌لریمیز توران دۆنیاسؽ حاققؽندا 📜 تۆرک دۆنیاسؽنؽن تاریخین بیزیم‌له اؤیرنؽن 📌 بۆتؤ آزربایجان و توران حۆکؤمت‌لرینؽن گئچمیشین بوردا بیزیم‌له تانیؽب و تاکیپ ائدین 🇦🇿🇹🇷 https://t.me/TURKIC_EDITS
416
4
https://youtu.be/UX1bp7NOmMQ?si=wp4mTLswixiBenE8
1 071
5
‍ 《مهاجرت تورکان آس/آز تحت رهبری اودین به ساکسونیا و اسکاندیناوی》 (فصل اول، قسمت بیستم و هفتم) حتی مراسم سوگ در اطراف کورگان که در داستان بیوولف دیدیم صد درصد با مراسم سوگ تورکان مطابقت دارد: 《در داستان بیوولف که از داستانهای قدیم انگلوساکون می باشد جسد بیوولف به هرونسنس انتقال داده می شود و در آنجا جسد وی در هیزمها سوزانده شده و گِتها برای او سوگواری می کنند به ویژه سوگواری زنی بیوه ذکر می شود. سپس بالای پشته ای از خاک، تپه ای مشرف به دریا ساخته می شود که درون آن گنجی جاگذاری می شود. و گروهی ۱۲ نفره از بهترین جنگجویان دور آن چرخیده و در ستایش بیوولف نوحه سرایی می کنند.》 نام odin بصورت odun-xan در بین تورکان ساخا حفظ شده است در افسانه ای که «Er-Sogotox-Elley» پسر Arsax (ارساک) از نسلش صبحت می کند چنین می نویسد: "من هم آفریده شدم، با خواست چینگیس-خان و اودون-خان که با طنابی کم مو به خاک-مادر و با طنابی باریک به کل جهان بسته شده اند، زندگی می کنم." 📚G.V. Elleyada. (Materialy po mifologii i legendarnoy istorii yakutov). Moskva, 1977, 34-35. صدای کوراوغلو با خوردن آب حیات رسا شده و تبدیل به قهرمانی شکست ناپذیر می شود اما بدلیل اینکه آب تمام می شود چشمان کور پدرش را نمی تواند شفا دهد. اودین هم با نوشیدن آب حیات تبدیل به فردی عالم، پیشگو و شکست ناپذیر می شود اما بخاطر این دستاورد مجبور می شود یک چشمش را فدا کند. جا دارد اینجا بیان کنیم که اودین برای اولین بار فلزکاری را هم به اسکاندیناویایی ها یاد می دهد. تورکان هر سال یک قورولتای (Τοy) ترتیب داده و مسائل دولتی را در آن حل و فصل می کنند. اسکاندیناویایی ها هم مشکلات خود را در گردهمایی هایی به اسم ting حل کرده و سالیانه در گردهمایی بزرگی به اسم althing تصمیمات استراتژیک را اتخاذ کرده و سپس همانند Toy در تورکان مجلس را با جشنی تمام می کنند. سنتهای اتنوگرافیک متفاوت بین اهالی نورس و آس ها نیز دیده می شود مثلا در ساگای اینگلینگ ها آمده است که در اقوام بومی Van سنت ازدواج با خواهر دیده می شود اما بین اقوام آس ازدواج با فامیلهای نزدیک ممنوع می باشد. از دیگر توازنهای تورک/نورس می توان به انتقال لقب خاقان به زبانهای اسکاندیناوی اشاره کرد. این لقب احتمالا بعد از دوران آسها و توسط تورکان بعدی مثل هونها انتقال یافته است: اسنوری استورلسون در مورد Konung Hakon (933-960) ساگایی به اسم "ساگای خاقان مقدس" (Hákonar saga góða) نوشته است. همچنین Håkon sigurdsson ( ۹۷۰-۹۹۵) پسر Sigurd Hakonsson در نروژ کُنونگ ( شاه) بود. آنگونه که Erik Hakansson (960-1020) نیز یک شخصیت تاریخی بود امروزه هم نام وارث پادشاهی نروژ Хaкоn Маgnus، زاده ۱۹۷۳، می باشد. علاوه بر نامهای Hakan, Hakon, Haakon، نام خانوادگیِ Hakan-son یعنی "خاقان-اوغلو" هم بصورت Hakonar-son نوشته می شود. مثلا نام IV Hakonun (1204-1263) پسر III Hakonun بصورتِ Håkon Hákonarson و Hakon Håkonsson نوشته می شود. 📚F. Ağasıoğlu, Bitik VI, 2020, 364-365, 372-373. #تورکان_آس_آز #اودین ϜϓſϞ ‍ ☪‍ @AZ_SESI
1 296
6
‍ 《مهاجرت تورکان آس/آز تحت رهبری اودین به ساکسونیا و اسکاندیناوی》 (فصل اول، قسمت بیستم و ششم) در ساگایی به اسم "Gisli" نام یک برده Kol می باشد (kul در تورکی). همچنین دو شخصیت مجزا Torkel نام دارند. 📚Islandskiye sagi. Irlandskiy epos. Moskva, 1973, 23, 27 نام زنی که اودین با او ازدواج کرد Yerd نام داشت زیرا وی الهه زمین بود. حاصل ازدواج، پسری به اسم Tor بود. 📚Mify narodov mira. (Entsiklop.), I. 1991, 436 اسم Tor می تواند اتنونیم tur* باشد که در اسامی turuq و turan دیده می شود. بعضی از اسامی اشخاص یاد شده در ساگاها با توجه به ساختار و تلفظشان اسامی قدیم تورکان را به یاد می آورند: Atli, Anar, Aran, Ariqud, Arinböri, Aslaq, Askel, Domar, Dusli, Od, Qunnar, Kolbeyn, Kormak, Eynar, Eyrik, Erlüg, Elli, Endur (öndur «xizək»), Egil, Torkel, İmir, Saga. که البته بعضی از این اسامی، نامهای تورکی می باشند. در ساختار بعضی از اسامی مونث که در ساگاها یاد می شوند اتنونیمهایی مثل As و تئونیمهایی چون qod و tor دیده می شوند: Asta, Asdis, Asiyu, Ariqud, Qudrid, Qudlauk, Torlaug اسم Alov هنوزم بین تورکان رایج می باشد. همچنین نام یک زن در ساگاها Disi می باشد که همان لغت تورکی Dişi در مفهوم خانم می باشد. اسم Syofn به معنی sevgi" (syafni)" نیز بکار می رود. اسامی شاهانی که در ساگای اینگلینگها دیده می شود بسیار شبیه اسامی تورکی می باشند: Alreyk, Eyrik, Aqnar, Algaut, Alv (*Alp), Alvarid, Ali (*Alı), Dag, Domar, Qudlauq, Egil, Selvi, İngvar, İvar, Olav. بطوری که نوادگان Dag بصورت degling یعنی daglı نامیده می شدند. نام دخترش هم Dageyd بود. اودین القاب زیادی داشته که یکی از اینها Herran, Heryan (Herən) می باشد این اسم به اسم تورکی ərən به معنی "فرمانده اردو" بسیار نزدیک است. به اردو در زبان ایسلندی her گفته می شود. 📚F. Ağasıoğlu, Bitik VI, 2020, 370-371 حتی سنت ساخت کورگان توسط اودین به اقوام نوردیک آموخته می شود. در ساگای ایسلندی Ynglinga آموزش ساخت کورگان به اقوام ژرمنی توسط اودین رهبر آزها چنین منعکس می شود: 《بدینگونه او (اودین) طبق قانون مقرر کرد که تمام مردگان باید سوزانده شده و تمام دارایی هایشان همراه با خودشان در تلی از هیزم قرار داده شده و خاکسترشان در دریا ریخته شده و یا در زمین دفن شود. بدین گونه برای تل هیزم هرکس با دارایی هایش به والهالا خواهد آمد و از هر آنچه که خودش در زمین دفن می کند لذت خواهد برد. به یادمان افراد برجسته باید تپه ای برپا شود. و برای تمام جنگجویان دیگر که به واسطه مردانگی شان متمایز می شوند سنگی برافراشته شود. این سنت مدتها بعد از دوران اودین حفظ شده بود.》  #تورکان_آس_آز #اودین ϜϓſϞ ‍ ☪‍ @AZ_SESI
1 191
7
یکی از فیلسوف هایی تورکان ساکایی، آناکارسیس(Anacharsis) بود. وی جزو ۷ فرزانه بزرگ جهان باستان محسوب می شود که در قرن ۶ پیش از میلاد می زیسته است. آبایف بر اساس زبانهای ایرانی نام وی را بصورت ana-hvarti* (شکست ناپذیر) تشریح کرده و تروباچیف نیز آن را با maharsi ( خردمند بزرگ) در زبان هندی مرتبط می سازد. 📚-Этногенез народов Балкан и Северного Причерноморья. (Лингвистика, история, археология). М. 1984, 56. بین تورکولوگها، E. Əlibəyzadə این اسم را به قسمتهای ana-kar تقسیم می کند. 📚Əlibəyzadə, 1998, 266 فریدون آغاسی اوغلو با تکیه بر جمله "Aslan enügi yine aslandur" در کتاب دده قورقود، این اسم را به صورت(anak-ars(Lan به معنی "بچه شیر" تفسیر می کند. [زیرا قسمت Lan- در آخر اسامی حیوانات وحشی دیده میشود: آرس-لان، کاپ-لان، سیرت-لان و...] 📚F. Ağasıoğlu, İstanbul-2019, bitik VI, 50. پیشنهاد تورکی ما کاملا واضح می باشد: Inak-Ares(is) > Anakars(is) قسمت is- در آخر اسم در زبان یونانی به اسم اضافه شده و قسمت Ares نام رب النوع جنگ در ساکاها و یونانیان بوده است و آنگونه که قبلا بطور مفصل بررسی کردیم یک تئونیم کاملا تورکی می باشد. (علاقه مندان می توانند به مطلب مربوطه در کانال مراجعه کنند و در اینجا اتیمولوژی Ares را تکرار نخواهیم کرد). قسمت اول یعنی inak در تورکی قدیم به معنی "دوست، رفیق معتمد، محرم اسرار، نماینده اعظم دولت" بوده است و بین سلاجقه بصورت عنوان دولتی بکار می رفته است. بعلاوه به معنی "فرمانده لشکر، رئیس طایفه" نیز بوده است. ایناک ها از اعضای شورای سلطنتی و اشخاص نزدیک به خانهای خوارزم بوده اند. خان وقتی تصمیمی می گرفت بر آرای ایناک ها تکیه می کرد. در خوارزم عنوان ایناک بعد از خان، در رتبه دوم قرار داشت. 📚A. Donuk, 1988, 16. بین تورکان اسم شخص inak-xan نیز موجود بوده است. 📚F. Sümer, 1999, I, 294. بنابراین anakars/inakares یعنی: "دوست آرِس"،  دوست مورد اطمینان آرس"، "فرمانده لشکریان آرس"، "نماینده بلند پایه آرس" ▪︎برخی از سخنان این فیلسوف بزرگ تورک را در زیر مثال می زنیم: وی در نامه خود تحت عنوان "خطاب به آفینایی ها" چنین مینویسد: شما به لهجه من میخندید زیرا که حروف (صداهای) یونانی را نمی توانم درست تلفظ کنم. آناکارس بین آفینایی ها و آفینایی ها بین ساکاها نمی توانند سلیس تکلم کنند. این زبان نیست که انسانها را از همدیگر متمایز می کند بلکه طرز تفکرشان آنها را از یکدیگر متفاوت می سازد. آنگونه که یک هلنی به واسطه عقل و تفکر خود از دیگری متمایز می شود. وقتی از آناکارس سوال می شود چگونه از سرخوش بودن دوری کنیم جواب می دهد: کافیست حال و اوضاع انسان مست را تصور کنیم. آناکارس در مکتوب خود تحت نام مدوکا، بیان می کند که: بارزترین مشخصه فقر معنوی، حسادت و ترس می باشد. وقتی آناکارسیس ضخامت چوبی که  برای ساخت کشتی استفاده می شده است را می بیند، می گوید: در دریا فاصله بین مرگ و زندگی چهار انگشت می باشد. وقتی از وی پرسیدند بی خطرترین کشتی کدام است جواب داده بود که: کشتی به ساحل نشسته آناکارس خطاب به یونانیان: اگر صحبت کردن به زبان بیگانه ها را تایید نمی کنید چرا لباس های بیگانگان را چنین ارج می نهید؟ تعجب می کنم زیرا در سرزمین هلنی ها اساتید برای پاداش رقابت می کنند و اشخاصی که استاد نیستند برای پاداش تصمیم می گیرند.  زندگی تمام می شود اما مرگ شرافتمندانه هرگز نمی میرد. وی در جواب شخص یونانی که سرزمین ساکاها (تورکان) را مورد تمسخر قرار می داد: اگر سرزمینم را مایه ننگ من می دانی، من تو را مایه ننگ سرزمینت می دانم. #ساکاها_ایرانی_نبودند #تورکان_سکایی ϜϓſϞ ‍ ☪‍ @AZ_SESI
1 056
8
چگونه نبرد اسکندر با تورکان ساکا در قرن چهارم پیش از میلاد تبدیل به داستان ذوالقرنین و یاجوج و ماجوج در منابع اسلامی شد. همین
چگونه نبرد اسکندر با تورکان ساکا در قرن چهارم پیش از میلاد تبدیل به داستان ذوالقرنین و یاجوج و ماجوج در منابع اسلامی شد. همین نبرد را محمود کاشغری در داستان şu تحت عنوان نبرد تورکان با اسکندر در کتابش ارائه می دهد. از نوشته های آریانوس و کورتوس در می یابیم که نام برادر شاه ساکا، کارتاسیس و نام فرمانده مرزی ساکاها، ساتراکس می باشد. کارتاسیس همان کارداش در تورکی است( نولدکه هم به تورکی بودنش اعتراف می کند) و چون از لغات مربوط به خویشاوندی است، دلیل محکمی به تورک بودن ساکاها می باشد. ساتراک نیز یک اسم کاملا تورکی می باشد زیرا بین تورکان بلغار خانی به اسم کوتراک بود (تغییر k//s در اول لغات و اسامی تورکی) در این نبرد فقط گروه مرزی کوچک ساکاها وارد جنگ شده و هرچند تلفات بیشتری داد اما مانع ورود اسکندر به سرزمین توران می شود. 🗣 Dr. E. Karakoç #ساکاها_ایرانی_نبودند #تورکان_ساکا ϜϓſϞ ‍ ☪‍ @AZ_SESI
1 041
9
تورک تاریخینن و قهرمانلارینان حرفه‌ای و کیفیتلی ادیت‌لر🔥🇦🇿🇹🇷 بیزه قوشولون بیرلیکده تاریخیمیزی یاشاداق🤌 📍https://t.me/T
تورک تاریخینن و قهرمانلارینان حرفه‌ای و کیفیتلی ادیت‌لر🔥🇦🇿🇹🇷 بیزه قوشولون بیرلیکده تاریخیمیزی یاشاداق🤌 📍https://t.me/TURKIC_EDITS
118
10
Sessiz yürekleri neyle aydınlatmalıyız? Gerçekçiliğin önündeki perdeleri neyle kaldırmalıyız? Kayıtsızlık çölünde kaybolmuş z
Sessiz yürekleri neyle aydınlatmalıyız? Gerçekçiliğin önündeki perdeleri neyle kaldırmalıyız? Kayıtsızlık çölünde kaybolmuş zihinleri neyle uyandırmalıyız? ... Gaspıralı İsmail - Tonguç Mecmuası Biz genç Türkler, bilginin kılıcıyla perdeleri yırtıp, sessiz yürekleri farkındalığın ışığıyla aydınlatacağız. Bize katılın! Kayıp milleti kayıtsızlık çölünden kurtaralım. https://t.me/addlist/aqO8vEfQtt83ZmI0 Bizə Qoşulun https://t.me/addlist/aqO8vEfQtt83ZmI0 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 1404/10/06 🖋 «𝙱ö𝚈ü𝙺 ᴛüʀᴋ ʙɪʀʟiği»
119
11
‍ 《مهاجرت تورکان آس/آز تحت رهبری اودین به ساکسونیا و اسکاندیناوی》 (فصل اول، قسمت بیستم و پنجم) به ویژه شباهت اسکاندیناوی 'X 'G و تورکی 'X 'D جالب است. ما لغت بلغاری Dilom به معنی "مار" را برای تورکی رایج Yılan داریم. اگر شکل بلغاری شکل سابق تورکی رایج یعنی تلفظ عصر هون را نشان دهد، تلفظ تورکی حرف X بصورت 'D' یادگاری از عصر هون در دوره بعدی گوک تورک خواهد بود. و اگر کلمه gelon متعلق به دوره قدیمی تر ساکا بوده و واقعاً به معنای "مار" باشد، همان علامت X به صورت "G" خوانده شده و با قرائت اسکاندیناویایی یکسان می باشد. البته اینها فرضی هستند و نیاز به تحکیم بخشی دارند. مطالعات بیشتر ممکن است نتایج متفاوتی به همراه داشته باشد. رونیک اسکاندیناوی بسیار ساده است و به نظر می رسد با حمایت چشمگیر لاتین پشتیبانی شده است. یک زبان ژرمنیک به سختی می تواند با الفبای هجایی نوشته شود اما زبان تورکی که خوشه ای از همخوان ها را در ابتدا نپسندیده و حداکثر دو تا را در انتها می پذیرد، آنگونه که در رونیک تورکی هم دیده می شود می تواند تا حدی این کار را انجام دهد. از سوی دیگر تورکی را به سختی می توان با الفبای سامی نوشت. متون اویغوری که با الفبای 14 حرفی با منشأ آرامی نوشته شده اند عمدتاً نه از روی متن بلکه از حافظه خوانده می شوند. هنگامی که تورکان پس از مسلمان شدن خط عربی را پذیرفتند برای نشان دادن تفاوت های صوتی مجبور شدند آن را به منطق خط تورکی قدیم نزدیک کنند. بنابراین تفاوت منطقی زیادی در نوشتن متون تورکی به عربی یا رونیک اوراسیا وجود ندارد. ممکن است در اسکاندیناوی هم همین اتفاق افتاده باشد. قدیمی‌ترین کتیبه‌های رونیک در دانش کنونی ما پس از چند نسل از مهاجرت آس ها به آنجا ظاهر می‌شوند. بنابراین آن‌گونه که به نظر می‌رسد رون هایی که به سختی به یاد می آمدند بعدها باید با ضمایم رومی/لاتین تکمیل می شدند. پس توضیح محتاطانه‌تر این خواهد بود که آن را به‌عنوان الفبای التقاطی که از خاطرات مرده احیا شده است، به جای خطی که تحت تأثیر روم توسعه یافته است تعریف کنیم زیرا ما از مراحل چنین توسعه‌ای اطلاعی نداریم بلکه فرمی توسعه یافته ای از آن را داریم که به بلوغ عملی رسیده است. در رابطه با توپونیمها هم قصبه هایی به اسم Aseri, Aza, Azer, Aseri-aru, Azer-male در استونی وجود دارند. در مرکز اروپا هم روستاهایی به اسم Azar, Azer, Azer وجود دارند. پروفسور Sven Lagerbring در قرن ۱۸ ارتباط بین تورکان و سوئد را می نویسد. به نظر وی او شخصیت تاریخی بوده که از تورکلند آمده و رهبر تورکان آسیایی بوده است. وی می نویسد: "اجدادمان تورکانی هستند که دوستان اودین بودند، در رابطه با این موضوع دلایل کافی را بدست آوردیم. اودین و دوستانش تورک بودند." وی شخصیت علمی برجسته ای بوده که پدر علم تاریخ سوئد محسوب شده و نویسنده کتاب ۴ جلدی "تاریخ امپراطوری سوئد" می باشد. همچنین وی برای سالیان دراز (1734-1769) ریاست دانشگاه لوند را در اختیار داشته است. عالم سوئدی دیگر Olof von Dalin در کتاب " تاریخ سوئد" (1756) که در کتابخانه باین آلمان نگه داری می شود چنین نوشته است: "اودین شاه تورکان بوده است." 📚F. Ağasıoğlu, Bitik VI, 2020, 261, 263-264. #تورکان_آس_آز #اودین ϜϓſϞ ‍ ☪‍ @AZ_SESI
1 077
12
《درباره اتیمولوژی نام" کیمر"》 (قسمت دوم) در این بین نوشته های F.Ağasıoğlu نیز بسیار جالب است: 📚F. Ağasıoğlu, Bakı-2006, 8: زکریا کاناکرتسی رویدادی که در ارتباط به خاندان ائلی-قامارلو بود را چنین توضیخ می دهد: " شخصی فرهیخته به نام آپاک از خاندان ائلی قامارلویِ قبیله bayat که از سایر مسلمانان خدانشناس و بی وجدان متفاوت است، سوار اسبش شده و به دره واغارشاپات رفت." 📚Канакерци 1969; (Хроника, II, 33, 195а). در اینجا ایل قمرلو که با قبیله بیات مرتبط می شود، همان روستای قدیم قمرلی در نزدیکی ایروان در ودیباسار می باشد. هر دو اتنونیم واژه ی قام را در اسم قام قان (شامان بزرگ و نام پدر خان خانها) که در داستان دده قورقوت علم بزرگی را برداشته، و خود دده قورقوت که از قبیله ی بیات است و همچنین اسم کام-بوره (به معنی گرگ مقدس) یادآوری میکند و در اینجا میبینیم که این واژه، واژه ای تورکی و قدیمی بوده و به نوعی معنی شامان و تقدس را ایفا میکند و حتی در تاریخهای قدیمی تر هم مثالهایی از این قبیل داریم مانند اسم همرزم آتیلا که آتا-کام نام داشت و یا حتی قدیمی تر از آن در اسم قام-آتا از قبیله ی ماق که باعث سرنگونی سلسله هخامنشی در سرزمین ماد شد. در اینجا ما اسم هایی که مفهوم پدر شامان را می رسانند میبینیم. در آذربایجان هم واژه ی "قام-قام پیری" را که مفهوم لکزیکش امروزه نیز باقیمانده را داریم. در فولکولور تاتار هم بیانی به شکل زیر که معنایش فراموش شده را داریم: آلّاری آلّاری آلّاری، کامر آبی از نظر ما با توجه به مثالهای متعددی که آورده ایم به روشنی مشخص میشود که کلمه ی قامر از قسمتهای kam-ar تشکیل یافته است. این نوع تحلیل اتیمولوژیکی علت انتخاب کامها از نسل کامر( کیمر) در بین اجتماعات ساکا-کامر و نیز دلیل استعمال اتنونیمهای ساکا-کامر در منابع تاریخی به جای یکدیگر را آشکار میکند. نمونه های آن در دولتهای بعدی ترکان هم خود را نشان میدهد به طوریکه در بین ساکاهای تیگراخودا که به عنوان اتنونیم کامر شناخته میشوند، خاندان کامر میتوانست عنوان پادشاهی را از آن خود کند. دربین خزرها و بیاتها هم اشخاصی که از نسل کام بوده اند، توانسته بودتد به بالاترین مقام یعنی خاقانی نائل شوند. براساس مطالبی که گفتیم مشخص میشود که کیمرهـا قـوم جداگانه ای نبوده اند بلکه نقش طایفه ای را داشته اند که در اتحادیه طوايف ساکا تمثيل کننده ی خاندان شامان بوده اند و بدین خاطر هم هست که علاوه بر منابع آشوری، در آثار مورخان باستان هم اسامی اسکیت و کیمر به عنوان اتنونیم هایی که به جای یکدیگر به کار میروند استفاده میشود. به نظر باستان شناس مشهور A.A lessen آثار باستانی نووچر کاسک-چرنوگروفکا را می توان به همان اندازه که به قوم ساکا متعلق دانست به کامرها هم می توان نسبت داد. و A.M.Leskov نیز به عنوان یک باستان شناس دیگر بعد از بررسی اسناد باستان شناسی قبلی ساکاها و کامرها و نیز یافته های باستان شناسی جدیدِ اضافه شده در ۲۰ سال گذشته بیان میکند که اسکیتها و کیمرها از نظر فرهنگی-قومیتی منشا واحدی دارند و الان برای ما آشکار می شود که چرا برای قوم اسکیت از بیان کیمر (آپولونی) استفاده شده است و چرا برای طوایفی که شیر اسب می دوشیدند هسیود از لفظ اسکیت و کالیماخوس از واژه ی کیمر استفاده کرده اند و یا اینکه چرا استرابون، "مادی" سرکرده ی اسکیتها را گاهی اسکیت و گاهی کیمر نام نهاده است. این را نیز اضافه کنیم که در نوشته ایلامی-پارسی کتیبه ی بیستون، ساکا و در واریانت اکدی، کامر نوشته شده است. در کتیبه ی آشوری هم پادشاه کامر "توگدامه" به عنوان شاه ساکا و قوتیوم معرفی میشود و تمام این مثالهایی که آوردیم درستی تحلیل اتیمولوژیکی که در بالا آوردیم را آشکار می سازد. 📚Лесков 1981, 105-106. بین تورکان به اسب قرمز رنگ، قَمَر گفته می شود که این اسم به احتمال زیاد یادگار سواران کیمری می باشد. 📚F. Ağasıoğlu, 2014, III, 300 #تورکان_کیمر #تورکان_ساکا #ساکاها_ایرانی_نبودند ϜϓſϞ ‍ ☪‍ @AZ_SESI
1 087
13
《درباره اتیمولوژی نام" کیمر"》 (قسمت اول) ایرانشناسان با توجه به خویشاوندی ساکاها و کیمرها، و ایرانی محسوب کردن ساکاها، کیمرها را نیز ایرانی محسوب کرده و نام قومی آن را هم بر اساس زبانهای ایرانی تشریح می کنند: هارماتا آن را مشتق از Gayamira* به معنی "اتحادیه طوایف" می داند. 📚Harmatta, 1996. دیاکونوف و توختاسیف آن را در ارتباط با Gmīra* و یا Gāmīra* به معنی "واحد متحرک" دانسته اند. 📚Tokhtas'ev, 1991. 📚Diakonoff, 1985. ایوانتچیک آن را در ارتباط با -Gimĕr* و یا -Gimĭr* می داند که معنی آن نامشخص است. 📚Ivantchik 1993a, p. 134-140. بعدها دیاکونوف ( که توختاسف هم از نظر دیاکونوف الهام گرفته بود) نظر اولیه خود را منتفی دانسته و با ایوانتچیک هم نظر می شود. 📚Ivantchik 2001, p. 321 آن گونه که دیدیم ایرانشناسان در باب اتیمولوژی کیمر به نتیجه منطقی نرسیده اند. اما در تورکی به راحتی به چندین روش منطقی نام کیمر تشریح می شود: میزیف معنی کیمر را در مفهوم نام قومی تورکان "قاراچای" جستوجو می کند. قارا در تورکی به معنی بزرگ، قدرتمند بوده و چای نیز معنی نهر و رود را دارد که در کل معنی " رود بزرگ" می باشد که تبدیل به نام قومی شده است: "در تاریخ، نام بعضی از اقوام می تواند از اسامی رودها حاصل شود. این شرایط در دنیای تورک بسیار به چشم می خورد. مثلا اسم کاراچای نیز به معنی "مردمان رود" می باشد. اما در دیالکتهای تورکی لغت kam و یا kem نیز برای رود بکار می رود مثلا در قدیم به رود یئنی سئی kem و به شاخه آن kemçik می گفتند. لغت ayrıkam به معنی "جدا شده به واسطه آب" در تورکی قاراچای بالکار در ارتباط با لغت فوق الذکر می باشد. به همین ترتیب اسم دیگر رود دانوب، kamçiya می باشد. بدین ترتیب مشخص می شود که معنی اسامی kam-er و یا kim-er در تورکی، "مردمان آب" می باشد. نامهای قومی suv-ar, sub-ar, bulg-ar هم با این منطق (مردمان آب) ایجاد شده اند. 📚Miziyev,İ.M,İstoriya Karaçaevo Balkarskogo Naroda s Drevneyşih Vremen Do Prisoedineniya k Rossi,Nalçik, 1994, p.32-33. فاتح شنگول به نوشته های هومر که سرزمین کیمرها را بصورت " تاریک و پوشیده از مه" توصیف می کند تکیه میکند. وی با توجه به تفاوت دیالکتیک k~s در تورکی (که قبلا به کرات درباره آن صحبت کرده ایم)، لغت Sim در چوواشی به معنی "تاریکی" را پیشنهاد می دهد: Sim-er~kim-er (مردمان تاریکی) 📚F.şengül, 2008. #تورکان_کیمر #تورکان_ساکا #ساکاها_ایرانی_نبودند ϜϓſϞ ‍ ☪‍ @AZ_SESI
880
14
ما در اینجا دغدغه‌ مان زبان مادری، فرهنگ و هویت اجتماعی است. موضوعات گفت‌ و گویمان در کانال عبارتند از: ✅ زبان و حقوق زبانی ✅
ما در اینجا دغدغه‌ مان زبان مادری، فرهنگ و هویت اجتماعی است. موضوعات گفت‌ و گویمان در کانال عبارتند از: ✅ زبان و حقوق زبانی ✅ تاریخچه و ریشه‌ شناسی ✅ معادلها و اصطلاحات کهن تورکی ✅ نقد و بررسی ادعاهای نادرست زبانشناختی @TURK_LN|@TURK_LN @TURK_LN|@TURK_LN @TURK_LN|@TURK_LN
218
15
༻ 🎶Turkish songs🎸 ༻ Türkce Şarkılar💿 Nostaljik Parçalar🎶 En lyiler🎗 En Yeniler💯 Channel ID : @Turkishh_songs @Turkishh_
༻ 🎶Turkish songs🎸 ༻ Türkce Şarkılar💿 Nostaljik Parçalar🎶 En lyiler🎗 En Yeniler💯 Channel ID : @Turkishh_songs @Turkishh_songs @Turkishh_songs @Turkishh_songs
101
16
‍ 《مهاجرت تورکان آس/آز تحت رهبری اودین به ساکسونیا و اسکاندیناوی》 (فصل اول، قسمت بیستم و چهارم) همین امر برای گروه کتیبه‌های دون نیز بسیار تعیین کننده است. شاید آنها مرتبط با دوران باستان نباشند زیرا ممکن است که آنها نشانگر حکایت جمعیت آسِ ساکنِ آنجا در قرون وسطی آغازین باشند. مقایسه خط تورکی و اسکاندیناوی نشان می دهد که اولی پیچیده تر و متنوع تر است و می دانیم که از طریق مسیر طبیعی پتروگلیف > تامغا > حروف، توسعه یافته است. از سوی دیگر الفبای اسکاندیناوی به طور ناگهانی در کمال خود وارد این منطقه می شود و تنوع تنها پس از گسترش آن در اروپا رخ می دهد. ما همچنین به ریشه‌های اتیمولوژیک کلمه run اشاره کردیم که بیانگر عمل نوشتن نبوده بلکه نشانگر انجام جادو می باشد. این خط باید زمانی توسط فقط یک نفر یا یک قوم ایجاد یا معرفی شده باشد. پژوهش ها درباره منشأ رونیک اسکاندیناوی هنوز ادامه دارد. بقول Looijenga: "اگر با سوال منشأ الفبای رونیک ادامه دهیم باید بپرسیم کدام الفبای مدیترانه ای می تواند جد محسوب شود؟" Looijenga, Texts and Contexts of the Oldest Runic Inscriptions, 10. با گفتن "باید پرسید" و در نتیجه "نمی توان پرسید"، وی می نویسد که هنوز الفبای مبدا جامعی پیدا نشده است. Looijenga, Texts and Contexts of the Oldest Runic Inscriptions, 10. همین نگرش در بین پژوهشگران تورکولوژی نیز حاکم است. اما انتظار می رود که اخلاق علمی به منظور اجرای یک قضاوت عادلانه به "باید بپرسی/ نگاه کنی" امر کند. ما به هیچ وجه در موقعیتی نیستیم که بگوییم رونهای اسکاندیناوی از رونهای تورکی نشات گرفته اند. گرچه این فقط یک مقایسه بسیار ساده و مقدماتی است اما جدول به وضوح تفاوتهای خاص را نشان می دهد. ما باید تمام نشانه هایی که در پالئوگرافی تورکی قدیم استفاده می شود را تعبیر کنیم. به هر حال تفاوت بین آنها مشخص است. حروف اسکاندیناویایی برایِ B, F, H, I, K( لاتین c مراجعه کنید به), L, M, R, S و T به راحتی با حروف لاتین مربوطه که تعامل بسیار طبیعی با دنیای روم نشان می‌دهند، گره میخورند. نیازی به خواندن کتاب های اصیل مانندِ Runic and Mediterranean Epigraphy نوشته Morris نیست. اما چرا مردم اودین همه حروف لاتین را اتخاذ نکردند؟ تفاوت‌های عمده بین حروف بزرگ یونانی و محصول فرعی آن سیریلیک به دلیل فقدان برخی واج‌ها مانند Š, C, Ž در الفبای یونانی می باشد. چنین نظم و قاعده ای بین لاتین و رونیک وجود ندارد. ازسوی دیگر به نظر می رسد که اسکاندیناوی "ᛒ" با ترکی 'W' 𐰨 مرتبط است. اسکاندیناوی 'ᚷ 'G شبیه به تورکی 'D' 𐰓 می باشد. اسکاندیناوی 'ᚺ 'H شبیه به تورکی 'k' 𐰴 می باشد. اسکاندیناوی 'ᛁ 'I هم به حرف لاتین و هم به تورکی 'I' 𐰃 مشابهت دارد. اسکاندیناوی 'ᛃ 'j در ارتباط با تورکی 'NY' 𐰪 می باشد. اسکاندیناوی 'ᛚ 'L شبیه به تورکی 'L' 𐰞 می باشد. اسکاندیناوی 'ᚾ 'N شبیه به تورکی 'Ń' 𐰭 می باشد. اسکاندیناوی 'ᛉ 'Z شبیه به تورکی 'ᛉ 'ič و 'č' 𐰲 می باشد. یک مقایسه گسترده تر ممکن است نتایج متفاوتی به همراه داشته باشد. #تورکان_آس_آز #اودین ϜϓſϞ ‍ ☪‍ @AZ_SESI
984
17
تـورکـجـه شـعـرلـر مـئـدیـاسـی: سرِ زولفون توتان گوندن، منی تکفیر ائدر زاهید مگر بیلمزمی مین کافر یئتیب ایمانه زولفوندن؟! htt
تـورکـجـه شـعـرلـر مـئـدیـاسـی: سرِ زولفون توتان گوندن، منی تکفیر ائدر زاهید مگر بیلمزمی مین کافر یئتیب ایمانه زولفوندن؟! https://t.me/Poemistic ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
115
18
☾︎✰ 𝑇𝑈𝑅𝐾 𝑂𝑇𝐴𝐺𝐼 ☾︎✰ 🖋 بیان حقایق تاریخ و تمدن تورک 📚 کامل ترین آرشیوِ مدارک و اسناد تاریخیِ تورکان آزربایجان و تمدن
☾︎✰  𝑇𝑈𝑅𝐾 𝑂𝑇𝐴𝐺𝐼  ☾︎✰ 🖋 بیان حقایق تاریخ و تمدن تورک 📚 کامل ترین آرشیوِ مدارک و اسناد تاریخیِ تورکان آزربایجان و تمدن های باستانی و امپراتوری های ملت تورک 🌐 مطالب مفید برای افزایش سواد سیاسی و اقتصادی 🌍 پوشش خبرهای مهمِ آزربایجان، جهان و کشورهای تورک            🇭🇺 🇹🇷 🇦🇿 🇹🇲 🇺🇿 🇰🇬 🇰🇿 ✍🏻 تحلیل های واقع بینانه راجب هویت تورکان، سیاست و اتفاقات روز، مسائل اقتصادی ✔️ افشایِ جعلیات پانفارس‌ها و ایرانگرایان لینک عضویت در کانال ↙️↙️↙️ ⏞⏞⏞⏞⏞⏞⏞⏞ ⟾     🆔 @TURK_OTAGI  ⟽  ☞    🆔 @TURK_OTAGI  ☜ ≫≫  🆔 @TURK_OTAGI  ≪≪     ⏟⏟⏟⏟⏟⏟⏟⏟
259
19
《سانداک شاترو (Sandakšatru) سومین و آخرین پیشوای تورکان کیمر》 (قسمت دوم) علی سویم این اسم را به شکل Sunduk می خواند. و معنی آن را " هدیه داده شده"، "کسی که با دنیا آمدنش خداوند به والدینش هدیه ای داده است"، می نویسد. 📚Suriye Selçukluları I (Fetihten Tutuş'un Ölümüne Kadar), Ankara 1965, s. 34, dipnot 71; 📚a.mlf., Suriye ve Filistin Selçukluları Tarihi, Ankara 1983, s. 48, dipnot 65. عثمان توران این اسم را واریانت دیگری از اسم Saltuk دانسته و بصورت sanduk قرائت می کند. 📚O. Turan, Doğu anadolu türk devletleri tarihi, s.5, dipnot 4. هرچند طبق قاعده تبدیل L>n این تغییر امکان پذیر است اما وجود این اسم در دوران بعد به همان شکل این احتمال را کم می کند. در کتاب "زبده الحلب من تاريخ حلب" ابن العدیم این اسم بصورت "صندُق" آمده است. 📚Sâmî ed-Dehhân, Dimaşk 1954, II, 25. که می توان آن را به صورت sanduk, sunduk, sundak هم خواند. طبق نظر Tülücü نیز این اسم از ریشه -sun به معنی تقدیم کردن، دراز کردن، دراز کشیدن، حمله کردن مشتق می شود. 📚S. Tülücü, malazgirt savaşına katılan türk beylerinden Sundak bey, 272. 📚Tarama Sözlüğü V, Ankara 1971, s. 3577, 3580, 3582. و به معنی "پیشکشی برای والدین و یا خداوند" می باشد. 📚Faruk Sümer, Türk Devletleri Tarihinde Şahıs Adları, II, 669 از مصدرهای دیگر در همین وزن نیز اسامی مختلفی در تورکی وجود دارد: Salduk (Saltuk), Tapduk ("bulduk" anlamında), Bulduk, Doyduk, Durduk, Duyduk. 📚Faruk Sümer, Saltuklular, SAD, III (1971), s. 395. در تورکی آنتروپونیمهایی مثل Beğendik, Güvendik, İnandık, Sevindik را داریم. 📚Halit Ongan, Ankara'nın İki Numaralı Şer'iye Sicili, Ankara, 1974, bk. "Dizin" (s. 181); 📚Yılmaz Kurt, Adana Sancağında Kişi Adları, TAD, XV/26 (1990-1991), s. 174, 175, 178, 200, 202, 208, 214, 215, 217, 226, 241, 244; 📚Aydil Erol, Şarkılarla, Şiirlerle, Türkülerle ve Tarihî Örneklerle Adlarımız, 2.baskı, Ankara 1992, s. XXIV, XXIX, XXX, XXXV, 82, 119, 173, 352, 364; 📚Faruk Sümer, a.g.e., I, 252, 272, 313, 384, II, 627, 668-669, 671, 709, 733, 740, 764, 765, 766 . ▪︎علاوه براین (sandakşatr(u بصورت Sandak-satır در تورکی نیز به راحتی توجیه می شود: در تورکی ما اسم katır را داریم که به معنی "استوار"، قدرتمند"، شدیدالعمل" می باشد. و در دوران گوک تورک، اویغور و قره خانی دیده می شود. نام یکی از رئیس های قبیله ای خزرها، Qadır il teber بوده است. 📚Donuk, 1988, 22 این لغت در دیوان کاشغری به همان معنی آمده است و تعدادی از فرماندهان قیپچاق و کانگلی هم این اسم را داشته اند. 📚F.Sümer, 1999, I, 117. این اسم و عنوان دولتی با توجه به k~s در تورکی به صورت Satur در چوواشی دیده می شود. 📚F.Şengül, 2008, 38. پس در نتیجه: Sandak-satır > sandakşatr(u) بنابراین فرم (sandakšatr(u به بهترین شکل در تورکی توجیه می شود. همین حالت را برای فرم (sandakur(u نیز داریم. غیب الله یف و میزیف-لایپانوف با توجه به تغییر d/L در تورکی این اسم را بصورت şan-da(-lı)-kur برپا می کنند: Şan: شهرت، معروفیت + da(Lı)= معروف Kur: راسخ، مستحکم, جسور 📚Geybulayev, 1991, s. 319-321 📚Laypanov-Miziyev, ıstanbul-2008, 114. غیب الله یف در منبع فوق از تورکی به اسم Hundakur در قرن ۱۳ در بین مغولان، فرزند جوجی خان şingkur، و نوه چنگیزخان sankur نام می برد. بین تورکان پچنگ و تورکان کومان اسم شخص Küre وجود داشت. 📚I.Kafesoğlu, türk milli kültürı, 1982, 175, 183. ما در تورکی قدیم عنوان حکومتی ,kül~kür~köl را داشته ایم که به معنی "جسور" و "جوانمرد" می باشد و با توجه به قانون L~R یک لغت واحد می باشند. 📚Donuk, 1988, 80 📚W. Barthold’dan bk. O. Turan, “Çingiz adı hakkında”, s. 276. مثالهای زیادی از این عنوان حکومتی در بین تورکان قدیم وجود دارد: Kül-tigin, kutluk bilge-kül, sebig-köl erkin, kür-şad, ... بنابراین: Sandak-kür > Sanadakkur(u)> sandakur(u) #تورکان_کیمر #تورکان_ساکا #ساکاها_ایرانی_نبودند ϜϓſϞ ‍ ☪‍ @AZ_SESI
1 136
20
《سانداک شاترو (Sandakšatru) سومین و آخرین پیشوای تورکان کیمر》 (قسمت اول) ابتدا باید ذکر شود که خوانش دیگر این اسم بصورت Sandakuru می باشد. در اینجا به بررسی اسم وی در زبانهای ایرانی و تورکی و طبق معمول منطقی تر بودن آن در زبانهای تورکی می پردازیم. هارماتا Sandakuru را در زبانهای ایرانی بصورت "پسر شکوهمند" تشریح کرده است. درحالی که ایوانتچیک sandakşatru را با خدای غیر ایرانی šanta و قسمت ایرانی xšaθra- به معنی قدرت، حاکمیت و ... تشریح می کند. 📚Harmatta, János (1996). "10.4.1. The Scythians". In Hermann, Joachim; de Laet, Sigfried (eds.). History of Humanity. Vol. 3. UNESCO. p. 181. 📚Ivantchik 1993, p. 95-125 بیکویت آن را با sanda* در اوستایی به معنی "اجرا کردن"، "تلاش کردن" و xšaθra- تشریح میکند و در کل معنی آن را "سازنده امپراطوری" بیان می کند. 📚C.Beckwith, 2022, 55 در حالی که در تورکی ما نیازی به قسمتهای غیر تورکی و لغات بازسازی شده که با آستریسک (*) نشان داده می شوند برای تشریح این اسم نداریم و این اسامی با نام ها و القاب حکومتی تورکان که در تاریخ کهن و دوران معاصر ثبت شده اند به راحتی تشریح می شوند. درباره فرم sandakšatru پروفسور فریدون آغاسی اوغلو بسیار دقیق و علمی نوشته است: Sandak-şat-ər قسمت شاد (şad) یکی از معروف ترین عنواین حکومتی تورک هست که قبلا درباره آن صحبت کرده ایم( türk-şad, kür-şad, börü-şad, ...) با توجه به اینکه u- در آخر اسم sandakşatru حالت فاعلی زبان اکدی هست: Şatr(u)> şat+ar قبلا درباره کمپاننت ar/ər در ابتدا و انتهای اسامی تورکی و معنی آن (قهرمان، جوانمرد) بحث کرده ایم و اینجا تکرار نخواهیم کرد. درباره قسمت sandak باید بگوییم که این اسم در بین تورکان بوده است. مثلا در دوران سلاجقه و عصر ملازگرد یکی از فرماندهان تورک sandak/sanduk نام داشت. 📚F. Ağasıoğlu, Bakı-2006, 14 لازم می دانیم یادآوری کنیم که این اسم بین تورکان تووا بصورت sandak و sandık موجود می باشد. 📚S. M. Arçin, Tuva kişi adları üzerine bir değerlendirme, 341. ▪︎درباره نام و معنی سانداک بیگ: این اسم در منابع بیزانسی و ارمنی بصورت samuk و sabuk قید شده است. مثلا در آتالیاتس zamouch، در اثر نیکِتاس خونیاتس samukh، در وقایع نامه ماتئوس اورهایه تسی و کشیش گریگور بصورت samuk/samukh ثبت شده است. در منابع عربی اولین کتابی که فرم sandak قید شده است کتاب " نصره الفتره و عصره الفطره" عماد الدین اصفهانی می باشد. که این فرم در کتاب "زبدة النصرة و نخبة العصرة" بنداری اصفهانی نیز حفظ شده است. این اسم را می توان بصورت sanduk, sandak, sundak خواند: 📚M.H.Yinanç, Türkiye Tarihi, Selçuklular Devri, I, Anadolu 'nun Fethi, istanbul 1944, s. 72, 73; 📚İbrahim Kafesoğlu, Sultan Melikşah Devrinde Büyük Selçuklu İmparatorluğu, İstanbul 1953, s. 40, 49, 54 v.b. 📚M.A. Köymen, Selçuklu Devri Türk Tarihi, s. 260, 261, 262; 📚Osman Turan, Selçuklular Tarihi ve Türk-islam Medeniyeti, s. 109, 124,135; 📚Osman. Turan, Doğu Anadolu Türk Devletleri Tarihi, İstanbul 1973, s. 5. 📚C.E.Bosworth, İslâm Devletleri Tarihi, çev. E.Merçil-M.İpşirli, İstanbul 1980, s. 270; 📚C.Cahen, islam Kaynaklarma Göre Malazgirt Savaşı, çev. Zeynep kerman, TM, XVII (1972), s. 90-91. 📚Faruk Sümer, Oğuzlar (Türkmenler),Tarihleri-Boy Teşkilâtı-Destanları, 2.baskı, Ankara 1972, s. 133; 📚F. Sümer, a.g.m., SAD, IV (1975), s. 202; 📚Faruk Sümer-Ali Sevim, islam Kaynaklarına Göre Malazgirt Savaşı (Metinler ve çevirileri), Ankara 197, çev., s. 19; 📚E.Honigmann, Bizans Devletinin Doğu Sınırı, trc. Fikret Işıltan, İstanbul 1970, s. 120. در اینجا باید به کلمه sandak که با پسوند dak- ساخنه شده و به معنی Sık olmayan, geniş, ince می باشد، اشاره کنیم. 📚S. Tülücü, malazgirt savaşına katılan türk beylerinden Sundak bey, 271. 📚Willi Bang Kaup, Berlin'deki Macar Enstitüsünden Türkoloji Mektupları (1925-1934), çev. Şinasi Tekin, Erzurum 1980, s. 63). ادامه در پست بعد... #تورکان_کیمر #تورکان_ساکا #ساکاها_ایرانی_نبودند ϜϓſϞ ‍ ☪‍ @AZ_SESI
936