دلتنگی های بارانی
Open in Telegram
اینجا دلتنگی هاش از جنس بارونه☔ عاشقانه/دیالوگ/موسیقی/شعر همه یارند ، یار وفادار کجاست؟! ارتباط با ادمین: @rainynostalgia
Show more4 146
Subscribers
-324 hours
-77 days
-5130 days
Posts Archive
4 146
با بغض گفت:
هیچ چیز راحتم نمیکند.
نه دریا، نه آفتاب، نه درختها،
نه آدمها، نه فیلمها،
نه لباسهایی که تازه خریدهام.
نمیدانم چه کار کنم؟!
بروم و سرم را به درختها بکوبم.
داد بزنم. گریه کنم. نمیدانم....
@rainy_nostalgia
4 146
اين تيكه از كتاب كيمياگر رو بايد ١٠٠ بار خوند:
آنچه قسمت تو نيست، هزاران بار نااميدت ميكند تا بلاخره بفهمى كه بايد رهايش كنى.
@rainy_nostalgia
4 146
#پست
و ما زیستیم،
در دورانی که زندگی کردن
شجاعانهترین کاری بود که میتوانستیم بکنیم..
@rainy_nostalgia
4 146
دلتنگم..
آنقدر که سلول به سلول تنم
پر از سکوتِ اندوهبار دلتنگیست.
دلتنگم..
آنقدر که دیگر نه بهانه میخواهم
نه باران و خیابان و پاییز
نه آهنگی، و نه رایحهی عطری دور.
فقط کافيست صدای قدمهای آفتاب
شبیه به نبضِ آشنای تو باشد
تا دانه دانه از آسمانِ نگاهم سرازیر شوی
دلتنگم..
آنقدر که وقتی دور شدی،
منِ متلاشی ایستادم.
اما تو هنوز
در میانهی قلبِ پر از تپشم نشستهای..
دلتنگم..
آنقدر که فاصله..
که سکوت..
که هیچ..
#نگار_حسینی
4 146
ای اندوه...
آیا زانوانت
از زانو زدن بر سینههامان
به درد نیامد..؟!
#امین_معلوف
🕊❤️🔥
4 146
تو همون شانسی بودی که قرار بود در خونه ما رو بزنه و نزد
همون بهاری که به بُزک وعده داده بودن با کمبزه و خیار میاد ولی هیچوقت نیومد
تو همون شاهنامهای که قرار بود آخرش خوش باشه و آخرش سوگ سهراب بود
تو همون یوسف گمگشته بودی که هیچوقت به کنعان برنگشت
به قول إحسيِّن صايِن:
«میگویند: به هر دَری زدیم قسمت نبود؛
و تو همان قسمتی هستی که به هر دَری زدم ، نبودی.»
@rainy_nostalgia
4 146
پرسيد: آيا افتخارى دارى در زندگی؟
سرم را بردم بالا و گفتم:
كه ياد گرفتهام،
انسانها تنها زمانى حق دارد
از بالا به پايين بنگرد،
که بخواهد
افتادهاى را از جا بلند كند...!
@rainy_nostalgia
#متواض_باشیم
4 146
كـــسي که برایت آرامش بیاورد...
مستحق ستایش است
انسان ها را در زیستن بشناس
........نه در گفتن.........
"در گفتار همه آراسته اند"
@rainy_nostalgia
4 146
در گوش شهریور
چیزی بگو
حرفی شبیه دوستت دارم
تا روی تابستان
کم کم زرد شود
پاییز بیاید و
خدا را چه دیدی
شاید برگ ها
دست پاهایت را گرفتند
و برای قدم زدن
تو را کنار من آوردند...
#کوروش_نامی
4 146
روزهای اخر شهریور
حسش شبیه به اینه
که #پاییز پیام داده باشه :
”زودتر بیا خونه چای گذاشتم“
🍃☕️🍂
4 146
وقتی که تمـامِ سلولهای
قلبت عاشِق میشود
ديگر دستوری
از مغـز نمیگيرند
که چه کاری انجام بِدهنـد ؟
یا انجام نَدهنـد ؟
هَر ثانيـه خونی که
پُمپـاژ میشود ...
پُـر است از
عشـق
دلتنگـی
نگـرانی
و خدا نکند روزی اين سلول
بدونِ عشـق کار کند
دیگر چيزی از آدم نمیماند
جُز دردی عميـق...
4 146
بعضی روزها عجيب بوی تو را می دهند
#دلتنگی كنج خانه می نشيند
زل می زند به چشمانم
و يادت را بر سينه ام می فشارد ....
گوش كن
اين صدای قلب من است
كه بيقرار می كوبد
حالا باز هم نيا !
اما بگو با عطر تو
كه جاريست در لحظه هايم چه كنم ؟!
#سارا_قبادی
