en
Feedback
دلتنگی های بارانی

دلتنگی های بارانی

Open in Telegram

اینجا دلتنگی هاش از جنس بارونه☔ عاشقانه/دیالوگ/موسیقی/شعر همه یارند ، یار وفادار کجاست؟! ارتباط با ادمین: @rainynostalgia

Show more
4 146
Subscribers
-324 hours
-77 days
-5130 days
Posts Archive
با بغض گفت: هیچ چیز راحتم نمی‌کند. نه دریا، نه آفتاب، نه درخت‌ها، نه آدم‌ها، نه فیلم‌ها، نه لباس‌هایی که تازه خریده‌ام. نمی‌دانم چه کار کنم؟! بروم و سرم را به درخت‌ها بکوبم. داد بزنم. گریه کنم. نمی‌دانم....
@rainy_nostalgia
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

اين تيكه از كتاب كيمياگر رو بايد ١٠٠ بار خوند: آنچه قسمت تو نيست، هزاران بار نااميدت ميكند تا بلاخره بفهمى كه بايد رهايش كنى.
اين تيكه از كتاب كيمياگر رو بايد ١٠٠ بار خوند:
آنچه قسمت تو نيست، هزاران بار نااميدت ميكند تا بلاخره بفهمى كه بايد رهايش كنى.
@rainy_nostalgia

#پست و ما زیستیم، در دورانی که زندگی کردن شجاعانه‌ترین کاری بود که می‌توانستیم بکنیم..
@rainy_nostalgia

#برای_حضرت_بابا

دلتنگم.. آنقدر که سلول به سلول تنم پر از سکوتِ اندوهبار دلتنگی‌ست. دلتنگم.. آنقدر که دیگر نه بهانه می‌خواهم نه باران و خیابان و پاییز نه آهنگی، و نه رایحه‌ی عطری دور. فقط کافيست صدای قدمهای آفتاب شبیه به نبضِ آشنای تو باشد تا دانه دانه از آسمانِ نگاهم سرازیر شوی دلتنگم.. آنقدر که وقتی دور شدی، منِ متلاشی ایستادم. اما تو هنوز در میانه‌ی قلبِ پر از تپشم نشسته‌ای.. دلتنگم.. آنقدر که فاصله.. که سکوت.. که هیچ.. #نگار_حسینی

ای اندوه... آیا زانوانت  از زانو زدن بر سینه‌هامان  به‌ درد نیامد..؟! #امین_معلوف 🕊❤️‍🔥

‍ تو همون شانسی بودی که قرار بود در خونه ما رو بزنه و نزد همون بهاری که به بُزک وعده داده بودن با کمبزه و خیار میاد ولی هیچوقت نیومد تو همون شاهنامه‌ای که قرار بود آخرش خوش باشه و آخرش سوگ سهراب بود تو همون یوسف گمگشته بودی که هیچوقت به کنعان برنگشت به قول  إحسيِّن صايِن: «میگویند: به هر دَری زدیم قسمت نبود؛ و تو همان قسمتی هستی که به هر دَری زدم ، نبودی.» @rainy_nostalgia

اونجا که شیوا الله وردی میگه: وصله نمی شود دگر، این دو هزار و یک ترک...

#پست_اینستاگرام در این جهان بی اعتبار هیچی نیستیم، هیچ خبری نیست

پرسيد: آيا افتخارى دارى در زندگی؟ سرم را بردم بالا و گفتم: كه ياد گرفته‌ام، انسانها تنها زمانى حق دارد از بالا به پايين بنگرد، که بخواهد افتاده‌اى را از جا بلند كند...! @rainy_nostalgia #متواض_باشیم ‌

خدا آرامشِ بی آرامبخش رو نصیب هممون بکنه....✨️

كـــسي که برایت آرامش بیاورد... مستحق ستایش است انسان ها را در زیستن بشناس ........نه در گفتن......... "در گفتار همه آراسته اند" @rainy_nostalgia

در گوش شهریور چیزی بگو حرفی شبیه دوستت دارم تا روی تابستان کم کم زرد شود پاییز بیاید و خدا را چه دیدی شاید برگ ها دست پاهایت را گرفتند و برای قدم زدن تو را کنار من آوردند... #کوروش_نامی

روزهای اخر شهریور حسش شبیه به اینه که #پاییز پیام داده باشه : ”زودتر بیا خونه چای گذاشتم“ 🍃☕️🍂

گفت چقدر خسته ای؟! و او نمی‌دانست دل کَندم🥀

وقتی که تمـامِ سلول‌های قلبت عاشِق می‌شود ديگر دستوری از مغـز نمی‌گيرند که چه کاری انجام بِدهنـد ؟ یا انجام نَدهنـد ؟ هَر ثانيـه خونی که پُمپـاژ می‌شود ... پُـر است از عشـق دلتنگـی نگـرانی و خدا نکند روزی اين سلول بدونِ عشـق کار کند دیگر چيزی از آدم نمی‌ماند جُز دردی عميـق...

رفتگان خود را در خاک کاشتیم، دلتنگی رویید #بابا 🖤

بعضی روزها عجيب بوی تو را می دهند #دلتنگی كنج خانه می نشيند زل می زند به چشمانم و يادت را بر سينه ام می فشارد .... گوش كن اين صدای قلب من است كه بيقرار می كوبد حالا باز هم نيا ! اما بگو با عطر تو كه جاريست در لحظه هايم چه كنم ؟! #سارا_قبادی

4_5798508434340976808.mp34.92 MB