en
Feedback
فلیبگ

فلیبگ

Open in Telegram
316
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+2430 days
Posts Archive
امشب می‌نخورده ‌مستم. 😮‍💨

بیا دریا رو بدزدیم دخترک. @flea_bagg

[بیا که تا ابد تو را صدا کنم.] @flea_bagg

نوزده‌ساله‌های غمگین این‌ریختی‌ان.
نوزده‌ساله‌های غمگین این‌ریختی‌ان.

بوکفسکی نوشته بود «عشق خوبه، ولی واسه کسی که شونه‌هاش قدرت تحمل اون اضافه‌بار روانی رو داشته باشه. عشق مثل یه سطل آشغال پر می‌مونه که انداختی رو کولت و قراره از وسط یه رودخونه‌ی خروشانِ شاش، ردش کنی.»

منم همینطور. Claire's Knee (1970)

photo content

دستشو کشید روی تنم و گفت تو قدرت داری. اما اینجا، درست توی دلت قایمش کردی. باید بریزیش بیرون و باید فریادش بزنی. بعد توی اتوبان داد کشیدیم و بلندبلند فحش دادیم و خندیدیم. شاید لمس همین لحظه‌ها برای زندگی کافیه و حالا از قبل دختر شجاع‌تری شده‌م.

هر ثانیه یک بوسه و هر بوسه: یک قطره‌ اشک پنهونی. عشق چیز جالبیه و بوی ماری‌جوانا می‌ده. شبیه قایق کاغذیِ کج‌وکوله‌ای که ساختم و گذاشتم توی اون آشپزخونه‌. شکل اون چند تار موی سفید که از فاصله و ناممکن حرف می‌زنن. حس زنونگیِ بعد از بوسیده‌شدن دست توی ماشین. لبخند معصومانه به دوربین نگاتیوی که حتی نمی‌دونستم چطور باید لمسش کنم.

یکی از پیرهن‌های بابا رو کش رفتم تا به یه رابطه‌ی خوب پدر-دختری وانمود کرده باشم. @flea_bagg

پشتِ شکلات تک‌تک پونصدریالی نوشته بود. نسیم همیشه‌تنها. «خودم را آدم حساب کردم خریدم». می‌تونم برای طفلکی‌بودن این غریبه تو س
پشتِ شکلات تک‌تک پونصدریالی نوشته بود. نسیم همیشه‌تنها. «خودم را آدم حساب کردم خریدم». می‌تونم برای طفلکی‌بودن این غریبه تو سال ۷۹ هم گریه کنم.

photo content

photo content

گفت «درآخر: تو خوبی، زیبایی و مستعد. بیشتر مراقب خودت باش و نذار هیولای درونت برنده شه.»

photo content

گفت خوابم رو دیده که دارم با مرتضی آوینی تو دانشگاه هنر راه می‌رم. احتمالاً تعبیرش اینه که منم مثل غزاله همین روزا خودم رو می‌کشم. یعنی امیدوارم.

هوشنگ صهبا نوشته بود.
هوشنگ صهبا نوشته بود.