en
Feedback
فلیبگ

فلیبگ

Open in Telegram
316
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+2430 days
Posts Archive
«عشقی که توی گورستان شروع بشه قبلاً مرده» اما عشقی که اونجا تموم شه همیشه زنده می‌مونه. بیا دنبالم بریم قبرستون.

photo content

هداگابلر می‌گفت «این چه نفرینیه که روی هرچی دست می‌ذارم فرومایه و مبتذل می‌شه؟» من این جمله رو هرروز توی سرم داد می‌زنم.

photo content

0.71 KB

هرروز صبح زود، زودتر از هر دانشجوی دیگه‌ای می‌شینم تو دانشکده هنر و این موقعا صدای ساز از اتاق‌های تمرین بلند می‌شه. این ساعتایی که تنهام و پشت در اتاق‌ها پرسه می‌زنم زیباترین بخش هر روزمه.

«اما نمی‌تونم از یاد ببرم. تو برای من همیشه یرمایی، دختر. هنوزم دوستت دارم. هنوزم خیال می‌کنم تو فقط حق من بودی. من از این سرزمین نفرت دارم، یرما. از سرزمینی که این‌همه نفرین‌شده، این همه‌ بی‌عشق زندگی می‌کنه. یرما، هنوزم روزی نیست که به یادت نباشم. هنوزم روزی نیست که برای تو چیزی توی سینه‌ام نلرزه. هنوزم تو برام یرمایی، دختر.»

photo content

بیست‌سالگی؟

Thelma & Louise (1991) طلسمش شکست و بالاخره کامل دیدمش. اگه یه دوستِ دخترِ اینجوری پیدا نکنم، همه دوستای پسرمو می‌‌دم گربه‌ها
+1
Thelma & Louise (1991) طلسمش شکست و بالاخره کامل دیدمش. اگه یه دوستِ دخترِ اینجوری پیدا نکنم، همه دوستای پسرمو می‌‌دم گربه‌ها بخورن.

photo content

photo content