en
Feedback
اینجا کسی پنهان است.

اینجا کسی پنهان است.

Open in Telegram

بعضی چیزا هیچوقت برنمیگردن. گذشته پنهان، اگه تورو نداشته باشه برای همیشه تاریک می‌مونه. خالی تر از پوچ. پنجره ی من: @Yanaribot

Show more
189
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
ببشتر از هر وقت دیگه ای‌

آره

واقعا معلومه؟

دوستت دارم‌ مرد نتیجه‌ اخلاقی: آریانا آدم فریلنس نیست. من تو کارای روزمره زندگی خودم موندم.

مثل فایلای گوشیام شدم. که باید از گوشی قدیمی یچیزاییو جابه‌جا کنم یچیزایی رو پاک. ولی بجای اینکار گوشی بعدیشم با دیتای دیگه پرکردم و الان دوتا گنجینه سنگین شدن.

کنسله. حمالِ کارای اهمال خودم شدم.

راستی گوشت زنده خام محسوب میشه؟

چندبار که خوندمش حس کردم افتادم تو باتلاق خودم. گیرکردم و دارم توی خودم فروتر میرم‌‌.

کلی کار هست که باید انجامشون بدم و همش افتادم به جون پیج‌دوممو وول می‌خورم.. ویدیو‌هایی که گرفتیم و موندن. ویدیوهای جدیدی که تحویل گرفتم و حتی نمیدونم چنتا ویدیوی نهایی جدا جدان. فیلم دانلود کردم ندیدم. نتونستم به هادی هم حتی بگم قراره الان بفهمه اما چهارشبه زندگی پنهان نمیخونم. یه محتوای نصفه مونده که احتمالا تا خود دهم که بهت قولشو داده بودم قراره کش بیاد. استارت محتوای ابراهیمی بی‌پدر رو نزدم. کار جدید هم پیدا نکردم و قبلیارم پروندمو جدیدرم پروندم. درکل یه تیکه گوشت زنده‌ و بی‌خاصیتم‌.

وای چه خانم زیبایی.. کمک.

شببخیر.
شببخیر.

شببخیر.

فقط صبحش بالا نیارم.

فکر میکردم هیچ‌وقت دیگه دلم تنگ نشه اما دلم مستی توی خونه فاطمه‌رو میخواد درحالی که میتونم توی بغلش گریه کنم و تا صبح بخوابم اونجا و اونم بخاطرک نخوابه تو اتاق خودش بیاد تا صب بخوابیم کف پذیرایی.

امیدوارم امشب هرکس این پیامو نوشته و خونده خوابای پرتوپلا و عذاب‌آور نبینه. هرکسیم ندیده بازم نبینه. منم نبینم.

مامان‌پابچه غول خوشحالم کرد. اما حتی با اونم نمی‌تونم حرف بزنم.

برای اولین‌بار با پای خودم فردا قراره اولین جلسه روان‌کاوی رو شروع کنم. کاش جلسات می‌تونستن شب برگذار بشن. آدم تو شب راحتتر حس میکنه.

اما دیگه حتی اینجا هم نمیتونم درباره‌شون بنویسم.

حس میکنم بدنم و ذهنم درد می‌کنن.

نمیشه اما نیاز دارم پنهان بشم. بیشتر از خودم.