نواده تهمینه🇵🇸
Open in Telegram
نفیسه سادات موسوی| مادر ❣️ ✍️☕️🔎📚💻🎼🗞 ارتباط با من: دوستانم کانال شعرها: t.me/nsmousavi23
Show more900
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
فکر میکنم وسایل الکترونیکی هم در اثر بیتوجهی افسرده میشن. بعد از دو هفته استفاده مداوم از هندزفری، امروز رفتم ایربادزهامو برداشتم استفاده کنم. گوشی چپش کلا علائم حیاتی نداره و مرگ مغزی شده و گوشی راستش صداش از ته چاه میاد و معلومه داره نفسای آخرشو میکشه.
گفتم بگم شما هوای ایربادزهاتون رو داشته باشید، اینا زود بهشون برمیخوره و خودکشی میکنن🤦♀
چه اهمیتی داره عشق یه روزی ممکنه تموم یا کمرنگ بشه؟ تنها چیزی که ارزش داره بخاطرش زندگی کنیم همین عشقه.
یه داوطلب میخوام از بین خانمهایی که باهم بروبیا داریم جهت کمک در امر مهم مرتب کردن کتابخونهها و اون کمد سهطبقههه بغل پنجره که مملو از انواع نوشتافزار و کتاب و ایناست. من واقعا خودم nmt🤦♀
به نظرم اینکه کسی همهچیزت رو ازت بگیره خیلی بهتره تا اینکه همهچیز مربوط به خودش رو ازت بگیره. تو مدل دوم گاهی ساعتها باید فکر کنی تا ببینی ذهنت داره به یه خاطره فکر میکنه یا یه رویا.
ماجرا از اونجایی شروع میشه که ما با چشم میبینیم و میفهمیم چه اتفاقی داره میفته ولی ذهنمون همچنان لجبازی میکنه و جوابِ "نه این داستان داره، حالا میگم برات" رو برای بار چندم قبول میکنه. در حالیکه تنها داستانی که وجود داره اینه: "برداشت تو از اول درست بوده. تمام"
تا اطلاع ثانوی از کلمه "فقط" و ترکیب "فقط تو" متنفرم. با همین یه کلمه و ترکیب، بزرگترین دروغا بین آدما ردوبدل میشه.
اتفاقا گاهی باید بذاری واقعیت تو صورتت کوبیده شه تا جای واقعی خودت رو بفهمی. جایی که واقعا برای آدما داری نه اونی که به زبون بهت میگن.
مث وقتی انگشتای یخزده از برفبازیت رو میگیری زیر شیر آب داغ؛ مث وقتی یه دفعه گوشت باز میشه درحالی که حتی یادت نمیاد کی کیپ شده بود؛ مث وقتی پیامک واریز پروژهای که مرامی قبول کرده بودی برات میاد و میبینی چندبرابر چیزیه که احتمال میدادی بهت بپردازن؛ مث وقتی وسط وسط دعوا وقتی هیچی حل نشده بیهوا سرت رو میبوسه؛ فکر کردن و مرور عشق، یهحسی مث ایناس.
آدمهای پیچیده رو نمیدونم ولی ما آدمهای سادهی خطیِ مستقیم، وقتی بقیه نمیفهمنمون یا برای خودشون یه جور پیچیده و مبهم تفسیر میکنن ما رو، خیلی پریشون میشیم. سروکله زدن با ما از بیرون ساده به نظر میاد اما اونایی که از نزدیک باهامون در ارتباطن همیشه دلیلی برای رنجیدن دارن. یا دارن، یا مییابن، یا میسازن!
ولی من مطمئنم اون دنیا وقتی به اعضای بدن آدما زبون میدن که گله کنه از دست صاحبشون، معدهام به هیچ عضو دیگهای اجازه حرف زدن نمیده و احتمالا نطقشو با این جمله شروع میکنه که: "پروردگارا! آخه شور خالی ساعت دو صبح؟!"
