en
Feedback
💖روناهی دین💖

💖روناهی دین💖

Open in Telegram

#کانال #روناهی دین #بامفیدترین وآموزنده مطالب https://t.me/joinchat/AAAAAEp4SRAI1ZOteve8EA #مسجد امام محمد غزالی رحمه‌الله روستای قزل عاشق جهت سوال پرسیدن آیدی زیر @mk9526008 کپی مطالب کانال حلال است

Show more
3 334
Subscribers
-124 hours
-67 days
-330 days
Posts Archive
تدبّر کنیم" 🌿 آیه «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ» وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِيٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ ۖ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَآ... سوره اعراف، آیه ۱۷۲ 📖 داستان آیه چیست؟ بر اساس ظاهر آیه، الله متعال از نسل بنی‌آدم پیمان گرفت و آنان را بر خودشان گواه قرار داد و فرمود: «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ» یعنی: «آیا من پروردگار شما نیستم؟» آنان گفتند: «قَالُوا بَلَىٰ» یعنی: «چرا، گواهی می‌دهیم.» این پیمان در قرآن با نام «میثاق» شناخته می‌شود. 🕊️ مفهوم اصلی آیه چیست؟ مقصود اصلی این آیه، یادآوری توحید و مسئولیت انسان در برابر خداوند است. یعنی انسان نمی‌تواند در روز قیامت بگوید: «من اصلاً نمی‌دانستم خدایی هست و وظیفه‌ای در برابر او دارم.» الله متعال می‌فرماید که این حقیقت به نحوی در وجود و سرشت انسان قرار داده شده است. این معنا با آیه دیگری نیز ارتباط دارد : فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا «سرشت الهی‌ای که مردم را بر آن سرشته است.» روم: ۳ ۰ و پیامبر ﷺ نیز فرمودند: «كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَ ةِ» «هر نوزادی بر فطرت متولد می‌شود.» این حدیث در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده است. ❤️ یک نکته بسیار زیبا وقتی انسان می‌گوید: «بَلَىٰ» — آری، تو پروردگار ما هستی در حقیقت، قرآن می‌خواهد انسان را به اصل و سرشت توحیدی خودش برگرداند. به همین دلیل، هرگاه انسان به سوی الله برمی‌گردد، در واقع به چیزی برمی‌گردد که با فطرت توحیدی او سازگار است. 🌙 پیام آیه برای ما انگار قرآن به انسان می‌گوید: تو بی‌هدف آفریده نشده‌ای. پروردگارت را بشناس. توحید را فراموش نکن. و روزی خواهد رسید که در برابر همان پروردگاری که اکنون او را انکار یا فراموش می‌کنی، حاضر خواهی شد. و زیباترین بخش آیه این است: «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ» «آیا من پروردگار شما نیستم؟» «چرا، هستی.» 🌿 ارسالی حبیب عمریان https://t.me/joinchat/AAAAAEp4SRAI1ZOteve8EA

داستان آموزنده 𑁍 ابن‌جوزی می‌گوید: آورده‌اند مردی پیش ابوحنیفه آمد و درددل کرد که ثروتی را جایی چال کرده، اما هرچه فکر می‌کند یادش نمی‌آید کجاست. ابوحنیفه گفت: «این مسئله ربطی به فقه ندارد که برایت راه‌حلی پیدا کنم؛ ولی امشب تا خود صبح نماز بخوان، ان‌شاءالله یادت می‌آید.» مرد رفت و دست‌به‌کار شد. هنوز یک‌چهارم شب نگذشته بود که یک‌هو یادش آمد مال را کجا گذاشته! صبح زود آمد پیش ابوحنیفه و خبر را داد. ابوحنیفه گفت: «می‌دانستم شیطان نمی‌گذارد راحت نمازت را بخوانی و زود یادت می‌اندازد؛ حداقل کاش باقی شب را به شکرانه‌اش نماز می‌خواندی!» 📚 الأذكياء، ابن الجوزي، ص ٧٦ https://t.me/joinchat/AAAAAEp4SRAI1ZOteve8EA

❇️ اعتبار عمل، به پایان آن است.... 🔵 بخش دوم (پایانی) ▫️ رَجَّال که از فقیران عرب بود، وقتی که نعمت و ثروت پیشنهادی مسیلمه را دید بنیه‌اش ضعیف شد و ایمان، نماز، روزه و زهد خود را به باد فراموشی سپرد و به میان مردمی رفت که او را بعنوان یکی از همراهان حضرت پیامبر ﷺ می ‌شناختند و شهادت داد که از رسول ‌الله ﷺ شنیده که فرمودند: مسیلمة بن حبیب در نبوت با وی شریک است. 🔺 بدینگونه، فتنه رَجَّال از فتنه مسیلمه‌ کذاب بدتر بود و مردم بسیاری بسبب او گمراه شدند و دنباله‌ رو مسیلمه شدند تا جایی که سپاه مسیلمه از چهل هزار نفر فراتر رفت، بنابراین حضرت ابوبکر صدیق رَضِیَ اللّهُ عَنْه ارتشی را برای جنگ مسیلمه مجهز نمود که در ابتدا شکست خورد، سپس نیروی پشتیبانی را فرستاد که در رأس آن، خالد بن ولید رَضِیَ اللّهُ عَنْه بود. 🔺 وحشی بن حرب نیز در میان این ارتش بود؛ همان کسی که شیر خدا و سرور شهیدان حمزة بن عبدالمطلب را به شهادت رساند سپس اسلام آورد و نزد رسول الله ﷺ رفت. ❤️ حضرت پیامبر ﷺ هرگاه وحشی را می‌ دید کاری که با عمویش حضرت حمزه کرده بود را به یاد می‌ آورد و دردمند می‌ گشت، لذا وحشی تصمیم گرفت که مدینه را تر‌ک کند و بعنوان مجاهد فی سبیل الله رهسپار شود تا جهادش، کفاره گناه کبیره‌اش گردد. 🔺 زمانی که به ارتش حضرت خالد رَضِیَ اللّهُ عَنْه پیوست تصمیم گرفت که مسیلمه را تعقیب کند و این شخص پلید را به قتل برساند تا کفاره کشتن حمزه، عموی حضرت پیامبر ﷺ شود. ➖ نبردی سخت آغاز شد که عربها نظیر آن را ندیده بودند و روزی بسیار هولناک بود، مسلمانان در آغاز با وجود تعداد زیاد دشمنان خود و تجهیزات بسیارشان، برتر بودند. ▫️ اما جز حافظان قرآن، کسی ثبات و استقامت نورزید و آنان در میان مردم ندا می‌ دادند که ثبات بورزید پس دوباره به سپاه مسیلمه حمله کردند تا اینکه صفهای آن را در هم شکستند و "وحشی" هم مسیلمه‌ کذاب را تعقیب کرد تا اینکه در دژی که در آن پناه گرفته بود او را به هلاکت رساند و بنوحنیفه شکست خورد و (رَجَّال بن عنفوه) هم به همراه دیگر پیروان مسیلمه کشته شد و بدین گونه او بر کفر مُرد. 🔺 هنگامی که حضرت ابوهریره رَضِیَ اللّهُ عَنْه از ماجرا با خبر شد و فهمید که از کفر نجات یافته است به سجده رفت. رَجَّال بن عنفوه، مدت زیادی حضرت پیامبر ﷺ را همراهی کرد و پایبند عبادت، قرآن و زهد بود اما عاقبتش ختم به شر شد چنان که گمراه گشت و گمراه کرد و بر کفر مُرد. وحشی بن حرب، حمزه عموی حضرت پیامبر ﷺ را شهید کرد اما خداوند او را هدایت کرد و عاقبتش ختم به خیر شد و از برترین مجاهدین گردید. 🔴 بنابراین به عبادتهایمان ، نماز، روزه و صدقات خود مغرور مشویم و از خدا بخواهیم که ما را ثابت ‌قدم بدارد و عاقبتمان را ختم به خیر کند. کسی را برای گناهش حقیر مشماریم و از خداوند بخواهیم که به ما توفیق توبه دهد. چون ما نمی دانی چه چیز در لوح المحفوظ نوشته شده است، پس با اختیار خود به اعمال نیک روی بیاور و از خداوند خواستار ثبات بر حق باش. 📚 منابع: السیرة النبویه امام ابن هشام انصاری و تاریخ طبری امام محمد بن جریر طبری و البدایة والنهایة حافظ ابن کثیر دمشقی 🔵 این داستان عبرت‌ انگیز نکات مهمی را در بر دارد که می‌ توان بشرح زیر خلاصه کرد: 🔺 خلاصه داستان: حضرت پیامبر ﷺ به گروهی از اصحاب خبر می‌ دهند که یکی از آنها اهل دوزخ خواهد بود و دندانش در آتش از کوه احد بزرگتر است. از میان آن جمع، تنها "رَجَّال بن عُنفُوه" و حضرت ابوهریره رَضِیَ اللّهُ عَنْه باقی می‌ مانند. رَجَّال فردی عابد، قاری قرآن و محضر نزد اصحاب بود، اما وقتی مسیلمه کذاب ظهور کرد، او با تطمیع ثروت، شهادت دروغ به شراکت در نبوت داد و باعث گمراهی هزاران نفر شد. در نهایت در جنگ یمامه کشته شد و بر کفر از دنیا رفت. 👌 نکات کلیدی: ❶ عاقبت‌ اندیشی: اعمال گذشته ضامن نجات آخرت نیستند. رَجَّال با وجود عبادتهای بسیار، بخاطر طمع ثروت و قدرت، ایمان خود را فروخت. ❷ ثبات قدم در ایمان: حضرت ابوهریره با وجود ترس از عاقبت خود، بر ایمان ثابت ماند و نجات یافت. ❸ توفیق توبه: وحشی قاتل حضرت حمزه با توبه و جهاد، عاقبتش به خیر شد. هیچ گناهکاری را نباید مأیوس دانست: (قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ) ✍ زمر ۵۳ ❹ خطر فتنه مال و مقام: ثروت و قدرت می‌ تواند بزرگترین آزمون باشد: (إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ). ✍ تغابن ۱۵ ☑️ درسی برای ما: ۱. غرور معنوی نداشته باشیم: عبادتهایمان ما را از آزمایش خداوند مصون نمی‌ دارد. ۲. همیشه برای ثابت قدم ماندن دعا کنیم. ۳. برای دیگران قضاوت نکنیم زیرا از عاقبت کسی اطلاع نداریم. ۴.از گناهان دیگران عبرت بگیریم نه اینکه آنها را تحقیر کنیم. برگرفته ازکانال نور تصوف

❇️ اعتبار عمل، به پایان آن است... 🔵 بخش یکم: ❤️ حضرت ابوهریره رَضِیَ اللّهُ عَنْه روایت می‌کند که رسول‌ الله ﷺ روزی بر او گذشت در حالی که در بین جماعتی نشسته بود، پس فرمودند: مردی در بین شماست که دندانش در جهنم از کوه احد بزرگتر است. ▫️ این، خبری از جانب حضرت پیامبر ﷺ بود مبنی بر اینکه یکی از آنان از اهل جهنم خواهد بود و خبری هم که حضرت پیامبر صادق مصدوق بیان دارد حقیقتا هم محقق خواهد گردید و بر سر یکی از آنان خواهد آمد. تمام آن جمع بر ایمان و اسلام مردند و از آنها جز حضرت ابوهریره (رض) و مردی از (بنوحنیفه) که نامش ("رَجَّال بن عنفوة") بود باقی نماندند. (رَجَّال) از کسانی بود که خدمت رسول‌ الله ﷺ آمد و او را همراهی کرد، از وی دین آموخت، قرآن و احکام را حفظ کرد و در عبادت فعال بود. ❤️ حضرت رافع بن خدیج رَضِیَ اللّهُ عَنْه می فرماید: رَجَّال دارای خشوع عجیبی بود و بسیار ملازم قرآن و نیز اهل خیر بود. عبدالله بن عمر رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما درباره او گفته است: رَجَّال از بهترین افراد در نزد ما می‌باشد. 🔺 سبحان الله، او حافظ قرآن، اهل نماز شب و روزه‌دار بود (این ظاهر فریبنده، باعث شده بود کسی او را شایسته آن وعده عذاب نداند). آن خبر حضرت پیامبر ﷺ پیوسته در ذهن حضرت ابوهریره رَضِیَ اللّهُ عَنْه بود و هرگاه (رَجَّال بن عنفوه) و پایبندی‌ اش به عبادت و زهد را مشاهده می‌کرد می‌ پنداشت که خود وی کسی است که هلاک می‌ شود و مقصود آن یک نفر جهنمی، خود اوست بخاطر همین، ترس سراپایش را فرا گرفته بود، تا اینکه مسیلمه کذاب در یمامه ظهور کرد و ادعای نبوت نمود و تعداد بسیاری از مردم یمامه پیرو او شدند. ❤️ حضرت ابوبکر صدیق رَضِیَ اللّهُ عَنْه، (رَجَّال بن عنفوه) را بسوی مردم یمامه فرستاد تا آنها را بسوی خداوند متعال دعوت کند و بر دین اسلام ثابت‌ قدم دارد. زمانی که رَجَّال به یمامه رسید مسیلمه کذاب به دیدار او رفت و مقدمش را گرامی داشت و او را با مال و طلا، تطمیع کرد و نیمی از ملکش را به رَجَّال پیشنهاد کرد بشرط اینکه به میان مردم برود و به آنها بگوید که از محمد ﷺ شنیده است که مسیلمه با وی در نبوت شریک است. 🔺🔻ادامه دارد.... برگرفته ازکانال تصوف

‍ ❇️ برای شنونده‌ی اذان و اقامت سنت است کلمات آنها را همانند خود تکرار کند 💟 حضرت رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند هرگاه صدای اذان را شنیدید آنچه را که مؤذن می‌گوید شما هم بگویید به‌جز دو لفظ ( حی علی الصلاة و حی علی الفلاح ) که بعداز آنها ( لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللهِ ) گفته می‌شود 📚 رواه مسلم 💟 امام نووی رحمه الله می‌فرماید و به جز در تثویب اذان صبح که در جواب ( الصلاة خیر من النوم) جمله ( صَدَقتَ وَ بَرِرتَ) گفته می‌شود زیرا این عبارت برای آنجا مناسب است والله اعلم اگر شخصی صدای دو اذان یا بیشتر را شنید جواب تمام آنها سنت است اما اجر جواب اولین اذان بیشتر است همچنین اگر مشغول قرائت قرآن یا درس و یا ذکر بود سنت است آنها را ترک و جواب اذان را بدهد 🔴 اگر کسی در جهت عکس مسجد حرکت می کرد و قصد رفتن به مسجد را نداشت ولی صدای اذان را می شنید، بایستد و جواب اذان را بدهد برای این که مشمول آیه زیر نشود: وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ 🔺 "کسی که از یاد من روی گردان شود، پس بی گمان زندگانی سخت و تنگی خواهد داشت، و روز قیامت او را نابینا بر انگیزیم" . 📚 حاشیة الطحطاوی علی مراقی الفلاح 💟 امام جلال الدین سیوطی رحمه الله در مختصر اذکار امام نووی رحمه الله میفرماید کسی که در وقت گفتن اذان ، صحبت کند ترس سلب ایمان وسوءخاتمه بر وی هست واز بعضی دیگر هم نقل شده که چهار چیز سبب سوءخاتمه میشوند ❶ کسی که در نماز خواندن سستی وکسالت نماید ❷ کسی که مشروبات الکلی بخورد ❸ کسی که حق والدین بر وی باشد وحق انها را ادا نکرده باشد ❹ کسی که مسلمانان را اذیت نماید 📚 (بجیرمی علی الخطیب جلد2صفحه212) https://t.me/joinchat/AAAAAEp4SRAI1ZOteve8EA

sticker.webp0.21 KB

#حدیث_روز عنْ أَبِي هُرَيْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ إ«ِذَا مَاتَ الْإِنْسَانُ انْقَطَعَ عَنْهُ عَمَلُهُ إلَّا مِنْ ثَلَاثَةٍ إِلَّا مِنْ صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ اَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ اَوْ وَلَدٌ صَالِحٌ يَدْعُو لَهُ».  📚 صحیح مسلم /1631 و ابوداود /2880 📝 از ابو هریره رضی اللّٰه عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود (وقتی انسان میمیرد عملش قطع می شود، بجز از سه چیز:صدقه جاریه ، عملی که دیگران از ان استفاده ببرندو فرزندصالحی که برایش دعا کند. https://t.me/joinchat/AAAAAEp4SRAI1ZOteve8EA

🌸اذکار الصباح🌸 🌸 بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم🌸 🌸اﻟﻠّﻪُ ﻻَﺇِﻟَﻪَ ﺇِﻻَّﻫُﻮَاﻟْﺤَﻲُّ اﻟْﻘَﻴُّﻮﻡُ ﻻَﺗَﺄْﺧُﺬُﻩُ ﺳِﻨَﺔٌ ﻭَﻻَ ﻧَﻮْﻡٌ ﻟَّﻪُ ﻣَﺎﻓِﻲ اﻟﺴَّﻤَﺎﻭَاﺕِ ﻭَﻣَﺎﻓِﻲ اﻷَﺭْﺽِ ﻣَﻦ ﺫَااﻟَّﺬِﻱ ﻳَﺸْﻔَﻊُ ﻋِﻨْﺪَﻩُ ﺇِﻻَّﺑِﺈِﺫْﻧِﻪِ ﻳَﻌْﻠَﻢُ ﻣَﺎﺑَﻴْﻦَ ﺃَﻳْﺪِﻳﻬِﻢْ ﻭَﻣَﺎﺧَﻠْﻔَﻬُﻢْ ﻭَﻻَﻳُﺤِﻴﻂُﻮﻥَ ﺑِﺸَﻲْءٍ ﻣِّﻦْ ﻋِﻠْﻤِﻪِ ﺇِﻻَّﺑِﻤَﺎﺷَﺎءﻭَﺳِﻊَ ﻛُﺮْﺳِﻴُّﻪُ اﻟﺴَّﻤَﺎﻭَاﺕِ ﻭَاﻷَﺭْﺽَ ﻭَﻻَﻳَﺆُﻭﺩُﻩُ ﺣِﻔْﻆُﻬُﻤَﺎﻭَﻫُﻮَ اﻟْﻌَﻠِﻲُّ اﻟْﻌَﻆِﻴم 🌸ﻗﻞْ ﻫُﻮَاﻟﻠَّﻪُ ﺃَﺣَﺪٌ¤اﻟﻠَّﻪُ اﻟﺼَّﻤَﺪُ¤ﻟَﻢْ ﻳَﻠِﺪْﻭَﻟَﻢْ ﻳُﻮﻟَﺪْ¤ﻭَﻟَﻢْ ﻳَﻜُﻦ ﻟَّﻪُ ﻛُﻔُﻮاًﺃَﺣَﺪ💫۳بار 🌸ﻗﻞْ ﺃَﻋُﻮﺫُ ﺑِﺮَﺏِّ اﻟْﻔَﻠَﻖِ¤ﻣِﻦ ﺷَﺮِّﻣَﺎﺧَﻠَﻖَ¤ﻭَﻣِﻦ ﺷَﺮِّ ﻏَﺎﺳِﻖٍ ﺇِﺫَاﻭَﻗَﺐَ¤ﻭَﻣِﻦ ﺷَﺮِّاﻟﻨَّﻔَّﺎﺛَﺎﺕِ ﻓِﻲ اﻟْﻌُﻘَﺪِ¤ﻭَﻣِﻦ ﺷَﺮِّﺣَﺎﺳِﺪٍﺇِﺫَاﺣَﺴَﺪَ¤ 🌸ﻗﻞْ ﺃَﻋُﻮﺫُﺑِﺮَﺏِّ اﻟﻨَّﺎﺱِ¤ﻣَﻠِﻚِ اﻟﻨَّﺎﺱِ¤ﺇِﻟَﻪِ اﻟﻨَّﺎﺱِ¤ﻣِﻦ ﺷَﺮِّاﻟْﻮَﺳْﻮَاﺱِ اﻟْﺨَﻨَّﺎﺱِ¤اﻟَّﺬِﻱ ﻳُﻮَﺳْﻮِﺱُ ﻓِﻲ ﺻُﺪُﻭﺭِاﻟﻨَّﺎﺱِ¤ﻣِﻦَ اﻟْﺠِﻨَّﺔِ ﻭَاﻟﻨَّﺎﺱِ¤💫۳بار💫 🌸أصْبَحْنَاوَأَصْبَحَ اﻟﻤﻠﻚُ ﻟﻠﻪ ﻭَاﻟﺤَﻤﺪُﻟﻠﻪ،ﻻﺇﻟﻪَ ﺇﻻّاﻟﻠّﻪُ ﻭَﺣﺪَﻩُ ﻻﺷَﺮﻳﻚَ ﻟﻪُ،ﻟﻪُ اﻟﻤُﻠﻚُ ﻭﻟﻪُ اﻟﺤَﻤْﺪ،ﻭﻫُﻮَﻋﻠﻰ ﻛﻞّ ﺷَﻲءٍﻗﺪﻳﺮ،ﺭَﺏِّ ﺃﺳْﺄَﻟُﻚَ ﺧَﻴﺮَﻣﺎﻓﻲ ﻫﺬاِالْيَوْمِ ﻭَﺧَـﻴﺮَﻣﺎﺑَﻌْـﺪَه،ﻭَﺃَﻋﻮﺫُﺑِﻚَ ﻣِﻦْ ﺷَﺮِّﻣﺎﻓﻲ ﻫﺬاِالْيَوْمِ ﻭَﺷَﺮِّﻣﺎﺑَﻌْﺪَه،ﺭَﺏِّ ﺃَﻋﻮﺫُﺑِﻚَ ﻣِﻦَ اﻟْﻜَﺴَﻞِ ﻭَﺳﻮءِ اﻟْﻜِﺒَﺮ،ﺭَﺏِّ ﺃَعوﺫُﺑِﻚَ ﻣِﻦْ ﻋَﺬاﺏٍ ﻓﻲ اﻟﻨّﺎﺭِﻭَﻋَﺬاﺏٍ ﻓﻲ اﻟﻘَﺒْﺮ 🌸اللَّهُمَّ بِكَ أَصْبَحْنَا،وَبِكَ أَمْسَيْنَا،وَبِكَ نَحْيَا،وَبِكَ نَمُوتُ وَإِلَيْكَ النُّشُورُ 🌸اﻟﻠّﻬﻢَّ ﺃَﻧْﺖَ ﺭَﺑِّﻲ ﻻ ﺇﻟﻪَ ﺇﻻّ ﺃَﻧْﺖَ،ﺧَﻠَﻘْﺘَﻨﻲ ﻭَﺃَﻧﺎ ﻋَﺒْﺪُﻙ،ﻭَﺃَﻧﺎ ﻋَﻠﻰ ﻋَﻬْﺪِﻙَ ﻭَﻭَﻋْﺪِﻙَ ﻣﺎ اﺳْﺘَﻂَﻌْﺖ، ﺃَﻋﻮﺫُﺑِﻚَ ﻣِﻦْ ﺷَﺮِّﻣﺎﺻَﻨَـﻌْﺖ،ﺃَﺑـﻮءُ ﻟَﻚَ ﺑِﻨِﻌْﻤَﺘِﻚَ ﻋَﻠَﻲَّ ﻭَﺃَﺑـﻮءُﺑِﺬَﻧْﺒﻲ ﻓَﺎﻏْﻔِﺮْﻟﻲ ﻓَﺈِﻧَّـﻪُ ﻻﻳَﻐْﻔِﺮُاﻟﺬُّﻧـﻮﺏَ ﺇِﻻّﺃَﻧْﺖَ 🌸اللَّهُمَّ إِنِّي أَصْبَحْتُ أُشْهِدُكَ،وَأُشْهِدُحَمَلَةَ عَرْشِكَ،وَمَلاَئِكَتِكَ،وَجَمِيعَ خَلْقِكَ،أَنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ لَاإِلَهَ إِلاَّأَنْتَ وَحْدَكَ لاَشَرِيكَ لَكَ،وَأَنَّ مُحَمَّدﷺاًعَبْدُكَ وَرَسُولُكَ💫۴بار💫 🌸اﻟﻠّﻬُﻢَّ ﻣﺎأَصْبَحَ ﺑﻲ ﻣِﻦْ ﻧِﻌْﻤَﺔٍ ﺃَﻭﺑِﺄَﺣَﺪٍﻣِﻦْ ﺧَﻠْﻘِﻚ،ﻓَﻤِﻨْﻚَ ﻭَﺣْﺪَﻙَ ﻻﺷﺮﻳﻚَ ﻟَﻚ،ﻓَﻠَﻚَ اﻟْﺤَﻤْﺪُ ﻭَﻟَﻚَ اﻟﺸُّﻜْﺮ 🌸اﻟﻠّﻬُﻢَّ ﻋﺎﻓِﻨﻲ ﻓﻲ ﺑَﺪَﻧﻲ،اﻟﻠّﻬُﻢَّ ﻋﺎﻓِﻨﻲ ﻓﻲ ﺳَﻤْﻌﻲ،اﻟﻠّﻬُﻢَّ ﻋﺎﻓِﻨﻲ ﻓﻲ ﺑَﺼَﺮﻱ،ﻻﺇﻟﻪَ ﺇﻻّ ﺃَﻧْﺖَ،اﻟﻠّﻬُﻢَّ ﺇِﻧّﻲ ﺃَﻋﻮﺫُﺑِﻚَ ﻣِﻦَ اﻟْﻜُﻔﺮ،ﻭَاﻟﻔَﻘْﺮ،ﻭَﺃَﻋﻮﺫُﺑِﻚَ ﻣِﻦْ ﻋَﺬاﺏِ اﻟﻘَﺒْﺮ،ﻻﺇﻟﻪَ ﺇﻻّﺃَﻧْﺖَ💫۳بار💫 🌸ﺣﺴْﺒِﻲَ اﻟﻠّﻪُ ﻻﺇﻟﻪَ ﺇﻻّﻫُﻮَﻋَﻠَﻴﻪِ ﺗَﻮَﻛَّﻠﺖُ ﻭَﻫُﻮَﺭَﺏُّ اﻟﻌَﺮْﺵِ اﻟﻌَﻆﻴﻢ💫۷بار 💫 🌸اﻟﻠّﻬُﻢَّ ﺇِﻧِّﻲ ﺃﺳْﺄَﻟُﻚَ اﻟﻌَـﻔْﻮَﻭَاﻟﻌـﺎﻓِﻴﺔَ ﻓﻲ اﻟﺪُّﻧْﻴﺎ ﻭَاﻵﺧِـﺮَﺓ،اﻟﻠّﻬُﻢَّ ﺇِﻧِّﻲ ﺃﺳْﺄَﻟُﻚَ اﻟﻌَـﻔْﻮَﻭَاﻟﻌـﺎﻓِـﻴﺔَ ﻓﻲ ﺩﻳﻨﻲ ﻭَﺩُﻧْﻴﺎﻱَ ﻭَﺃﻫْﻠﻲ ﻭَﻣﺎﻟـﻲ،اﻟﻠّﻬُﻢَّ اﺳْﺘُـﺮْﻋـﻮْﺭاﺗﻲ ﻭَﺁﻣِـﻦْ ﺭَﻭْﻋﺎﺗﻲ،اﻟﻠّﻬُﻢَّ اﺣْﻔَﻆْﻨﻲ ﻣِﻦ ﺑَـﻴﻦِ ﻳَﺪَﻱَّ ﻭَﻣِﻦ ﺧَﻠْﻔﻲ ﻭَﻋَﻦ ﻳَﻤﻴﻨﻲ ﻭَﻋَﻦ ﺷِﻤﺎﻟﻲ،ﻭَﻣِﻦ ﻓَﻮْﻗﻲ،ﻭَﺃَﻋـﻮﺫُﺑِﻌَﻆَﻤَـﺘِﻚَ ﺃَﻥ ﺃُﻏْﺘﺎﻝَ ﻣِﻦ ﺗَﺤْﺘﻲ. 🌸اللَّهُمَّ عَالِمَ الغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَاطِرَالسَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ،رَبَّ كُلِّ شَيْءٍ وَمَلِيكَهُ،أَشْهَدُأَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ،أَعُوذُبِكَ مِنْ شَرِّنَفْسِي،وَمِنْ شَرِّ الشَّيْطانِ وَشَرَكِهِ،وَأَنْ أَقْتَرِفَ عَلَى  نَفْسِي سُوءاً،أَوْأَجُرَّهُ إِلَى مُسْلِمٍ 🌸ﺑﺴﻢِ اﻟﻠﻪِ اﻟﺬﻱ ﻻﻳَﻀُﺮُّﻣَﻊَاﺳﻤِﻪِ ﺷَﻲءٌﻓﻲ اﻷﺭْﺽِ ﻭَﻻﻓﻲ اﻟﺴّﻤﺎءِ ﻭَﻫـﻮَاﻟﺴّﻤﻴﻊُ اﻟﻌَﻠﻴﻢ💫۳بار💫 🌸ﺭﺿﻴﺖُ ﺑِﺎﻟﻠﻪِ ﺭَﺑَّﺎًﻭَﺑِﺎﻹﺳْﻼﻡِ ﺩﻳﻨﺎًﻭَﺑِﻤُﺤَﻤَّﺪﷺﺻﻠﻰ اﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﺳﻠﻢ،ﻧَﺒِﻴّﺎً💫۳بار💫 🌸ﻳﺎﺣَﻲُّ ﻳﺎﻗَﻴّﻮﻡُ بِرَحمَتِکَ ﺃَﺳْﺘَﻐﻴﺚ،ﺃَﺻْﻠِﺢْ ﻟﻲ ﺷَﺄْﻧﻲ ﻛُﻠَّﻪ،ﻭَﻻﺗَﻜِﻠﻨﻲ ﺇِﻟﻰ ﻧَﻔْﺴﻲ ﻃَﺮْﻓَﺔَ ﻋَﻴﻦ 🌸أصْبَحْنَاوَأَصْبَحَ اﻟﻤُﻠﻚُ ﻟﻠﻪِ ﺭَﺏِّ اﻟﻌﺎﻟَﻤﻴﻦ،اﻟﻠّﻬُﻢَّ ﺇِﻧِّﻲ ﺃﺳْﺄَﻟُﻚَ ﺧَﻴْﺮَﻫﺬﻩِالْيَوْمِ ،ﻓَﺘْﺤَه،ﻭَﻧَﺼْﺮَه،ﻭَﻧﻮﺭَهﻭَﺑَـﺮَﻛَﺘَه،ﻭَﻫُﺪاه،ﻭَﺃَﻋﻮﺫُﺑِﻚَ ﻣِﻦْ ﺷَﺮِّﻣﺎﻓﻴهﻭَﺷَﺮِّﻣﺎﺑَﻌْﺪَه 🌸أصْبَحْنَاﻋﻠﻰ ﻓِﻂﺮَﺓِ اﻹﺳْﻼﻡ،ﻭَﻋَﻠﻰ ﻛَﻠِﻤَﺔِ اﻹﺧْﻼﺹ،ﻭَﻋﻠﻰ ﺩﻳﻦِ ﻧَﺒِـﻴِّﻨﺎﻣُﺤَﻤَّﺪﷺٍﺻﻠﻰ اﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭﺳﻠﻢ،ﻭَعلی ﻣِﻠَّﺔِ ﺃﺑﻴﻨﺎﺇِﺑْـﺮاﻫﻴﻢَ ﺣَﻨﻴﻔﺎًﻣُﺴْﻠِﻤﺎًﻭَﻣﺎﻛﺎﻥَ ﻣِﻦَ اﻟﻤُﺸﺮِﻛﻴﻦ 🌸ﺳﺒﺤﺎﻥ اﻟﻠﻪ ﻭﺑﺤﻤﺪﻩ💫۱۰۰بار💫 🌸ﻻﺇﻟﻪَ ﺇﻻّاﻟﻠّﻪُ ﻭﺣْـﺪَﻩُ ﻻﺷَﺮﻳﻚَ ﻟﻪُ،ﻟﻪُ اﻟﻤُﻠﻚُ ﻭﻟﻪُ اﻟﺤَﻤْﺪ،ﻭﻫُﻮَﻋﻠﻰ ﻛُﻞّ ﺷَﻲءٍﻗَـﺪﻳﺮ💫۱۰بار💫 🌸سبْحَانَ الله وَبِحَمْدِهِ،عَدَدَخَلْقِهِ،وَرِضَانَفْسِهِ،وَزِنَة َ عَرْشِهِ،وَمِدَادَكَلِمَاتِهِ💫۳بار💫 🌸اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عِلْماً نَافِعاً،وَرِزْقاًطَيِّباً،وَعَمَلاً مُتَقَبَّلاً 🌸ﺃﺳْﺘَﻐْﻔِﺮُاﻟﻠَّﻪَ ﻭَﺃَﺗُﻮﺏُ ﺇِﻟَﻴْﻪِ💫۱۰۰بار💫 🌸اﻟﻠَّﻬُﻢَّ ﺻَﻞ ّﻭَﺳَﻠِّﻢْ ﻋﻠﻰ سَیدِنامحمد وعلی آل سیدنا محمد وصحبه وسلم https://t.me/joinchat/AAAAAEp4SRAI1ZOteve8EA

🔹وفات کردن افراد صالح یکی از نشانه‌های قیامت است 🍀 امام بزرگوار حسن بصری(رح) می‌فرماید:یکی از نشانه‌های قیامت این است که مرگ افراد ممتاز را می‌رباید همانگونه که شما خرماهای خوب را در گلچین می‌کنید. منبع عربی: قال التابعي الجليل الحسن البصري رضي الله عنه: من أشراط أو اقتراب الساعة؛ أن يأتي الموت خياركم فيلقطهم كما يلقط أحدكم أطايب الرطب من الطبق [مصنف ابن أبي شيبة] https://t.me/joinchat/AAAAAEp4SRAI1ZOteve8EA

مردی که بدنش سوزانده شد، اما ایمانش خدشه‌دار نشد. خباب بن ارت نه ثروتی داشت، نه جایگاهی در مکه، و نه قبیله‌ای که از او محافظت کند. او برده‌ای آسیب‌پذیر بود، اما خیلی دیر متوجه شدند که اگرچه می‌توانند جسم او را شکنجه دهند، اما نمی‌توانند روحش را مطیع خود کنند. در دوران جاهلیت، خباب پسر جوانی از قبیله تمیم بود. گروهی به قوم او حمله کردند و او را اسیر و از خانواده‌اش دور کردند. سپس او را در بازار مکه به زنی از قبیله خزاعه به نام ام انمار فروختند. خباب در مکه به عنوان برده بزرگ شد، اما مهارتی داشت که او را در بین مردمش مشهور کرده بود. او آهنگری ماهر بود که شمشیرها را با دقت می‌ساخت و به خاطر کیفیت کار و صداقتش مشهور بود. سپس روزی فرا رسید که همه چیز تغییر کرد. خبر مردی از بنی هاشم در سراسر مکه پیچید که به پرستش تنها خداوند دعوت می‌کرد، بت‌هایی را که قریش به آنها چسبیده بودند، نابود می‌کرد و از دینی سخن می‌گفت که هیچ تمایزی بین انسان آزاد و برده جز با تقوا قائل نبود. خباب مخفیانه به این دعوت گوش می‌داد و با هر کلمه‌ای که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌شنید، ایمانش قوی‌تر می‌شد. او مدت زیادی تردید نکرد... او ایمان آورد و یکی از جمله اولین کسانی شد که اسلام را پذیرفت. گفته می‌شود که او از گروه اولین گروندگان به اسلام بود، حتی در برخی روایات به عنوان ششمین نفری که اسلام را پذیرفت و در برخی دیگر به عنوان یکی از بیست نفر اول شمرده شده است. اما ایمان او برای قریش بدون مجازات نماند. به محض اینکه ام انمار از گرویدن او مطلع شد، خشمش شعله‌ور شد. او از برادرش، سباع بن عبدالعزی، و همراهانش کمک گرفت و آنها به خباب حمله کردند و او را کتک زدند و شکنجه دادند. هدف آنها صرفاً اعمال درد و رنج نبود... بلکه مجبور کردن او به توبه کردن بود. اما خباب توبه نکرد. شکنجه شدت گرفت تا جایی که او را روی زغال‌های سوزان انداختند و سپس چیزی روی او گذاشتند تا او را مهار کند و مانع حرکتش شود. ام انمار با استفاده از آهن داغ، رنج او را افزایش می‌داد. با وجود همه اینها، قلب او ثابت ماند. وقتی رنج او شدت گرفت، نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفت تا از وضعیت اسفناک خود شکایت کند. پیامبر به او صبر و شکیبایی، آنچه مؤمنان قبلاً متحمل شده بودند و اینکه خداوند این موضوع را به پایان خواهد رساند، را یادآوری کرد. خباب از درد خود درسی می‌آموزد که حتی خود آتش هم نمی‌تواند آن را پاک کند: اینکه وقتی ایمان در قلب محکم شود، بدن برای شکست دادن آن بسیار ضعیف می‌شود. اما داستان به اینجا ختم نشد. خباب برای العاص بن وائل سهمی شمشیری ساخته بود. وقتی برای گرفتن پول رفت، مرد مکث کرد و متکبرانه رفتار کرد، سپس به او گفت تا زمانی که از محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) دست برندارد، پولی به او نخواهد داد. اما خباب از مصالحه خودداری کرد. او با قاطعیت به او گفت که تا زمانی که بمیرد و دوباره زنده نشود، از ایمان خود دست برنخواهد داشت. عاص با تمسخر پاسخ داد که اگر دوباره زنده شود، مال و فرزند خواهد داشت و سپس پولش را خواهد داد! سپس کلام خداوند متعال نازل شد: آیا دیدی کسی را که به آیات ما کافر شد و گفت: «به من مال و فرزند داده خواهد شد»؟ آیا به غیب نگاه کرده است یا نزد خداوند رحمان پیمانی گرفته است؟ [مریم: ۷۷-۷۸] سپس هجرت فرا رسید و خباب به مدینه رفت. در آنجا، او دیگر آن برده مظلومی که قریش او را شکنجه می‌داد، نبود. او مرد اسلام شد. او در کنار مسلمانان در نبردها شرکت کرد و در بدر، احد و خندق حضور داشت. او همچنین شاهد فتوحات و وقایع بعدی بود و به ایمانی که با جان خود بهای آن را پرداخته بود، وفادار ماند. سال‌ها گذشت... پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، خباب در کوفه ساکن شد، اما آثار شکنجه‌های گذشته‌اش بر بدنش باقی ماند تا اینکه بیماری او را ضعیف کرد و او را در بستر نگه داشت. در سال ۳۷ هجری، خباب (رضی الله عنه) پس از زندگی پر از ایمان، صبر و آزمایش، درگذشت. علی بن ابی طالب (رضی الله عنه) نماز جنازه او را خواند، سپس با تأثر فراوان بر سر مزارش ایستاد و زندگی مردی را به یاد آورد که زندگی آسانی نداشت، اما هرگز ایمان خود را به خطر نینداخت. آنها خباب را در کودکی از خانواده‌اش گرفتند، او را به بردگی فروختند، بدنش را سوزاندند، شکنجه‌اش دادند و سعی کردند ایمانش را بخرند... اما آنها نتوانستند تنها چیزی را که او واقعاً داشت بخرند: قلبش. بنابراین، خباب بن الارت به عنوان یک وصیت‌نامه باقی ماند که بدن یک شخص ممکن است زندانی، تحقیر و شکنجه شود... *اما اگر ایمان در قلب ساکن شود، هیچ کس بر آن تسلطی ندارد.* https://t.me/joinchat/AAAAAEp4SRAI1ZOteve8EA

sticker.webp0.17 KB

❇️ نصیحت های زمین برای انسان…… ◽️ ای انسان بر پشتم در تلاش و تكاپو هستی و سرانجام مسير خود را در درونم (قبر)می‌يابی. ◽️ ای انسان بر پشتم گناه می‌كنی و در درونم (قبر) از آن پوزش می‌طلبی. ◽️ ای انسان بر پشتم می‌خندی و در درونم به گريه و زاری می‌افتی. ◽️ ای انسان بر پشتم خوشحال و خندانی و در درونم محزون و غم باری. ◽️ ای انسان بر پشتم مال و منال می‌اندوزی و در درونم از كرده‌ی خويش پشيمانی. ◽️  ای انسان بر پشتم حرام می‌خوری و در درونم كرم ها هستند كه تو را می‌خورند. ◽️ ای انسان بر پشتم مغرور و متكبر هستی و در درونم به ذلت و خواری می‌افتی. ◽️ ای انسان بر پشتم با خوشحالی راه می‌روی و در درونم غمگين و حزين شوی. ◽️ ای انسان بر پشتم در روشنايي راه می‌روی و در درونم در تاريكی‌ها واقع می‌شوی. ◽️ ای انسان بر پشتم در ميان جمع و گروهی و در درونم تك و تنها هستی.   📚 شیخ ابن حجر عســــقلانی( رحمه الله) https://t.me/joinchat/AAAAAEp4SRAI1ZOteve8EA

#شبهه می پرسند چرا در قرآن نامی از برف و برق نیامده؟ ☝️اگر کسی به شبهه افکنان بگوید که از کجا فهمیدید که در قرآن سخنی از " برف و برق" نیامده است و کی گفته که عربها سرما یا برق ندیده‌اند ، چه خواهند گفت؟ 👈وقتی به جای سؤال کردن ، ابتدا یک قضیه‌ای که صحت ندارد را فرض مسلم میگیرند و سپس در باره‌ی فرض خود [ که به قرآن نسبت داده‌اند ] چون و چرا هم میکنند ، معلوم میشود که بدون علم ، وارد موضعگیری مغرضانه شده‌اند و اصلاً بدنبال پاسخ نیستند. 👌حال اگر از آنها بپرسید : شما اصلاً خدا ، وحی و قرآن را قبول دارید یا خیر؟ اگر اصلش را قبول ندارید ، به فرعش چه کار دارید که از آب و برق و باد و باران و زلزله و ... هم چیزی گفته است یا خیر؟ ➖و اگر قبول دارید ، پس میدانید که شما نباید به خداوند متعال ، علیم و حکیم یاد بدهید که چه بگوید و چه نگوید. #برق: ↙️برخی گمان میکنند که برق آن است که «بنیامین فرانکلین» کشف کرد و سپس به نام "ادیسون" به ثبت رسید. گمان میکنند که "برق" آن است که در نیروگاه اصلی تولید میشود و سپس توسط سیم کشی ، کلید و پریز و ... ، برای دیگران قابل استفاده میشود. و حال آنکه "برق" همان الکتریسته است که کم یا زیاد ، در تمامی اجسام وجود دارد و شدت آن در برخورد ابرهای باردار با یکدیگر و بوجود آمدن صاعقه ( رعد و برق ) مشاهده میشود ، و همه را خدا خالق. به وجود آورده است ، نه فرانکلین یا ادیسون یا ... . 🔍حالا اگر کسی میخواهد بصورت علمی مطالعه کند و یا حتی اگر کسی فقط به دنبال کلمه "برق" در قرآن کریم است ( برخی در مطالعه فقط دنبال کلمه‌ی مورد نظر هستند)، آیه ذیل را تلاوت کند: ✨«أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاء فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَ بَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ»✨ (البقره ، 19) 👈ترجمه: و يا ( داستان آنها ) داستان ( گرفتاران در ) رگبارى از آسمان است كه در آن تاريكیها و رعد و برقى است ، آنها انگشتان خود را از شدت صاعقه‏ ها براى فرار از مرگ در گوش‏ها میكنند ، و خداوند به همه كافران احاطه ( علمى و توانى ) دارد. #برف_و_تگرگ: ↙️نه اینطور است که در شبهه جزیره عربستان هیچ سرما و برف و تگرگی نیامده باشد و نه اینطور است که مردم به جاهای دیگر سفر نکرده و ندیده باشند. مثل این است که کسی بگوید : چون در شهری مثل تهران یا اصفهان یا مشهد ، هوا رطوبت ندارد و شرجی نیست ، مردمان این شهرها اصلاً نمیدانند و نمی‌فهمند که رطوبت هوا یعنی چه؟! 👈برف و تگرگ ، همان بارانی است که به علت برودت ( سرمای ) هوا ، یخ زده است. اگر ذراتش ریز باشد به دانه‌های برف مبدل میشود و اگر درشت‌تر باشد و بیشتر یخ بزند ، تگرگ میشود. و هر کس کمی قرآن خوانده باشد ، با آیات متعدد در خصوص "باران" که ریشه برف و تگرگ است ، آشنا میشود ، هر چند در قرآن کریم به برف و تگرگ نیز اشاره شده است: 👌« أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مِن جِبَالٍ فِيهَا مِن بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاء وَيَصْرِفُهُ عَن مَّن يَشَاء يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ» ✨ (النّور، 43) 👈ترجمه: آيا نديدى كه خداوند ابرى را ( از هر سو ) به آرامى مى‏ راند سپس ميان ( قطعات ) آن پيوند میدهد سپس آن را متراكم مى‏ سازد ، پس باران را مى‏ بينى كه از لابه‏ لاى آن بيرون مى‏ آيد ، و نيز از آسمان ( بالاى سرتان ) از كوه‏هاى ابر يخ‏زده كه در آن هست برف و تگرگ فرو مى‏ ريزد ، پس به سبب آن به قومى كه بخواهد ( در دنيا به آنها كيفر دهد ) زيان مى‏ رساند و آن را از قومى كه بخواهد برمى‏ گرداند ، نزديك است روشنى برقش ( نور ) چشم‏ها را از بين ببرد.

🌹 روی سخنم با توست 🌹 دنیا گذرگاهی کوتاه است و آنچه از ما باقی می‌ماند، ایمان، عمل صالح و اخلاق نیکوست. دل‌های خود را با قرآن زنده نگه دارید، زبانتان را به ذکر الله عادت دهید و در هر حال اخلاص را از دست ندهید؛ ، بیایید از کسانی باشیم که حضورشان مایه خیر، سخنشان مایه آرامش و رفتارش دعوتی به سوی الله باشد. اگر امروز قدمی هرچند کوچک به سوی پروردگار برداریم، فردا آن را در ترازوی اعمال خود خواهیم یافت. اللهم اجعلنا من أهل القرآن، ومن الذاكرين الشاكرين، وثبتنا على الحق حتى نلقاك. آمين.

محبت باپیامبر مطالعه ی سیرت پیامبر . . مولانابهزاد فقهی حفظه الله

مردی که بدنش سوزانده شد، اما ایمانش خدشه‌دار نشد. خباب بن ارت نه ثروتی داشت، نه جایگاهی در مکه، و نه قبیله‌ای که از او محافظت کند. او برده‌ای آسیب‌پذیر بود، اما خیلی دیر متوجه شدند که اگرچه می‌توانند جسم او را شکنجه دهند، اما نمی‌توانند روحش را مطیع خود کنند. در دوران جاهلیت، خباب پسر جوانی از قبیله تمیم بود. گروهی به قوم او حمله کردند و او را اسیر و از خانواده‌اش دور کردند. سپس او را در بازار مکه به زنی از قبیله خزاعه به نام ام انمار فروختند. خباب در مکه به عنوان برده بزرگ شد، اما مهارتی داشت که او را در بین مردمش مشهور کرده بود. او آهنگری ماهر بود که شمشیرها را با دقت می‌ساخت و به خاطر کیفیت کار و صداقتش مشهور بود. سپس روزی فرا رسید که همه چیز تغییر کرد. خبر مردی از بنی هاشم در سراسر مکه پیچید که به پرستش تنها خداوند دعوت می‌کرد، بت‌هایی را که قریش به آنها چسبیده بودند، نابود می‌کرد و از دینی سخن می‌گفت که هیچ تمایزی بین انسان آزاد و برده جز با تقوا قائل نبود. خباب مخفیانه به این دعوت گوش می‌داد و با هر کلمه‌ای که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌شنید، ایمانش قوی‌تر می‌شد. او مدت زیادی تردید نکرد... او ایمان آورد و یکی از جمله اولین کسانی شد که اسلام را پذیرفت. گفته می‌شود که او از گروه اولین گروندگان به اسلام بود، حتی در برخی روایات به عنوان ششمین نفری که اسلام را پذیرفت و در برخی دیگر به عنوان یکی از بیست نفر اول شمرده شده است. اما ایمان او برای قریش بدون مجازات نماند. به محض اینکه ام انمار از گرویدن او مطلع شد، خشمش شعله‌ور شد. او از برادرش، سباع بن عبدالعزی، و همراهانش کمک گرفت و آنها به خباب حمله کردند و او را کتک زدند و شکنجه دادند. هدف آنها صرفاً اعمال درد و رنج نبود... بلکه مجبور کردن او به توبه کردن بود. اما خباب توبه نکرد. شکنجه شدت گرفت تا جایی که او را روی زغال‌های سوزان انداختند و سپس چیزی روی او گذاشتند تا او را مهار کند و مانع حرکتش شود. ام انمار با استفاده از آهن داغ، رنج او را افزایش می‌داد. با وجود همه اینها، قلب او ثابت ماند. وقتی رنج او شدت گرفت، نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفت تا از وضعیت اسفناک خود شکایت کند. پیامبر به او صبر و شکیبایی، آنچه مؤمنان قبلاً متحمل شده بودند و اینکه خداوند این موضوع را به پایان خواهد رساند، را یادآوری کرد. خباب از درد خود درسی می‌آموزد که حتی خود آتش هم نمی‌تواند آن را پاک کند: اینکه وقتی ایمان در قلب محکم شود، بدن برای شکست دادن آن بسیار ضعیف می‌شود. اما داستان به اینجا ختم نشد. خباب برای العاص بن وائل سهمی شمشیری ساخته بود. وقتی برای گرفتن پول رفت، مرد مکث کرد و متکبرانه رفتار کرد، سپس به او گفت تا زمانی که از محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) دست برندارد، پولی به او نخواهد داد. اما خباب از مصالحه خودداری کرد. او با قاطعیت به او گفت که تا زمانی که بمیرد و دوباره زنده نشود، از ایمان خود دست برنخواهد داشت. عاص با تمسخر پاسخ داد که اگر دوباره زنده شود، مال و فرزند خواهد داشت و سپس پولش را خواهد داد! سپس کلام خداوند متعال نازل شد: آیا دیدی کسی را که به آیات ما کافر شد و گفت: «به من مال و فرزند داده خواهد شد»؟ آیا به غیب نگاه کرده است یا نزد خداوند رحمان پیمانی گرفته است؟ [مریم: ۷۷-۷۸] سپس هجرت فرا رسید و خباب به مدینه رفت. در آنجا، او دیگر آن برده مظلومی که قریش او را شکنجه می‌داد، نبود. او مرد اسلام شد. او در کنار مسلمانان در نبردها شرکت کرد و در بدر، احد و خندق حضور داشت. او همچنین شاهد فتوحات و وقایع بعدی بود و به ایمانی که با جان خود بهای آن را پرداخته بود، وفادار ماند. سال‌ها گذشت... پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، خباب در کوفه ساکن شد، اما آثار شکنجه‌های گذشته‌اش بر بدنش باقی ماند تا اینکه بیماری او را ضعیف کرد و او را در بستر نگه داشت. در سال ۳۷ هجری، خباب (رضی الله عنه) پس از زندگی پر از ایمان، صبر و آزمایش، درگذشت. علی بن ابی طالب (رضی الله عنه) نماز جنازه او را خواند، سپس با تأثر فراوان بر سر مزارش ایستاد و زندگی مردی را به یاد آورد که زندگی آسانی نداشت، اما هرگز ایمان خود را به خطر نینداخت. آنها خباب را در کودکی از خانواده‌اش گرفتند، او را به بردگی فروختند، بدنش را سوزاندند، شکنجه‌اش دادند و سعی کردند ایمانش را بخرند... اما آنها نتوانستند تنها چیزی را که او واقعاً داشت بخرند: قلبش. بنابراین، خباب بن الارت به عنوان یک وصیت‌نامه باقی ماند که بدن یک شخص ممکن است زندانی، تحقیر و شکنجه شود... *اما اگر ایمان در قلب ساکن شود، هیچ کس بر آن تسلطی ندارد.*

آموزش قرآن کریم

نردبان خلق این ما و منیست عاقبت زین نردبان افتادنیست. https://t.me/joinchat/AAAAAEp4SRAI1ZOteve8EA

❌️ چرا خدا همه رو مسلمان خلق نکرد؟! 🌱 اگه خدا همه رو مسلمان می‌آفرید، دیگه ایمان معنا نداشت؛ چون ایمان واقعی با انتخاب و آگاهی ارزش داره، نه با اجبار و وراثت. 🕯 خدا انسان رو با عقل و اختیار آفرید، تا راه حق رو با چشم باز انتخاب کنه، نه با چشم بسته به دنیا بیاد. خدا بنده می‌خواد، نه برده. 🔥 امتحان بدون گزینه غلط، امتحان نیست؛ و هدایت بدون امکان گمراهی، هدایت نیست. پس تفاوت انسان‌ها، نشانه بی‌عدالتی نیست، نشانه بزرگی خداست که به هر کسی حق انتخاب داده؛ اما مسئولیت انتخابش رو هم بر دوشش گذاشته. ⚠️ و این آشفتگی‌ها و هرج‌ومرج‌های بشر نه از دین خدا، بلکه از دوری از اون پدید میاد؛ و مشکل دنیا نبود دین نیست، نبود عمل به دینه. 🎙 زین الله امینی https://t.me/joinchat/AAAAAEp4SRAI1ZOteve8EA