Forever Young 🍊
Open in Telegram
از شمالِ ایران تا شمالِ انگلیس :> اینجا هیچوقت پیر نمیشیم، چون ماهارو هروقت از آب بگیرن تازهایم! The free soul and life of mine ^^ Believer ✞ من رو مهمونِ کلماتت کن: http://t.me/HidenChat_Bot?start=955251799
Show more346
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
بشههااااا
احتمالا یکشنبه اولین روز کاریم به عنوان Scare actor باشه.
فکر کن بری پِخخخخ بکنی به مردم و بهت پولم بدن😭😭
وااااایییییی!! لوک(همکلاسیم) پیغوم داده که واسم کار پیدا کرده😭🤝
دقیق نمیدونم چیه (قرار شد دوشنبه دربارهش حرف بزنیم) ولی گویا باید بریم مردم رو بترسونیم واسه هالووین بعد پولهم میگیریم😁💕
واااای بچههااا!!
چشمتووون روز بد نبینه!!!!!
امروز یه تیکه از نمایش هفتهی بعدمون رو داشتیم تمرین میکردیم.
بعد یه صحنه هست، چهارنفرمون، هرکدوم یکی از پایههای صندلیرو از پایین میگیریم و کسی که روی صندلی نشسته رو میبریمبالا.
بعد چشمتونروز بد نبیییینهههه!
پایهی صندلی که من نگهش داشته بودم رفت توی شلوار جینم!!!!!
یعنی موقع پایین گذاشتن صندلی ممکن بود پامو از دست بدم😭
هیچی دیگه صندلی رو هُل دادم، کسی که روش نشسته بود پرت شه پایین 😭😂😂😂
راهکار برای قاطی شدن با خودشون:
استفاده از 'شت' هردو ثانیه یکبار 🤝😁
نکتهشم اینه که فقط برای تعجب و اظهار نظر ازش استفاده نکنیم، دقت بکنیم که هر چیزی میتونه یک شت باشه.
This shit's fab! 😂😭
بانو، مگانِ از سریِ فاکس، در زیبایی شما شکی نیست، ولی چطور میتونی اینقدر بد بازی بکنی؟ ♡
ویدیو و عکسهای اون روز تازه بدستم رسید.
حالا قضیه چیه؟ چرا میگیم جیمی بهترینه؟
جیمی توی اجراش یه تیکه میپرونه که کل کلاس منفجر میشن.
میگه:"My wife and I... we've got a perfect love life! We kiss. We French kiss. And we do the Australian kiss which is basically the French kiss but down there"
😅😅😂 مایک دراپ شد *
امروز داشتم فکر میکردم که خیلی وقته کمتر سفر و اینا میرم
احساس میکنم یچی ازم کمه و نیست.
فکر کنم باید همینروزا برنامه بچینم چندتا مقصد نزدیک به لیورپولرو تناتنا برم.
دلم میخواد برم باغهای کدوتنبل رو ببینم و پیادتروی بکنم، وقتی برگشتم عصر هم برم و قهوه با طعم pumpkin spice برای خودم بگیرم 🎃 ▪️🧡
افرادی که لیورپول هستن و در ارتباط بودیم و رابطهمو با موفقیت باهاشون تموم کردم:
پسر ترکیهایه (بیادبِ خر)، کانی (همکلاسیم و سلطان دراما)، جاش(همکلاسی قبلیم، عجیب شدیم)، یه دختر خانم ایرانی، یه دختر خانم ایرانی دیگه، رحما (خودش قطع داره میشه♡)، بکی و تارا(همکلاس نیستیم دیگه و پیش نمیآد ببینیم همو)
اگه بازم یادم اومد، اضافه میکنم که یادم نرتشون ✨👀
خلاصه که من ماندم و دوغم که بنوشم ☺️🥛الان از تمام دوستایی که توی 'لیورپول' میشناختم، فقط جاش مونده.
باید دوباره سوشلایز بکنم فکر کنم😭
الان مثلا دلم یه پیادهروی و یا بستنی خورون بخواد چیکار بکنم؟ 👀💕
رحما از وقتی دوسپسر گرفته غیب شده 😒🤝 (سه چهار هفتهای یهبار پیداش میشه!) بعد باز بگید چرا همه دوستام دارن 'پسر' میشن!
کی فکرشو میکرد با رایان نهایتا 'دوست' بشیم 😭😂
(اونایی که یادشون نیست، یکسال پیش ما باهم talking stage تلفنی/چتی بودیم تا همو بشناسیم و بعد از دوماه فهمیدیم اصلا باهم نمیسازیم)
و توی روش بگم، مرتیکه به عنوان یه پارتنر میتونی خیلی 🚩 باشیها!
خداوکیل شانس آوردم و خدا خیلی دوستم داشت هیچی نشدیم 😂ملیکا رو توی لندن ندیدم، نشد ♡
ولی کتابش الان توی کتابخونه کوچولوی اتاقمه و امروز باهم صحبت کردیم (برای اولینبار)
خیلی برای من عزیزه و میدونم قطعا میبینمش 💕
+1
اینم جینگول آیندهی زندگی من
انقدر انتخابهام معمولا اشتباهن، که رفتم پینترست نصب کردم، و آدمی که تایپمهرو اینجوری کردم توی چشم خودم تا یادم بیاد دنبال چیام 😭😂💕
