en
Feedback
سيرة الرسول مولوی عبدالرحمن خوافی)

سيرة الرسول مولوی عبدالرحمن خوافی)

Open in Telegram

موضوع کانال: سیرت پیامبر اکرم ﷺ از تولد تا وفات به صورت صوتی ارائه‌دهنده: مولوی عبدالرحمن خوافی هدف: معرفی دقیق، مستند و قابل فهم از زندگی پیامبر برای عموم، به ویژه نسل جوان و علماواندیشمندان

Show more
5 895
Subscribers
-224 hours
-167 days
-8230 days
Posts Archive
🌴🕋🕌 برمسیرنبوت تا مرا در کنار حوض ملاقات نمایید. پیامبرﷺبخشی از امور مسلمانان را به مردی سپرد. مردی از انصار بلند شد و گفت: ای رسول خدا! آیا همانطور که به فلانی مسئولیت دادی، مرا به کار یا وظیفه‌ای نمی‌گماری؟ رسول اللهﷺفرمود: پس از من، شاهد تبعیض و حق کشی خواهید بود؛ پس صبر کنید تا مرا در کنار حوض ملاقات نمایید! در ذیل، یکی از داستان‌های زیبایی را که تاکنون مطالعه کرده‌ام، برایتان بازگو می‌کنم. بشر حافی، همراه با مردی در مسیری می‌رفتند. آن مرد تشنه شد و به بشر گفت: بگذار از آب این چاه بنوشم. بشر گفت: صبر کن تا به چاه بعدی برسیم! وقتی به آن رسیدند، بشر گفت: تا رسیدن به چاه بعدی صبر کن! پیوسته او را معطل می‌کرد و به صبر دعوت می‌نمود، تا اینکه به مقصد رسیدند و بشر گفت: دنیا نیز اینگونه پایان می‌یابد: با صبر. صبر کنید تا اینکه در کنار حوض مرا ملاقات نمایید! شاید این، بلیغ‌ترین سخنی باشد،که در طول تاریخ بشریت در مورد ثبات و پایداری، گفته شده است. چه صبر شیرینی! و چه ثبات ارزشمندی در آن نهفته است! پیوسته آن را نصب العین خود قرار بده! هر زمان، گناهی بر تو فشار آورد، به آن بیندیش و به یاد آور که دنیا، با صبر پایان می‌پذیرد و روزگار با خوشی‌ها و ناخوشی‌هایش خواهد گذشت و تنها پاداش طاعت و عقوبت معصیت است که باقی می‌ماند. هرگاه اوضاع اقتصادی تو را به تنگ آورد و مردم پیرامونت، روی به رشوه آوردند، تو اخگر دینت را محکم بگیر !گمان کن پیامبرﷺ به تو می‌گوید: صبر کن تا اینکه مرا در کنار حوض ملاقات کنی! هرگاه گرفتار بیماری سختی شدی به خاطر داشته باش که آه و ناله بیمار در صورتی که راضی به تقدیر الهی باشد، مساوی است با تسبیح انسان‌های ذاکر و این نیز بگذرد و گمان کن پیامبرﷺبه تو می‌گوید: صبر کن تا اینکه مرا در کنار حوض ملاقات کنی! هرگاه مردمان پیرامونت دست از حجاب شستند و تبرج و آرایش- گاه برای ازدواج و گاه برای نمایش زیبایی -زیاد شد، تو ایمانت را از دست مده! بدان که ازدواج ،رزق است و هر انسانی، رزق خود را در این دنیا دریافت خواهد کرد. پس به حجابت پایبند باش و خود را به عفت و پاکدامنی، مزین کن !گمان کن پیامبرﷺبه تو می‌گوید :صبر کن تا مرا در کنار حوض ملاقات کنی! اگر خویشانتان به شما ظلم کردند و دوستانتان، شما را رها نمودند و چیزهای نامربوطی را به شما نسبت دادند به یاد آورید که در یک زمانی ،مردم ،پیامبرمان را دروغگو، ساحر و دیوانه خطاب می‌کردند؛ ما که هستیم که از دست و زبان مردم، در امان باشیم؟ سعی کنید همیشه در جایگاه مظلوم باشید ،نه ظالم .جزو افرادی باشید که مورد افترا قرار می‌گیرند، نه اینکه تهمت بزنید. هرگاه به تنگ آمدید، گمان کنید، پیامبرﷺ به شما می‌گوید: صبر کنید تا مرا در کنار حوض، ملاقات کنی @siratalrasool

🌴🕋🕌 5⃣8⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۸۵﴾ غصه نخور؛ خدا با ماست: حضرت رسول اکرم ﷺ و «ابوبکر صدیقؓ» در غار بودند که «ابوبکرؓ» مشرکین را مشاهده کرد و عرض نمود یا رسول اللّٰه ﷺ اگر یکی از آنان قدم به جلو بردارد، ما را خواهد دید، حضرت فرمودند: «مَا ظَنُّكَ بِاثْنَيْنِ اللّٰهُ ثَالِثُهُمَا»(¹) «چه گمان داری نسبت به دو شخصی که سومین شان «اللّٰه» است» قرآن در همین خصوص می‌گوید: ﴿ثَانِيَ اِثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِيْ اَلْغَارِ إِذْ يَقُوْلُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اَللّٰهَ مَعَنَا﴾(²) «آنگاه که در غار بودند، یکی از دو تن (رسول اللّٰه) به رفیق خود (ابوبکر) گفت: اندوهگین مباش، خدا با ماست۔» منابع: (¹) - أخرجه البخاري في: كِتَابُ التَّفْسِيْرِ؛ بَابُ قَوْلِهِ تَعَالَی: ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ، برقم: (۳۶۵۳)، ومسلم في: كِتَابُ فَضَائِلِ الصَّحَابَةِ رَضِيَ اللّٰهُ تَعَالَى عَنْهُمْ؛ بَابٌ مِنْ فَضَائِلِ أَبِي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ رَضِيَ اللّٰهُ عَنْهُ، برقم: (٢٣٨١) ، وأحمد في المسند: (۴/۱) من حديث أبي بكر رضي اللّٰه عنه ۔ (²) - سورة التوبة: ۴۰ ۔ https://t.me/siratalrasool

امداد‌های غیبی پروردگار:

🌴🕋🕌 گلچین از تلاوت های استاد مصطفی غلوش رحمه الشیخ محمود شحات انور کانال سيرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی @siratalrasool

اگر شخصی در رمضان سفر کند و روزه بگیرد آیا روزه اش صحیح است ؟

🌴🕋🕌 مولانا اشرف‌علی تهانوی رحمه‌الله‌ *نشانۀ انسانِ راستین* ای دوستان! نشانۀ انسانِ صادق و راستگو این است که او بی‌تکلّف و بی‌ساختگی، هماهنگ با احساسات و عواطفِ فطریِ خویش رفتار می‌کند. او در بندِ این نگرانی نیست که آیا کسی بر رفتار او ایراد خواهد گرفت یا دیگران درباره‌اش چه قضاوتی خواهند کرد. انسانِ دروغین و ساختگی هرگز توان چنین رفتاری را ندارد. یکی از دلایل بزرگ و روشنِ صدقِ نبوّتِ سیدنا رسول‌الله ﷺ نیز همین حقیقت است که در سراسر زندگیِ آن حضرت، هیچ نشانی از تصنّع، ظاهرسازی و تکلّف دیده نمی‌شد. پیامبر اکرم ﷺ با نهایت سادگی و صداقت، آزادانه و طبیعی، بر اساس احساسات انسانی و فطریِ خویش عمل می‌فرمودند؛ گاه در میان خطبه، کودکی را برمی‌داشتند و در آغوش می‌گرفتند؛ گاه کودکی را بر دوش می‌نشاندند و در همان حال نماز به‌جا می‌آوردند؛ گاه با صحابهٔ کرام رضوان‌الله‌تعالی‌علیهم شوخی و مزاح می‌فرمودند؛ و گاه با همسران خود مسابقه می‌دادند. چنین رفتارهایی تنها از انسانِ راستین و صادق سر می‌زند. مدّعیِ ساختگی و دروغینِ نبوّت هرگز قادر به این‌گونه رفتار نیست؛ زیرا او همواره گرفتارِ ترس و دغدغه است که مبادا مردم بر او اعتراض کنند یا شأن و جایگاهِ ظاهری‌اش زیر سؤال رود. از همین رو، هرگز نمی‌تواند با آزادیِ کامل و بی‌واسطه، مطابق با احساسات طبیعی و فطریِ خود عمل کند. @siratalrasool

🌴🕋🕌 جوانی که لباس‌های زیبا را دوست داشت پیامبر عزیزمان ﷺ دوست داشت مردم زیباترین و تمیزترین لباس‌ها را بپوشند. خودش هم همیشه لباس‌های تمیز و مرتب می‌پوشید. روزی جوانی خوش‌قیافه و خوش‌پوش نزد او آمد. به پیامبر عزیزمان ﷺ چنین گفت: "ای پیامبر خدا! من به زیبایی خیلی اهمیت می‌دهم. دوست دارم از همه متفاوت‌تر و زیباتر باشم. حتی دوست ندارم کفش‌هایم شبیه کفش دیگران باشد.  آیا این کار من نوعی غرور و تکبر است؟" پیامبر عزیزمان ﷺ فرمود: "نخیر، اگر آدم مغروری بودی به زیبایی چنین اهمیت نمی‌دادی. تا زمانی که از جایگاه بالا به اطرافیانت نگاه نکنی و خودت را از آن‌ها برتر ندانی، این کار تو هیچ مشکلی ندارد." جوان از این سخنان پیامبرمان ﷺ بسیار خشنود شد. او شنیده بود که پیامبرمان ﷺ فرموده: "چنان لباس‌های زیبایی بپوشید، و سر و وضع و لباستان مرتب باشد، که میان مردم همچون سیاهی در میان سفیدی مشخص باشید." آن جوان خوش‌قیافه و خوش‌پوش از فرمایشات پیامبرمان ﷺ چنین آموخت که ساده، مرتب و زیبا پوشیدن، رفتار زیبایی است. او از آن پس، به زیبا و خاص پوشیدن ادامه داد؛ اما هیچ گاه اجازه نداد غرور و تکبر او را فرا بگیرد. @siratalrasool

🌴🕋🕌 خدا فراتر از فهمِ ماست… آن چه را که ما نمی‌بینیم، می‌داند. آنچه را که ما نمی‌توانیم، می‌سازد. و آنچه را که برایمان بهترین است رقم می‌زند… پس به او اعتماد کن @siratalrasool

🌴🕋🕌 ابن بطوطه را به عنوان یکی از بزرگترین جهانگردانِ تاریخ می‌شناسند. حدودِ هفتصد سال پیش، از مراکش راه افتاد و کشورهایی که الان به نام مصر، سوریه، عربستان، ایران، هند، چین، مالدیو، فیلیپین، روسیه، اسپانیا یا سومالی می‌شناسیم را دید و حتی در دربار بعضی پادشاهان هم منصب گرفت. مارکوپولو، که گویا بعضی از خاطراتش دروغ بوده، نصفِ این مقدار هم سفر نکرد. سفرنامۀ ابن بطوطه سرشار از نکته و نمک است. اگر وقت شد، راجع به آن باید بیشتر نوشت. بخشي که این روزها مدام در ذهنِ من تکرار می‌شود مربوط است به عبور او از یک بیابانِ بسیار گرم و بی‌آب و آبادانی، جایی در عربستانِ کنونی. صحرایي که باید با سرعت از آن عبور کرد تا گرفتارِ گرمای جهنمیِ آن نشوند. او داستاني راجع به این صحرا شنیده و بازگو می‌کند: «... نَعوذُ بالله تو گویی جهنم است! در یکی از سال‌ها باد سَمومي (باد بسیار گرم و زهرآگین) که این‌جا می‌وزَد مشقّات و مصائبِ بزرگي برای حجاج به بار آورد؛ ذخیرۀ آب به پایان رسید.». با تمام شدنِ ذخیرۀ آب، آنها که پولدارتر بودند شروع کردند به خریدنِ آب از دیگران. با وجود تقاضایِ بالا و عرضۀ بسیار کم و بسیارمحدود، کار به حراج می‌کشد و آنان که آب داشتند، آن‌را به بالاترین پیشنهاد می‌فروختند. عده‌ای هم که پول نداشتند، نظاره‌گر این حراجی بر سر جان بودند. آن‌قدر تقاضا زیاد بود که ابن‌بطوطه می‌گوید «یک خوراک آب به هزار دینار خرید و فروش شد». در آن روزگار با چهل دینار می‌شد اسب خرید. تصور کنید که شخصی بیست و پنج اسب داده است تا ظرف آبي بخرد. آب‌فروشانِ گران‌فروش خوشحال از معاملۀ پر ارزش خود بودند و گمان می‌بردند که با آبی که برایشان باقی مانده می‌توانند به شهر بعدی برسند. آب‌خَرانِ گران‌خَر نیز خوشحال بودند که زنده خواهند ماند و دینار دادند تا جان به در بَرَند. آنان که نه آب داشتند و نه دینار هم در بیم و امید که گشایشی از راه برسد. پردۀ آخر داستان اینست که « وَ مَاتَ مُشتَرِيها وَ بائِعُها: و سرانجام، فروشنده و خریدارِ آن هر دو تلف شدند». آنها که پول داشتند و خریدند و آنها که آب داشتند و فروختند و آنها که پول نداشتند و آب نداشتند، همگی مُردند. همه در آن معامله متضرر شدند چون مورد معامله اصلاً آب و پول نبود؛ که جان بود. نقل قول‌ها از «سفرنامه ابن‌بطوطه» ترجمه محمدعلی موحد

خصلت نود و یکم رسول اللهﷺ: 91- بر سر غذا از همه زودتر حاضر میشد و از همه دیر تر دست می‌کشید. -از مجموعه صد خصلت رسول اللهﷺ ال
خصلت نود و یکم رسول اللهﷺ: 91- بر سر غذا از همه زودتر حاضر میشد و از همه دیر تر دست می‌کشید. -از مجموعه صد خصلت رسول اللهﷺ اللَّهُمِّ صلی وسَـلِّم علَى نَبِينَا محمدﷺ ✨🕋❖━━━━━━━➣ @Quran_AZimoshan

🌴🕋🕌 4⃣8⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۸۴﴾ امداد‌های غیبی پروردگار: سیدنا رسول اللّٰهﷺ و «ابوبکر صدّیقؓ» هر دو داخل غار تشریف بردند، در این اثنا پروردگار متعال عنکبوتی را فرستاد تا میان غار و درختی که جلوی غار وجود داشت، تاری بتند و «رسول اکرم ﷺ» و «ابوبکر صدیقؓ» را استتار کند و به دو کبوتر وحشی دستور داد بال زنان بیایند و میان عنکبوت و درخت بنشینند(¹) ﴿وَلِلّٰهِ جُنُودُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾(²) «به راستی که لشکرهای آسمان و زمین در اختیار «اللّٰه» هستند» حساس‌ترین لحظه تاریخ بشریت: مشرکین آثار قدم‌های رسول اکرم ﷺ را دنبال کردند ۔ این لحظه از حساس‌ترین لحظاتی بود که تاریخ بشریت از آن می‌گذشت، لحظه‌ای بود سرنوشت ساز و غیر طبیعی؛ زیرا یا امتداد شقاوت و بدبختی بود که پایان نداشت، یا آغاز سعادت و خوشبختی ابدی بود، که رقم می‌خورد ۔ آری! آن هنگام که تعقیب کنندگان به در غار رسیدند، کافی بود که فقط یکی از آنها نگاهش را پایین انداخته و آن‌حضرت ﷺ را ببیند؛ در آن لحظه حساس نفس بشریت در سینه حبس گردید و لرزه بر جانش افتاد زیرا معلوم نبود، سرنوشتش به کجا می‌انجامد ۔ امّا پروردگار عالم، بشریت را مورد لطف قرار داد و دشمنان دچار اشتباه شدند ۔ وقتی دیدند که بر در غار عنکبوت تار افکنده است، خیال کردند که آنجا کسی وجود ندارد(³) حق تعالی در قرآن به این نکته اشاره فرموده است:  ﴿فَأَنْزَلَ اللّٰهُ سَكِيْنَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُوْدٍ لَمْ تَرَوْهَا﴾(⁴) «پس فرو فرستاد اللّٰه تسکین خود را بر پیامبر و او را تقویت کرد با لشکرهایی که ندیدید آن را» ۔ ۔منابع: (¹) - رواه الحافظ ابن عساكر بسنده عن جماعة من الصحابة (ابن كثير؛ ج: ٢ ص: ۲۴۰-۲۴۱) (²) - سورة الفتح: ۴ (³) - أخرجه أحمد في مسنده: (۳۴۸/۱)، وعبد الرزاق في مصنّفه (۳۸۹/۵) برقم: (۹۷۴۳)، والطبراني في الكبير برقم: (۱۲۱۵۵)، وذكره الحافظ ابن حجر في: الفتح (۲۳۶/۷)  وقال: سنده حسن، وحسّن إسناده أيضا ابن كثير في: السيرة (٢/ ٢٣٩) (⁴) - سورة التوبة: ۴۰ ۔ https://t.me/siratalrasool

🌴🕋🕌 سوره مبارکه الکهف قاری آرمان رفعتی باخرزی «نــورٌ مــا بـيـن الـجمـعـتـين» جمعه مبارك ‌‌✿سنت های روز جمعه✿↷ ➊ قرائت سوره‌ی کهف ➋ غسل نمودن ➌ مسواک زدن ➍ استفاده ازخوشبویی ➎ پوشیدن لباس نو ➏ دعا نمودن در روز جمعه ➐ زیاد درود فرستادن بر رسول اللهﷺ ➑ زود رفتن به مسجد. «الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.» @siratalrasool

Repost from N/a
❀✰﷽✰❀ صَــــــلّوا ؏ الحبيب  ﴿ םבםב  ﴾ اللَّهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَبَارِكْ عَلَى سَيِّدُنَا مُحَمَّدٍ ﷺ... ◆لیستی از بهترین کانال های تلگرام 👇🏻👇🏻 ‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌╭═════════════╮ ✎@tab_ahlesunnat. ╰═════════════╯

🌴🕋🕌 🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی #۳۶۵_روز_با_پیامبر 4⃣7⃣قسمت هفتادو چهارم موضوع :اسلام آوردن حضرت عمر فاروق رضی الله عنه ( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)

🌴🕋🕌 پیامبر ﷺ؛ الگوی استواری و پایداری پیامبر ﷺ نمونه‌ کامل استقامت بود؛ مشرکان راه‌های گوناگونی را آزمودند تا او را از استقامت بازدارند، اما نه سست شد و نه تسلیم گردید. با فشار بر خانواده و سوءاستفاده از نفوذ عشیره‌ای کوشیدند او را تضعیف کنند، اما خم به ابرو نیاورد و تسلیم نشد. با تمسخر، استهزاء و انواع اتهام‌ها بر او تاختند، اما زیر بار نرفت و تسلیم نگردید. تحریم اقتصادیِ سخت و همه‌جانبه علیه او و یارانش به راه انداختند، اما باز هم نه سست شد و نه عقب نشست. در نهایت تصمیم به ترورش گرفتند، اما کوچک‌ترین ضعفی از خود نشان نداد و تسلیم نشد. و هنگامی که خداوند به او اجازه هجرت داد، با لشکرکشی‌ها و جنگ‌های پیاپی تلاش کردند دعوت او را خاموش کنند و پیروانش را از میان بردارند؛ اما این نیز او را از رساندن پیام الهی و گسترش نور آن در زمین باز نداشت. صفات الداعیة النفسية، عبدالله ناصح علوان @siratalrasool

🌴🕋🕌 انسان ناگهان از مسیر شریعت خدا خارج نمی‌شود، بلکه گام به گام این اتفاق می‌افتد. هر روز که چشمش را به تصویری نامناسب می‌دوزد، گوشش را به سخن نامحرمی می‌سپارد، عقلش را در دست محاسباتی می‌گذارد که زهر را با عسل می‌آمیزد، هر روز کمی دور می‌شود، و پس از یک سال، خود را در وادی دیگری می‌یابد، با زبانی دیگر سخن می‌گوید و با عقلی که شبیه عقل خودش نیست فکر می‌کند. مراقب خزیدن شبهات باشید @siratalrasool

🌴🕋🕌 3⃣8⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۸۳} به سوی غار ثور: حضرت رسول اکرم ﷺ و «ابوبکر صدیقؓ» مخفیانه از «مکه» خارج شدند، حضرت «ابوبکرؓ» به فرزندش «عبداللّٰه» سپرد که واکنش اهل «مکه» را در مورد آن دو، زیر نظر بگیرد و به «عامر بن فهیره» دستور داد که گوسفندانش را در روز بچراند و شب نزد آنها بیاورد و به دخترش «اسماء» نیز توصیه کرد که به آنها غذا برساند ۔ شگفتی‌های مهر و محبت: از روزی که خداوند انسان را آفریده، محبت الهام بخش شگفتی‌ها بوده و انسان را نسبت به محبوبش به مهربانی و فداکاری وادار نموده است ۔ نمونه روشن آن عملکرد حضرت «ابوبکرؓ» با رسول اکرم ﷺ در سفر هجرت بود ۔ روایت شده که وقتی رسول اکرم ﷺ به سوی غار حرکت کرد، «ابوبکر صدیقؓ» همراهش بود ۔ «ابوبکرؓ» گاهی جلوی رسول اکرم ﷺ و گاهی پشت آن‌حضرت ﷺ راه می‌رفت تا این که رسول اکرم ﷺ متوجه شدند و فرمودند: ای «ابوبکرؓ»! چرا گاهی جلوی من و گاهی پشت سرم قرار می‌گیری؟ «ابوبکرؓ» عرض کرد: يَا رَسُولَ اللّٰهِ! «أَذْكُرُ الطَّلَبَ فَأَمْشِي خَلْفَكَ، ثُمَّ أَذْكُرُ الرَّصَدَ فَأَمْشِي بَيْنَ يَدَيْكَ»(¹) «یا رسول اللّٰهﷺ! وقتی به یاد تعقیب دشمن می‌افتم پشت سر شما راه می‌روم اما هرگاه به فکر می‌افتم مبادا کسی در جلو کمین گرفته باشد، مجدداً در جلوی حضرت قرار می‌گیرم» ۔ وقتی به غار رسیدند حضرت «ابوبکرؓ» عرض کرد: یا رسول اللّٰه شما بیرون غار توقف بفرمایید تا من داخل غار را تمیز کنم، آنگاه داخل غار رفت و آن را تمیز کرد و بیرون آمد ۔ دوباره به یادش آمد که هنوز یک سوراخ باقی مانده است، عرض کرد: یا رسول اللّٰه هنوز بیرون تشریف داشته باشید تا کاملاً غار را آماده کنم و بعد از آن عرض کرد: یا رسول اللّٰه حالا تشریف بیاورید ۔ آنگاه حضرت داخل غار تشریف بردند۔(²) منابع: (¹) - البدایة و النهایة لابن کثیر، ج: ۳ ص: ۱۸۰ ۔ نقلا عن البیهقي بروایة عمر بن الخطاب رضی اللّٰه عنه ۔ (²) - البدایة والنهایة، ج: ۳ ص: ۱۸۰ ۔ https://t.me/siratalrasool

🌴🕋🕌 لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ ﴿۱﴾ سوگند به روز قيامت. وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ ﴿۲﴾ و سوگند به نفس لوامه و وجدان بيدار و ملامتگر كه رستاخيز حق است تلاوت بی نظیر و جاودانه سوره های مبارکه قیامه، نازعات، قدر، فاتحه و اوایل بقره با صدای استاد مصطفی اسماعیل، کانال سيرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی @siratalrasool

🌴🕋🕌 عجيب است که بسیاری از مردم بر خرابی خانه‌ها، کمیِ رزق و روزی و گرانی‌ها می‌نالند، ولی هرگز برای غربت دین، از بین‌رفتن سنت‌ها و گسترش بدعت‌ها ناله نکرده‌اند، و بر کوتاهی خود در این امور اشک نریخته‌اند. این نشانِ ضعف ایمان و بزرگی دنیا در نظرشان است.» • ابن عقیل الحنبلی @siratalrasool

🌴🕋🕌 🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی #۳۶۵_روز_با_پیامبر 3⃣7⃣قسمت هفتادو سوم موضوع :وقتی آیات قرآن کریم تقدیر عمر بن خطاب را دگرگون می‌سازد ( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)