Папа, я снова одинок
Open in Telegram
A place to vent your damn emotions https://t.me/BitnetChatqavi_bot?start=sec-gadbcgbcee
Show moreIran228 274The category is not specified
212
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
کاش میشد مغزمو بشورم انقدر بشورم همه چی پاک شه از توش یا بزنمش تو دیوار و متلاشیش کنم و یادم نیاد کی بود و یه زمانی چی به سرم اومده دارم کم کم غم باد میگیرم دوست دارم همه چیو فراموش کنم و از نو شروع کنم ولی نمیشه گذشته هرکس انگار باخودشه حالا چه خوب بوده چه بد و تا عمر داره باهاش هست وباید مثل یه بچه تو بغلش بگیره و قبولش کنه
یه چیزی ته دلمه نمیدونم شاید توی دلم مثل یه حیوون افتاده بجونم داره تیکه تیکه از بدنمو میجوه یا چنگ میندازه که بیاد بیرون یا یچیزی که جا نمیشه سر ریز میشه همش میخام شکممو پاره کنم از دلم بکشمش بیرون بتونم یه نفس راحت بکشم، اذیت که چه عرض کنم شبو روزمو سیاه کرده وقتی ام کش میدم خودمو که شاید جا بشه توی شکمم ولی نه انگار واقعا یه چیزی اون تو زیادیه یا سنگینی میکنه نفسمو بند آورده وقتی ام که دهن وا کنم اشکامه که امون نمیده گلومه که میگیره کاش میتونسم کاری کنم واسه خودم ،نمیدونم شاید مشکل از خودمه اگه دل بزرگ تری داشتم شاید تحمل این همه حقارت سخت نمیشد واسم
جمعه هفده اسفند 03
