ری رآ🍃
Open in Telegram
دفترچه ی خاطره هام..:)
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
339
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
339
يه دوستى داشتم هميشه ميگفت:
وقتى شب يكيو ناراحت ميكنى
صبح با كمال پر رويى باهاش چشم تو چشم نشو و يه جورى برخورد نكن كه انگار عين خيالتم نبوده.
اون آدم شبشو به زور صبح كرده
و با رفتار بدت صدبار ديگه هم ناراحت شده.
مسئوليت دلى رو كه ميشكنى قبول كن.
يكى غمگين شده، اين چيز كمى نيست.
باور كن شب به اندازه ى كافى غم داره.
تو بدترش نكن؛
يا همون شب از دلش در بيار
يا صبح كارى نكن كه فكر كنه هيچ ارزشى براى ناراحتيش قائل نيستى.
@rey_raaaa
339
برای
#دوست_ناشناس_من
ج❤
آره رفیق..
می خونم..
از سنگینی باری که این روزا روی دوشته گفتی..
و من بیشتر اززخم تهمتایی که خیلی درد داشت برات..اما کشنده نبوده..ترس از دوباره قضاوت شدن رو لابه لای کلمه حس کردم..
ترسی که مادر سکوته..
و سکوت همون فرزند نفرین شده ایه برخلاف ظاهر معصومش..بی رحم ترین قاتلی که لااقل من میشناسمه..
گفتی دلت می خواد جیغ بزنی..گریه کنی..
بزن.
داد نتونستی..صداتو پیدا نکردی..قد یه صوت.. قد یه آوا..به زورم که شده...
گریه نتونستی..بغضت نشکست..قدیه ترک کوچیک ..یه قطره اشک بی ادامه..
تلاش کن..
حق توئه
هر صوت نامفهموم یه روز می تونه جیغ بشه..
هربارترک اون بغض سنگینو شکستنی تر میکنه..
تا روزی که یهو به خودت میای و میبینی هزار تیکه شده اون بغض...
هزار تیکه ای که دونه دونه از چشمات می چکن..
حتی اگر نشد..کلمه هاتو که داری..
منم اینجام..
بنویس برام..
.ومطمئن باش بی قضاوت..بی سوال میخونمت
به اینا فکر کن..
نه دیوار چیدن جلوی خودت..تومسیری که هنوز بن بست نشده..
نه تموم کردن..
فقط یه قولی بهت میدم..
روزی که بتونی دردهاتو فریاد بزنی..
زمین که خوردی از ته دل گریه کنی..
انقدر بارسنگین قلبت سبک میشه..
که به خودت میای میبینی دوباره داری ذوق می کنی از چیزهای کوچیک زندگی..
مثل همون دختر شادی که از گذشته ت ترسیم کردی برام..
یه روز میشه صدای خنده های از ته دلت غافلگیرت میکنه...دوباره
فقط قوی باش رفیق
#دوست_ناشناس_من
من هستم
کنارت
همینجا
واز ته دل دعا میکنم برای همیشه خوب بودن حال دل قشنگت
#خط_خطی_های_ری_را
339
#پیام_ناشناس
سلام ریرآ
نمیدونم هنوز میخونی این پیامارو یا نه...
ولی حالم بده، خسته ام و کسی نیست...
کسی نیست که بگم و بشنوه و نصیحتم نکنه
عید ۱۴۰۰ از روز سومش تا الان بدترین روزای زندگی من بودن...
چند تا اتفاق پشت سر هم و تهمت هایی که بهم زده شد خیلی شکوندم، خیلی....
خسته ام از این زندگی، دیگه نمیکشم، شاید تمومش کنم این روزا...
دیگه خودمو نمیشناسم
اون دختر شاد قبلا که همیشه میخندید الان زنده بودنشم سوء تفاهمه... به زور سرپام این روزا
خیلی دارم اذیت میشم، قلبم درد میکنه...
میخوام حرف بزنم، جیغ بکشم ، گریه کنم و .... ولی نه حرفی میتونم بزنم و گوش شنوایی هست و نه جای برای جیغ کشیدن و نه اشکی برای ریختن!
از اون روزی که خبر بهم رسید گریه نکردم ولی بغص داره خفم میکنه.... رفیقم تمام تلاششو میکنه برام که خودمو خالی کنم ولی نمیشه، نمیخوام!
حرفام سر و ته نداشت، ببخشید!
فقط خواستم چیزایی که نزدیک ۶۰ روزه تو دلم تلنبار شده و تو سرم میچرخه رو به یکی بگم...
دعا کن برام، بگو دعا کنن برام
قلبم، روحم و جسمم بیش از حد خسته از زنده بودن...💔
-ج
@HarfBeManBot
339
برای
#دوست_ناشناس_من
آره رفیق..
می خونم..
از سنگینی باری که این روزا روی دوشته گفتی..
و من بیشتر اززخم تهمتایی که خیلی درد داشت برات..اما کشنده نبوده..ترس از دوباره قضاوت کردنی رو لابه لای کلمه حس کردم..
ترسی که مادر سکوته..
و سکوت همون فرزند نفرین شده ایه برخلاف ظاهر معصومش..بی رحم ترین قاتلی که لااقل من میشناسمه..
گفتی دلت می خواد جیغ بزنی..گریه کنی..
بزن.
داد نتونستی..صداتو پیدا نکردی..قد یه صوت.. قد یه آوا..به زورم که شده...
گریه نتونستی..بغضت نشکست..قدیه ترک کوچیک ..یه قطره اشک بی ادامه..
تلاش کن..
حق توئه
هر صوت نامفهموم یه روز می تونه جیغ بشه..
هربارترک اون بغض سنگینو شکستنی تر میکنه..
تا روزی که یهو به خودت میای و میبینی هزار تیکه شده اون بغض...
هزار تیکه ای که دونه دونه از چشمات می چکن..
حتی اگر نشد..کلمه هاتو که داری..
منم اینجام..
بنویس برام..
.ومطمئن باش بی قضاوت..بی سوال میخونمت
به اینا فکر کن..
نه دیوار چیدن جلوی خودت..تومسیری که هنوز بن بست نشده..
نه تموم کردن..
فقط یه قولی بهت میدم..
روزی که بتونی دردهاتو فریاد بزنی..
زمین که خوردی از ته دل گریه کنی..
انقدر بارسنگین قلبت سبک میشه..
که به خودت میای میبینی دوباره داری ذوق می کنی از چیزهای کوچیک زندگی..
مثل همون دختر شادی که از گذشته ت ترسیم کردی برام..
یه روز میشه صدای خنده های از ته دلت غافلگیرت میکنه...دوباره
فقط قوی باش رفیق
#دوست_ناشناس_من
من هستم
کنارت
همینجا
واز ته دل دعا میکنم برای همیشه خوب بودن حال دل قشنگت
#خط_خطی_های_ری_را
339
هرکسی یه جور حرف میزنه..
یکی با زبونش..
یکی با نگاهش..
یکی با نوشته هاش..
و امااون..
با دستهاش حرف می زد!
هیچوقت نشد بیشتر از سه تا جمله ی پشت هم بشنوم ازش
اما دستهاش..
غوغا بود..غوغا!
وقتی بدون نگاه کردن اشکام رو میفهمید و هنوز رو گونه سر نخورده پاکشون میکرد..
وقتی ترسهام رو قبل از خودم حس میکرد و روشونه هام مینشست..
وقتی لابه لای موهام میلغزید برای بافتن..
وقتی دورم حلقه میشد و امن ترین پناهگاه دنیا رو برام میساخت..
قشنگترین ترین کلمات دنیا برای جواب دادن بهش خیلی ناچیز به نظرمیومد...
حتی وقت دلخوری..
به جای سکوت یا اخم..
دستهاش رو که تو جیبش مخفی میکرد
انگار دنیام رو ازم میگرفت!
و خوب یادمه..
روزهای آخر
وقتی کنارم قدم میزد دستهاش توی جیبش جامی موند..
کنارم که مینشست
به جای پناه ساختن..تو هم گره می خورد..
و آخرین بار..
با یک دست..مدام شب موهاش رو آشفته میکرد..
و با دست دیگه ش..انقدر دسته ی نیمکت رو فشرده بود که بند انگشتاش به سفیدی میزد..!!
بار اول بود چشماش رو میدزدید..
باراول بود انقد کلافه بود رفتارش..
و بار اول بود که میدیدم داره تلاش میکنه حرف بزنه..
جمله بسازه..اما نمیتونست!
.
حقم داشت خب..
برای همیشه خداحافظ گفتن..
برای کسی که به زیاد حرف زدن عادت داشته باشه هم سخته..چه برسه به اون..
وفهمیدنش..
قبل از به زبون اومدنش ازاونهم سخت تره..
انقدر که قبل از شنیدن اولین کلمه به گریه بندازتم..
#خط_خطی_های_ری_را
339
تورا خواهم سرود
بادست هایی خالی
با چشمانی لبریز از باران
وبادلی ملوء از جنون
با طعمی تلخ تر از تو
تلخ، شیرین ،دلچسب
استوار وبی پایان چون آرام
تورا خواهم سرود
برای لاله های واژگون قلبم
برای نرگس هایی پژمرده از انتظارت
تو را برای تمام لحظه هایی ک نشد...
آرام جانم!
برای سرودنت قلم در دست خواهم گرفت... .
#بانو_فا_میم
@rey_raaaa
339
آخرین خوبی که میتونم بهت بکنم اینه که بهت بگم
اگر بهم بدی کردی و من درجواب فقط بهت لبخند زدم دیگه هیچوقت بهم اعتماد نکن
#ناشناس
@rey_raaaa
339
💭
ولی من کلی حرفای نگفته باهات داشتم، کلی جاهای نرفته ، کلی لباسایی که میخواستم برات بپوشم ، کلی سورپرایزای نکرده ، کلی غذاها که باهم نخوردیم ، کلی جاهایی که میخواستم ببینی ، کلی میخواستم بخندونمت ، کلی قدمایی که میخواستم تو اردیبهشت باهم بزنیم....
راستی گفتی اردیبهشت فصل عاشقیه؟
🙂💙🔍
#ميـم
پ.ن:آخرین نفسای اردیبشهت قشنگ..
@rey_raaaa
339
جلو یه مدرسه ی دخترونه تو کابلِ افغانستان یه انفجار انتحاری اتفاق افتاده...
چیزی ندارم که بگم
فقط میتونم گریه کنم...🖤
@huzur_edit
339
مردم میپرسن چرا افسرده ای؟زندگی ک زیباست.
این سوال مث این میمونه ک بگی:چرا آسم داری؟بیرون ک پر از اکسیژنه
#ناشناس
339
خیلی وقته که حالم شده مثل حال محمدرضا فروتن، تو شب یلدا، اونجاش که تنهایی تولد گرفته بود، اونجاش که فیلما رو هی نگاه میکرد، همونجاهاش
#شب_یلدا
@rey_raaaa
