مجموعه تابش | 🇵🇸
Open in Telegram
به مجموعه تابش خوش آمدید! در صدد رساندن پیام دین الله هستیم. با ما بمانید و دوستانتان را به کانال دعوت کنید.
Show more1 269
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1030 days
Posts Archive
1 269
Repost from N/a
#صفحه_آخر_کتاب (۱۰)
روزی رسول خدا صلی الله علیه وسلم با لحنی آکنده از شوق و مهربانی فرمودند:
«چقدر مشتاق دیدن برادرانم هستم و آرزو دارم آنان را دیدار کنم...»
یاران با تعجب و شگفتی عرض کردند:
«ای رسول خدا! مگر ما برادران شما نیستیم؟»
پیامبر مهربانی صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«شما یاران و همراهان من هستید؛ اما برادرانم کسانی هستند که پس از من میآیند، مرا ندیدهاند، ولی با تمام وجود به من ایمان میآورند.
«از احادیث نبوی میآموزیم!»
عنوان کتابی است که استاد عبدالخالق احسان نوشتهاند و ۲۰۸ صفحه دارد.
روی جلد کتاب بسیار زیبا نوشته شده است:
۳۶۰ حدیث و ۱۵۰۰ نکته آموزشی، تربیتی و اخلاقی
استاد احسان با ظرافت و دقت بسیار، ۳۶۰ حدیث صحیح را از کتابهای معتبر حدیثی اهلسنت جمعآوری و در این کتاب قرار دادهاند.
اولین حدیث درباره مقدمبودن حقوق مادر است و در ادامه، احادیث گوناگون دیگری آمده است.
چند نکته از این کتاب که از احادیث پیامبر صلی الله علیه وسلم گرفته شده است:
دختران را از حق میراث محروم نسازیم.
هدیه بدهیم، اگرچه چیز اندکی باشد.
رحمت خداوند بر خشم او غلبه دارد.
کمک به هر موجود زندهای ثواب دارد.
تلاش کنیم از بهترین مسلمانان باشیم.
مراقب دست و زبان خویش باشیم.
اما در صفحه آخر کتاب، یعنی در ۳۶۰مین حدیث، حدیثی درباره مژده به غریبان آمده است.
پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«خوشا به حال غریبان.»
گفته شد: «غریبان چه کسانی هستند؟»
فرمودند:
«مردم صالح و نیکو در میان مردمان بد.»
راستی!
ما از کدام دسته هستیم؟
آیا ما از بدان هستیم در میان خوبان، یا از خوبان هستیم در میان بدان؟
در ادامه و در توضیح این حدیث آمده است که اسلام با غربت آغاز گردیده و در آخرالزمان نیز دچار غربت خواهد شد؛ و همچنین آدمهای خوب و نیکو اندکاند و بدان بسیار.
خوبان کم و بدان زیاد...
تلنگری برای من!
نمیدانم من از کدام گروه هستم؛
بد یا خوب؟
اما تو...
تو از خوبانی.
مطمئنم.
وحید کاظمی
@bekhan_wk
1 269
Repost from N/a
+2
این کتاب یکی از کتابهای مقدماتی و مفید در زمینهٔ سیرت رسولالله ﷺ است.
در کنار نثر زیبا و روان، دو ویژگی برجستۀ دیگر نیز دارد:
۱. رویدادهای سیرت را بر اساس سالها دنبال میکند؛ از اتفاقات سال نخست هجری گرفته تا سالهای بعد، که این شیوه به خواننده کمک میکند سیر حوادث را بهتر در ذهن خود مرتب کند.
۲. پس از بیان رویدادهای سیرت رسولالله ﷺ، درسها و پیامهای آنها را نیز بیان میکند؛ تا خواننده تنها با تاریخ حوادث آشنا نشود، بلکه از آنها برای زندگی و تربیت خود نیز بهره بگیرد.
به نظرم این دو ویژگی، در کنار سادگی و روانی کتاب، آن را به گزینهای مناسب برای شروع مطالعۀ سیرت رسولالله ﷺ تبدیل کرده است.
#معرفی_کتاب
1 269
Repost from N/a
#صفحه_آخر_کتاب (۹)
هر روز عصر، وقتی ساعت کاریام به پایان میرسد، پیاده به سوی فروشگاه دوست و رفیقم، آقای احمدی، حرکت میکنم و مسیر را پیاده طی میکنم.
در چند روز گذشته که به دیدن او میرفتم، او را در حال خواندن کتابی با عنوان «بیشعوری» میدیدم. البته من از خیلی وقت پیش با این کتاب آشنا بودم، اما هنوز آن را مطالعه نکرده بودم.
وقتی نزد آقای احمدی میرفتم و او را در حال مطالعه این کتاب میدیدم، با هم درباره «بیشعوری» آدمها صحبت میکردیم؛ اینکه از نظر نویسنده کتاب، چه کسانی واقعاً بیشعور هستند و اصلاً بیشعور بودن به چه معناست. همین صحبتها باعث شد به کتاب علاقهمند شوم و مطالعه آن را آغاز کنم.
این کتاب که ۱۷۰ صفحه دارد و نویسندهاش خاویر کرمنت است، به نقد اجتماع میپردازد. هرچند بعضی از موضوعات آن حالت طنز دارد، اما حقیقتهای تلخی را به ما یادآوری میکند.
شاید خیلیها وقتی نام کتاب را میخوانند، تمایلی به مطالعه آن نشان ندهند؛ به این دلیل که احساس میکنند این کتاب درباره افراد خاصی است و «من از آن جمله افراد نیستم».
خیلیها هم شاید آنقدر خودخواه و مغرور باشند که فکر کنند هر کاری که انجام میدهند درست است و اصلاً این موضوع به ذهنشان خطور نکند که خودشان نیز ممکن است از بیشعورهای جامعه باشند، اما خودشان از آن خبر ندارند.
این کتاب که پنج بخش و ۲۵ فصل دارد، انسانها را به چالش میکشد تا در فکر و رفتار خود تجدیدنظر کنند، حقیقتهایی را که دربارهشان وجود دارد بپذیرند و درصدد اصلاح آنها برآیند.
در این کتاب بهدرستی اشاره شده است که بسیاری از انسانها درصدی از بیشعوری را دارند، ولی خودشان از آن خبر ندارند.
نویسنده درباره افرادی که بهظاهر باهوش هستند، میگوید بیشعور بودن آدمها به هوش و سواد آنها ارتباطی ندارد. ممکن است انسانی با سطح هوش و سواد بالا، باز هم بیشعور باشد. وقتی انسانی باسواد با رفتار خود باعث رنج و ناراحتی دیگران میشود، او بیشعور است.
کتاب بیشتر به آدمها توصیه میکند که به دنبال آدمهای بیشعور نباشند و بیشتر رفتار و کردار خود را بررسی کنند تا ابتدا خود را از بیشعور بودن نجات دهند.
راستی!
بیاییم خودمان را ارزیابی کنیم و ببینیم آیا واقعاً خودمان بیشعور نیستیم؟
آیا ما خودخواه، سوءاستفادهگر و دروغگو هستیم؟ اگر چنین هستیم، پس ما نیز گرفتار بیشعوری هستیم.
شاید مهمترین پیام کتاب این باشد که:
اصلاح را باید از خود آغاز کنیم.
من وقتی این کتاب را مطالعه کردم، به خیلی از عادتهای بد خودم پی بردم و تلاش میکنم این عادتها را از خودم دور کنم تا از دسته آدمهای بیشعور نباشم.
در حقیقت، خواندن کتاب «بیشعوری» جرئت میخواهد؛ چرا که ممکن است وقتی شما این کتاب را میخوانید، متوجه بیشعور بودن خود شوید و این موضوع برای افرادی که خودشان را عقل کل میدانند، قطعاً دردآور خواهد بود.
نویسنده در آخرین صفحه این کتاب، یعنی صفحه ۱۷۰، هشدار میدهد و میگوید:
«واقعیت تلخ آن است که بوی گند بیشعوری از سرتاسر دنیای ما به مشام میرسد و اگر برای زدودن آن کاری نکنیم، به فاجعه خواهد انجامید. فاجعه آن وقتی است که دیگر این بو را احساس نکنیم؛ به این دلیل که شامهمان به آن عادت کرده باشد.»
شاید بهتر باشد بعد از خواندن این کتاب، بهجای اینکه به دنبال بیشعورها بگردیم، لحظهای خودمان را در آینه نگاه کنیم و از خود بپرسیم:
نکند یکی از همان آدمهایی که نویسنده دربارهشان نوشته، خودِ من باشم؟
وحید کاظمی
@bekhan_wk
1 269
خواهران عزیزم…
بسیاری از زنان خود را با «اگر»های آینده خسته میکنند:
اگر شوهرم زن دیگری بگیرد؟
اگر اصلاً ازدواج نکنم؟
اگر پسرم بزرگ شود و نافرمان گردد؟
اگر نتوانم درست تربیتش کنم؟
اگر پیر شویم و کسی نباشد که تکیهگاهمان باشد؟
اگر فلانی حسادت کند و برایم شر و بدی بخواهد؟
این سناریوها، عزیز دلم، چیزی نیست جز دامهایی که شیطان دور قلبت میتند تا در وهمی بیحقیقت زندگی کنی.
قاعدهای ساده از سالها تجربه و تحصیل به تو تقدیم میکنم:
«به سناریوهای آینده فکر نکن… به تقوا و کارِ درستِ امروز فکر کن.»
زیرا آینده نزد خداست؛ آنچه برایت نوشته شده خواهد آمد، اما چگونه با آن روبهرو میشوی؟ این اکنون در اختیار توست.
گامهای روزانه برای رها شدن از «اگر» و رسیدن به آرامش:
• روزت را با اذکار صبح آغاز کن و بر خواندن سورهٔ بقره مداومت داشته باش؛ گویی دیواری از حفاظت دور قلبت میسازی.
• هرگاه ترسی از آینده سراغت آمد، بگو: «اللهم اكفني بحلالك عن حرامك، وأغنني بفضلك عمّن سواك»
• در خانه کاری را تعیین کن که هر روز با نیت عبادت انجامش دهی (پختوپز، نظافت، رسیدگی به فرزندان…).
• روزانه یک زمان مشخص برای تلاوت قرآن بگذار، حتی اگر تلاوت یک صفحه هم باشد، تا قلبت آرام گیرد.
• در گفتوگوهای درونی با خودت، درِ «اگر» را ببند: هر بار «اگر» آمد… به خدا پناه ببر و آن را با این جمله جایگزین کن: «خدا میشنود و میبیند و با من است، و همین برایم کافی است.»
راز آرامش این است که به وظایف امروزت مشغول باشی، نه به وهمهای فردا.
﴿وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا﴾
﴿وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ﴾
آرام باش…
فردا هنوز نیامده،
اما خدا امروز، فردا و همیشه با توست.
پس چگونه میخواهی این همه کَرم و نعمت الهی را پاسخ دهی؟
❀ نور نومان | مشاور تربیتی و روانشناس
@VaOntha | وَأُنثَىٰ
1 269
Repost from زبیر کردی
لافي بن عایض یک دعوتگر کویتی هست قرار بود در یکی از شهرهای حومه ادلب یک دوره علمی برگزار کنه اما وقتی دیدند خود همین شخص علیه مجاهدان غزه حرف زده و به اونها اهانت میکنه و جهاد اونها رو زیر سؤال میبره این دوره را لغو کردند و اجازه ندادند که هیچ دروسی رو برگزار کنه
حال مردم سوریه و فلسطین یکی هست چنین خائنانی حق ندارند در خاک مبارک شام در سرزمین جهاد و مبارزه، روی منبر بروند و افکار سمی خودشان را به خورد مردم بدهند
1 269
Repost from N/a
#امروز_از_تو_میخوانیم
همراهی رسول الله صلی الله علیه وسلم در بهشت
هر یک از ما مسلمانان رسول الله صلی الله علیه وسلم را دوست داریم؛ بلکه ایمان هیچیک از ما بدون محبت آن مهربانِ امتدوست کامل نمیشود. چنانکه خود آن محبوبترین انسان فرمودند:
«هیچیک از شما ایمان ندارد تا آنگاه که من نزد او از پدر، فرزند و همۀ مردم محبوبتر باشم.»
صحیح البخاری: ۱۴
همۀ ما مسلمانان بهشت را نیز دوست داریم؛ زیرا آن سرای خشنودی پروردگارمان است؛ سرایی که الله متعال به اهل آن میفرماید:
«از شما خشنود شدم و هرگز بر شما خشم نخواهم گرفت.»
در میان نعمتهای بیشمار آن سرای جاودانه، نعمتی هست که دل هر جگرسوختۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم را به تپش وا میدارد؛ همراهی محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم.
همراهی همان مهربانترین انسان؛ کسی که برای هدایت ما رنج کشید، آزار دید، هجرت کرد، جنگید و لحظهای از خیرخواهی این امت دست نکشید.
او را دوست داریم؛ زیرا نور اسلام را برای ما آورد و در پرتو آن نور، راه خویش را یافتیم.
او را دوست داریم؛ زیرا الله دربارهاش فرمود:
﴿بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ﴾
او را دوست داریم؛ زیرا رحمتی برای جهانیان بود:
﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ﴾
و به هزار و یک دلیل دیگر او را دوست داریم؛ مگر میتوان چنین انسانی را دوست نداشت؟
و مگر نعمتی از این شیرینتر هست که انسان در بهشت، همنشین محبوبترین فرد زندگیاش باشد؟
شاید کسی بگوید: من کجا و آن مقام بلند کجا؟ مگر ممکن است دیدار و همنشینی او نصیبم شود؟
همین دغدغه را ابوذر رضی الله عنه نیز داشت. از رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره مردی پرسید که گروهی را دوست دارد، اما در عمل به درجه آنان نرسیده است. آیا از دیدار آنان محروم خواهد شد؟
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«تو با محبوبت خواهی بود.»
ابوذر گفت:
«من الله و رسولش را دوست دارم.»
پیامبر صلی الله علیه وسلم دوباره فرمودند:
«تو با محبوبت خواهی بود.»
سنن ابیداود: ۵۱۲۶
در حدیثی دیگر، بادیهنشینی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و پرسید:
«قیامت چه زمانی برپا میشود؟»
پیامبر فرمودند:
«برای آن چه آماده کردهای؟»
گفت:
«نماز و روزه فراوانی ندارم، اما الله و رسولش را دوست دارم.»
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«تو با محبوبت خواهی بود.»
صحیح البخاری: ۶۱۷۱
صحیح مسلم: ۲۶۳۹
اما حقیقت این است که ادعای محبت آسان است و اثبات آن دشوار.
گفتهاند:
تعصي الإله وأنت تظهر حبه
إن المحب لمن يحب مطيع
نافرمانی الله میکنی و در عین حال دم از محبت او میزنی؟! دوستدار واقعی، فرمانبردار محبوب خویش است.
محبتی که در عمل دیده نشود، بیشتر به رؤیاهای شیرین کودکی میماند که هرگز به حقیقت نمیپیوندد.
پس باید در عمل کوشید؛ به سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم پایبند بود، از سنت او دفاع کرد و در عبادت الله متعال ـ که پیام اصلی دعوت آن حضرت بود ـ استوار ماند.
روزی ربیعه بن کعب اسلمی رضی الله عنه، که خدمتگزار رسول الله صلی الله علیه وسلم بود، آب وضو برای ایشان آورد.
پیامبر فرمودند:
«از من بخواه.»
ربیعه گفت:
«(از الله بخواهید که) در بهشت همراه شما باشم.»
پیامبر فرمودند:
«خواسته دیگری نداری؟»
گفت:
«نه، همین را میخواهم.»
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«پس با سجدههای فراوان، مرا بر رسیدن به این آرزو یاری کن.»
صحیح مسلم: ۴۸۹
علامه طیبی رحمه الله در شرح این حدیث مینویسد:
«همراهی رسول الله صلی الله علیه وسلم در بهشت از بزرگترین نعمتهاست. هر کس این همراهی را میخواهد، باید با سجدههای فراوان به الله متعال نزدیک شود؛ و هر کس خواهان نزدیکی به الله است، راهی جز پیروی از رسول او ندارد.»
سپس به این آیه اشاره میکند:
﴿قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ﴾
شرح المشکاة للطیبی: ۳/۱۰۲۷
پس اگر آرزوی همنشینی رسول الله صلی الله علیه وسلم را در بهشت داریم:
* در عمل، بهویژه نماز، بیشتر بکوشیم.
* همنشینی او را با دعا از الله متعال بخواهیم.
* و در همه حال، به سنت او پایبند باشیم.
اللهم ارزقنا مرافقة نبيك محمد ﷺ في الفردوس الأعلى.
نویسنده: استادعبدالجمیل جابر
کانال: عبدالجمیل جابر
@bekhan_wk
1 269
برشی از برنامه «پیام پیامبر»
مهمترین حکمت بعثت پیامبر اسلام چیست؟
علامه مولانا صبغتالله مولویزاده
1 269
Repost from N/a
#صفحه_آخر_کتاب (۸)
رمز و راز اعداد در هستی، شگفتانگیز است.
راز هفت چیست؟ چه رمزی در عدد هفت نهفته است؟ چرا عدد هفت همچون خورشید در هستی میدرخشد؟
به گفته نویسنده کتاب راز هفت، آقای اسدالله بقایی: «هر اندازه عدد چهل را باوقار و قوامیافته دیدم، عدد هفت سرکش و عصیانگر و رازناک است!»
نزدیک به ۱۵ سال است که کتاب راز هفت را در خانه دارم. این کتاب که ۲۴۰ صفحه دارد، بارها خواندهام و بارها مرور کردهام و هنوز هم از خواندن و مرور آن لذت میبرم.
کتاب راز هفت تنها یک کتاب نیست؛ بلکه شبیه یک دایرةالمعارف است که همیشه میتوان به آن مراجعه کرد و از آن آموخت.
نویسنده در این کتاب به گردآوری جلوههای گوناگون عدد هفت و توضیح و شرح هر یک از آنها پرداخته است.
راستی!
راز هفت چیست که جهان هستی را دربرگرفته است؟
چرا آسمان هفت طبقه است؟
چرا زمین هفت طبقه است؟
چرا سعی میان صفا و مروه هفت شوط است؟
چه رازی در هفت خوشه گندمِ داستان یوسف وجود دارد؟
چرا نخستین سوره قرآن هفت آیه دارد؟
هفت وادی عشق را چگونه باید پیمود؟
راز هفت اقلیم چیست؟
و دهها هفت دیگر در آیات و داستانهای قرآنی؛ حتی برای جهنم نیز هفت در قرار داده شده است.
چگونه میتوان به رمز این عدد پی برد؟
گویی خالق این هستی، در بخشهایی از آفرینش و تشریع، این عدد را با رمز و حکمتی خاص پیوند داده است.
نویسنده کتاب راز هفت تلاش کرده است عدد هفت را در فرهنگها و میان ملتهای مختلف بررسی کند، نمونههای گوناگون هفت را گردآوری نماید و از اسرار این عدد سخن بگوید.
و اما در پایان، نویسنده کتاب را با هفت عبارت قرآنی که با واژه «سلام» آغاز میشوند، به پایان میبرد:
۱. سَلَامٌ عَلَىٰ نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ
۲. سَلَامٌ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ
۳. سَلَامٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَارُونَ
۴. سَلَامٌ عَلَىٰ إِلْ يَاسِينَ
۵. سَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ
۶. سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ
۷. سَلَامٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطْلَعِ الْفَجْرِ
و جان کلام این است؛ به فرموده مولانا:
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچهایم.
وحید کاظمی
@bekhan_wk
1 269
Repost from N/a
#صفحه_آخر_کتاب (۸)
رمز و راز اعداد در هستی، شگفتانگیز است.
راز هفت چیست؟ چه رمزی در عدد هفت نهفته است؟ چرا عدد هفت همچون خورشید در هستی میدرخشد؟
به گفته نویسنده کتاب راز هفت، آقای اسدالله بقایی: «هر اندازه عدد چهل را باوقار و قوامیافته دیدم، عدد هفت سرکش و عصیانگر و رازناک است!»
نزدیک به ۱۵ سال است که کتاب راز هفت را در خانه دارم. این کتاب که ۲۴۰ صفحه دارد، بارها خواندهام و بارها مرور کردهام و هنوز هم از خواندن و مرور آن لذت میبرم.
کتاب راز هفت تنها یک کتاب نیست؛ بلکه شبیه یک دایرةالمعارف است که همیشه میتوان به آن مراجعه کرد و از آن آموخت.
نویسنده در این کتاب به گردآوری هفتهای مختلف و توضیح و شرح آنها پرداخته است.
راستی!
راز هفت چیست که جهان هستی را دربرگرفته است؟
چرا آسمان هفت طبقه است؟
چرا زمین هفت طبقه است؟
چرا سعی میان صفا و مروه هفت شوط است؟
چه رازی در هفت خوشه گندمِ داستان یوسف وجود دارد؟
چرا نخستین سوره قرآن هفت آیه دارد؟
هفت وادی عشق را چگونه باید پیمود؟
راز هفت اقلیم چیست؟
و دهها هفت دیگر در آیات و داستانهای قرآنی؛ حتی برای جهنم نیز هفت در قرار داده شده است.
چگونه میتوان به رمز این عدد پی برد؟
گویی خالق این هستی، در بخشهایی از آفرینش و تشریع، این عدد را با رمز و حکمتی خاص پیوند داده است.
نویسنده کتاب راز هفت تلاش کرده است عدد هفت را در فرهنگها و میان ملتهای مختلف بررسی کند، نمونههای گوناگون هفت را گردآوری نماید و از اسرار این عدد سخن بگوید.
و اما در پایان، نویسنده کتاب را با هفت عبارت قرآنی که با واژه «سلام» آغاز میشوند، به پایان میبرد:
۱. سَلَامٌ عَلَىٰ نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ
۲. سَلَامٌ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ
۳. سَلَامٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَارُونَ
۴. سَلَامٌ عَلَىٰ إِلْ يَاسِينَ
۵. سَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ
۶. سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ
۷. سَلَامٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطْلَعِ الْفَجْرِ
و جان کلام این است؛ به فرموده مولانا:
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچهایم.
وحید کاظمی
@bekhan_wk
1 269
Repost from N/a
#صفحه_آخر_کتاب (۸)
رمز و راز اعداد در هستی، شگفتانگیز است.
راز هفت چیست؟ چه رمزی در عدد هفت نهفته است؟ چرا عدد هفت همچون خورشید در هستی میدرخشد؟
به گفته نویسنده کتاب راز هفت، آقای اسدالله بقایی: «هر اندازه عدد چهل را باوقار و قوامیافته دیدم، عدد هفت سرکش و عصیانگر و رازناک است!»
نزدیک به ۱۵ سال است که کتاب راز هفت را در خانه دارم. این کتاب که ۲۴۰ صفحه دارد، بارها خواندهام و بارها مرور کردهام و هنوز هم از خواندن و مرور آن لذت میبرم.
کتاب راز هفت تنها یک کتاب نیست؛ بلکه شبیه یک دایرةالمعارف است که همیشه میتوان به آن مراجعه کرد و از آن آموخت.
نویسنده در این کتاب به گردآوری هفتهای مختلف و توضیح و شرح آنها پرداخته است.
راستی!
راز هفت چیست که جهان هستی را دربرگرفته است؟
چرا آسمان هفت طبقه است؟
چرا زمین هفت طبقه است؟
چرا سعی میان صفا و مروه هفت شوط است؟
چه رازی در هفت خوشه گندمِ داستان یوسف وجود دارد؟
چرا نخستین سوره قرآن هفت آیه دارد؟
هفت وادی عشق را چگونه باید پیمود؟
راز هفت اقلیم چیست؟
و دهها هفت دیگر در آیات و داستانهای قرآنی؛ حتی برای جهنم نیز هفت در قرار داده شده است.
چگونه میتوان به رمز این عدد پی برد؟
گویی خالق این هستی، در بخشهایی از آفرینش و تشریع، این عدد را با رمز و حکمتی خاص پیوند داده است.
نویسنده کتاب راز هفت تلاش کرده است عدد هفت را در فرهنگها و میان ملتهای مختلف بررسی کند، نمونههای گوناگون هفت را گردآوری نماید و از اسرار این عدد سخن بگوید.
و اما در پایان، نویسنده کتاب را با هفت عبارت قرآنی که با واژه «سلام» آغاز میشوند، به پایان میبرد:
۱. سَلَامٌ عَلَىٰ نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ
سَلَامٌ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ
۳. سَلَامٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَارُونَ
۴. سَلَامٌ عَلَىٰ إِلْ يَاسِينَ
۵. سَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ
۶. سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ
۷. سَلَامٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطْلَعِ الْفَجْرِ
و جان کلام این است؛ به فرموده مولانا:
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچهایم.
وحید کاظمی
@bekhan_wk
1 269
Repost from N/a
اهل معرفت، همنشینی با صالحان را سفارش کردهاند تا این همنشینی، انسان را از آلودهشدن به برخی کاستیها و نواقص بازدارد؛ زیرا انسان به احترام آنان و از شرم حضورشان، از چنین کارهایی پرهیز میکند. پس چگونه خواهد بود حال کسی که الله متعال همواره از نهان و آشکار او آگاه و ناظر است؟
امام نووی، المنهاج شرح صحیح مسلم بن الحجاج، مؤسسة الرسالة ناشرون: ۱/۲۳۷.
#حدیث #امام_نووی #صحیح_مسلم #گناه #همنشینی_با_صالحان #کتاب #کتابخوانی
1 269
Repost from N/a
جامه سیه کرد کفر نور محمد رسید
مولانا
محمد، نامی است که طنینش از کران تا کران عالم را فرا گرفته و هر لحظه بر زبان میلیونها مسلمان جاری میشود.
محمد، نامی است که در بهترین و مقدسترین کتابهای آسمانی آمده است.
محمد، همان کسی است که پروردگار جهانیان و فرشتگان آسمان بر او درود میفرستند و نام او را گرامی میدارند.
محمد، همان کسی است که هرگاه نزد مؤمنان از او یادی شود، بر او صلوات میفرستند و در فراق او اشکشان جاری میشود.
محمد، همان کسی است که به گفتهی سعدی: «بعد از خدا، او بزرگترین است.»
محمد، همان کسی است که نامش آرامبخش جانهای ناآرام خستهگان دنیا است.
راستی!
بیا کمی به حرف پیامبرمان گوش کنیم.
وحید کاظمی
@bekhan_wk
1 269
Repost from N/a
#صفحه_آخر_کتاب (۷)
«چون تو خدایی»
همین عنوان کتاب آرامشبخش است؛ اعتراف به خدایی که حضورش همهچیز است.
نامهای خداوند چقدر دلگرمکننده و آرامشدهندهاند.
دوستی میگفت: «تمام نامهای خداوند برای قلبِ پر از اندوه انسان آرامشبخشاند؛ اما نام «یا ستّار» آرامش بیشتری به انسان میدهد؛ زیرا انسان خودش و اعمالش را بهتر از دیگران میشناسد و همیشه نگران است که مبادا روزی رسوا شود.»
نام «یا ستّار» او را اندکی آرام میکند؛ زیرا با خدایی روبهروست که «ستّار» است؛ یعنی پوشاننده عیبها.
راستی!
آیا عیبهای خودمان را میشناسیم؟
بیا کمی به آن فکر کنیم.
کتاب «چون تو خدایی» نوشته علی بن جابر الفیفی است. نویسنده در مقدمه کتاب یادآور شده که پس از خوابی که دیده، به نوشتن این کتاب روی آورده و آن را به پدر گرامیاش تقدیم کرده است.
ترجمه کتاب را دوست عزیز و گرامی، جناب عبدالجمیل جابر، انجام دادهاند؛ ترجمهای روان و بسیار متناسب با محتوای کتاب.
«چون تو خدایی» کتابی نیست که فقط یکبار آن را بخوانی و کنار بگذاری؛ بلکه کتابی است که هر روز نیاز است سری به آن بزنی، حالش را بپرسی و از ملاقات با آن، حال خودت را خوب کنی؛ کتابی که غم و اندوه را از وجودت دور میکند و احساس میکنی باید تا زندهای آن را برای خودت حفظ کنی.
جناب الفیفی در این کتاب به معرفی یازده نام از نامهای خداوند میپردازد. پیش از آنکه به صفحات پایانی کتاب برسیم، اجازه دهید چند جمله از این کتاب را با هم بخوانیم:
خداوند دوست دارد که ما وارد بهشت شویم.
حقا که اگر مرگ در دنیا نبود، زندگی ناگوار میشد.
خداوند زیباست، زیبایی را میآفریند و زیبایی را نیز دوست دارد.
خداوند به هر کس که از او بخواهد و حتی به کسی که از او نخواهد، میبخشد.
هر چیزی در این هستی به ما میگوید که الله، ذات یگانه است.
آخرین نامی که نویسنده در این کتاب به آن میپردازد، «البدیع» است؛ به معنای نوآورنده و آفریننده بیمانند.
وقتی به پدیدههایی که خداوند آفریده و نویسنده با الهام از این نام در صفحات پایانی کتاب به آنها اشاره میکند، فکر میکنم، انسان حیران میماند که خداوند چقدر خلاق و بدیع است؛ از وجود خود انسان گرفته تا دیگر پدیدههای جهان هستی.
در صفحه آخر کتاب، یعنی صفحه ۱۷۲، نویسنده به نعمت اکسیژن اشاره میکند و از انسان میپرسد: آیا زندگی بدون اکسیژن امکانپذیر است؟ انسان چقدر میتواند بدون اکسیژن دوام بیاورد؟ و اگر خداوند این نعمت را از موجودات بگیرد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
نویسنده ادامه میدهد که اگر انسان تمام عمر خود را در سجده برای خداوند بگذراند، باز هم نمیتواند اندکی از شکر نعمتهای او را بهجا آورد.
و کتاب با این شعر مولانا به پایان میرسد:
ما نبودیم و تقاضای ما نبود
لطف تو ناگفته ما میشنود
وحید کاظمی
@bekhan_wk
