262
Subscribers
-124 hours
+17 days
+930 days
Posts Archive
یه جایی خوندم:
یکی از نخستین اتفاقاتی که بعد از عاشق شدن رخ میدهد، تغییر شدید در خودآگاهی انسان است: «محبوب» شما به قول روان شناسان «معنایی خاص» پیدا میکند، و به موجودی بدیع، منحصر به فرد و بسیار مهم بدل میشود. به قول یکی از مردان دلباخته: «تمام دنیایم تغییر یافته و محور جدیدی پیدا کرده بود به نام مرلین.» توصیف رومئوی شکسپیر از محبوبش موجزتر و پربارتر است: «ژولیت خورشید است.»
آرزو میکنم در ناباورانه ترین حالت زندگیتون،اون اتفاقای قشنگی که فکرشم نمی کنید بیفته.
نباید تا یه اتفاق بد برای کسی میوفته بهش بگید
"من که گفته بودم"
بگید:فدای سرت من کنارتم!
صمیمیتهای از دست رفته ناراحتم میکنن. شاید دلم برای آدمها تنگ نشه ولی برای حسی که اون موقع داشتم چرا.
من فکر میکردم اگه سنم بره بالا میزان اجتماعی بودنم بیشتر میشه، ولی الان تقریبا منفی شده، یعنی با آشناهای قدیمی هم نمیتونم ارتباط بگیرم
مینویسم و امضا میکنم که:
رابطه خوب ساختنیه، نه پیدا کردنی.
تا براش تلاش و فداکاری نکنی، کوتاه نیای که طرف مقابلو درک کنی کاری پیش نمیره.
این روزا همه به بقیه یه برچسب تاکسیک میزنن و بای؛ چرا؟ جایگرین زیاده؛ عادتم کردیم به تعویض، نه تعمیر.
نمیگم به هرچی تن بدین ولی خب تلاشم کنین…
من به داشتنت نیاز دارم،
به حضور هر لحظه تو توی زندگیم نیاز
دارم، به ساختن خاطرات تلخ و شیرین
با تو نیاز دارم، به قهر و اشتیامون نیاز
دارم، به خندها و گریه هامون کنار هم
نیاز دارم... (:
من هر چی اتفاق خوب و بد توو دنیا
رو فقط با تو میخوام... ♥️
