en
Feedback
محمد علی اسلامی نُدوشن

محمد علی اسلامی نُدوشن

Open in Telegram

•رسانه استاد اسلامی نُدوشن| شاعر، مترجم و نویسنده فرهنگ و ادبیات فارسی• •دکتر شیرین بیانی| محقق،مورخ و مترجم ایرانی• نشانی صفحه رسمی اینستاگرام : https://instagram.com/eslaminodoushan?igshid=1fffur964l1un

Show more
2 428
Subscribers
-124 hours
+87 days
+2430 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+24
in 7 channels
August '26
+99
in 14 channels
Get PRO
July '26
+160
in 13 channels
Get PRO
June '26
+54
in 4 channels
Get PRO
May '26
+60
in 6 channels
Get PRO
April '26
+3
in 5 channels
Get PRO
March '26
+4
in 0 channels
Get PRO
February '26
+46
in 6 channels
Get PRO
January '26
+67
in 6 channels
Get PRO
December '25
+32
in 10 channels
Get PRO
November '25
+44
in 4 channels
Get PRO
October '25
+34
in 9 channels
Get PRO
September '25
+21
in 5 channels
Get PRO
August '25
+27
in 10 channels
Get PRO
July '25
+16
in 3 channels
Get PRO
June '25
+52
in 8 channels
Get PRO
May '25
+29
in 8 channels
Get PRO
April '25
+111
in 24 channels
Get PRO
March '25
+53
in 15 channels
Get PRO
February '25
+17
in 1 channels
Get PRO
January '25
+33
in 3 channels
Get PRO
December '24
+43
in 14 channels
Get PRO
November '24
+35
in 8 channels
Get PRO
October '24
+42
in 13 channels
Get PRO
September '24
+38
in 8 channels
Get PRO
August '24
+40
in 5 channels
Get PRO
July '24
+21
in 4 channels
Get PRO
June '24
+20
in 2 channels
Get PRO
May '24
+31
in 15 channels
Get PRO
April '24
+59
in 18 channels
Get PRO
March '24
+64
in 9 channels
Get PRO
February '24
+35
in 7 channels
Get PRO
January '24
+79
in 7 channels
Get PRO
December '23
+141
in 11 channels
Get PRO
November '23
+647
in 58 channels
Get PRO
October '23
+57
in 3 channels
Get PRO
September '23
+36
in 0 channels
Get PRO
August '23
+31
in 0 channels
Get PRO
July '23
+26
in 0 channels
Get PRO
June '23
+17
in 0 channels
Get PRO
May '23
+46
in 0 channels
Get PRO
April '23
+79
in 0 channels
Get PRO
March '23
+22
in 0 channels
Get PRO
February '23
+34
in 0 channels
Get PRO
January '23
+89
in 0 channels
Get PRO
December '22
+117
in 0 channels
Get PRO
November '22
+128
in 0 channels
Get PRO
October '22
+118
in 0 channels
Get PRO
September '22
+55
in 0 channels
Get PRO
August '22
+60
in 0 channels
Get PRO
July '22
+62
in 0 channels
Get PRO
June '22
+28
in 0 channels
Get PRO
May '22
+96
in 0 channels
Get PRO
April '22
+358
in 0 channels
Get PRO
March '22
+44
in 0 channels
Get PRO
February '22
+54
in 0 channels
Get PRO
January '22
+56
in 0 channels
Get PRO
December '21
+39
in 0 channels
Get PRO
November '21
+41
in 0 channels
Get PRO
October '21
+25
in 0 channels
Get PRO
September '21
+20
in 0 channels
Get PRO
August '21
+53
in 0 channels
Get PRO
July '21
+27
in 0 channels
Get PRO
June '21
+31
in 0 channels
Get PRO
May '21
+296
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
10 September+1
09 September+2
08 September+1
07 September0
06 September+10
05 September+6
04 September+1
03 September0
02 September+1
01 September+2
Channel Posts
برای حفظ فرهنگ ملّی چه باید کرد؟ در دنیای امروز، بر اثر شبکه‌های ارتباطی و سرعت و سهولتی که در امر رفت‌وآمد و آمیزش پدید آمده است، می‌توان گفت که نوعی از «فرهنگ جهانی» ایجاد شده که تا امروز، مایۀ اصلی آن از فرهنگ مغرب‌زمین بوده است. ایجاد ارتباط با این فرهنگ جهانی و تعیین وجوه تشابه و وجوه افتراق آن با فرهنگ ملی، ضرورت دارد. این کار، فرهنگ ملی را از انزوا می‌رهاند و برجستگی‌های آن را بهتر نشان می‌دهد. قدرت فرهنگ ایران، هم در تجانس و هم در تعارضی است که با جریان‌های اصلی فرهنگ‌های بزرگ دارد. تنوع و غنایی که در آن است، به او امکان می‌دهد تا با هر فرهنگ مهمی زانو به‌ زانو بنشیند و دعوی کند که او نیز می‌تواند جوابی برای مسئله‌های دنیای کنونی داشته باشد... تحولی که در دنیا حادث شده و به‌دنبال آن به ما هم سرایت کرده، و دگرگونی‌ای که بر اثر آن در زندگی ما پدید آمده، به حدی سریع و شدید بوده که گویی ما را از محور فرهنگی خود خارج کرده است. هم استعداد ما در جذب فرهنگ گذشته‌مان ضعیف شده و هم قسمتی از فرهنگ گذشته ما، نیرو و تحرک لازم را برای همراه کردن خود با مقتضیات دنیای کنونی از دست داده است. نتیجه آنکه فرهنگ ایران امروز با بزرگترین آزمایش عمر خود روبه‌روست. تاکنون فرهنگ‌هایی که با فرهنگ ایران به معارضه برخاسته بودند، در درجه‌ای ضعیف‌تر و پایین‌تر بودند (مانند عرب و مغول)؛ ولی این‌بار فرهنگ مغرب‌زمین با همه درخشش، صلابت و ربایندگی خود پا به میدان نهاده است؛ مجهز به صنعت، اقتصاد و حتی سکس (زیرا فرهنگ مغرب‌زمین از سکس و اقتصاد جدایی‌ناپذیر شده است). نتیجۀ نبرد از هم‌اکنون معلوم است؛ تنها در صورتی این نتیجه به‌سود فرهنگ ایران تغییر خواهد کرد که ما مصمم به مقاومت و دفاع از آن بشویم. چون حاصل این دفاع تا حد زیادی بستگی به قدرت ارادۀ ما دارد، نخستین قدم این خواهد بود که برای خود روشن کنیم که اصولاً تا چه اندازه این دفاع و تلاش ضرورت دارد؟ اگر به این نتیجه برسیم که بهتر است فرهنگ خود را رها کنیم و در فرهنگ غرب مستهلک شویم، یا اگر فکر کنیم که مقاومت فایده‌ای ندارد و از هم‌اکنون محکوم به شکستیم، پس بهتر است که کار یکسره شود؛ بدین معنی که سیاست فرهنگی خود را بر اساس «غربی شدن» قرار دهیم و بیهوده وقت خود را در تردید و نوسان سپری نکنیم. ولی اگر برعکس، به این نتیجه رسیدیم که جنبه‌های خوب فرهنگ ایران باید حفظ گردد و قابل دفاع هم هست، آنگاه لازم خواهد بود که از این حالت تذبذب، حیرت‌زدگی و مرعوب‌شدگیِ فعلی بیرون آییم و روش فرهنگی قاطع و روشنی در پیش گیریم... #فرهنگ_و_شبه‌فرهنگ ۸-۸ کانال دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodoushan

2
نسیم شمال در خورجین خالی از غرابت نیست که «اشرف‌الدین نسیم شمال» با گله‌های گوسفندفروش ربط داده شود، ولی چنین بود. همین تابستان دستهٔ چوبدارهای فارس که به سعیدآباد آمده بودند، در میان بنهٔ آن‌ها یک «دیوان نسیم شمال» بود که بین چند باسواد مزرعه دست‌به‌دست گشت و من نیز طبیعتاً به آن دسترسی یافتم. از شاعران دورهٔ جدید، نخستین کسی بود که با او آشنا می‌شدم. از شعرهای روان و نیم‌شوخی و نیم‌جدی او بسیار خوشم آمد. عالم تهران و مشروطه و سیاست را در برابرم می‌گشود که به‌کلی با آن بیگانه بودم. اینکه دیوان نسیم در میان ایلات فارس و افراد بسیار کم‌سواد شیوع پیدا کرده و در خورجین الاغ چوبدارها کفه را پیموده و به مزرعهٔ ما رسیده بود، دلیلی بر نفوذ بی‌سابقهٔ آن در نزد عامهٔ مردم بود. به هر حال این کتاب را دیگر پس نگرفتند و نزد ما ماند؛ من آن را چندین بار خواندم و چون دیگران هم از زن و مرد می‌خواندند، به حالت اوراق افتاده بود. حرف از خرابی اوضاع مملکت، توجه به مردم فقیر، و ستایش از آزادی و ترقی، چشم و گوش مرا اندکی به روی این مباحث باز کرد و بویی بردم که مسائل دنیا و ایران خیلی وسیع‌تر و پیچیده‌تر از آن جهان‌بینی‌ای است که در گرداگرد من جریان دارد. جهان‌بینی گرداگرد من حاکی از این اصل بود که در هر کشور و در ایران، یک ملت هست و یک دولت؛ دولت حاکم است و ملت حکم‌پذیر، و او ناگزیر و موظف است که از مقامات حکومتی اطاعت بکند. حکم خدا و روزگار این است و تا دنیا دنیا بوده، همین بوده. نسیم شمال لحن روزنامه‌ای ساده‌ای داشت. نزدیک به همهٔ مطالب آن برای من قابل درک بود، جز آنکه مثلاً «منجیل» را نمی‌دانستم کجاست و «سمنو» چگونه چیزی است. به‌تازگی که باز آن را پس از سال‌های سال نگاه می‌کردم، پی بردم که با همهٔ سالخوردگی، مضمون‌هایش چقدر هنوز تازه‌اند. این رفت‌وبرگشت متناوب حوادث در ایران چه عجیب حرف‌های کهنه را دوباره نو می‌کند و با همهٔ دگرگونی‌ها، تشنج‌ها و تزلزل‌ها، بعضی پایه‌ها چنان محکم بر جای خود ایستاده‌اند که حیرت می‌کنم از دو چیز: یکی روشن‌بینی این مرد ساده‌دل و بی‌ادعا، و دیگری ادامه‌پذیری مسائل ریشه‌دار ایران. اگر مرگ اشرف‌الدین را در ۱۳۱۳ بگیریم، پنجاه و سه سال از آن زمان می‌گذرد، ولی چرا باید هنوز بسیاری از نکته‌های شعر او بر سر پا باشند؟ سؤال معنی‌داری است. خود او یکی از مصادیق «شهدای قلم» بود. در غم این ملت کارش به جنون کشید. در فقر و حسرت و تلخی زندگی کرد و در مذلت مرد؛ سرنوشتی که نزدیک به همهٔ سرسپردگانِ پاکباختهٔ رهایی این آب‌وخاک داشته‌اند. کاری که این سید تهیدست می‌کرد، شاید در تمام دنیا بی‌نظیر بود: یعنی به‌تنهایی روزنامه‌ای را بیرون دادن سراپا به شعر، به زبان و باب طبع همهٔ مردم. مرحوم سعید نفیسی نوشته است: «سید اشرف محبوب‌ترین و معروف‌ترین شاعر ملی عهد انقلاب است؛ یکی از افتاده‌ترین و مسکین‌ترین فرزندان این کشور و در عین حال نافذترین و توانمندترین آن‌ها. کسی که تنها سرزمین ایران — که بر سر هم می‌شود سرزمین عجایبش خواند — نظیرش را می‌تواند به وجود آورد.» سراپای دیوان نسیم شمال، حسب‌حال‌نامه‌ای است از آنچه در کشور می‌گذرد. دوران بعد از مشروطه که سرها به سنگ خورده و تلخکامی‌ها جای امید بستن‌ها نشسته است، یک همچون سخنگویی را لازم داشته است. 📚 روزها، جلد اول و دوم، نشر سرو سخنگو کانال دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodoushan
312
3
۱۸ شهریور ۱۲۸۶ نخستین شماره‌ی روزنامه‌ی «نسیم شمال» منتشر شد؛ روزنامه‌ای که از زبان مردم و به زبان مردم بود. استاد اسلامی ندو
۱۸ شهریور ۱۲۸۶ نخستین شماره‌ی روزنامه‌ی «نسیم شمال» منتشر شد؛ روزنامه‌ای که از زبان مردم و به زبان مردم بود. استاد اسلامی ندوشن در جلد دوم کتاب روزها، مطلب مفصّلی درباره‌ی نسیم شمال دارند و نوشته‌اند: «نسیم شمال، از شاعران دورهٔ جدید، نخستین کسی بود که با او آشنا می‌شدم.» ✍🏻 بخشی از مطلب مذکور را در فرسته‌ی بعدی می‌خوانیم. 🎞️ فیلم پیوست: قرائت شعر «غریب وطن، بی‌نوا وطن» توسط دکتر رشید کاکاوند کانال‌ دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodoushan
343
4
آل احمد چگونه نویسنده‌ای است؟ متن کامل و اسلایدها را در اینستاگرام مطالعه کنید https://www.instagram.com/p/DdCV9hqiUMC/?img_i
آل احمد چگونه نویسنده‌ای است؟ متن کامل و اسلایدها را در اینستاگرام مطالعه کنید https://www.instagram.com/p/DdCV9hqiUMC/?img_index=12&stkn=MXRyZW1yaDBmY2R6Mg== ------ کانال دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodoushan
632
5
نسل نوجوان سرگردان ممکن است بگویند به چه درد می‌خورد مُشتی پندارها و رسوم خرافی و پوسیده که مخصوص دنیای عقب‌مانده‌ها بوده و دیگر با مقتضیات دنیای امروز سازگاری ندارد؟ کسی حرفی ندارد که بعضی از آئین‌ها و نظم‌های گذشته ناروا و خرافی و ستمکارانه بوده‌ است. ولی در مقابل، کجا هستند آن آئین‌های نو که جای آن‌ها را گرفته‌اند؟ متأسفانه از گذشته فقط روش‌های خوب در کارِ نابودشدن هستند و بدها خیلی استوار به‌جای خود نشسته‌اند؛ و از آئین‌های تمدن صنعتی هم هر چه سطحی‌تر و مبتذل‌تر است، گرفته می‌شود، درست مثل سکۀ بد که سکۀ خوب را از جریان خارج می‌کند. اگر اعتقادهای کهنه به کنار زده می‌شد و جای آن‌ها را اعتقاد به نظم، آزادی روشن‌گری، برابری، درستی و امانت، رفاه اجتماعی و تعاون می‌گرفت، از این بهتر چه بود؟ ولی متأسفانه چنین نیست. مگر آنکه طراحان جامعۀ نو برای ما ثابت کنند که بی‌اعتقاد بودن و به هیچ‌چیز پای‌بند نبودن بهتر از اعتقاد داشتن است! اگر این را نتوان ثابت کرد، چشم‌انداز آینده واقعاً نگران‌کننده می‌شود. از این روست که می‌بینیم گروهی از نسل نوجوان کنونی دارد می‌رود به طرف سرگردانی روحی و آنارشیسم و می‌شود گفت که سرگشته‌ترین و ناآرام‌ترین نسلی است که تاریخ تاکنون به خود دیده است. وقتی همۀ اعتقادها رفت و صفحۀ ضمیر پاک شد، به هر طرفی انسان ممکن است رانده شود: به طرف قلندری، هیپی‌گری، الکلیسم و اعتیاد مخدر، جنایت و خرابکاری و خلاصه همه‌کاره بودن و از هیچ کاری ابا نداشتن و به هر کسب‌وکاری دست بزند و تقلب و تزویر از او جدایی‌ناپذیر بماند. اعتراض و عصیان جوانان همیشه پسندیده است، ولی به‌شرط آنکه در خدمت آرمان‌های بشری بوده و از فرهنگ و حساسیت و سرزندگی مایه گرفته باشد. ادامه دارد... #فرهنگ_و_شبه‌فرهنگ ۷-۱۰ کانال دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodoushan
351
6
آثار بیگانگی با فرهنگ ملّی در زندگی خانوادگی و شهری بیگانگی با فرهنگ ملّی که با سرعت عجیبی گسترش پیدا می‌کند و تشویق می‌شود، آثار خود را در همۀ شئون جامعۀ شهر نشین ما بروز داده است. مثلاً روابط افراد را در شهرهای بزرگ در نظر آوریم. همه می‌دانیم که دیگر ادب و احترام، سکۀ منسوخی بیش نیست. ادب و احترام باید از اعتقاد ناشی شود، ولی وضع طوری شده که دیگر کمتر کسی به کسی اعتقاد دارد. بدین‌گونه هرگونه تظاهری از ادب و احترام بشود، غالباً مبتنی بر ترس است یا بر احتیاج، یعنی ماهیت تملق و تقیه دارد. وقتی ترس و احتیاج در کار نبود، دیگر نگاه‌ها سرد، بی‌اعتنا و حتى بغض‌آلود می‌شود. مردم در کوچه و خیابان طوری به هم می‌نگرند که گویی همه از هم متأذی هستند، همه حقی را از همدیگر پامال کرده‌اند. از همین لحاظ به‌ندرت بین فرزند و پدر، شاگرد و معلم، جوان و پیر، رابطۀ معنوی و احترام‌آمیز برقرار می‌شود. فرزند فکر می‌کند که پدرش چون پا به سن نهاده، متعلق به دنیای دیگری است که با دنیای روشنفکرانۀ او فرق دارد و در نتیجه عقب‌مانده و مرتجع است. حتی اگر پدری به پسر یا دخترش بگوید که سیگار نکشد یا شب‌ها قدری زودتر به خانه برگردد، به نداشتن درک اجتماعی واقع‌بینانه متهم می‌شود. همین‌گونه است و شاید بدتر از این، اعتقاد جوانان نسبت به پیران. پیری در کارِ آن است که گناهی شناخته شود. کم نیستند جوانانی که نه‌تنها برای نظر و عقیدۀ مسن‌ترها احترامی قائل نیستند، بلکه آن را از پیش مردود و محکوم می‌شناسند. ادامه دارد... #فرهنگ_و_شبه‌فرهنگ ۶_۱۰ کانال دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodoushan
390
7
دشمنی با گذشته، چرا و چگونه؟ چون فرهنگ ریشۀ خود را در گذشته دارد، افراد ظاهربین و سبکسر که برق ماشین، چشمشان را خیره کرده تصور می‌کنند که دشمنی با گذشته، مستلزم دشمنی با فرهنگ یا لااقل بی‌اعتنایی به فرهنگ است. اما چرادشمنی با گذشته؟ زیرا در نظر اینان، هم همۀ آنچه مربوط به گذشته باشد، مغایر با پیشرفت تلقی می‌گردد. این‌طور تصور می‌شود که کشور پیش‌رونده به‌شرطی از مظاهر تمدن جدید بهره‌ور خواهد شد که به گذشته‌هایش پشت پا بزند. علاوه بر این، امروز مُد شده است که همه‌چیز را از دریچۀ «اقتصاد » و «بازده» و «درآمد سرانه» بنگرند و چون فرهنگ «بازده» محسوسی ندارد، از لحاظ برنامه‌ریزی ضرورت آن با تردید تلقی می‌گردد. این عقیده، البته ناشی می‌شود از دید ابتدایی‌ای که دربارۀ پیشرفتگی هست‌. اگر پیشرفت، تنها در گرو افزایش تعداد کارخانه و در درآمد سرانه می‌بود، کار دنیا آسان می‌شد؛ ولی غالباً فراموش می‌شود که همۀ اینها وسیله هستند برای رسیدن به هدفی و آن تأمین انسانیت انسان و سعادت آدمی است که تنها جزء کوچکی از آن را کارخانه برآورده می‌کند‌. قسمت عمده‌اش وابسته است به حُسن روابط‌اجتماعی و لطف احساس و قانون و عدالت و ادب و آیین‌های خوب و فرصت‌های خوش برای برخورداری از مواهب زندگی. در نظر بسیاری از فرنگی‌مآب‌های ما هرچیز که رنگ اروپایی و امریکایی نداشته باشد، فاقد ارزش شناخته می‌شود. ادامه دارد... #فرهنگ_و_شبه‌فرهنگ کانال دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodoushan
402
8
تحلیل_گفتمان_هویت_ایرانی_در_اندیشه_دکتر_ندوشن.pdf
642
9
در دفتر زمانه فتد نامش از قلم/ هر ملتی که مردم صاحب‌قلم نداشت امروز در کلاس فارسی دوازدهم، این شعر فرخی یزدی را خواندیم. به بیت بالا که رسیدیم، دکتر اسلامی ندوشن را به‌عنوان صاحب‌قلم جامعه به بچه‌ها معرفی کردم و این پست‌های کانال را برایشان خواندم. سخت در فکر فرورفتند و گفتند: «مگه ایشون علم غیب داشتن که الآن رو پیش‌بینی کردن؟» گفتم: «دقیقاً معنای صاحب‌قلم یعنی همین افراد صاحب فکر و اندیشه و دانش که از زمانه‌ی خودشان جلوتر هستند.» @MahboubeMan
397
10
آیا ملتی که خود سابقۀ فرهنگی کهنسال داشته می‌تواند احتیاج خود را با فرهنگ بیگانه برآورده کند؟ گمان نمی‌کنم. فرهنگ با موز و پرتقال تفاوت دارد که با يک تصویب‌نامه بتوان آن را وارد‌ کرد. فرهنگ، هم باید به‌مرور جذب شود و هم آموخته شود؛ و آموختن، مستلزمِ داشتن ایمان و همت و وقت و جدّیت است که خود حاصل نمی‌شود مگر بر اثر کسب فرهنگ ملّی. جامعه‌ای که به فرهنگ ملی خود پشت پا بزند، دلیل بر آن است که لزوم فرهنگ را به‌طور کلی نفی کرده است؛ آن را چیز بی‌ثمری انگاشته و در چنین حالی البته به‌ تحصیل فرهنگ بیگانه نیز توفیق نخواهد یافت. طبع چنین جامعه‌ای تنها راغب خواهد شد به اقتباس آنچه سطحی و ارزان و مبتذل است؛ بدین‌گونه بنجل‌های فکر دیگران را خواهد گرفت و چون از فرهنگ خود به سبب آنکه کهنه و اُمُّلی و مرتجعانه‌اش می‌شناسد دست کشیده است، خواه‌ناخواه پس از مدتی می‌شود قومی ورشکسته از لحاظ فرهنگ. مشرق‌‌زمین، پس از برخورد با تمدن صنعتی اگر هوشیار و مراقب نباشد، بیم آن است که به سوى يک دوران بی‌فرهنگی رانده شود... ادامه دارد #فرهنگ_و_شبه‌فرهنگ کانال دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodoushan
742
11
_چرا خانه‌ات را اهداء کردی به کتابخانه؟ +محض رضای خدا «ایران اگر ارجحیّت یا حتّی تقدّسی برایش قائل هستند، برای مردمش است نه خ
_چرا خانه‌ات را اهداء کردی به کتابخانه؟ +محض رضای خدا «ایران اگر ارجحیّت یا حتّی تقدّسی برایش قائل هستند، برای مردمش است نه خاک، و مردم هم به سبب کردارها و اندیشه‌هایشان چنینند.» #ایران_و_جهان_از_نگاه_شاهنامه کانال دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodoushan
824
12
سه ستون نمایش در جامعه‌ی ازخودبیگانه 🔴 رشته‌هایی که اعضاء جامعه را به هم پیوند می‌دهد، رشته‌های فرهنگی نخواهد بود. رشته‌هایی خواهد بود تنیده از تارهای حس و غریزه، آنچه از حس و غریزه برانگیخته می‌شود وجه ارتباط و آرزوی مشترک بين مردم قرار خواهدگرفت. 🔴 موجود تماشاکننده دنیای معنوی‌ای جز دنیای «شو» نخواهد داشت. زندگی می‌شود يک تماشاخانۀ عظیم و سرتاسری که در آن فقط نمایش‌های مشغول‌کننده، قلقلک‌دهنده، به‌هیجان‌آورنده و میخکوب‌کننده به تماشا گذارده می‌شود؛ بدانگونه که فقط بتواند سطح وجود را لمس کند. عمق وجود که کانون تفکر است برای این مردم «منطقۀ ممنوعه» خواهد بود با پاسبان و سیم خاردار. 🔴 فلسفۀ حیات باز خواهد گشت به این اعتقاد که زندگی یک حادثه است. بازی مکرر خسته‌کننده‌ای است. باید از آن بی‌خبر ماند، باید تنها به پذیرایی از حس‌ها و غریزه‌ها پرداخت و وقت را کشت و برای کشتن وقت هم هیچ دارویی مؤثرتر از تماشا نیست. 🔴 چیزی جانشین فرهنگ خواهد شد که فقط صورتک(ماسک) فرهنگ را بر روی خواهد داشت و این فرهنگ كذا که از طریق دستگاه‌های فرستنده و هفته‌نامه‌های مصور عرضه خواهد گشت، مونتاژی خواهد بود از اجزاء خارجی و لحیم‌کاری داخلی. 🔴 سکس و دلقکی و جنایت سه ستون نمایش خواهند شد که وقت‌ها وحواس، گرد آنها به طواف خواهند پرداخت. ادامه دارد... #فرهنگ_و_شبه‌فرهنگ کانال دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodoushan
534
13
اگر از این پس مردم ایران از فرهنگ کشور خود بیگانه شوند، چه خواهد شد؟ 🔴 البته که زمین به آسمان و آسمان به زمین نخواهد رفت. آنچه در نظر خود مجسّم کردم این بود: کودکان به مدرسه خواهند رفت و چند سالی از وقت خود را روی نیمکت‌های دبستان و دبیرستان خواهند گذراند. پس از آن در مسابقۀ ورودی دانشگاه شرکت خواهند جست و چون تعداد دانشگاه‌ها رو به افزایش است، عدۀ زیادی از آنها پذیرفته خواهند شد. چند‌سالی هم در آنجا می‌گذرد، آنگاه مسابقۀ نهایی و بی‌امان برای گرفتن شغل و درآوردن پول درخواهد گرفت. دیگر انتظار و توقع هیچ‌يک از آنها کمتر از این نخواهد بود: داشتن يک آپارتمان شخصی، یک اتومبیل پیکان، یخچال، تلویزیون، گذراندن يک ماه تعطیل سالیانه در کنار خزر یا خارج از ایران، سالی چندبار تماشای برنامۀ «میامی» و «شکوفه نو»‌ و چیزهای دیگری از این قبیل ... 🔴 و اما برنامۀ تلویزیون که در آن زمان به اوج پیشرفت و سرگرم‌کنندگی خود رسیده است، لبریز خواهد بود از شو: شنبه شو، يكشنبه شو ، دوشنبه شو، سه شنبه شو، چارشنبه شو ، پنج‌شنبه و جمعه شو. 🔴 حتى وحشتناکترین خبرهای مربوط به جنگ و زلزله هم آن‌قدر با غنج و دلال عرضه خواهد شد که بیننده بتواند خود را در صحنه مجسم کند، بی‌آنکه البته لطمه‌ای از آن جنگ یا زلزله به او برسد، و بدین‌گونه وحشیانه‌ترین غریزه‌ها که عبارت باشد از این‌که آدمیزاد شاهد درد‌کشیدن دیگران باشد، بی‌آنکه خود از آن درد سهمی داشته باشد، اقناع می‌گردد. 🔴 و این «تماشائی عزیز» چون از کار روزانۀ خود برگشت لباس راحت خانه و کفش راحت خواهد پوشید و توی صندلی راحت لم خواهد داد و چشم به صفحۀ تلویزیون خواهد دوخت و ساعت‌ها بدین‌گونه در خلسه و نشئه و هیجان و شور غوطه خواهد زد و اعلان‌های رنگارنگ آمیخته به چاشنی قوی سکس به او خواهند گفت که چه بخورد و چه بنوشد و چگونه زندگی بکند. 🔴 دیگر احتیاج نخواهد بود که به فکرکردن بپردازد؛ چون و چرا و شک بکند. همه‌چیز برای او آماده شده است و کسانی این فداکاری را خواهند داشت که به جای او بیندیشند، به جای او اظهار عقیده بکنند و تصمیم بگیرند! 🔴 و در این دوره دیگر «انسانها» به «تماشائیان» تبدیل شده‌اند، دیگر از انسان خبری نیست. هرچه هست و نیست «تماشائی» است. ادامه دارد... #فرهنگ_و_شبه‌فرهنگ کانال دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodoushan
549
14
در سال ۱۳۵۴، زمانی که زرق‌وبرق ظاهری جامعه، همگان را به وجد آورده بود دکتر محمدعلی اسلامی نُدوشن در کتاب فرهنگ و شبه‌فرهنگ نق
در سال ۱۳۵۴، زمانی که زرق‌وبرق ظاهری جامعه، همگان را به وجد آورده بود دکتر محمدعلی اسلامی نُدوشن در کتاب فرهنگ و شبه‌فرهنگ نقدهای عمیق و دقیقی را مطرح کردند و روزهایی را پیش‌بینی کردند که ما اکنون در آن زندگی می‌کنیم. افسوس که در تمام این سال‌ها هشدارهای ایشان ناشنیده ماند... در فرسته‌های بعدی، این پیش‌بینی‌های اعجاب‌انگیز و تأمل‌برانگیز را می‌خوانیم. کانال دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodoushan
511
15
سرزمینی که شاهنامه موضوعِ خود را در آن متمرکز کرده است «ایران» است. بارها نامِ «ایران» در این کتاب تکرار می‌شود. همه چیز بر گِرد این نام و این خاک می‌گردد. جنگِ بزرگ هم بر سر این کشور در می‌گیرد. ایران کشورِ میانه است، میانِ خاور و باختر، آبادتر و آراسته‌تر از جاهای دیگر، و به زعم شاهنامه دارای مردمی متمدّن‌تر. در مقدّمۀ شاهنامۀ ابومنصوری آمده است: «و ایرانشهر از رودِ آموی است تا رود مصر (جیحون تا نیل)، و این کشورهای دیگر پیرامونِ اویند، و از این هفت کشور، ایرانشهر بزرگوارتر است به هر هنری»(ص۴۹). امّا ایران اگر ارجحیّت یا حتّی «تقدّسی» برایش قائل هستند، برای مردمش است نه خاک، و مردم هم به سبب کردارها و اندیشه‌هایشان چنینند. به هر حال، باید ایران را از تعرّض مصون داشت. نباید گذارد که بیگانگان به آن راه یابند. #ایران_و_جهان_از_نگاه_شاهنامه 💎کانال دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodoushan
664
16
پیمانه‌ای که پُر شد 📝 دکتر احمدرضا بهرام‌پور عمران حقوق خوانده‌بود اما جانش سرشته‌با ادبیات و سرشار از مطالعاتِ فرهنگی بود. هم‌چون چخوف که تناقضِ میانِ شغلِ پزشکی و هنرِ خویش را در عبارتی جاودانه‌کرده‌بود، او نیز می‌گفت حقوق عیال و ادبیات محبوبه‌ی من است! ادب‌دوستی‌ِ خویش را بیش‌‌تر مرهونِ خاله‌اش می‌دانست؛ خاله‌ای تنها که در خردسالی او را با آثارِ سعدی، این «شیخِ همیشه‌شاب» آشناکرده‌بود. جیمز جویس نیز میلِ بیمارگونهٔ خویش به داستان‌نویسی را متاثّر از عمهٔ قدّیسه‌مانندِ خود می‌دانست؛ عمه‌ای که جویس را در خردسالی به تماشای تابلوی «روزِ قیامت» می‌بُرد. استاد اسلامی گرچه مردی اروپارفته، پاریس‌دیده‌ و شرق‌وغرب‌گردیده‌ بود، اما دلی داشت که همواره در ایران بود و برای آن "دُختِ پری‌وار" می‌تپید. درک و دریافت‌ام از مطالعهٔ مستمرِ آثار استاد را اگر بخواهم در چند واژه خلاصه‌کنم، این‌ کلیدواژه‌ها است: خردگرایی، مداراگری، فرهنگ‌مداری و اندیشیدن به سرشتِ ایران و سرنوشتِ ایرانی. استاد اسلامی مردِ «دیده‌ور»ی بود و هرگز فریبِ «افسانه و افسونِ» زمانه را نخورد. سال‌های جوانی‌اش را شعر سرود، گاه نیز البته به‌تفاریق و ازسرِ تفنّن، داستان و نمایشنامه نوشت؛ اما شغلِ شاغلش نقدِ ادب و فرهنگِ ایران بود. و ادبیات فارسی را بیش‌تر ازمنظر و زوایای انسانی و اخلاقی‌اش، پژوهید و تحلیل‌کرد. بی‌گمان نقدِ ادبیِ ما بسیار وامدارِ ایشان است. تاریخِ شاهنامه‌پژوهی و حافظ‌شناسی نیز آراء‌شان را ازیادنخواهدبرد. سهمِ استاد در شکل‌گیری ادبیاتِ تطبیقیِ ایران نیز شایانِ توجه‌است. استاد اسلامی آثارِ رنگارنگی (شعر و زندگی‌نامه و ...) را به فارسی نیز برگرداند و چندین سفرنامه خواندنی و ماندنی نیز از خود به‌یادگارنهاد. بسیار اند کسانی که از دریچهٔ دل‌انگیزی که او به‌رویشان گشود، با کشورِ شوراها و شهرهای افغانستان و سرزمین چین آشنا شدند. استاد جستارنویسِ پرکاری نیز بودند و مقالاتِ گوناگون‌شان در برترین مجلات هر دوره («پیامِ نوین»، «یغما»، «نگین»، «هستی» و ...) منتشرمی‌شد. اهتمام‌شان در همهٔ این آثارِ گوناگون، معطوف بود به دغدغه‌های ایران‌دوستانهٔ استادی که همیشه و همه‌جا چشمی به تاریخ و فرهنگ سرزمینِ مادری‌اش داشت و به ما نیز یادآورمی‌شد «ایران را ازیادنبریم». استاد اسلامی به‌خلافِ اغلبِ ادیبان، جان‌مایه و جوهرهٔ آثارِ ادبی را با زبان و بیانی روشن و رسا به مخاطب می‌شناساند. شاهنامه و شعرِ حافظ را با دید و دریافتی روزآمد می‌نگریست. اغلب درپیِ شناساییِ پیامِ انسانی و اخلاقیِ آثار بود. و خود نیز هرگز به جانبِ جدال‌های قلمیِ فرصت‌سوزانه و فرهنگ‌ستیزانه میل‌نکرد. به‌گمان‌ام در طولِ هزارسالی که از سروده‌شدنِ شاهنامه می‌گذرد، کسی درست‌تر و خوش‌خوان‌‌تر و خلاقانه‌تر از استاد اسلامی و زنده‌یاد شاهرخِ مسکوب «داستانِ داستان‌ها»ی شاهنامه را تحلیل‌نکرده‌است. گرچه ایشان ادعایی در حافظ‌پژوهی نداشتند اما چند اثر در این‌ زمینه نیز منتشرکردند و «ماجرای پایان‌ناپذیرِ حافظِ» ایشان از درخشان‌ترین آثار در حیطهٔ حافظ‌پژوهی است. ایشان بارها در نوشته‌هایشان کسانی را کامیاب خوانده‌اند که پیمانهٔ زندگی‌شان را پُرکرده‌اند و «ذخائر و استعدادِ وجودی‌شان را به‌حدّ‌اعلا شکوفانده‌اند» و به‌قولِ بیهقی «جهان‌خوردند»! ازجمله دربارهٔ بهار نوشته‌اند: «من بهار را مردی کامروا می‌دانم، زیرا از زندگی نترسید و خود را دلیرانه در دهانِ آن انداخت». دربارهٔ اخوان نوشته‌اند: «کوتاه یا بلند، مهم آن است که پیمانه پُر شود؛ و پیمانهٔ اخوان پر بود و پیمان را به آخر رساند». نیز دربارهٔ استاد غلامحسین یوسفی نوشته‌اند: «برسرِهم [...] سعادتمند زندگی کرد [...]. زندگی پاکیزه و باحاصلی را گذراند».* استاد اسلامیِ ندوشن خود نیز از نامورانِ کامروایی است که پیمانهٔ زندگی‌شان پُر و‌ پیمان بوده‌! از مصادیقِ اعلای بزرگانی که "زیستِ تامّ" و "مرگِ به‌هنگام" داشته‌اند. استاد دور از ایرانِ محبوب‌شان درگذشتند، اما «پیمانه چو پُر شود چه بغداد و چه بلخ»! *عباراتی که در این بند داخلِ گیومه آمده، برگرفته از کتابِ «نوشته‌های بی‌سرنوشت»، اثرِ استاد اسلامی ندوشن است. ------------ کانال دکتر اسلامی نُدوشن @dr_eslaminodoushan
592
17
🌿گزیده‌ای از دیدگاه‌های همراهان عزیز در زادروز استاد اسلامی ندوشن بماند به یادگار🌿 کانال دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodous
🌿گزیده‌ای از دیدگاه‌های همراهان عزیز در زادروز استاد اسلامی ندوشن بماند به یادگار🌿 کانال دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodoushan
509
18
🌿گزیده‌ای از دیدگاه‌های همراهان عزیز در زادروز استاد اسلامی ندوشن بماند به یادگار🌿 کانال دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodous
🌿گزیده‌ای از دیدگاه‌های همراهان عزیز در زادروز استاد اسلامی ندوشن بماند به یادگار🌿 کانال دکتر اسلامی ندوشن @dr_eslaminodoushan
1
19
🔺«فرزند ایران»، پرتره یکی از مفاخر فرهنگی ایران/ سیدعلیرضا حسینی درباره استاد رضا داوری اردکانی مستند می‌سازد 🔸مستند «فرزند
🔺«فرزند ایران»، پرتره یکی از مفاخر فرهنگی ایران/ سیدعلیرضا حسینی درباره استاد رضا داوری اردکانی مستند می‌سازد 🔸مستند «فرزند ایران»، روایتی از زندگی و شخصیت اسلامی ندوشن است که با تکیه بر خاطرات، اسناد، صدا و تصاویر بازسازی‌شده شکل گرفته است و ضرورت ثبت تصویری مفاخر فرهنگی ایران را یادآوری می‌کند. 🔹خبرگزاری آنا، سیدعلیرضا حسینی: نبود استاد اسلامی ندوشن، کار تولید «فرزند ایران» را سخت و زمان‌بر کرد. معمولاً وقتی از استادان پرتره می‌سازم، خودشان مقابل دوربین قرار می‌گیرند، اما در این فیلم چنین امکانی وجود نداشت. تنها حدود یک دقیقه تصویر ویدئویی از استاد در اختیار ما قرار گرفت که خانواده استاد تهیه و برای من ارسال کردند. از صدای استاد هم در فیلم استفاده کردیم و بر اساس خاطرات، صداها و اسناد موجود، بخشی از تصاویر بازسازی و فضاسازی شد. #مرکزگسترش_سینمای_مستندوتجربی defc.ir/post/10801 @defcir
517
20
No text...
704