en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

Frozen Memories

Frozen Memories

Open in Telegram

Dm me if you want: @dyingserenadeguy Instagram: Saeeddmn چنل دیگر من: @dying_serenade I post memes and comedy here: @panicroom02

Show more
653
Subscribers
+124 hours
+47 days
+330 days
Posts Archive
حالا همین ماجرا رو در هنر تصور کنید. کسی که تازه نقاشی رو شروع کرده، ممکنه بعد از یاد گرفتن چند تکنیک فکر کنه هنر رو فهمیده و نقاشی های متفاوت رو بی ارزش بدونه. یا نوازنده‌ای که چند قطعه سخت می‌نوازه، تصور کنه هرچی اجرا پیچیده تر باشه، موسیقی بهتری خلق کرده. اما وقتی بیشتر یاد می‌گیرن و با آثار هنرمندان بزرگ آشنا میشن، تازه می‌فهمن ماجرا فقط تکنیک نیست. می‌فهمن خلق کردن چقدر دشواره، چقدر چیز برای یاد گرفتن وجود داره و چقدر راحت میشه درباره چیزی که هنوز درست نمی‌شناسیم، قضاوت کرد. شاید حتی یه مدت از کارهای خودشون راضی نباشن چون حالا ایرادهایی رو می‌بینن که قبلا اصلا متوجهشون نمی‌شدن. و این چیز بدی نیست. گاهی مشکل این نیست که بدتر شده‌ایم بلکه اینه که حالا بهتر می‌فهمیم کجای کاریم. البته نمودار دانینگ-کروگر یه تصویر ساده شده ست و قرار نیست همه دقیقا همین مسیر رو طی کنن. اما به نظرم برای توضیح رفتار بعضی آدم‌ها مثال خوبیه. آدم‌هایی که از اصطلاح Fake it till you make it فقط بخش اولش رو یاد گرفتن. یعنی وانمود کن هنرمندی، بدون اینکه واقعا برای هنرمند شدن تلاش کنی...

نمودار دانینگ–کروگر (Dunning–Kruger Effect) امشب یکی از دوستان بحث این نمودار رو پیش کشید. این نمودار درباره یه اتفاق جالبه؛
نمودار دانینگ–کروگر (Dunning–Kruger Effect) امشب یکی از دوستان بحث این نمودار رو پیش کشید. این نمودار درباره یه اتفاق جالبه؛ اینکه گاهی هرچی کمتر از چیزی می‌دونیم، بیشتر فکر می‌کنیم بلدیمش. اول راه، چند چیز یاد می‌گیریم و فکر می‌کنیم دیگه قضیه رو فهمیدیم. اعتماد به‌ نفس بالاست، چون هنوز نمی‌دونیم چقدر چیز هست که ازش خبر نداریم. به این نقطه می‌گن قله حماقت. Mount Stupid اما هر چقدر جلوتر می‌ریم، با چیز های تازه ای مواجه می‌شیم و می‌فهمیم ماجرا خیلی پیچیده تر از چیزیه که فکر می‌کردیم. کم کم به ضعف های خودمون پی می‌بریم و حتی ممکنه احساس کنیم به اندازه کافی خوب نیستیم. اینجاست که وارد دره ناامیدی (Valley of Despair) می‌شیم. اگه ادامه بدیم و دست از یاد گرفتن نکشیم، کم کم اوضاع تغییر می‌کنه. تجربه بیشتر میشه، شناخت بهتری پیدا می‌کنیم و یاد می‌گیریم به توانایی های خودمون واقع بینانه تر نگاه کنیم. این مسیر رو با دو عنوان شیب روشنگری (Slope of Enlightenment) و فلات تسلط (Plateau of Sustainability) نشون میدن.

Ahkmed - T=0.mp317.66 MB

photo content

بعضی نسل‌ها فرصت زندگی کردن پیدا نمی‌کنند تمام عمرشان صرف زنده ماندن می‌شود. در خوشه‌های خشم، درباره انسان هایی می‌خوانیم که زمین‌هایشان را از دست داده‌اند، خانه‌هایشان را ترک کرده‌اند و در جست‌وجوی چیزی به‌سادگی یک زندگی معمولی، به جاده زده‌اند. آدم‌هایی که از آن‌ها کار می‌خواهند، اما حق زندگی را از آن‌ها دریغ می‌کنند. آدم‌هایی که هرچه بیشتر جان می‌کنند، بیشتر عقب می‌افتند و هرچه بیشتر دوام می‌آورند، کمتر از زندگی نصیبشان می‌شود... از خودم می‌پرسم چند نفر از ما در این سوی جهان داریم داستانی شبیه به خوشه های خشم را زندگی می‌کنیم؟ روزهایی که ایلان ماسک از ماشین های پرنده رونمایی می‌کند، در این سرزمین رویاها قبل از قد کشیدن، زیر فشار واقعیت دفن می‌شوند. کار کردن لزوما به معنای پیشرفت نیست. جوانی یعنی فرسودگی زودرس. فکر کردن به آینده به جای آنکه مایه امیدمان باشد، به حساب کتاب های بی پایان هزینه‌ها و امکان های از دست رفته تبدیل شده است. نسلی بودیم که به جای کشف جهان، توانمان را صرف برآمدن از پس فردا کردیم. نسلی که استعداد داشت اما هیچ فرصتی برای کشف آن پیدا نکرد. همه آرزو داریم اما مدام کارمان این شده که آرزو هایمان را با واقعیت تطبیق بدهیم. و تراژدی ما تنها فقر نیست. این است که کم کم به نداشتن عادت خواهیم کرد. به نخواستن، به عقب انداختن زندگی تا زمان نامعلوم. به این که روزی موسیقی بسازد و آن برا با عشق اجرا کند، سفر برود، عاشقانه زندگی کند. روزی که ممکن است هرگز از راه نرسد. اما با وجود این‌ها هنوز زنده ایم... شاید به همین دلیل است که در خوشه‌ های خشم، با وجود فاصله تاریخی و جغرافیایی‌اش با دوران ما، هنوز این‌قدر زنده است. چون رنج انسان با عوض‌شدن کشورها و گذشتن دهه‌ها ناپدید نمی‌شود. فقط لباسش را عوض می‌کند. و شاید عنوان Greatest Generation در قطعه Caspian هم به نسلی اشاره نکند که تاریخ آن را پیروز اعلام کرده. شاید بتوان آن را برای نسلی به کار برد که با وجود تمام آنچه از او گرفته‌اند، هنوز چیزی برای بخشیدن دارد. هربار که آلبوم Hymn for the Greatest Generation را می‌شنوم به این چیزها فکر می‌کنم. این قطعه که از نظر معنا با کتاب خوشه های خشم از جان اشتاین بک ارتباط هایی دارد؛ برای کسانی است که می‌توانستند زندگی های دیگری داشته باشند... این موسیقی برای آن ‌هاست برای نسل خودمان، برای آدم های این سرزمین، دست ‌کم از نظر من.

Caspian - The Heart That Fed.mp314.83 MB

Caspian - Hymn For The Greatest Generation.mp317.54 MB

photo content
+1

photo content

Kauan - Akva (Live).mp315.64 MB

photo content

مملکتی که ۱۸ و ۱۹ دی دارد ۱۴ اکتبر می‌خواهد چه کار؟

Fish - Cliche.mp316.59 MB

photo content
+1

photo content

دوستان عزیز کانفیگ فروش حلالخور دارید معرفی کنید؟