11:11 فارسی
Open in Telegram
خودشناسی خداشناسی زمین جدید عصر آکواریوس معنوی معنویت آگاهی بیداری انرژی فرکانس ارتعاش ، 11:11 جذب
Show more1 895
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-1830 days
Posts Archive
1 895
از واقعیتی که تاریک است
مملو از ترس است
مملو از ناامیدی است
بیرون بیا. ✨
و درک کن که تو به دلیلی اینجا هستی.
تو قربانیِ شرایطِ این سیاره نیستی!
تو شکوهمند زاده شدهای.
برو و کاری که برایش آمدهای را انجام بده.
مشکل تو خودارزشی است، و زمان آن است که آن را داشته باشی. چون تمام آنچه که از تاریخ به شما گفته شده است نادرست است.
تو با هدفی اینجا هستی.🌟
شما آنهایی هستید که در این سیاره تفاوت ایجاد خواهند کرد، حالا و پس از این؛ در این زندگی و بعدی و بعدی.💫💜
شما با خرد و نوری بیشتر از اکنون بازمیگردید.
این سرآغازی برای «انسان نوین» است.kryon
Instagram⬇️
https://instagram.com/1111_farsi?igshid=guvgsz22ykn4
.
telegram⬇️
https://t.me/elevenfarsi
1 895
❤️ عشق و شفقت.
.
ما یکی از نخستین خانوادههایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن شدیم.آن موقع من 9-8 ساله بودم.یادم میآید که قاب برّاقی داشت و به دیوار نصب شده بود و گوشیاش به پهلوی قاب آویزان بود.من قدم به تلفن نمیرسید اما همیشه وقتی مادرم با تلفن صحبت میکرد با شیفتگی به حرفهایش گوش میکردم.بعد من پی بردم که یک جایی در داخل آن دستگاه، یک آدم شگفتانگیزی زندگی میکند به نام «اطلاعات لطفاً» ، که همه چیز را در مورد همهکس میداند.او شماره تلفن و نشانی همه را بلد بود.نخستین تجربۀ شخصی من با «اطلاعات لطفاً» روزی بود که مادرم به خانۀ همسایهمان رفته بود.من در زیرزمین خانه با ابزارهای جعبه ابزارمان بازی میکردم که ناگهان با چکش بر روی انگشتم زدم درد وحشتناکی داشت اما گریه فایده نداشت چون کسی در خانه نبود که با من همدردی کند انگشتم را در دهانم میمکیدم و دور خانه راه میرفتم که ناگهان چشمم به تلفن افتاد به سرعت یک چهارپایه از آشپزخانه آوردم و زیر تلفن گذاشتم و روی آن رفتم و گوشی را برداشتم و نزدیک گوشم بردم.و توی گوشی گفتم «اطلاعات لطفاً» چند ثانیه بعد صدایی در گوشم پیچید:«اطلاعات بفرمائید»من در حالی که اشک از چشمانم میآمد گفتم «انگشتم درد میکند«مادرت خانه نیست؟»«هیچکس بجز من خانه نیست»«آیا خونریزی داری؟»«نه، با چکش روی انگشتم زدم و خیلی درد میکند»«آیا میتوانی درِ جایخیِ یخچال را باز کنی؟»«بله، میتوانم»«پس از آنجا کمی یخ بردار و روی انگشتت نگهدار»بعد از آن روز، من برای هر کاری به «اطلاعات لطفاً» مراجعه میکردم ...مثلاً موقع امتحانات در درسهای جغرافی و ریاضی به من کمک میکرد.یکروز که قناریمان مرد و من خیلی ناراحت بودم دوباره سراغ «اطلاعات لطفاً» رفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم.او به حرفهایم گوش داد و با من همدردی کرد.به او گفتم: «چرا پرندهای که چنین زیبا میخواند و همۀ اهل خانه را شاد میکند باید گوشۀ قفس بیفتد و بمیرد؟»او به من گفت «همیشه یادت باشد که دنیای دیگری هم برای آواز خواندن هست»من کمی تسکین یافتم.یک روز دیگر به او تلفن کردم و پرسیدم کلمۀ fix را چطور هجّی میکنند.یکسال بعد از شهر کوچکمان (پاسیفیک نورث وست) به بوستن نقل مکان کردیم و من خیلی دلم برای دوستم تنگ شد.«اطلاعات لطفاً» متعلّق به همان تلفن دیواری قدیمی بود و من هیچگاه با تلفن جدیدی که روی میز خانهمان در بوستن بود تجربۀ مشابهی نداشتم.من کمکم به سن نوجوانی رسیدم اما هرگز خاطرات آن مکالمات را فراموش نکردم.غالباً در لحظات تردید و سرگشتگی به یاد حس امنیت و آرامشی که از وجود دوست تلفنی داشتم میافتادم.راستی چقدر مهربان و صبور بود و برای یک پسربچه چقدر وقت میگذاشت.چند سال بعد، بر سر راه رفتن به دانشگاه، هواپیمایم در سیاتل برای نیم ساعت توقف کرد.من 15 دقیقه با خواهرم که در آن شهر زندگی میکرد تلفنی حرف زدمو بعد از آن بدون آن که فکر کنم چکار دارم میکنم، تلفن اپراتور شهر کوچک دوران کودکی را گرفتم و گفتم «اطلاعات لطفاً».به طرز معجزهآسایی همان صدای آشنا جواب داد.«اطلاعات بفرمائید»من بدون آن که از قبل فکرش را کرده باشم پرسیدم «کلمۀ fix را چطور هجّی میکنند؟»مدتی سکوت برقرار شد و سپس او گفت «فکر میکنم انگشتت دیگر خوب شده باشد.»من خیلی خندیدم و گفتم «خودت هستی؟»و ادامه دادم «نمیدانم میدانی که در آن دوران چقدر برایم با ارزش بودی یا نه؟»او گفت «تو هم میدانی که تلفنهایت چقدر برایم با ارزش بودند؟»من به او گفتم که در تمام این سالها بارها به یادش بودهام و از او اجازه خواستم که بار بعد که به ملاقات خواهرم آمدم دوباره با او تماس بگیرم.او گفت «حتماً این کار را بکن. اسم من شارون است.سه ماه بعد به سیاتل برگشتم.تلفن کردم اما صدای دیگری پاسخ داد.«اطلاعات بفرمائید»«میتوام با شارون صحبت کنم؟»«آیا دوستش هستید؟»«بله، دوست قدیمی»«متأسفم که این مطلب را به شما میگویم. شارون این چند سال آخر به صورت نیمهوقت کار میکرد زیرا بیمار بود. او 5 هفته پیش در گذشت»قبل از این که تلفن را قطع کنم گفت «شما گفتید دوست قدیمیاش هستید. آیا همان کسی هستید که با چکش روی انگشتتان زده بودید؟»با تعجب گفتم «بله»«شارون برای شما یک پیغام گذاشته است. او به من گفت اگر شما زنگ زدید آن را برایتان بخوانم»سپس چند لحظه طول کشید تا درِ پاکتی را باز کرد و گفت:«نوشته به او بگو دنیای دیگری هم برای آواز خواندن هست.خودش منظورم را میفهمد»من از او تشکر کردم و گوشی را گذاشتم.
هرگز تأثیری که ممکن است بر دیگران بگذارید را دست کم نگیرید و انسانهایی که براستان شفقت داشته اند را از یاد نبرید .
Instagram⬇️
https://instagram.com/1111_farsi?igshid=guvgsz22ykn4
.
telegram⬇️
https://t.me/elevenfarsi
1 895
چرا این افراد از این نمادها استفاده میکنن؟و چرا دستشون رو به اون شکل قرار میدن ایا چیز بیشتری از اونچکه ما میدونیم داره اتفاق نیفته ؟👆👆
nstagram⬇️
https://instagram.com/1111_farsi
.
telegram⬇️
https://t.me/eleventime
1 895
George Washington, President Franklin Pierce, President Rutherford B. Hayes, President Teddy Roosevelt
1 895
چرا این افراد از این نمادها استفاده میکنن؟ ایا چیز بیشتری از اونچکه نا میدونیم داره اتفاق نیفته ؟👆👆
nstagram⬇️
https://instagram.com/1111_farsi
.
telegram⬇️
https://t.me/eleventime
1 895
چرا این افراد از این نمادها استفاده میکنن؟ ایا چیز بیشتری از اونچکه نا میدونیم داره اتفاق نیفته ؟
nstagram⬇️
https://instagram.com/1111_farsi
.
telegram⬇️
https://t.me/eleventime
1 895
ابلیسک چیست و چه نمادیست و چرا از اون استفاده میشه ؟ چه رازهایی در زمین وجود داره که هبر نداریم ؟
nstagram⬇️
https://instagram.com/1111_farsi
.
telegram⬇️
https://t.me/eleventime
1 895
میگن سمت چپی جو باید اصلیه و سمت راستی یه کپی،کلون یا یه موجود دیگست 🤔
، شما چه فکری میکنید؟
nstagram⬇️
https://instagram.com/1111_farsi
.
telegram⬇️
https://t.me/eleventime
1 895
انسان یا موجودات دیگر؟
رفتار و حرکات عجیب لیدی گاگا خواننده معروف امریکایی
✅ آیا اینها انسان هستند
✅ آیا تسخیر یا کلون هستند
✅ آیا رپتیل یا موجودات دیگری هستند
.همه اینها را برایتان باز خواهیم کردبا ما همراه باشید .
nstagram⬇️
https://instagram.com/1111_farsi
.
telegram⬇️
https://t.me/eleventime
1 895
❤️ رابطه و عشق
.
ما در جستجوی یکدیگریم برای مصاحبه، برای تولید مثل، و برای لذت.
اما بیش از هر چیز ما برای تمامیت و کامل بودن در جستجوی یکدیگریم،
همسفری را انتخاب کن که بتواند ساعتها در مورد کائنات،روح،عشق و اگاهی با تو سخن بگوید،این میتواند تجربه یکی بودن با هستی را در تو روشن کند ،هیچ دو نفری هرگز عاشق نشده اند. یا بهتر است عشق را اینگونه تعریف کنیم ، عشق مرگ «دو» است ، کنار رفتن توهم جدایی است، وقتی جدایی کنار میرود چیزی که میماند عشق است،.وقتی حقیقتا عاشق میشوید،در حال تجربه یکی بودن با هستی هستید،تو با او یکی میشوی ، آن لحظه اتصال و آن چیزی است که عشق مینامیم .
nstagram⬇️
https://instagram.com/1111_farsi
.
telegram⬇️
https://t.me/eleventime
1 895
✅ اتصال به خدا
.
این داستانی حقیقی از یک لحظه اتصال خودم با خالق است،زمانی که در پستو اتاقم،با یک قطعه از سمفونی های موتزارت،تنها و با چشمانی بسته در حال رقص،نوازش هوا را در بین انگشتان دست هنگام چرخش انها حس میکردم،در آن لحظه هوا را تمام هستی در نظر گرفتم،آغوشم پر از هستی،افکار در نقطه صفر،در حالی که امواجِ مرتعش از بلندگو گوشهایم را نوازش میدادند،اتفاقی افتاد،اتفاقی بسیار خاص،زمان ایستاد،دیگر در آن مکان نبودم،دیگر حتی مکانی وجود نداشت،نت های موسیقی هم دیگر شنیده نمیشد،حس آرامش مطلق،اینگونه به نظر میرسید که همه جا و همه چیز من هستم، عشق،عشق و عشق همه چیز کاملا متفاوت،دیگر مشکلی نبود،دیگر دردی نبود،انگار تمام جوابهای دنیا را میدانستم ،تنها نور،مهربانی،زیباییَ بدون وصف،حتی این کلمات و توصیفات قابل قیاص با آن نیست و مطلقا هیچگونه نمیشود توصیفش کرد. با چشمانی پر از اشک ،مبهوت،به خود آمدم دقیقه ها و شاید ساعت ها در حالی که تنها گریه بود، گذشت . من و شوق اتصال.لرزش بدنم را حس میکردم،موهای تنم مانند نیزارهای سبز، ایستاده،و پمپاژ قلبی که جریان را با ضربات بیشتر از حالت معمول در سراسر بدنم پخش میکرد،شوق و شعف بینهایتی را موجب شده بودنند.آن لحظه یک روح جدید در جسمم وارد شده بود و من دیگر، هیچگاه منِ قبل از آن نشد . آتشی در جانم بود . میدانید ، هم اکنون که این را مینویسم و آن لحظه شگفت انگیز را به یاد میاورم بدنم میلرزد . آن لحظه را برای تمام شما آرزو میکنم و خالق را شکر میکنم برای تجربه زیباترین و هیجان انگیزترین اتفاق ممکن .لذت یک لحظه حس خدا و متصل شدن را هیچ چیز،هیچ کلمه و هیچ حسی نمیتواند بیان کند.
اکنون من هستم و اشک شوقی دوباره .
این انرژی انقدر عظیم است که حتی تعریف کردن آن ،شعله ای در تمام سلول های شما میشود . حس میکنید ؟ میدانم که آن را حس میکنید و بابت آن خوشحالم .
❤️با عشق فراوان دوستتان دارم❤️
(ادمین)
.
nstagram⬇️
https://instagram.com/1111_farsi
.
telegram⬇️
https://t.me/eleventime
1 895
❤️دوست و انسان واقعی❤️
.
.
💛انسان های معنوی واقعی حتی در مواقع سخت نیز با تو می مانند و از تو پشتیبانی می کنند. زیرا آنها شفقت و دلسوزی دارند و از انرژی نور و عشق تو قدردانی می کنند.
💛تنها آنهایی که به تو اهمیت می دهند می توانند صدای تو را وقتی ساکت و غمگین هستی بشنوند. آنها معنی زندگی را فهمیده اند.
💛انسانهای جعلی،تو را تنها میگذارند،در روابط تنها به خودشان اهمیت میدهند، پشت سرت درباره تو دروغ می گویند، که این از روی حسادت است. آنها معنوی نیستند حتی اگر خودشان فکر کنند که معنوی هستند.انها نیاز به زندگی های بیشتری دارند تا یاد بگیرند روابطی معنوی داشته باشند .
💛دوستان جعلی اگر ببینند که تو از ایگو و غرور آنها حمایت نمی کنی، از تو دور میشوند.
💛بهتر است که یک دوست واقعی داشته باشی به جای اینکه هزاران دوست جعلی داشته باشی.
.
nstagram⬇️
https://instagram.com/1111_farsi
.
telegram⬇️
https://t.me/eleventime
1 895
🔴 لبریز از عشق خدا 🔴 👆
I feel you
من تو را حس میكنم، در هر سنگ
In every leaf of every tree That you ever might have grown
در هر برگى از هر درختى كه تا حالا رشد داده اى
In everything
در همه چیز
In every river that might flow
در هر رودخانه در حال خروش
In every seed you might have sown
در هر دانه اى كه كاشته اى
In every vain
در تمام رگ هایم
In every beating of my heart
در هر تپش از قلبم
Each breath I take
در هر نفسى كه فرو میدهم
Anyway
در همه حال
In every tear that I might she’d
در هر قطره اشكى كه ریخته ام
In every word i’ve never said
در هر كلمه اى كه بهت نگفته ام
In every vain
در تمام رگ هایم
In every beating of my heart
در هر تپش از قلبم
Each breath I take
در هر نفسى كه فرو میدهم
In every tear that I might shed
در هر قطره اشكى كه ریخته ام
In every word i’ve never said
در هر كلمه اى كه بهت نگفته ام
nstagram⬇️
https://instagram.com/1111_farsi
.
telegram⬇️
https://t.me/eleventime
1 895
🟡 رهایی و آزادی واقعی
بخشی از مصاحبه با #جیم_نیومن
- من چیست ؟ من وجود ندارد
- همه چیز یک توهم است
- نادوگانگی
- رهایی چیست ،رهایی از رنج
- همه چیز فقط هست.
- هیچ چیز رخ نمیدهد
(این مطلب بسیار سردرگم کننده است و نیازمند اگاهی بالاتریست و با انرژی قدیم که میگوید من چیزی هستم نمیتوان به آن وارد شد چراکه مرحله ای بالاتر از همه دانشها است ،اما اگر کمی به درک آن نزدیک شوی ،یک رهایی بی وصف را تجربه خواهی کرد،کتاب آگاهی و مایا از رابرت ادامز که در همین کانال هم هست بهتر این را توضیح میدهد این مطلبیست که در آینده بیشتر به آن خواهم پرداخت 'ادمین')
nstagram⬇️
https://instagram.com/1111_farsi
.
telegram⬇️
https://t.me/eleventime
