en
Feedback
دریچه

دریچه

Open in Telegram

دیوار را من شکستم. سکوت را هم خودم می‌شکنم. http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-C3zLdJf7iArH

Show more
403
Subscribers
No data24 hours
+27 days
-730 days
Posts Archive
هراسانم، هراسانم...

می‌توانم هنوز ندانم چه می‌خواهم؟

این‌ روزها را نفس می‌کشم برای تنگنای بعد از تو.

انتظار تو را دوست می‌دارم عزیزم...

[دردتر از سبز]

و آفتاب آیا... هنوز به خاکم امید دارد؟

من بسیار درد می‌کشم. حتی نمی‌دانم چقدر خاکم و چقدر سبزم و چقدر جوانه‌ام زنده می‌ماند. و آفتاب آیا هنوز می‌تابد به من؟

ریشه‌ها دردناک‌اند اگر تو خاکی و دوست داری سبز بمانی.

خالی‌تر از قلبم...

[خاکستر و خاکستری]

[مه و اندوه]

- ۱۰ تیر ۱۴۰۴، زنجیره‌، حلقه‌ی سوم.

- ۱۰ تیر ۱۴۰۴، زنجیره‌، حلقه‌ی سوم.

photo content

مرا ببخش که انکارت می‌کنم. با آن‌که روز و شب در منی و در زندگی‌ام زنده‌ای. در چایم که سرد می‌شود؛ در هوا که گرم و ملتهب‌ست؛ و در هوایم که خنک و طوفانی‌ست. مرا ببخش که رنج با من بودن، تو را کوچک می‌کند و هنوز انکار می‌شوی در چشمم.

photo content

و می‌ترسم که هنوز بسوزی پس از آتش.

می‌ترسم که شعله‌های خاموش را دوست بداری.

می‌ترسم که خیال کنی آینده زیر خاکستر پنهان‌ست.

مطمئنی که شب جز تیرگی چیزی نمی‌آره؟