سلطان غزل معاصر ( حسين منزوى ) و ساير مفاخرایران زمین
Open in Telegram
ارتباط با مدير : @F_ehh5 نام من عشق است آیا مى شناسيدم؟ #حسين_منزوي 🌹👈
Show more1 485
Subscribers
-124 hours
+27 days
+2630 days
Posts Archive
🍃#مرغ_دل_ما🍃
امروز امیر در میخانه تویی تو
فریاد رس نالۂ مستانه تویی تو
مرغ دل ما را كه به كس رام نگردد
آرام توئی دام توئی دانه توئی تو
آنمهر درخشان که بهر صبح دهد تاب
از روزن این خانه بکاشانه توئی تو
آن ورد که زاهد بهمه شام و سحرگاه
بشمارد و با سجۂ صد دانه توئی تو
آن باده که شاهد به خرابات مغان نيز
پيموده بجام و خم و میخانه توئی تو
ویرانه بود هر دو جهان نزد خردمند
گنجی که نهان است به ویرانه توئی تو
بسیار بگوئیم و چه بسیار بگفتیم
کس نیست بغیر از تو در این خانه توئی تو
یک همت مردانه در این کاخ ندیدیم
آنرا که بود همت مردانه توئی تو
#حبیب_خراسانی
🌹👈
🍃
قدح از دست تو خوشتر ،
كه مى جانست و تو جانى
#مولانا
🌹👈
🍃
روز روشن شود،از روی چو ماهت شب تار
#مولانا
🌹👈
🍃
وقت آن شد که دل رفته به ما بازآری
#مولانا
🌹👈
🍃#بوی_یار🍃
بوی باغ و گلستان آید همی
بوی یار مهربان آید همی
از نثار جوهر یارم مرا
آب دریا تا میان آید همی
با خیال گلستانش خارزار
نرمتر از پرنیان آید همی
از چنین نجار یعنی عشق او
نردبان آسمان آید همی
جوع کلبم را ز مطبخهای جان
لحظه لحظه بوی نان آید همی
زان در و دیوارهای کوی دوست
عاشقان را بوی جان آید همی
یک وفا میآر و میبر صد هزار
این چنین را آن چنان آید همی
هر که میرد پیش حسن روی دوست
نابمرده در جنان آید همی
کاروان غیب میآید به عین
لیک از این زشتان نهان آید همی
نغزرویان سوی زشتان کی روند
بلبل اندر گلبنان آید همی
پهلوی نرگس بروید یاسمین
گل به غنچه خوش دهان آید همی
این همه رمز است و مقصود این بود
کان جهان اندر جهان آید همی
همچو روغن در میان جان شیر
لامکان اندر مکان آید همی
همچو عقل اندر میان خون و پوست
بی نشان اندر نشان آید همی
وز ورای عقل عشق خوبرو
میبه کف دامن کشان آید همی
وز ورای عشق آن کش شرح نیست
جز همین گفتن که آن آید همی
بیش از این شرحش توان کردن ولیک
از سوی غیرت سنان آید همی
تن زنم زیرا ز حرف مشکلش
هر کسی را صد گمان آید همی
#مولانا
🌹👈
🍃
من نه یاری نه نگاری نه کناری دارم...
#حورا_دری
🌹👈
🍃
#عشق_یعنی
لحظه ی بوس و کنار!
#حورا_دری
🌹👈
🍃
عشق را ...من باتمام دل خود میفهم...
#حوا_دری
🌹👈
🍃#ميتوان_عاشق_بود🍃
می توان عاشق بود
به همین آسانی!
من خودم
چندسالی ست که عاشق هستم
عاشق برگ درخت
عاشق بوی طربناک چمن
عاشق رقص شقایق درباد
عاشق گندم شاد!
آری
میتوان عاشق بود
مردم شهر ولی میگویند
عشق یعنی رخ زیبای نگار!
عشق یعنی خلوتی با یک یار!
یابقول خواجه، عشق یعنی لحظه ی بوس و کنار!
من نمیدانم چیست
اینکه این مردم گویند...
من نه یاری نه نگاری نه کناری دارم...
عشق را اما من،
باتمام دل خود میفهم...
#حوا_دری
🌹👈
🍃
دلم شد راهی دریای چشمت ،
ازین پس کار چشمم رو به راهه
#قیصر_امین_پور
🌹👈
🍃
اگر دستِ دل ما را نگیری
تموم کار و بارِ ما تباهه...
#قیصر_امین_پور
🌹👈
🍃
سماعِ یادِ تو در سینه برپاست
#قیصر_امین_پور
🌹👈
🍃
گرفتی کشور دل را ، به مویی...
#قیصر_امین_پور
🌹👈
🍃
دو زلفونت شب و روی تو ماهه
#قیصر_امین_پور
🌹👈
🍃#یاد_تو🍃
دو زلفونت شب و روی تو ماهه
ازین شب، روزگارِ مو سیاهه
دلم شد راهی دریای چشمت
ازین پس کار چشمم رو به راهه
زدست کفر زلفت داد و بیداد
به درگاهت دل مو دادخواهه
دلم تنها به درگاه تو رو کرد
که بی روی تو بی پشت و پناهه
ندارم شاهدی جز چشم مستت
که اشکم شاهد و آهم گواهه
مو خوندم در ازل از نقش چشمت
که خط سرنوشتم اشتباهه
اگر مشک خُتن گفتم به زلفت
خطا گفتم، خطا گفتم، گناهه
که در هر حلقه ی هندوی زلفت
هزاران چین و ماچین عذرخواهه
گرفتی کشور دل را به مویی
که در پشت سرت، خیل سپاهه
چه شد حاصل از این روز و شب ای دل
که موی مو سفید و رو سیاهه
اگر دستِ دل ما را نگیری
تموم کار و بارِ ما تباهه
دلم پیوسته با لطف مدامت
که لطف دیگرونم گاه گاهه
سماعِ یادِ تو در سینه برپاست
تموم خانه ی دل خانقاهه
#قیصر_امین_پور
🌹👈
🍃#با_من_تنها🍃
عقل بیهوده سر طرح معما دارد
بازی عشق مگر شاید و اما دارد
با نسیم سحری دشت پر از لاله شکفت
سر سربسته چرا این همه رسوا دارد
در خیال آمدی و آینه قلب شکست
آینه تازه از امروز تماشا دارد
بس که دلتنگم اگر گریه کنم میگویند
قطرهای قصد نشان دادن دریا دارد
تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده است
چه سرانجام خوشی گردش دنیا دارد
عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت
چه سخنها که خدا با من تنها دارد
#فاضل_نظری
🌹👈
