en
Feedback
Valse

Valse

Open in Telegram

قرار بر این است که انسان باشیم! لینک ناشناس: t.me/HarfBeManBOT?start=Njk2MzQ4NTcz

Show more
394
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-430 days
Posts Archive
mohsennamjoorooberoo320.mp318.38 MB

تمام قدمایی که تو مسیرتون برمیدارید اگه براتون مقدر شده باشه با هم هماهنگ میشه و یه جایی به عجیب ترین شکل ممکن اینو متوجه میشید. شاید در طول مسیر خسته بشید و یا از خودتون بپرسید که اصلا چرا من دارم این کارو انجام میدم. امروز من یکی جواب همه این سوالامو گرفتم و شگفت زده ام از این که اینقد خوب همه چی داره چینده میشه.

از یه عزیزی برام رسید

cibelle_-_green_grass_-_mp3linow.com_.mp35.36 MB

ekova کاری از Sabura (Saeed Aman Edit) @radiolimoo

آهنگای فرانسوی ترجیحا با صدای خواننده خانومتونو برام بفرستید.

دوازده شهریور دو. این تاریخ اینجا بمونه.

فردا تولدشه، شیش ماهه که هیچ راهی ندارم تا بهش پیام بدم.

شما زیبایید ولی درونتان خالی است، به خاطر شما نمی‌توان مرد. #شازده_کوچولو

نگذار کسی بداند ما چه جوری همدیگر را دوست داریم. نگذار کسی بفهمد عشق یعنی چی. خب؟ گفتم خب. گفت: این چیزها فقط مال من و توست. خب؟ گفتم خب. بند بند انگشت‌هام را می‌بوسید و می‌گفت خب؟ و من فقط نگاهش می‌کردم. اینهمه قشنگی کجای خلقت پنهان شده بود که حالا یکباره همه‌اش بریزد توی بغلم؟ صداش نور بود نگاهش نور بود حضورش نور بود. می‌ترسیدم یکوقت پلک بزنم نباشد، می‌ترسیدم تنهام بگذارد برود و من توی تاریکی گم شوم. می‌ترسیدم. گفت: به هیشکی نگو! خب؟ گفتم: خب. از خواب که پریدم تمام صورتم خیس بود. دلم پنجره نمی‌خواست، سایه‌های درخت نمی‌خواست، گوشواره نمی‌خواست، صدای سورملینا می‌خواست که توی سینه‌ام می‌سوخت مثل آتش که حجم اتاق را پر کرده بود. تب داشتم. دلم آب یخ می‌خواست. گفتم یه قرص تب‌بر داری؟ جوابم را نداد. توی بغلم خوابش برده بود.  دست به موهاش کشیدم گفتم: عزیزم، عزیزم! عباس معروفی

شمع و پروانه مجید سالاری @radiolimoo

ای شرقی غمگین بهزاد دانش و محیا حامدی @radiolimoo

دورنا هادی حدادی و امین چیت گران @radiolimoo

کلمه‌ها توی انگشت‌هام گیر می‌کنن و نوشته نمی‌شن.

کم‌رنگ می‌شی، کم‌جون می‌شی، کم‌پیدا می‌شی، ولی تموم نمی‌شی. @haninevis

09 Anathema - J'ai Fait Une Promesse.mp38.30 MB